پناهگاه مسلمان از اذکار کتاب و سنت
این کتاب اذکاری از کتاب و سنت را گردآوری نموده است تا خواندن آنها در اوقات و شرایط مختلف آسان گردد، و شامل دعاهایی برای بیدار شدن، وضو، نماز، سفر و غیره میباشد، که مسلمان را کمک میکند تا خود را محفوظ نگه داشته و در حفظ و مراقبت الله قرار گیرد.
This PDF is generated automatically from the book's text; its layout may differ from the printed edition.
پناهگاه مسلمان از اذکار کتاب و سنت
نيازمند به الله متعال
د. سعيد بن علی بن وهف قحطانی
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشگفتار
إِنَّ الحَمْدَ للَّهِ، نَحْمَدُهُ، وَنَسْتَعِينُهُ، وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا، وَسَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وأشهد أنّ محمّدًا عبده ورسوله، صلّى الله عليه وعلى آله وأصحابه ومن تبعهم بإحسانٍ إلى يوم الدّين، وسلّم تسليمًا كثيرًا، أمّا بعد:
این مختصری است که آن را از کتابم: «ذکر، دعا و علاج با رقیه از کتاب و سنت» [1] خلاصه نمودهام، و در آن بخش اذکار را خلاصه کردهام؛ تا باخود بوردن آن در سفرها آسانتر باشد. [1] و اصل مذکور، ولله الحمد، با تخریج مفصل احادیث آن در چهار جلد به طبع رسیده است. حصن المسلم در جلد اول و دوم آن قرار دارد.
و به متن ذکر اکتفا نمودم، و در تخریج آن به ذکر یک یا دو منبع از آنچه در اصل وجود دارد، بسنده کردم، و هر کس که خواهان شناخت صحابی و یا تفصیل بیشتر در تخریج باشد، باید به اصل رجوع نماید، و از الله عز وجل به وسیلۀ نامهای نیکو و صفات والایش می خواهم که آن را خالصانه برای ذات مقدسش قرار دهد، و به وسیلۀ آن در زندگی و پس از مرگم به من نفع برساند، و به وسیلۀ آن به کسی که آن را خوانده، یا به چاپ رسانده، و یا سبب نشر آن گردیده است نفع برساند؛ هر آئینه او سبحانه بر آن ولایت و توانایى دارد. وَصَلَّى اللَّهُ وَسَلَّمَ عَلَى نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِهِ وَأَصْحَابِهِ، وَمَنْ تَبِعَهُمْ بِإِحْسَانٍ إِلَى يَوْمِ الدِّيْنِ
نويسنده
نوشته شده در ماه صفر سال ۱۴۰۹ هجری قمری
فضیلت ذکر
الله متعال می فرمایند: ﴿ پس شما مرا (به عبادت) یاد کنید، تا من شما را (به اجر و ثواب) یاد کنم، و شکر مرا را بجا آورید و (نعمتهای) مرا کفران مکنید 152﴾[2]، [2] سورة البقرة: 152 .
﴿ اى کسانی که ایمان آوردهاید! الله را بسیار زیاد يادکنید41﴾[3]، [3] سورة الأحزاب: 41 .
﴿و مردان و زنانی که الله را بسیار یاد میکنند، الله برای آنان آمرزش و پاداش بزرگ آماده کرده است﴾[4]، [4] سورة الأحزاب: 35 .
﴿ و پروردگارت را در دل خود به عاجزی و ترس، بیآنکه آوازت را بلند کنی، در وقت صباح و شامگاه یاد کن و از غافلان مباش205﴾[5]، [5] سورة الأعراف: 205 .
رسول الله ﷺ فرمودند: «مثال کسی که پروردگارش را يادمی کند و آن که او را ياد نمی کند، مانند زنده و مرده است»[6]، [6] بخاری با الفتح (11/208) به شماره (6407)، و مسلم (1/539) به شماره (779) با این لفظ: «مثال خانه ای که الله در آن ياد می شود و خانه ای که الله در آن ياد نمی شود، مثال زنده و مرده است».
و رسول الله ﷺ فرمودند: «آيا شما را از بهترين کار ايتان، و پاک ترين آنها نزد فرمانروای تان - پروردگار متعال-، و مؤثرترين عمل تان در بالا بردن درجات و جايگاه شما آگاه نکنم، که از انفاق طلا و نقره برای شما، و از روبرو شدن شما با دشمن تان که گردن آنها را بزنيد و آنها گردن شما را بزنند، بهتر است؟» عرض کردند: بلى. (او فرمود: آن) «ذِكر الله تَعَالَى» است[7]، [7] ترمذی (5/459) به شمارۀ (3377)، و ابن ماجه (2/124) به شمارۀ (3790)، و مراجعه نماييد به: صحیح ابن ماجه (2/316)، و صحیح ترمذی (3/139).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الله متعال می فرمایند: من با بنده ام مطابق گمانی که نسبت به من دارد، رفتار می کنم و هرجا مرا ياد کند، با او خواهم بود، هرکس مرا نزد خود یاد کند، او را نزد خود یاد می کنم و اگر در جمعی از من یاد کند، در جمعی بهتر از آنان یاد می کنم، هرکس يک وجب به من نزديک شود، من يک ذراع به او نزديک می شوم؛ و هرکس يک ذراع به من نزديک گردد، من به اندازه ی يک باع (فاصله ی دو دستِ باز) به او نزديک می شوم؛ و هرکس قدم زده به سوی من بيايد، من شتابان به سويش می روم»[8]، [8] بخاری (8/171) در شماره (7405)، و مسلم (4/2061) در شماره (2675)، و لفظ از بخاری است.
و از عبدالله بن بسر رضی الله عنه روایت است که مردی گفت: ای رسول الله، احکام اسلام بر من زیاد شده است، پس چیزی به من بگو که به آن تمسک کنم. فرمودند: «تا حد توان زبانت باید به ذکر الله متعال تر(مشغول) باشد»[9]، [۹] ترمذی (۴۵۸/۵) به شمارۀ: (۳۳۷۵)، و ابن ماجه (۱۲۴۶/۲) به شمارۀ: (۳۷۹۳)، و تصحیح البانی در: صحیح ترمذی (۱۳۹/۳)، و صحیح ابن ماجه (۳۱۷/۲).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «کسی که حرفی از کتاب الله را بخواند یک حسنه برایش داده می شود، و یک حسنه ده برابر است، نمی گویم: ﴿الــم﴾ حرف است، بلکه: الف حرف است، لام حرف است، و میم حرف است»[10]. [10] ترمذی (5/75) به شماره (2910)، و تصحیح البانی: صحيح الترمذي (3/9)، و صحيح الجامع الصغير (5/340).
از عقبه بن عامر رضی الله عنه روایت است که فرمود: رسول الله صلی الله علیه وسلم بیرون آمدند و ما در صفه بودیم، پس فرمودند: «کدام يک از شما دوست دارد که هر روز صبح به بطحان يا عقيق برود، و از آنجا دو شتر ماده ی درشت کوهان بياورد، بدون اينکه گناهی مرتکب شود و يا قطع صله ی رحم کند؟» پس گفتیم: ای رسول الله، آن را دوست داریم، فرمودند: «آیا کسی از شما صبحگاهان به مسجد نمیرود تا دو آیت از کتاب الله عزوجل را بیاموزد یا بخواند، که برایش از دو شتر بهتر است، و سه آیت برایش از سه شتر بهتر است، و چهار آیت برایش از چهار شتر بهتر است، و هر تعداد از آیات برایش از همان تعداد شتران بهتر است»[11]. [11] مسلم (1/553) در شماره (803).
او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر کس در جایی بنشیند و در آن الله متعال را یاد نکند، از جانب الله بر او مایه حسرت خواهد بود، و هر کس در بستری دراز بکشد و در آن الله متعال را یاد نکند، از جانب الله بر او مایه حسرت خواهد بود»[12]. [12] ابو داود (4/264) در شماره (4856)، و غیره، و بنگرید: صحیح الجامع (5/342).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هیچ قومی نیست که در جایی گردهم بنشینند و ذکر و یادی الله متعال در آن ننمایند و بر پیامبر صلی الله علیه وسلم درود نفرستند مگر اینکه همین مجلس باعث حسرت آنها در روز قیامت خواهد بود، اگر الله بخواهد آنان را عذاب می دهد و اگر بخواهد آنان را می آمرزد»[13]. [13] ترمذی (5/461) در شماره (3380)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/ 140).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر گروهی از مجلسی برخيزند که در آن الله متعال را ياد نکرده اند، گويا از لاشه ی الاغی مُرده برخاسته اند، و اين مجلس برای آنان مايه ی حسرت و افسوس خواهد بود»[14]. [14] أبو داود (4/264) در شماره (4855)، و أحمد (2/389) در شماره (10680) و ببینید: صحيح الجامع (5/176).
1. اذکار بیدار شدن از خواب
« حمد و ستایش مخصوص الله است که ما را پس از مردن زنده نمود، و بازگشت همه بسوی اوست»[15]. [15] بخاری مع الفتح (11/113) در شماره (6314)، و مسلم (4/2083) در شماره (2711).
اَلحَمدُ لِلهِ الَّذی اَحیانا بَعدَ ما اَماتَنا، وَ اِلَیهِ النُّشور
«هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک است، فرمانروایی و حمد و ستایش از آن اوست، و او بر هر چیزی تواناست، الله پاک است، و ستایش برای الله است، و هیچ معبودی جز الله نیست، و الله بزرگتر است، و هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر با الله بلند مرتبه و بزرگ، پروردگارا مرا بیامرز »[16]. [16] «هر کس این را بگوید، بخشيده میشود، پس اگر دعا کند، دعایش قبول میشود، اگر برخیزد و وضو بگیرد، سپس نماز بخواند، نمازش پذیرفته میشود». البخاری مع الفتح(3/39)به شماره (1154) و غیره، و این لفظ ابن ماجه است، نگاه کنید به: صحیح ابن ماجه (2/335).
لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ وَلَهُ الحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، سُبْحَانَ اللَّهِ، وَالحَمْدُ للَّهِ، وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكبَرُ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العَلِيِّ العَظِيمِ، رَبِّ اغْفرْ لِي
«سپاس الله را که در بدنم به من عافیت بخشید، و روحم را به من بازگرداند، و به من اجازۀ ذکرش را داد.»[17]. [17] ترمذی (5/473) در شماره (3401)، و بنگرید: صحیح ترمذی (3/144).
الحمدو لِلهِ الَّذی عافانی فی جسدی، وَ رَدَّ عَلَیَّ روحی، وَ اَذِنَ لی بِذِکْرِه
﴿ يقينا در آفریدن آسمانها و زمین (به هیئت خاص) و در اختلاف (پی در پی آمدن) شب و روز، دلائل واضح (به قدرت و وحدانیت الله) برای صاحبان خرد است 190 (خردمندان) آنانی اند که الله را (به حالت) ایستاده، و نشسته، و بر پهلو آرامیده یاد میکنند، و در (حکمت از) آفریدن آسمانها و زمین تفکر میکنند (و در دعای خود میگویند:) ای پرودگار ما! این (عالم و موجودات) را بيهوده نه آفریده ای، پاکی ترا است (از آنچه لایق شأن تو نیست) پس ما را از عذاب دوزخ نگاه دار 191 ای پروردگار ما! یقینا کسی را که تو در دوزخ در آوری پس يقينا رسوایش کرده ای، و برای ظالمان هیچ مددگاری نیست (تا آنها را از این رسوائی نجات دهد) 192 ای پروردگار ما! يقينا ما شنیدیم که دعوت دهندۀ (مردم را) بهسوی ایمان دعوت میدهد، (و میگوید:) که به پروردگارتان ایمان آورید، پس ما ایمان آوردیم، پس ای پروردگار ما! گناهان ما را بیامرز، و از ما بدیهای ما را دور کن، و ما را با نیکان بمیران193 ای پروردگار ما! آنچه را که بر زبان پیامبران خود (از نصرت در دنیا، و جنت در آخرت) به ما وعد کردهای عطا کن، و ما را در روز قیامت رسوا مکن (زیرا ما ایمان داریم که) يقينا تو وعدہ خلافی نمیکنی194 پس پروردگارشان دعای آنها را قبول کرد (به این طور) که من عمل هیچ عمل کنندهای شما را؛ خواه مرد باشد و خواه زن، ضائع نمیکنم، شما از جنس یکدیگر هستید (که در ایمان و عمل، مرد و زن فرق ندارند، و یکی از آن اعمال هجرت است) پس آنان که هجرت کردند و از خانههایشان بیرون رانده شدند و در راه من (راه الله) اذیتها دیدند و (با كفار) جنگ کردند و کشته شدند، حتما گناهانشان را محو و پاك میکنیم و حتما آنها را در باغهای که در زیر درختان و قصرهای آن نهرها جاری است، داخل کنیم، این ثواب از جانب الله داده میشود، و ثواب نیکو و خوب نزد الله است195 گشت و گذار کافران در شهرها تو را نفریبد 196 (این متاع) چند روزه و ناچیز است، باز جایگاهشان دوزخ است، و دوزخ (برای کافران) چه بد آرامگاهی است197 لیكن آنانی که (تقوی پیشه کردند و) از پروردگار خود ترسیدند برای آنها باغهایی است که از زیر آن نهرها جاری میباشد، و در آن همیشهاند، (و این) مهمانی است از نزد الله، و آنچه نزد الله است، برای نیکوکاران (از هر چیزی) بهتر است 198 (همه اهل کتاب دوزخی نیستند) و يقينا از اهل کتاب کسانی هستند که به الله و به آنچه بر شما نازل شده و به آنچه بر خود آنها نازل شده است ایمان دارند، در حالیکه در برابر الله متواضعاند، آیات (و احکام) الله را در برابر متاع حقیر (دنيا) عوض نمیکنند، این گروه است که نزد پروردگارشان اجر خود را دارند، بیگمان الله زود حساب گیرنده است 199 ای کسانی که ایمان آوردهاید، صبر پیشه کنید، (و در مقابل دشمن) پایداری ورزید و برای جهاد آماده باشید (در انتظار جهاد وسایل جنگی خود را مهیا کنید) و از الله بترسید تا که کامیاب شوید 200﴾ [آل عمران: 190-200] [18]. [18] بخاری با فتح (8/337) در شماره (4569)، و مسلم (1/530) در شماره (256).
2. دعای پوشیدن جامه
«سپاس الله را که این (جامه) را بر من پوشاند و ارزانی فرمود، بدون این که هیچ توان و قدرتی بر آن داشته باشم...»[19]. [19] أهل السنن به جز النسائي: أبو داود به شمارۀ (4023)، والترمذي به شمارۀ (3458)، وابن ماجه به شمارۀ (3285) روایت نموده اند، و الألباني در: إرواء الغليل (47/7) آن را حسن دانسته است.
اَلحَمدُ لِلهِ الَّذی کَسانی هذَا الثَّوبَ وَ رَزَقَنیهِ مِن غَیرِ حَولٍ مِنّی وَ لا قُوَّه
3. دعای پوشیدن لباس نو
«الهی همه ستایش تو را است، تو مرا لباس پوشانيدی، از تو می خواهم از خیر آن و خیر آنچه را برای آن ساخته شده است، و به تو پناه می برم از شر آن و بدی که برای آن ساخته شده است»[20]. [20] ابو داود در شماره (4020)، و ترمذی در شماره (1767)، و بغوی (12/40)، و ببینید: مختصر شمائل ترمذی از البانی (ص47).
اللَّهُمَّ لَكَ الحَمْدُ أَنْتَ كَسَوْتَنِيهِ، أَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِهِ وَخَيْرِ مَا صُنِعَ لَهُ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهِ وَشَرِّ مَا صُنِعَ لَه
4- دعا برای کسی که جامه نو بپوشد
«فرسوده می شود و الله متعال دیگری عنایت می کند[21]» [21] أبو داود (4/41) به شمارۀ (4020) روایت نموده است، و مراجعه شود به: صحيح أبي داود (2/760).
تُبلی وَ یُخْلِفُ الله تَعالی
«لباس نو بپوش، و پسندیده زندگی کن، و شهید بمیر»[22]. [22] ابن ماجه (2/1178) در شماره (3558)، و بغوی (41/12)، و ببینید: صحیح ابن ماجه (275/2).
اِلبَسْ جَدیداً، وَ عِشْ حَمیداً، وَ مُتْ شَهیداً
5. آنچه هنگام درآوردن لباس می گوید
«بسم الله»[23]. [23] ترمذی (2/505) در شماره (606)، و غیره، و ببینید: ارواء الغلیل در شماره (50)، و صحیح الجامع (203/ 3).
بِسْمِ اللَّه
6. دعای دخول خلاء
«[بنام الله]، بار الها از شر شياطين نر و ماده، يا هر پليدی و نا پاكی ديگر به تو پناه می برم»[24]. [24] بخاری (1/ 45) در شماره (142)، و مسلم (1/ 283) در شماره (375) روایت نموده اند، و زیادت: «بسم الله» در اول آن را سعید بن منصور روایت نموده است. به فتح الباری (1/ 244) مراجعه کنید.
بِسمِ الله اَللَّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ مِنَل خُبثِ وَل خَبائِث
7- دعای خروج از دستشویی
«الهی مرا بیامرز »[25]. [25] اصحاب سنن به جز النسائي که آن را در (عمل اليوم والليلة) به شمارۀ (79) تخریج کرده است، أبو داود به شمارۀ (30)، والترمذي به شمارۀ (7)، وابن ماجه به شمارۀ (300) روایت نموده اند، وتصحیح الباني در صحيح سنن أبي داود (1/19).
غُفرانک
8. دعای قبل از وضو
«بِسْمِ اللَّهِ»[26]. [26] ابو داود در شماره (101)، و ابن ماجه در شماره (397)، و احمد در شماره (9418)، و ببینید إرواء الغليل (1/122).
بِسْمِ اللَّه
9. دعای بعد از وضو
«گواهی میدهم که معبودی جز الله نیست و او شریکی ندارد و گواهی میدهم که محمد بنده و فرستادۀ اوست..»[27]. [27] مسلم (1/209) در شماره (234).
اَشهَدُ اَن لا اِلاهَ اِلَّلّاه، وَحدَهُ لا شَریکَ لَه، وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدَن عَبدُهُ وَ رَسولُه
«الهی مرا در زمرۀ توبه کننده گان و پاکیزه گان قرار ده»[28]. [28] ترمذی (1/78) شماره (55)، و ببینید: صحیح ترمذی (1/18).
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَاجْعَلْنِي مِنَ المُتَطَهِّرِين
«الهی تو منزهی و ستایش ترا است، گواهی می دهم که معبود برحقی جز تو نیست، از تو طلب مغفرت می کنم و به تو توبه می کنم»[29]. [29] نسایی در عمل الیوم واللیلة (ص173)، و رجوع کنید به: إرواء الغلیل (1/135) و(3/94).
سُبْحانَک اللَّاهُمَّ وَبِحَمْدِک، أَشْهَدُ أَلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُک وَأَتوبُ إِلَيْک
10- دعای بيرون شدن از منزل
«به نام الله، بر الله توکل کردم، و هیچ نیرو و قدرتی جز به الله نیست[30]. [30] ابو داود (4/325) در شماره (5095)، و ترمذی (5/490) در شماره (3426)، و مراجعه شود به: صحیح ترمذی (3/151).
بِسْمِلّاه، تَوَکَّلْتُ عَلَلّاه، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّتَ اِلّا بِاللّاه
«الهی به تو پناه می برم این که گمراه شوم یا دیگری را گمراه کنم، یا به سبب ارتکاب گناه پاهایم بلغزد و یا سبب لغزش پاهای دیگری شوم، یا مورد ستم قرار گیرم و یا سبب ستم بر دیگران شوم، و یا مانند جاهلان عمل کنم و یا دیگران کار جاهلانه را بر من عملی کنند»[31]. [31] اهل سنن: ابو داود در شماره (5094)، و ترمذی در شماره (3427)، و نسایی در شماره (5501)، و ابن ماجه در شماره (3884)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/152)، و صحیح ابن ماجه (2/336).
اَللَّاهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِکَ اَن اَضِلَّ، اَو اُضَلَّ، اَو اَزِلَّ، اَو اُزَلَّ، اَو اَظلِمَ، اَو اُظلَمَ، اَو اَجهَلَ، اَو یُجهَلَ عَلَیَّ
11. دعای داخل شدن به خانه
«بنام الله داخل شدیم، و بنام الله خارج شدیم، و بر الله؛ پروردگارمان توکل کردیم.» سپس به خانواده خود سلام دهد»[32]. [32] ابوداود (4/325) به شماره (5096) آن را روایت کرده است، و علامه ابن باز در تحفة الأخیار (ص28) سند آن را حسن دانسته است، و در صحیح آمده است: «هرگاه مرد وارد خانهاش شود، و الله را هنگام وارد شدن و هنگام غذا خوردن یاد کند، شیطان میگوید: امشب اینجا جای خواب و غذا ندارید»، مسلم به شماره (2018).
بِسْمِ اللَّهِ وَلَجْنَا، وَبِسْمِ اللَّهِ خَرَجْنَا، وَعَلَى اللَّهِ رَبِّنَا تَوَكَّلْنَا
12- دعای رفتن به مسجد
«بار الها، در دلم نوری، و در زبانم نوری، و در شنوایی ام نوری، و در بینایی ام نوری، و از بالای سرم نوری، و از زیر پایم نوری، و از سمت راستم نوری، و از سمت چپم نوری، و از پیش رویم نوری، و از پشت سرم نوری قرار ده، و در جانم نوری قرار ده، و برایم نوری بزرگ گردان، و برایم نوری با عظمت بگردان، و برایم نوری قرار ده، و مرا نور بگردان. بار الها، به من نوری عطا کن، و در عصبم نوری، و در گوشتم نوری، و در خونم نوری، و در مویم نوری، و در پوستم نوری قرار ده»[33]. [33] تمام این الفاظ را در بخاری (11/116) در شماره (3166)، و مسلم (1/526) در شماره (529) و (530) و (763) ببینید.
اَللّٰهُمَّ اجعَل فِی قَلبِی نُورن، وَ فِی لِسَانِی نُورن، وَ فِی سَمعِی نُورن، وَ فِی بَصَرِی نُورن، وَ مِن فَوقِی نُورن، وَ مِن تَحتِی نُورن، وَ عَن یَمِینِی نُورن، وَ عَن شِمَالِی نُورن، وَ مِن اَمَامِی نُورن، وَ مِن خَلفِی نُورن، وَاجعَل فِی نَفسِی نُورن، وَ اَعظِم لِی نُورن، وَ عَظِّم لِی نُورن، وَاجعَل لِی نُورن، وَاجعَلنِی نُورن، اَللّٰهُمَّ اَعطِنِی نُورن، وَاجعَل فِی عَصَبِی نُورن، وَ فِی لَحمِی نُورن، وَ فِی دَمِی نُورن، وَ فِی شَعرِی نُورن، وَ فِی بَشَرِی نُورن
«بار الها، برای من در قبرم نوری قرار بده... و در استخوان هایم نوری»[34] «و بر نورم بیفزا، و بر نورم بیفزا، و بر نورم بیفزا»[35] «و نوری بر نور برایم عطا کن»[36]. [34] ترمذی (5/483) در شماره (3419). [35] بخاری در الأدب المفرد، در شماره (695) (ص258) تخریج نموده است، و البانی اسناد آن را در صحیح الأدب المفرد در شماره (536) صحیح شمرده است. [36] ابن حجر آن را در فتح الباري ذکر کرده است، و آن را به ابن ابی عاصم در كتاب الدعاء نسبت داده است، نگاه کنید به الفتح (11/118) و گفته است: پس از اختلاف روایات بیست و پنج خصلت جمع شده است.
اللهم اجعل لی نورن فی قبری، و نورن فی عظامی، و زدنی نورن، و زدنی نورن، و زدنی نورن، و هب لی نورن علی نور
13. دعای ورود به مسجد
(با پای راست شروع می کند)[37]، و می گوید: «پناه می برم به الله بزرگ، و به روی گرامیاش، و به فرمانروایی دیرینهاش، از شیطان رانده شده»[38] [37] به دلیل گفته انس بن مالک رضی الله عنه: «از سنت است که هرگاه وارد مسجد شدی پای راست خود را جلو بیاوری، و هرگاه خارج شدی پای چپ خود را جلو بیاوری»، حاکم آن را روایت کرده (1/218) و بر شرط مسلم صحیح دانسته و ذهبی با او موافقت کرده است، و بیهقی آن را روایت کرده (2/442)، و آلبانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (5/ 624) به شماره (2478) آن را حسن دانسته است. [38] ابو داود در شماره (466)، و ببینید: صحیح الجامع در شماره (4591).
أَعُوذُ بِاللَّهِ العَظِيمِ، وَبِوَجْهِهِ الكَرِيمِ، وَسُلْطَانِهِ القَدِيمِ، مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم «به نام الله، و درود» [39] «و سلام بر رسول الله»[40] [39] روایت ابن السنی در شماره (88)، و البانی در الثمر المستطاب، (ص607) آن را حسن دانسته است. [40] ابو داود (1/126) در شماره (465)، و ببینید: صحیح الجامع (1/528).
بسم الله، والصلات و السلام علی رسول الله «الهی درهای رحمتت را بر من بگشا»[41]. [41] مسلم (1/494) شماره (713)، و در سنن ابن ماجه از حدیث فاطمه رضی الله عنها: «الهی گناهانم را بیامرز، و درهای رحمتت را بر من بگشا»، و آلبانی به دلیل شواهدش آن را صحیح دانسته است. ببینید: صحیح ابن ماجه (1/128) شماره (129).
14- دعای خروج از مسجد
(با پای چپ شروع می کند)[42] و می گوید: «به نام الله، و درود و سلام بر رسول الله، [42] حاکم (1/218)، و بیهقی (2/442)، و البانی آن را در سلسلة الأحاديث الصحيحة (5/624) در شماره (2478) حسن دانسته است، و تخریج آن قبلاً گذشت.
بِسمِ لّاهی وَصَّلاتو وَسَّلامو عَلا رَسولِ لّاه بارالها، من از فضلت درخواست می كنم،
اَللهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ مِن فَضلِک «بار الها مرا از شیطان رانده شده محفوظ بدار»[43]. [43] مراجعه کنید به تخریج روایات حدیث قبلی در دعای ورود به مسجد، شماره (20) و اضافهی: «اللَّهُمَّ اعْصِمْنِي مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» «الهی مرا از شیطان راندهشده حفظ فرما» از ابن ماجه. ببینید: صحیح ابن ماجه (1/129).
15. اذکار آذان
همان را بگوید که مؤذن می گوید، مگر در (حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ وَحَيَّ عَلَى الفَلَاحِ) بگوید: «لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»[44].(هیچ نیرو و توانائى نيست جز از سوى الله). [44] بخاری (1/152) در شماره (611) و (613)، و مسلم (1/288) در شماره (383).
می فرماید: « و من گواهی میدهم که معبودی جز الله نیست و او شریکی ندارد و محمد بنده و فرستادۀ اوست، راضى و خشنودم كه پروردگارم الله، فرستادهام محمد، و دینم اسلام است»[۴۵] [45] مسلم (1/290) در شماره (386).
وَ اَنا أشهَدو اَن لا اِلاهَ اِلَّا الله وَحدَهو لا شَریکَ لَهو وَ اَنَّ مُحَمَّدَن عَبدُهو وَ رَسولُهو، رَضیتو بِاللهِ رَبَّن، وَ بِمُحَمَّدِن رَسولَن، وَ بِالاِسلامِ دینَن. (این را بعد از تشهد مؤذن می گوید)[46]. [46] ابن خزیمه (1/220).
(بعد از تمام شدن پاسخ گفتن به مؤذن، بر پیامبر صلی الله علیه وسلم درود بفرستد)[47]. [47] مسلم (1/288) در شماره (384).
می فرماید: «الهی پروردگار این دعوت کامل و نماز برپا شده، برای محمد صلى الله عليه وسلم وسیله و فضیلت عطا کن، و او را به جایگاه ستودهای که به او وعده دادهای برسان، [همانا تو خلاف وعده نمیکنی»[48]. [48] بخاری (1/152) در شماره (614)، و آنچه در میان قوسین است از بیهقی (1/410) می باشد، و اسناد آن را علامه عبدالعزیز بن باز رحمه الله در تحفة الأخيار (ص 38) حسن دانسته است.
اللاهُمَّ رَبَّ هاذيهِد دَعوَتِت تامَّه، وَصَّلاتِل قائِمَه، آتي مُحَمَّدَنِل وَسيلَتَ وَل فَضيلَتَ، وَبعَثهُو مَقامَن مَحمُودَنِل لَذي وَعَدتَه، اِنَّكَ لا تُخلِفُل ميعاد.
(بین آذان و اقامه برای خود دعا کند، چون در آن وقت دعا رد نمی شود)[49]. [49] ترمذی در شماره (3594) و (3595)، ابو داود در شماره (525)، و احمد در شماره (12200)، و مراجعه شود به: إرواء الغليل (1/262).
۱۶. دعای استفتاح
«بار الها، میان من و گناهانم فاصله انداز، چنانکه میان مشرق و مغرب فاصله انداختهای، بار الها، مرا از گناهانم پاک گردان، چنانکه لباس سفید از پلیدی پاک میشود، بار الها، مرا از گناهانم با برف و آب و ژاله بشوی»[50]. [50] بخاری (1/181) در شماره (744)، و مسلم (1/419) در شماره (598).
«الهی تو منزهی و ستایش ترا است، و نامت مبارک، و جایگاهت بلند است، و معبودی (برحق)جز تو نیست»[51]. [51] مسلم در شماره (399)، و اصحاب سنن اربعه: ابو داود در شماره (775)، و ترمذی در شماره (243)، و ابن ماجه در شماره (806)، و نسایی در شماره (899)، و ببینید: صحیح ترمذی (1/77)، و صحیح ابن ماجه (1/135).
سبحانک اللاهم و بحمدک، و تبارکسمک، و تعالا جدک، و لا الاه غیرک
«روی خود را خالصانه متوجه کسی ساختم که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم، قطعاً نماز، عبادت، زندگی و مرگ من از آنِ الله، پروردگار جهانیان است، شریکی برای او نیست، و به همین مأمور شدهام و من از مسلمانان هستم. بارالها، تو پادشاهی، بهجز تو معبود برحقی وجود ندارد، تو پروردگار منی و من بندهٔ تو هستم، بر خود ستم کردم و به گناهم اعتراف میکنم، پس تمامی گناهانم را بیامرز، زیرا کسی بهجز تو گناهان را نمیبخشد، و مرا به بهترین اخلاق هدایت فرما که کسی جز تو به بهترین آن هدایت نمیکند، و بدیهای اخلاق را از من دور بگردان که کسی جز تو آن را از من دور نمیسازد، فرمانبردار توام و پیوسته در خدمت تو هستم، و تمام خیر در دست توست، و بدی به تو منسوب نمیشود، وجود من از توست و بازگشتم به سوی توست، بابرکت و بلندمرتبهای، از تو آمرزش میطلبم و به سوی تو توبه میکنم»[52]. [52] مسلم (1/534) به شمارۀ: (771) روایت نموده است.
وَجَّهتُ وَجهِیَ لِلَّذی فَطَرَ اَسَّمَواتِ وَل اَرضَ حَنِیفَن وَما اَنا مِنَل مُشرِکِین، اِنَّ صَلاتی، وَ نُسُکی، وَ مَحیایَ، وَ مَماتی لِلّاهِ رَبِّل عالَمِین، لا شَرِیکَ لَهُ وَ بِذالِکَ اُمِرتُ وَ اَنا مِنَل مُسلِمِین، اَللهُمَّ اَنتَل مَلِکُ لا اِلاهَ اِلّا اَنتَ، اَنتَ رَبّی وَ اَنا عَبدُکَ، ظَلَمتُ نَفسی وَعتَرَفتُ بِذَنبی فَغفِر لی ذُنُوبی جَمِیعَن اِنَّهُ لا یَغفِرُذ ذُنُوبَ اِلّا اَنتَ، وَهدِنِی لِاَحسَنِل اَخلاقِ لا یَهدِی لِاَحسَنِها اِلّا اَنتَ، وَصرِف عَنّی سَیِّئَها، لا یَصرِفُ عَنّی سَیِّئَها اِلّا اَنتَ، لَبَّیکَ وَ سَعدَیکَ، وَل خَیرُ کُلُّهُ بِیَدَیکَ، وَش شَرُّ لَیسَ اِلَیکَ، اَنا بِکَ وَ اِلَیکَ، تَبارَکتَ وَ تَعالَیتَ، اَستَغفِرُکَ وَ اَتُوبُ اِلَیک.
«بار الها، پروردگار جبرائيل، و ميكائيل، و اسرافيل، آفریننده آسمانها و زمین، دانای غیب و آشکار، تو در میان بندگانت در آنچه در آن اختلاف میکردند حکم میکنی، مرا به اذن خود به آن حقی که در آن اختلاف شده است هدایت کن، همانا تو هر که را بخواهی به راه راست هدایت میکنی»[53]. [53] مسلم (1/534) به شمارۀ: (770) روایت نموده است.
اَللّٰهُمَّ رَبَّ جِبرائیلَ، وَ میکائیلَ، وَ اِسرافیلَ، فاطِرَس سَماواتِ وَل اَرضِ، عالِمَل غَیبِ وَشَّهادَهِ اَنتَ تَحکُمُ بَینَ عِبادِکَ فیما کانو فیهِ یَختَلِفونَ، اِهدِنی لِمَختُلِفَ فیهِ مِنَل حَقِّ بِاِذنِکَ اِنَّکَ تَهدی مَن تَشاءُ اِلی صِراطِم مُستَقیم
«اللَّهُ أَكْبَرُ كَبِيرًا، اللَّهُ أَكْبَرُ كَبِيرًا، اللَّهُ أَكْبَرُ كَبِيرًا، وَالحَمْدُ لِلَّهِ كَثيرًا، وَالحَمْدُ لِلَّهِ كَثيرًا، وَالحَمْدُ لِلَّهِ كَثيرًا، وَسُبْحَانَ اللَّهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا»
الله اکبر کبیرن، الله اکبر کبیرن، الله اکبر کبیرن، والحمد لله کثیرن، والحمد لله کثیرن، والحمد لله کثیرن، و سبحان الله بکرتن و اصیلا سه مرتبه «به الله پناه می برم از شیطان: از تکبر، سحر و وسوسههای او»[54]. [54] أبو داود (1/203) به شمارۀ (764)، و ابن ماجه (1/265) به شمارۀ (807)، و أحمد (4/85) به شمارۀ (16739) روایت نموده اند، و شعیب الارناؤوط در تحقیق مسند گفته است: «حسن لغیره»، و عبدالقادر الارناؤوط در تخریج الکلم الطیب ابن تیمیه به شمارۀ (78) گفته است: «و این حدیث با شواهد آن صحیح است»، و البانی آن را در صحیح الکلم الطیب به شمارۀ (62) ذکر کرده است، و مسلم از ابن عمر رضی الله عنهما مانند آن روایت کرده، و در آن قصهای است (1/420) به شمارۀ (601).
«به الله پناه می برم از شیطان: از تکبر، سحر و وسوسههای او»[54].
«بارالها، ستايش از آن توست[55]، تو نور آسمانها و زمین و هر که در آنهاست هستی، و ستايش از آن توست، تو نگهدارندۀ آسمانها و زمین و هر که در آنهاست هستی، [و ستايش از آن توست، تو پروردگار آسمانها و زمین و هر که در آنهاست هستی] [و ستايش از آن توست، فرمانروایی آسمانها و زمین و هر که در آنهاست از آنِ توست] [و ستايش از آن توست، تو پادشاه آسمانها و زمین هستی] [و ستايش از آن توست] [تو حق هستی، و وعدهات حق است، و سخنت حق است، و دیدار با تو حق است، و بهشت حق است، و دوزخ حق است، و پیامبران حقاند، و محمد ﷺ حق است، و قیامت حق است] [بارالها، تسلیم تو شدم، و بر تو توکل کردم، و به تو ایمان آوردم، و به سوی تو بازگشتم، و به یاری تو ستیز کردم، و داوری را به تو سپردم. پس آنچه را پیش فرستادهام، و آنچه را به تأخیر انداختهام، و آنچه را پنهان داشتهام، و آنچه را آشکار ساختهام، برایم بیامرز] [و آنچه را که تو نسبت به آن از من داناتری] [تو پیشاندازنده و تو پساندازندهای، معبودی (برحق) جز تو نیست] [تو معبود منی، معبودی (برحق) جز تو نیست] [و هیچ توان و نیرویی جز به (یاری) الله نیست]»[56]. [55] رسول الله صلی الله علیه وسلم هر وقتِ شب که از خواب برمی خاست تا نماز تهجد را به جا آورد، آن را می خواند. [56] بخاری مع الفتح (3/3) و (11/116) و (13/371) در شماره (423) و (465) و (1120) و (6317) و (7385) و (7442) و (7499)، و مسلم مختصراً به مانند آن (1/532) در شماره (769).
(اللهم لک الحمد، انت نورالسمواتی والارضی و من فیهن، ولک الحمد انت قییم السمواتی والارضی و من فیهن، ولک الحمد انت رب السمواتی والارضی و من فیهن، ولک الحمد لک ملک السمواتی والارضی و من فیهن، ولک الحمد انت ملک السمواتی والارض، ولک الحمد، انت الحق و وعدک الحق و قولک الحق و لقاوک الحق و الجنت حق و النار حق و النبیون حق و محمدن ﷺ حق و الساعت حق، اللهم لک اسلمت وعلیک توکلت و بک امنت و الیک انبت و بک خاصمت و الیک حاکمت، فاغفر لی ما قدمت و ما اخّرت و ما اسررت و ما اعلنت، و ما انت اعلم به منی، انت المقدم و انت المؤخر لا اله الا انت، انت الهی لا اله الا انت، و لا حول و لا قوت الا بالله)
17. دعای رکوع
"«سُبْحانَ رَبِّيَ العَظِيمِ»."
سُبحانَ رَبّیَل عَظیم سه مرتبه[57]. [57] أهل السنن، و أحمد: أبو داود به شمارۀ (870)، والترمذي به شمارۀ (262)، والنسائي به شمارۀ (1007)، وابن ماجه به شمارۀ (897)، و أحمد به شمارۀ (3514) روایت نموده اند، و مراجعه شود به: صحيح الترمذي (1/83).
«ای الله، پروردگار ما! تو پاک هستی و ستایش از آن توست، بارالها! مرا بیامرز»[58]. [58] بخاری (1/ 99) در شماره (794)، و مسلم (1/ 350) در شماره (484).
« پاک و منزه است، پروردگار فرشتگان و روح» [59]. [59] مسلم (1/ 353) در شماره (487)، و ابو داود (1/ 230) در شماره (872).
سُبّوحُن، قُدّوسُن، رَبُّل مَلائِکَتی وَرّوح
«یا الله، برای تو رکوع کردم، به تو ایمان آوردم، و تسلیم تو شدم. گوشم، و چشمم، و مغزم، و استخوانم، و عصبم، [و آنچه قدمم آن را حمل کرده است] در برابر تو خاشع گردید]»[60]. [60] مسلم (1/ 534) به شمارۀ: (771)، و چهارگانه به جز ابن ماجه: ابو داود به شمارۀ: (760) و (761)، و ترمذی به شمارۀ: (3421)، و نسائی به شمارۀ: (1049)، و آنچه در میان دو کروشه است لفظ از ابن خزیمه به شمارۀ: (607)، و ابن حبان به شمارۀ: (1901) است.
اللاهم لک رکعت، و بک امنت، و لک اسلمت، خشع لک سمعی و بصری و مخی و عظمی و عصبی، [و ما استقلت به قدمی]
«پاک و منزه است صاحب جبروت، و ملکوت، و کبریایی، و عظمت»[61]. [61] ابو داود (1/230) در شماره (873)، و نسائی در شماره (1131)، و احمد در شماره (23980)، و اسناد آن حسن است.
سُبحانَ ذِل جَبَروت، وَل مَلَکوت، وَل کِبرِیاء، وَل عَظَمَه
18. دعای بلند شدن از رکوع
«سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ»[62]. [62] بخاری مع الفتح (2/282) در شماره (796).
سمع الله لمن حمده
«پروردگارا، ستايش از آن توست؛ ستايشی فراوان، پاک و مبارک»[63]. [63] بخاری مع الفتح (2/284) در شماره (796).
ربنا و لک الحمد، حمدن کثیرن طیبن مبارکن فیه
«به اندازۀ پُری آسمانها و پُری زمین و آنچه میان آن دو است و به اندازۀ پُری هر آنچه پس از آن بخواهی. ای شایستۀ ستایش و بزرگی، این شایستهترین سخنی است که بنده میگوید، و همۀ ما بندۀ توایم، بارالها، آنچه را تو عطا کنی، بازدارندهای برایش نیست و آنچه را تو بازداری، دهندهای برایش وجود ندارد، و ثروت و مقام، صاحبش را در برابر تو سودی نمیبخشد»[64]. [64] مسلم (1/ 346) در شماره (477).
ملء السماوات و ملء الارض و ما بينهما، و ملء ما شئت من شيء بعد. اهل الثناء و المجد، احق ما قال العبد، و كلنا لک عبد، اللاهم لا مانع لما اعطیت، و لا معطی لما منعت، و لا ینفع ذا الجد من الجد
19. دعای سجده
«سُبْحَانَ رَبِّيَ الأَعْلَى»
سبحان ربی الاعلا سه مرتبه[65]. [65] اهل سنن، و احمد: أبو داود به شمارۀ (870)، و الترمذي به شمارۀ (262)، و النسائي به شمارۀ (1007)، و ابن ماجه به شمارۀ (897)، و احمد به شمارۀ (3514) روایت نموده اند، و ببینید: صحيح الترمذي (1/83).
«ای الله، پروردگار ما! تو پاک هستی و ستایش از آن توست، بارالها! مرا بیامرز» [66]. [66] بخاری در شماره (794)، و مسلم در شماره (484)، و در شماره (34) گذشت.
«سُبُّوحٌ، قُدُّوسٌ، رَبُّ المَلَائِكَةِ وَالرُّوحِ» [67]. [67] مسلم (1/533) در شماره (487)، و ابو داود در شماره (872) و پیش از این در شماره (35) گذشت.
سُبُّوحُن، قُدُّوسُن، رَبُّلْ مَلائِکَتِ وَرُّوح
«بارالها، برای تو سجده کردم، و به تو ایمان آوردم، و تسلیم تو شدم، چهرهام برای ذاتی سجده کرد که آن را آفرید و صورتگری نمود و گوش و چشم آن را شکافت، پربرکت است الله که بهترین آفرینندگان است»[68]. [68] مسلم (1/534) در شماره (771)، و غیره.
اَللّاهُمَّ لَکَ سَجَدتُ وَ بِکَ آمَنتُ، وَ لَکَ اَسلَمتُ، سَجَدَ وَجهِیَ لِلَّذی خَلَقَهُ، وَ صَوَّرَهُ، وَ شَقَّ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ، تَبارَکَللاهُ اَحسَنُلخالِقین
«پاک و منزه است صاحب جبروت، و ملکوت، و کبریا، و عظمت»[69]. [69] ابو داود (1/230) شماره (873)، و نسایی شماره (1131)، و احمد شماره (23980)، و تصحیح البانی در صحیح ابی داود (1/166)، و تخریج آن در شماره (37) گذشت.
سُبحانَ ذِل جَبَروت، وَل مَلَکوت، وَل کِبریا، وَل عَظَمه
«بارالها، تمام گناهانم را ببخش: گناهان کوچک و بزرگ، اولین و آخرین گناه، و گناهان آشکار و نهانم را بیامرز»[70]. [70] مسلم (1/ 230) در شماره (483).
اَللّٰهُمَّغفِر لی ذَمبی کُلَّهُ: دِقَّهُ وَ جِلَّهُ، وَ اَوَّلَهُ وَ آخِرَهُ، وَ عَلانیَّتَهُ وَ سِرَّهْ
«یا الله، من از خشم و غضبت به خشنودی و رضايتت و از کيفر و مجازاتت به عفو و بخششت پناه می برم، و از گرفت و مؤاخذه ات به تو پناه می آورم، مرا توان و یاری آن نیست که به بيان ثنا و توصيف شايسته و وصف و شکوه بايسته ات بپردازم، تو چنان هستی که خودت را ستايش نموده ای»[71]. [71] مسلم (1/352) در شماره (486).
اَللّٰهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِرِضاکَ مِن سَخَطِکَ، وَ بِمُعافاتِکَ مِن عُقوبَتِکَ، وَ اَعوذُ بِکَ مِنکَ، لا اُحصی ثَناءً عَلَیکَ، اَنتَ کَما اَثنَیتَ عَلیٰ نَفسِک
20. دعای جلسه بین دو سجده
«پروردگارا مرا بیامرز، پروردگارا مرا بیامرز»[72]. [72] ابو داود (1/231) در شماره (874)، و ابن ماجه در شماره (897)، و ببینید: صحیح ابن ماجه (1/148).
«بارالها، مرا ببخشا، و بر من رحم کن، و هدایتم کن، و جبرانم کن، و مرا عافیت ببخش، و روزی ام عطا کن، و مرا رفعت ببخش»[73]. [73] اصحاب سنن غیر از النسائي: أبو داود (1/231) به شمارۀ (850)، و الترمذي به شمارۀ (284) و (285)، و ابن ماجه به شمارۀ (898) روایت نموده اند، و مراجعه کنید به: صحيح الترمذي (1/90)، و صحيح ابن ماجه (1/148).
اللاهمغفرلی، ورحمنی، وهدنی، وجبرنی، و عافنی، ورزقنی، ورفعنی
21. دعای سجدۀ تلاوت
«چهرهام برای ذاتی سجده کرد که آن را آفریده، و با توان و قدرت خویش گوش و چشمش را شکافته است، پس پربرکت و بزرگوار است الله که نیکوترین آفریننده است»
سجد وجهی للذی خلقه، وشق سمعه و بصره بحوله و قوته، و تبارک الله احسنول خالقین [المؤمنون: 14] [74]. [74] ترمذی (2/474) در شماره (3425)، و احمد (6/30) در شماره (24022)، و حاکم، و آنرا تصحیح نموده و ذهبی (1/220) با وی موافقت کرده است و زیادت آن از اوست.
«بارالها، به سبب آن در نزدت برایم پاداشی بنویس، و به سبب آن گناهی را از من بردار، و آن را در نزدت برایم ذخیرهای قرار ده، و آن را از من بپذیر، همانگونه که آن را از بندهات داوود پذیرفتی»[75]. [75] ترمذی (2/473) در شماره (579)، و حاکم، و آن را تصحیح نموده و ذهبی با وی موافقت نموده است (1/219).
اَللهُمَّکْتُبْ لی بِها عِنْدَکَ اَجْراً، وَضَعْ عَنّی بِها وِزْراً، وَجْعَلْها لی عِنْدَکَ ذُخْراً، وَتَقَبَّلْها مِنّی کَما تَقَبَّلْتَها مِنْ عَبْدِکَ دَاوُود
22. تشهد
«تمام تعظیم ها و نمازها و سایر پاکیها فقط از آن الله است، سلام و رحمت و برکات الله بر تو باد ای پیامبر، و سلام بر ما باد و بر بندگان نیکوکار الله، گواهی می دهم که جز الله معبودی بر حق نیست، و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست»[76]. [76] بخاری مع الفتح (2/311) در شماره (831)، و مسلم (1/301) در شماره (402).
23. درود بر پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از تشهد
«الهی! بر محمد و آل محمد رحمت نازل کن همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم رحمت نازل فرمودی، همانا تو ستوده شده و با عظمت هستی. الهی! بر محمد و آل محمد برکت نازل کن همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، همانا تو ستوده شده و با عظمت هستی»[77]. [77] بخاری مع الفتح (6/ 408) در شماره (3370)، و مسلم در شماره (406).
«الهی! بر محمد و همسران و فرزندانش رحمت نازل کن، همانگونه که بر آل ابراهیم رحمت نازل فرمودی، و بر محمد و همسران و فرزندانش برکت نازل کن، همانگونه که بر آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، همانا تو ستوده شده و با عظمت هستی»[78]. [78] بخاری مع الفتح (6/407) در شماره (3369)، و مسلم (1/306) در شماره (407)، و لفظ از وی است.
اللاهم صل علا محمدن و علا ازواجه و ذریته، کما صلیت علا آل ابراهیم، و بارک علا محمدن و علا ازواجه و ذریته، کما بارکت علا آل ابراهیم، انک حمیدن مجید
24. دعا بعد از تشهد اخیر قبل از سلام
« یا الله، من از عذاب قبر، و از عذاب جهنم، و از فتنهٔ زندگی و مرگ، و از شر فتنهٔ مسیح دجال به تو پناه میبرم»[79]. [79] بخاری (2/102) در شماره (1377)، و مسلم (1/412) در شماره (588)، و لفظ از مسلم است.
« یا الله، من از عذاب قبر به تو پناه میبرم، و از فتنهٔ مسیح دجال به تو پناه میبرم، و از فتنهٔ زندگی و مرگ به تو پناه میبرم، یا الله، من از گناه و قرض به تو پناه میبرم»[80]. [80] بخاری (1/202) در شماره (832)، و مسلم (1/412) در شماره (587).
اللاهم انی اعوذ بک من عذاب القبر، و اعوذ بک من فتنتل مسیحدجال، و اعوذ بک من فتنتل محیا و الممات، اللاهم انی اعوذ بک منل مأثم و المغرم
«بار الها! من بر خود ظلم زیادی کرده ام و بجز تو کس دیگری گناهان را نمی آمرزد، پس مرا از نزد خود مغفرت کن و بر من رحم کن، یقینا که تو بخشاینده و مهربان هستی»[81]. [81] بخاری (8/168) در شماره (834)، و مسلم (4/2078) در شماره (2705).
اللاهم انی ظلمت نفسی ظلمن کثیرن، و لا یغفر الذنوب الا انت، فاغفر لی مغفرتن من عندک ورحمنی، انک انتل غفور الرحیم
«بار الها، آنچه را پيش فرستادهام و آنچه را به تأخير انداختهام، و آنچه را پنهان کردهام و آنچه را آشکار کردهام، و آنچه زيادهروی کردهام، و آنچه را که تو بهتر از من میدانی، بر من ببخشای، تويی پيشبرنده و تويی عقباندازنده، هيچ معبودی جز تو نيست»[82]. [82] مسلم (1/534) در شماره (771).
اَللّٰهُمَّغفِر لی ما قَدَّمتُ، وَ ما اَخَّرتُ، وَ ما اَسرَرتُ، وَ ما اَعلَنتُ، وَ ما اَسرَفتُ، وَ ما اَنتَ اَعلَمُ بِهِ مِنّی، اَنتَل مُقَدِّمُ، وَ اَنتَل مُؤَخِّرُ، لا اِلٰهَ اِلّا اَنت.
«بار الها، مرا بر يادت، سپاست، و نيكی عبادتت ياری كن»[83]. [83] ابو داود (2/86) شماره (1522)، و نسائی (3/53) شماره (2302)، و تصحیح البانی در صحیح ابی داود (1/284).
اللاهم اعنی علی ذکرک، و شکرک، و حسن عبادتک
«بار الها، من از بخل، بزدلی، بازگشت به پستترين عمر، و از فتنه دنيا و عذاب قبر به تو پناه می برم»[84] [84] بخاری مع الفتح (6/35) در شماره (2822) و (6390).
اللهم انی اعوذ بک منل بخل، و اعوذ بک منل جبن، و اعوذ بک من ان اُرَدَّ الی ارذلل عُمُر، و اعوذ بک من فتنتِد دنیا و عذابِل قبر.
«بار الها، من از تو بهشت را می طلبم و به تو از آتش دوزخ پناه می برم»[85]. [85] ابو داود در شماره (792)، و ابن ماجه در شماره (910)، و ببینید: صحیح ابن ماجه (2/328).
اللاهم انی اسألکل جنت و اعوذ بک منن نار
«بار الها، به علم غيبت و قدرتت بر آفرينش، مرا زنده نگه دار تا زمانی كه زندگی برايم خير است، و مرا بميران آنگاه كه مرگ برايم خير است، بار الها، من از تو ترس در نهان و آشكار می خواهم، و از تو كلمه ای حق را در رضا و غضب می خواهم، و از تو ميانهروی را در غنا و فقر ميخواهم، و از تو نعمتی بی پايان می خواهم، و از تو خنكی چشمی بی انقطاع می خواهم، و از تو رضايت پس از قضا را می خواهم، و از تو خنكی زندگی پس از مرگ را می خواهم، و از تو لذت نگاه به وجهت، و شوق ديدارت را در غير حال ضرر و فتنه گمراهكننده می خواهم، بار الها، ما را به زينت ايمان مزين بفرما، و ما را هدايتگرانی هدايتيافته بگردان»[86]. [86] نسائی (3/54) (55) به شمارۀ(1304)، و احمد (4/364) به شمارۀ (21666)، و تصحیح البانی در صحیح نسائی (1/281).
اللاهم بعلمکل غیب و قدرتک علل خلق، احینی ما علمتل حیات خیرن لی، و توفنی اذا علمتل وفات خیرن لی، اللاهم انی اسألک خشیتک فل غیب وششهادت، و اسألک کلمتل حق فررضا و الغضب، و اسألکل قصد فل غنا و الفقر، و اسألک نعیمن لا ینفد، و اسألک قرت عین لا تنقطع، و اسألکل رضا بعدل قضا، و اسألک بردل عیش بعدل موت، و اسألک لذتن نظر الا وجهک، وششوق الا لقائک فی غیر ضراء غير مضره، و لا فتنتن مضلة، اللاهم زينا بزينتل ايمان، و اجعلنا هدات مهتدين
«بار الها، من از تو می خواهم ای الله، که تو يگانه ای يكتای بينيازى، كه نه زادهای و نه زادهشدهای، و هيچ كس همانند تو نيست، كه گناهانم را ببخشايی، زيرا تو بخشنده مهربانی»[87]. [۸۷] تخریج نسائی، (۵۲/۳) به شمارۀ (۱۳۰۰) به لفظ او، و احمد (۳۳۸/۴) به شمارۀ (۱۸۹۷۴)، و تصحیح البانی در صحیح النسائی (۲۸۰/۱).
اَللّٰهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ یا اَللّٰه بِاَنَّکَل واحِدُل اَحَدُص صَمَدُل لَذی لَم یَلِد وَ لَم یولَد، وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُوَن اَحَد، اَن تَغفِرَ لی ذُنوبی اِنَّکَ اَنتَل غَفورُر رَحیم
«بار الها، من از تو می خواهم به اينكه ستايش از آن توست، هيچ معبود برحق جز تو نيست، تنهايی و هيچ شريكی برای تو نيست، ای بخشنده، ای آفريننده ای آسمانها و زمين، ای صاحب جلال و اكرام، ای زنده ای قراردهنده، من بهشت را از تو می طلبم، و از آتش به تو پناه می برم»[88]. [88] اهل سنن: ابو داود در شماره (1495)، و ترمذی در شماره (3544)، و ابن ماجه در شماره (3858)، و نسائی در شماره (1299) نقل نموده اند، و ببینید: صحیح ابن ماجه (2/329).
اَللّٰاهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِاَنَّ لَکَ الحَمد، لا اِلٰهَ اِلّا اَنتَ وَحدَکَ لا شَریکَ لَک، اَلمَنّان، یا بَدیعَ السَّماواتِ وَالاَرض، یا ذَالجَلالِ وَالاِکرام، یا حَیُّ یا قَیُّوم، اِنّی اَسئَلُکَل جَنَّةَ وَاَعوذُ بِکَ مِنَن نّار.
«بار الها، من از تو می خواهم به اينكه گواهی می دهم تو الله هستی، هيچ معبود برحق جز تو نيست، يگانه، بی نيازى، كه نه زادهای و نه زادهشدهای، و هيچ كس همانند تو نيست»[89]. [89] ابو داود (2/ 62) شماره (1493)، و ترمذی (5/515) شماره (3475)، و ابن ماجه (2/1267) شماره (3857)، و نسایی شماره (1300) به لفظ آن، و احمد شماره (18974)، و تصحیح البانی در صحیح النسائي (1/280)، و مراجعه شود به: صحیح ابن ماجه (2/ 329)، و صحیح الترمذي (3/163).
اَللّاهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاَنّی اَشْهَدُ اَنَّکَ اَنْتَ اللّه، لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ، اَلْاَحَدُص صَّمَدُ، اَلَّذی لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُل لَهُ کُفُواً اَحَد
25. اذکار بعد از سلام دادن از نماز
«از الله متعال طلب آمرزش می نمایم»
استغفرالله سه مرتبه «پروردگارا، تو سلام هستی و سلامتی از طرف تو است؛ با برکت هستی، ای صاحب شکوه و بزرگواری»[90]. [90] مسلم (1/414) در شماره (591).
اللاهم انتس سلام، و منکس سلام، تبارکت یا ذل جلال ول اکرام
لا الاه الا الله وحده لا شریک له، له لملک وله حمد و هو علا کل شی ان قدیر [سه مرتبه]، «بارالها، آنچه را تو عطا کنی، بازدارندهای برایش نیست و آنچه را تو بازداری، دهندهای برایش وجود ندارد، و ثروت و مقام، صاحبش را در برابر تو سودی نمیبخشد»[91]. [91] بخاری (1/255) در شماره (844)، و مسلم (1/414) در شماره (593)، و آنچه در میان قوسین است زیادتی از بخاری در شماره (6473) است.
لا الاه الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد، و هو علا کل شیء قدير، لا حول و لا قوت الا بالله، لا الاه الا الله، و لا نعبد الا ایاه لهن نعمت وله الفضل و له الثناؤل حسن، لا اله الا الله مخلصين له الدين و لو كرهل كافرون «منزّه است الله، و ستایش مخصوص الله است، و الله بزرگترین است».
سُبْحَانَ اللَّهِ، وَالحَمْدُ لِلَّهِ، وَاللَّهُ أَكْبَر (سی و سه مرتبه)، «هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک، فرمانروایی از آن اوست و حمد و ستایش از آن اوست و او بر هر چیزی تواناست»[93]. [93] مسلم (1/418) در شماره (597)، و در آن آمده است: «هرکس آن را پس از هر نمازی بگوید، گناهانش آمرزيده می شود، اگرچه مانند کف دريا (فراوان) باشد».
﴿(ای پیمبر)! بگو: او الله یگانه است1 (و) الله از هرچیز بینیاز (و برطرف کنندۀ نیازها) است2 نه کسی را زاده و نه او زاده شده است3 و هیچکس مانند و همتای او نیست4﴾ [الإخلاص: 1-4].
﴿(ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار صبح (سپیده دم)1 از شر هر آنچه آفریده است2 و از شر تاریکی شب وقتی که همه جا را بپوشاند3 و از شر زنان جادوگر که در گرهها میدمند4 و از شر هر حسودی وقتی که حسد ورزد5﴾ [الفلق: 1-5].
﴿(ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم1 (و به) پادشاه (حقیقی) مردم2 (و به) معبود (حقیقی) مردم3 از شر وسوسهکنندهای که واپس میرود4 آن که در دلهای مردم وسوسه میاندازد5 از جنس جن باشد و یا از جنس انسان6﴾ [الناس: 1-6].
بعد از هر نماز[94]. [94] ابو داود (2/86) در شماره (1523)، و ترمذی در شماره (2903)، و نسائی (3/68) در شماره (1335)، و نگاه کنید به: صحیح ترمذی (2/8). و به این سه سوره معوذات گفته میشود. ببينيد: فتح الباری (9/62).
﴿ الله آن ذاتی است که هیچ معبودی برحق غیر از او وجود ندارد (که) همیشه زنده و پایدار است (تدبیر تمام کائنات در دست اوست)، او را نه پینکی میآید و نه خواب (یعنی از کائنات یک لحظه غافل نمی شود) هرچه در آسمانها و هر چه در زمین است خاص از اوست، کیست که نزد او شفاعت کند مگر به اجازه او، آنچه را که پیش (روی) آنها است و آنچه را که پشت سر آنها است میداند (یعنی از احوال حاضر و آینده انسانها باخبر است) و مردم از علم او آگاهی نمییابند، مگر آن مقداری که او بخواهد. کرسی او آسمانها و زمین را فرا گرفته است، و نگهداری آنها (آسمانها و زمین) او را خسته نمیسازد، و او عالیتر و بزرگتر است 255﴾ [البقرة:255] بعد از هر نماز[95]. [95] «هرکس آن را پس از هر نماز بخواند، چیزی مانع وارد شدن وی به بهشت نمی شود جز اینکه بمیرد». نسایی در عمل الیوم واللیلة به شماره (100)، و ابن السنی به شماره (121)، و آلبانی آن را در صحیح الجامع (5/339)، و سلسلة الأحادیث الصحیحة (2/697)، به شماره (972) صحیح دانسته است.
«هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک، فرمانروایی از آن اوست و حمد و ستایش از آن اوست، زنده می کند و می میراند و او بر هر چیزی تواناست»
لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد و هو علا کل شیء قدير ده بار بعد از نماز مغرب و صبح خوانده شود [96]. [96] ترمذی (5/515) در شماره (3474)، و احمد (4/227) در شماره (17990) نقل نموده اند، و تخریج آن را در زاد المعاد (1/300) ببینید.
«بارالها، من از تو علم سودمند، روزی پاکیزه، و عمل پذيرفتهشده را مسئلت دارم»
اللاهم اني أسألك علمن نافعن، و رزقا طيبن، و عملن متقبلن بعد از سلام دادن از نماز صبح[۹۷]. [97] ابن ماجه در شماره (925)، و نسائی در عمل اليوم والليلة در شماره (102) روایت نموده است، و مراجعه شود به: صحیح ابن ماجه (1/152)، و مجمع الزوائد (10/111)، و در شماره (95) خواهد آمد.
۲۶. دعای نماز استخاره
جابر بن عبدالله رضی الله عنهما فرمود: رسول الله صلى الله عليه وسلم همان گونه كه سوره ای از قرآن را به ما می آموخت، استخاره در همه ی كارها را نيز به ما آموزش می داد، و می فرمودند: «هرگاه یکی از شما قصد کاری را نمود، پس دو رکعت نماز غیر از فرض بخواند، سپس بگوید: «الهی من به علم تو از تو خیر میخواهم، و به توانایی تو از تو قدرت میطلبم، و از فضل بزرگ تو می خواهم؛ زیرا تو توانا هستی و من نمی توانم، و تو می دانی و من نمی دانم، و تو بر امور غیبی علم کامل داری، الهی اگر تو می دانی که این کار - و حاجتش را نام می برد - خیر در دینم، و زندگانی ام، و عاقبت کارم باشد - و یا گفت: عاجل و یا آجل کارم - آن را برایم مقدر کن و برایم آسان گردان، سپس در آن برایم برکت ده، و اگر تو می دانی که این کار شر در دینم، و زندگانی ام، و عاقبت کارم باشد - و یا گفت: عاجل و یا آجل کارم - آن را از من دور کن و مرا از آن دور گردان، و هر جا که خیر باشد آن را برای من مقدر کن، سپس مرا به آن راضی کن»[98]. [98] بخاری (7/ 162) در شماره(1162).
اللاهم انی استخیرک بعلمک، و استقدرک بقدرتک، و اسألک من فضلکل عظیم؛ فإنک تقدر و لا اقدر، وتعلم و لا أعلم، و انت علامول غیوب، اللاهم إن کنت تعلم ان هاذل امر- و حاجتش را بیان نماید- خیرل لی فی دینی و معاشی و عاقبت امری- او قال: عاجله و آجله- فاقدره لی و یسره لی ثم بارک لی فیه، و ان کنت تعلم أن هاذل الامر شر لی فی دینی و معاشی و عاقبه امری- او قال: عاجله او آجله- فاصرفه عنی و اصرفنی عنه و اقدر لی الخیر حیث کان، ثم ارضنی به
و کسی که از خالق استخاره کرد، و با مخلوقین مؤمن مشوره نمود و در کار خود دقت و تأمل کرد، پشیمان نشد، الله سبحانه و تعالی می فرمایند: ﴿...و در کارها با آنان مشورت کن، چون (بر کاری) تصمیم گرفتی پس بر الله توکل کن...﴾ [99]. [99] سوره آل عمران: 159 .
27. اذکار صبح و شام
«حمد وستایش مخصوص الله است، و درود وسلام بر کسی که بعد از او پیامبری نیست»[100]. [100] از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «این که با گروهی که الله متعال را یاد میکنند، از نماز صبح تا طلوع آفتاب بنشینم، نزد من از آزاد کردن چهار تن از فرزندان اسماعیل محبوبتر است، و این که با گروهی که الله را یاد میکنند، از نماز عصر تا غروب آفتاب بنشینم، نزد من از آزاد کردن چهار تن محبوبتر است». روایت ابو داود در شماره (3667)، و البانی در صحیح ابی داود (2/698) آن را حسن دانسته است.
پناه می برم به الله متعال از شیطان رانده شده
﴿الله آن ذاتی است که هیچ معبودی برحق غیر از او وجود ندارد (که) همیشه زنده و پایدار است (تدبیر تمام کائنات در دست اوست)، او را نه پینکی میآید و نه خواب (یعنی از کائنات یک لحظه غافل نمیباشد) هرچه در آسمانها و هر چه در زمین است خاص از اوست، کیست که نزد او شفاعت کند مگر به اجازه او، آنچه را که پیش (روی) آنها است و آنچه را که پشت سر آنها است میداند (یعنی از احوال حاضر و آینده انسانها باخبر است) و مردم از علم او آگاهی نمییابند، مگر آن مقداری که او بخواهد. کرسی او آسمانها و زمین را فرا گرفته است، و نگهداری آنها (آسمانها و زمین) او را خسته نمیسازد، و او عالیتر و بزرگتر است.255﴾ [البقرة:255][101]. [101] «هر کس آن را صبح بگوید، تا شام از جن پناه داده می شود، و هر کس آن را شام بگوید، تا صبح از آنها پناه داده می شود». تخریج حاکم 1/562)، تصحیح البانی در صحیح الترغیب و الترهیب (1/273)، و آن را به نسایی، و طبرانی نسبت داده، و گفته است: "سند طبرانی جید است".
﴿(ای پیامبر)! بگو: او الله یگانه است1 (و) الله از هرچیز بینیاز (و برطرف کنندۀ نیازها) است2 نه کسی را زاده و نه او زاده شده است3 و هیچکس مانند و همتای او نیست4﴾ [الإخلاص: 1-4].
﴿(ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار صبح (سپیده دم1 از شر هر آنچه آفریده است2 و از شر تاریکی شب وقتی که همه جا را بپوشاند3 و از شر زنان جادوگر که در گرهها میدمند4 و از شر هر حسودی وقتی که حسد ورزد5﴾ [الفلق: 1-5].
ب﴿(ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم1 (و به) پادشاه (حقیقی) مردم2 (و به) معبود (حقیقی) مردم3 از شر وسوسهکنندهای که واپس میرود4 آن که در دلهای مردم وسوسه میاندازد5 از (جنس) جن باشد و یا از (جنس) انسان6﴾ [الناس: 1-6] سه مرتبه خوانده شود [102]. [102] «هر کس آن را صبح و شام سه مرتبه بگوید، او را از هر چیز کفایت می کند». ابو داود (4/322) به شماره (5082)، و ترمذی (5/567) به شماره (3575) آن را روایت کرده اند، بنگرید به: صحیح ترمذی (3/182).
«صبح کردیم و تمام جهان برای الله متعال صبح کرد، و ثنا و صفت بر الله متعال است، هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک، فرمانروایی از آن اوست و حمد و ستایش از آن اوست و او بر هر چیزی تواناست. پروردگارا من از تو خیر این روز را می خواهم، و خیر آنچه را که در پی آن است، و از شر امروز و بدی های آن به تو پناه می برم و از شر آنچه در پی آن است. پروردگارا من از تنبلی و بدی کهنسالی به تو پناه می برم، پروردگارا از عذاب در آتش و عذاب در قبر به تو پناه می برم»[103]. [103] مسلم (4/2088) در شماره (2723).
اصبحنا و اصبحل ملک لله، والحمدلله، لا اله الا الله وحده لا شریک له، لهل ملک و لهل حمد و هو علا کل شیئ قدير، ربی اسئلک خیر ما فی هاذل یوم و خیر ما بعده، و اعوذ بک من شر ما فی هاذل یوم و شر ما بعده، ربی اعوذ بک من الکسل و سوء الكبر، ربی اعوذ بک من عذابن فی النار و عذابن فی القبر
و هرگاه شام کرد بگوید: «ما بیگاه کردیم و تمام جهان به الله متعال شام کرد، و ثنا و صفت بر الله متعال است، معبودی برحق جز الله نیست، او یکی است و شریکی ندارد، تمام سلطنت از آن اوست و حمد از آن اوست و او بر هر چیزی تواناست. پروردگارا من از تو خیر این شب را می خواهم، و خیر آنچه را که در پی آن است، و از شر امشب و بدی های آن به تو پناه میبرم و از شر آنچه در پی آن است. پروردگارا من از تنبلی و بدی کهنسالی به تو پناه می برم، پروردگارا من از عذاب در آتش و عذاب در قبر به تو پناه می برم»[104]. [104] مرجع قبلی.
امسینا و امسل ملک لله، ول حمد لله، لا اله الا الله وحده لا شریک له، لهل ملک و لهل حمد و هو علی کل شیان قدیر، ربی اسئلک خیر ما فی هذهل لیله، و خیر ما بعدها، و اعوذ بک من شر ما فی هذهل لیله، و شر ما بعدها، ربی اعوذ بک منل کسل و سوئل کبر، ربی اعوذ بک من عذابن فن نار و عذابن فل قبر.
"«بار الها، به امر تو صبح کرديم و شام نموديم و به امر تو زنده می شویم و می ميريم و بازگشت همه بسوی توست» [105]." [105] ترمذی (5/466) در شماره (3391)، و بنگرید به: صحیح ترمذی (3/142).
اللاهم بک اصبحنا، و بک امسینا، و بک نحیا، و بک نموت و الیکن نشور
و هرگاه شام نمود، بگوید: «بار الها، به امر تو شام نموديم، و به امر تو صبح کرديم، و به امر تو زنده می شویم و می ميريم، و بازگشت بسوی توست» [106]. [106] مرجع قبلی.
اللاهم بک امسینا، و بک اصبحنا، و بک نحیا، و بک نموت، و الیکل مصیر
«الهی، تو پروردگار من هستی، معبودی جز تو نیست، تو مرا آفریدهای و من بندۀ تو هستم، و تا میتوانم به عهد و وعدۀ تو پایبندم، از شرّ آنچه که انجام دادهام به تو پناه میبرم، [107] به نعمتی که بر من ارزانی داشتهای اعتراف نموده و به گناهم نیز اعتراف میکنم، پس مرا بیامرز؛ زیرا گناهان را جز تو کسی نمیآمرزد »[108]. [107] اقرار و اعتراف میکنم. [108] «هر کس آن را شام با یقین به آن بگوید، و در آن شب بمیرد، وارد بهشت می گردد، و همچنین اگر صبح آن را بگوید». بخاری (7/150) به شماره (6306) آن را روایت کرده است.
«الهى! من در اين صبحگاه، تو را و حاملان عرش تو را، و تمام فرشتگان تو را، و همهء مخلوقات تو را گواه میگيرم بر اين كه تو الله هستى، نيست معبود برحق جز تو، یگانهای و شریکی نداری، و محمد بنده و فرستادۀ تو است»
اَللّٰهُمَّ اِنّی اَصْبَحْتُ اُشْهِدُکْ، وَاُشْهِدُ حَمَلَةَ عَرْشِکْ، وَمَلائِکَتکْ، وَجَمِیعَ خَلْقِکْ، اَنَّکَ اَنْتَ اللّٰهُ لا اِلٰهَ اِلّا اَنْتَ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکْ، وَاَنَّ مُحَمَّدن عَبْدُکَ وَرَسُولُکْ. چهار مرتبه بخواند [109]. [109] «هر کس آن را هنگام صبح یا شام چهار مرتبه بگوید، الله او را از آتش دوزخ آزاد می گرداند». آن را ابوداود (4/317) به شماره (5071)، و بخاری در الأدب المفرد به شماره (1201)، و نسائی در عمل اليوم والليلة به شماره (9)، و ابن سنی به شماره (70) روایت کرده اند، و سماحة الشیخ ابن باز رحمه الله اسناد نسائی و ابوداود را در تحفة الأخيار (ص23) حسن دانسته است.
و هرگاه شام نمود بگوید: «الهى! من در اين شامگاه، تو را و حاملان عرش تو را، و تمام فرشتگان تو را، و همهء مخلوقات تو را گواه ميگيرم بر اين كه تو الله هستى، نيست معبود برحق جز تو، يگانه اى و شريكى ندارى، و محمد بنده و فرستادهء تو است».
اللاهم اني امسيت اشهدک، و اشهد حملت عرشک، و ملائِكَتک، و جمیع خلقک، انک انت الله لا اله الا انت وحدک لا شریک لک، و ان محمدن عبدک و رسولک چهار مرتبه بخواند [110]. [110] مرجع قبلی.
«پروردگارا! هر نعمتی که به من روی کرد و هر نعمت دیگری که به هر یک از مخلوقات روی می کند از توست، تو شریکی نداری، پس حمد و سپاس مخصوص تو است» [111]. [111] «هر کس آن را صبح بگوید، شکر روز خود را ادا کرده است، و هر کس آن را شام بگوید، شکر شب خود را ادا کرده است». ابوداود (4/ 318) به شماره (5075)، و نسایی در عمل اليوم والليلة به شماره (7)، و ابن السنی به شماره (41)، و ابن حبان، ((موارد)) به شماره (2361) آن را روایت کرده اند، و ابن باز رحمه الله در تحفة الأخيار (ص24) سند آن را حسن دانسته است.
اللاهم ما اصبح بی من نعمتن او باحد من خلقک فمنک وحدک لا شریک لک، فلکل حمد و لکش شکر
و هرگاه شام نمود بگوید: «پروردگارا! هر نعمتی که شب هنگام به من روی کرد و هر نعمت دیگری که به هر یک از مخلوقات روی می کند از توست، تو شریکی نداری، پس حمد و سپاس مخصوص تو است»[112]. [112] مرجع قبلی.
اللاهم ما امسا بی من نعمتن او باحد من خلقک فمنک وحدک لا شریک لک، فلکل حمد و لکش شکر
«بار الها، در بدنم عافیت عنایت فرما، بار الها، در شنوای ام عافیت عنایت فرما، بار الها، در بینایی ام عافیت عنایت فرما، هیچ معبودی بر حق جز تو نیست. بار الها، من از کفر و فقر به تو پناه می برم، و از عذاب قبر به تو پناه می برم، هیچ معبودی بر حق جز تو نیست»
اللاهم عافنی فی بدنی، اللاهم عافنی فی سمعی، اللاهم عافنی فی بصری، لا اله الا انت، اللاهم ان نی اعوذ بک منل کفر، ول فقر، و اعوذ بک من عذابل قبر، لا اله الا انت سه مرتبه بخواند[113]. [113] ابو داود (4/324) شماره (5092)، و احمد (5/42) شماره (20430)، و نسایی در عمل اليوم والليلة شماره (22)، و ابن السنی شماره (69)، و بخاری در الأدب المفرد شماره (701)، و علامه ابن باز رحمه الله اسناد آنرا در تحفة الأخيار (ص26) حسن دانسته است.
«الله برای من کافی است، و هیچ معبودی [راستین] جز او نیست، من تنها بر او توکل نمودم، و او پروردگار [و صاحب] عرش بزرگ است»
حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رَبُّل عرشل عظیم هفت مرتبه بخواند [114]. [114] «کسی که آن را هنگام صبح و شام هفت مرتبه بگوید، الله متعال او را در آنچه از امور دنیا و آخرت که باعث دغدغه اوست، کفایت میکند». ابن سنی آن را به شماره (71) مرفوعاً، و ابوداوود موقوفاً (4/ 321) به شماره (5081) روایت کرده اند، و شعیب و عبدالقادر ارناؤوط سند آن را صحیح دانسته اند. ببینید: زاد المعاد (2/376).
«الهى! عفو و عافيت دنيا و آخرت را از تو مىخواهم. بار الها! عفو و عافيت دين، دنيا، خانواده و مالم را از تو مسألت مينمايم. بار الها! عيوب مرا بپوشان، و ترس مرا به امان مبدّل ساز. الهى! مرا از پيشرو، وپشت سر، وسمت راست و سمت چپ و از سمت بالايم ، محافظت بفرما، و به بزرگى و عظمت تو پناه ميبرم از اينكه بطور ناگهانى از طرف پايين ترور شوم»[115]. [115] ابو داود در شماره (5074)، و ابن ماجه در شماره (3871)، و ببینید: صحیح ابن ماجه (2/332).
«الهی، ای داننده نهان و آشکار، آفریدگار آسمانها و زمین، پروردگار و مالک همهچیز، گواهی میدهم که هیچ معبود راستینی جز تو نیست و از شرّ نفس خودم، و از شرّ شیطان، و از اینکه شیطان مرا به شرک اندازد، به تو پناه میآورم، و از اینکه در حق خودم مرتکب بدی شوم یا به مسلمان دیگری بدی برسانم به تو پناه میآورم» [116]. [116] ترمذی در شماره (3392)، و ابو داود در شماره (5067)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/142).
اللاهم عَالِمَل غیب والشهادةِ فَاطِرَس سماوات و الارض، رب کل شیءٍ و ملیکه، اشهد الا اله الا انت، اعوذ بک من شر نفسی، و من شَرِّش شیطان و شرکه، و ان اقترف علا نفسی سُوءًا، او اجره الی مسلم
«بنام الله که با (خواندن) نامش چیزی در زمین و (هم) در آسمان گزند نمیرساند و اوست شنوا و دانا»
بسم الله للذی لا یضر مع اسمه شیءٌ فی الارض و لا فی السماءِ و هو السمیعُل علیم سه مرتبه[117]. [117] «هر کس آن را صبح سه مرتبه، و شام سه مرتبه بگوید، هیچ چیزی به او ضرر نمی رساند». تخریج ابو داود (۴/۳۲۳) به شماره (۵۰۸۸)، و ترمذی (۵/۴۶۵) به شماره (۳۳۸۸)، و ابن ماجه به شماره (۳۸۶۹)، و احمد به شماره (۴۴۶). و بنگرید: صحیح ابن ماجه (۲/۳۳۲)، و تحسین سند آن توسط علامه ابن باز رحمه الله در تحفة الاخیار (ص ۳۹).
«راضى و خشنودم كه پروردگارم الله، دینم اسلام، و پیامبرم محمد صلی الله علیه وسلم است»
رَضِیتُ بِاللهِ رَبَّن، وَ بِالإِسلامِ دِینَن، وَ بِمُحَمَّدِن صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّم نَبِیَّن سه مرتبه[118]. [118] «هر کس آن را سه مرتبه صبح، و سه مرتبه شام بگوید، بر الله متعال حق است که او را در قیامت خشنود سازد». احمد (4/337) در شماره (18967)، و نسایی در عمل الیوم و اللیلة در شماره (4)، و ابن السنی در شماره (68)، و ابو داود (4/318) در شماره (1531)، و ترمذی (5/465) در شماره (3389)، و تحسین ابن باز رحمه الله در تحفة الأخیار (ص39).
«ای كسی كه هميشه زندهای، ای كسیكه هميشه پابرجائی، كه قوام همه چيز به توست، به رحمت تو کمک می خواهم، تمام امورم را برای من اصلاح کن، و مرا به اندازۀ چشم به هم زدن به حال خود رها مکن»[119]. [119] حاکم آن را تصحیح کرده، و ذهبی با او موافقت کرده است (1/545)، و ببینید: صحیح الترغیب و الترهیب (1/273).
یا حی یا قیوم برحمتک استغیث، اصلح لی شأنی کله و لا تکلنی الی نفسی طرفت عین
«صبح کردیم و تمام جهان برای الله متعال، پروردگار جهانیان صبح کرد، بار الها، من از تو خیر این روز را می خواهم: پیروزی، و نصرت، و نور، و برکت، و هدایت آن را، و از شر آنچه در آن است و شر آنچه در پی آن است به تو پناه می برم» [120]. [120] ابو داود (4/322) در شماره (5084)، و سند آن را شعیب و عبد القادر الأرناؤوط در تحقیق زاد المعاد (2/373) حسن دانسته اند.
اصبحنا و اصبحل ملك لله ربل عالمين، اللاهم انی اسألک خیر هذا الیوم: فتحه، و نصره، و نوره، و برکته، و هداه، و اعوذ بک من شر ما فیه و شر ما بعده
و هرگاه شام کرد فرمودند: "«به شب رسیدیم در حالی که پادشاهی از آنِ الله، پروردگار جهانیان است، بار الها، من خیر این شب را از تو می خواهم: فتح، نصرت، نور، برکت و هدایت آن را، و از شر آنچه در آن است و شر آنچه بعد از آن است، به تو پناه می برم» [121]." [121] مرجع قبلی.
امسینا و امسل ملک لله رب العالمین، اللاهم انی اسألک خیر هذه اللیله: فتحها، و نصرها، و نورها، و برکتها، و هداها، و اعوذ بک من شر ما فیها، و شر ما بعدها
(ما بر فطرت اسلام، و بر کلمه اخلاص، و بر دین پیامبرمان محمد ﷺ، و بر آیین پدرمان ابراهیم که حنیف و مسلمان بود و از مشرکان نبود، صبح کردیم) [122]. [122] احمد (406/3) و (407) در شماره (15360) و (15563)، و ابن السنی در عمل الیوم و اللیلة، در شماره (34)، و مراجعه شود: صحیح الجامع (209/4).
اصبحنا علی فطرتل اسلام، و علی کلمتل اخلاص، و علی دینی نبینا محمدن صلی الله علیه و سلم، و علی ملتی ابینا ابراهیم، حنیفن مسلمن و ما کان منل مشرکین.
و هرگاه شام کرد بگوید: «شام کردیم بر فطرت اسلام، و بر کلمه اخلاص، و بر دین پیامبر ما محمد ﷺ، و بر آیین پدر ما ابراهیم که حنیف و مسلمان بود و از مشرکان نبود» [123]. [123] مرجع قبلی.
امسینا علی فطرتل اسلام، و علی کلمتل اخلاص، و علی دین نبینا محمد، صلی الله علیه و سلم، و علی ملت ابینا ابراهیم، حنیفاً مسلماً و ما کان منل مشرکین.
«پاکیست الله را و ثنا و صفت از آن او است»
سبحان الله و بحمده صد بار خوانده شود[124]. [124] «هر کس آن را هنگام صبح و هنگام شام صد مرتبه بگوید، هیچ کس در روز قیامت بهتر از آنچه او آورده است نمیآورد، مگر کسی که مانند آنچه او گفته است بگوید، یا بر آن افزوده باشد». مسلم (4/2071) به شماره (2692).
لا اِلاها اِلَّل لاه، وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُل مُلکُ وَ لَهُل حَمد، وَ هُوَ عَلا کُلِّ شَی اِن قَدیر ده بار[125]، و یا یک بار هنگام تنبلی[126]. [125] النسائی در عمل الیوم واللیلة در شماره (24)، و ببینید: صحیح الترغیب والترهیب (1/272)، و تحفة الأخیار از ابن باز رحمه الله (ص44)، و فضیلت آن را در (ص146) حدیث شماره (255) ببینید. [126] ابو داود در شماره (5077)، و ابن ماجه در شماره (3798)، و احمد در شماره (8719)، و نگاه کنید به: صحیح الترغیب و الترهیب (1/270)، و صحیح ابی داود (3/957)، و صحیح ابن ماجه (2/331)، و زاد المعاد (2/377).
«هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک، فرمانروایی از آن اوست و حمد و ستایش از آن اوست و او بر هر چیزی تواناست»
لا اِلاها اِلَّل لاه، وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُل مُلکُ وَ لَهُل حَمد، وَ هُوَ عَلا کُلِّ شَی اِن قَدیر صد بار هنگام صبح بخواند[127]. [127] «کسی که آن را در روز صد مرتبه بگوید، برای او برابر آزاد کردن ده غلام خواهد بود، و صد حسنه برای او نوشته می شود، و صد گناه از او پاک میشود، و برای او حافظی از شیطان در آن روز خواهد بود، تا این که شام داخل شود، و هیچ کس با چیزی بهتر از آنچه او آورده است نمی آید، مگر کسی که بیش از آن انجام داده باشد». بخاری (4/ 95) به شماره (3293)، و مسلم (4/ 2071) به شماره (2691).
«الله را با ستایشش به پاکی میستایم: به تعداد خلقش، و رضایت نفسش، و وزن عرشش، و مداد کلماتش»
سبحان الله و بحمده، عدد خلقه، و رضا نفسه، و زنَةَ عرشه و مداد کلماته سه مرتبه هنگام صبح[128]. [128] مسلم (4/2090) شماره (2726).
«بارالها، من از تو علم سودمند، روزی پاکیزه، و عمل پذيرفتهشده را مسئلت دارم»
اللاهم انی اسألک علمن نافعن، و رزقن طیبن، و عملن متقبلن هنگامی که صبح کند[129]. [129] ابن السني در عمل اليوم والليلة به شمارۀ (54)، وابن ماجه به شمارۀ (925) روایت نموده اند، وعبد القادر وشعيب الأرناؤوط در تحقيق زاد المعاد (375/2) إسناد آن را حسن دانسته اند، و به شمارۀ (73) گذشت.
«از الله متعال آمرزش می خواهم و به او توبه می کنم»
استغفرالله و اتوب الیه صد بار در روز خوانده شود[130]. [130] بخاری با الفتح (11/101) در شماره (6307)، و مسلم (4/2075) در شماره (2702).
اعوذ بکلمات الله التامات من شر ما خلق سه مرتبه هنگام شام بخواند[131]. [۱۳۱] «هر کس آن را هنگام شام سه مرتبه بگوید، نیش زهرآگین آن شب به او ضرری نمیرساند». تخریج احمد (۲/۲۹۰) به شماره (۷۸۹۸)، و نسائی در عمل الیوم و اللیلة به شماره (۵۹۰)، و ابن السنی به شماره (۶۸)، و ببینید: صحیح ترمذی (۳/۱۸۷)، و صحیح ابن ماجه (۲/۲۶۶)، و تحفة الأخیار از ابن باز (ص۴۵).
«بار الها بر پیامبر ما محمد درود و سلام بفرست»
اللاهم صل و سلم علا نبینا محمد ده مرتبه[132]. [132] «هر که هنگام صبح ده مرتبه، و هنگام شام ده مرتبه بر من درود بفرستد، شفاعت من در روز قیامت او را درمییابد». طبرانی آن را با دو سند روایت کرده است: یکی از آنها جید است، ببینید: مجمع الزوائد (10/120)، و صحيح الترغيب والترهيب (1/273).
28. اذکار خواب
(هر دو کف دست خود را جمع می کند سپس در آن دو می دمد، و در آن دو می خواند: ﴿(ای پیامبر)! بگو: او الله یگانه است۱ (و) الله از هرچیز بینیاز (و برطرف کنندۀ نیازها) است۲ نه کسی را زاده و نه او زاده شده است۳ و هیچکس مانند و همتای او نیست۴﴾ [الإخلاص: 1-4].
﴿(ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار صبح (سپیده دم)۱ از شر هر آنچه آفریده است۲ و از شر تاریکی شب وقتی که همه جا را بپوشاند۳ و از شر زنان جادوگر که در گرهها میدمند۴ و از شر هر حسودی وقتی که حسد ورزد۵ "[الفلق: 1-5]."
﴿(ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم۱ (و به) پادشاه (حقیقی) مردم۲ (و به) معبود (حقیقی) مردم۳ از شر وسوسهکنندهای که واپس میرود۴ آن که در دلهای مردم وسوسه میاندازد۵ از (جنس) جن باشد و یا از (جنس) انسان۶ [الناس: 1-6]
سپس با آنها تا حد توان بدنش را مسح می کند، با آنها از سر و صورتش و قسمت جلوی بدنش شروع می کند (باید سه مرتبه این کار را انجام دهد)[133]. [133] بخاری مع الفتح (9/62) در شماره (5017)، و مسلم در شماره (2192).
﴿الله آن ذاتی است که هیچ معبودی برحق غیر از او وجود ندارد (که) همیشه زنده و پایدار است (تدبیر تمام کائنات در دست اوست)، او را نه پینکی میآید و نه خواب (یعنی از کائنات یک لحظه غافل نمیباشد) هرچه در آسمانها و هر چه در زمین است خاص از اوست، کیست که نزد او شفاعت کند مگر به اجازه او، آنچه را که پیش (روی) آنها است و آنچه را که پشت سر آنها است میداند (یعنی از احوال حاضر و آینده انسانها باخبر است) و مردم از علم او آگاهی نمییابند، مگر آن مقداری که او بخواهد. کرسی او آسمانها و زمین را فرا گرفته است، و نگهداری آنها (آسمانها و زمین) او را خسته نمیسازد، و او عالیتر و بزرگتر است255﴾ [البقرة:255][134]. [134] «هر کس آن را هنگامی که به رختخواب خود می رود بخواند الله متعال او را محافظت می کند و شیطان تا صبح به او نزدیک نمی شود». بخاری مع الفتح (4/487) به شماره (2311).
﴿پیامبر به آنچه که به او از طرف پروردگارش نازل شد ایمان آورد، و مؤمنان، همگی به الله و فرشتگان وی و به کتابهای وی و به پیامبران وی ایمان آوردند (و گفتند که در ایمان آوردن) در میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمیآوریم، و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم (قبول کردیم احکام الله را)، ای پروردگار ما! ما از تو آمرزش میخواهیم! و بازگشت بهسوی تو است (یعنی به روز آخرت نیز ایمان داریم 285 الله هیچ کسی را مکلف نمیسازد مگر به قدر طاقت و توان او، (انسان) هرچه (از خیر) انجام داده به نفع خودش است و هرچه (از شر) انجام داده به ضرر خودش است، ای پروردگار ما! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم ما را مواخذه مکن، و ای پروردگار ما! بر ذمۀ ما بار گران را مگذار چنانکه آن (بار گران) را بر آنان که پیش از ما بودند نهادی، ای پروردگار ما! آنچه تاب و توانش را نداریم بر ما مگذار و از ما در گذر و ما را مغفرت کن و بر ما رحمتت را نازل کن (زیرا که) توئی مولی و کارساز ما، پس ما را بر قوم کافر پیروز گردان 286﴾ [البقرة:285-286][135]. [135] «هر کس آن دو آیت را در شب بخواند برای او کفایت می کند». بخاری همراه با فتح (9/94) در شماره (4008)، و مسلم (1/554) در شماره (807).
«به نام تو ای [136] پروردگارم، پهلویم را بر زمین نهادم و به کمک تو آن را برمی دارم، پس اگر جانم را نگاه داشتی، بر آن رحم کن، و اگر آن را باز فرستادی، پس آن را حفظ کن، بدان گونه که بندگان شایسته ات را حفظ می کنی»[137]. [136] «هرگاه یکی از شما از رختخوابش برخاست سپس به آن بازگشت، پس آن را با گوشه ایزار (لباس) خود سه بار بتکاند، و بسم الله بگوید؛ زیرا نمیداند پس از او چه چیزی در آن جای گرفته است، و هرگاه دراز کشید پس بگوید:..» تا آخر حدیث، [و معنای بصَنِفة إزاره: لبه لباس در قسمت حاشیه آن است]. النهاية في غريب الحديث والأثر (صنف). [137] بخاری مع الفتح (11/126) در شماره (6320)، و مسلم (4/2084) در شماره (2714).
بِسمِکَ رَبّی وَضَعتُ جَنبی، وَ بِکَ اَرفَعُهُ، فَاِن اَمسَکتَ نَفسی فَارحَمها، وَ اِن اَرسَلتَها فَاحفَظها، بِما تَحفَظُ بِهِ عِبادَکَ الصّالِحین.
«بار الها! همانا تو جان مرا آفريدى و تو آن را مىميرانى، مرگ و زندگى آن از آنِ توست، اگر آن را زنده نگه داشتى، محافظتش بفرما، و اگر آن را ميراندى، پس آن را بيامرز. بار الها! من از تو عافيت مسألت مىنمايم»[138]." [138] تخریج مسلم (4/2083) به شمارۀ: (2712)، و احمد با همین لفظ (2/79) به شمارۀ: (5502).
اللاهم انک خلقت نفسی و انت توفاها، لک مماتها و محیاها، ان احییتها فاحفظها، و ان امتها فاغفرلها، اللاهم انی اسألک العافیه
«الهی [139] مرا از عذابت در روزی که بندگانت را زنده می کنی حفظ کن»[140]. [139] «پیامبر صلی الله علیه وسلم هر گاه می خواست بخوابد، دست راست خود را زیر گونه اش می گذاشت، سپس می فرمود: ...» الحدیث. [140] ابو داود به لفظ خود (4/311) در شماره (5045)، و ترمذی در شماره (3398)، و مراجعه شود به: صحیح ترمذی (3/143)، و صحیح ابو داود (3/240).
اللاهم قنی عذابک یوم تبعث عبادک
«الهی به نام تو می میرم و زنده می شوم»[141]. [141] بخاری مع الفتح (11/113) در شماره (6324)، و مسلم (4/2083) در شماره (2711).
بسمک اللاهُمَّ اموتو و احیا
«سُبْحَانَ اللَّهِ
سبحان الله (سی و سه مرتبه)، و حمد و ثناء از آن الله است
وَلحَمدُ لِله (سی و سه مرتبه)، و الله اکبر
والله اکبر "(سی و چهار مرتبه)»[142]." [142] «کسی که هنگام رفتن به بسترش این را بگوید، برایش از یک خادم بهتر است.» بخاری مع الفتح، (7/71) در شماره (3705)، و مسلم (4/2091) در شماره (2726).
«بار الها، پروردگار آسمانهای هفتگانه، و پروردگار زمين، و پروردگار عرش عظيم، پروردگار ما و پروردگار همه چيز، شكافنده دانه وهسته، و فرودآورنده ای تورات و انجيل و فرقان، من از شر هر چيزی كه تو ناصيهاش را گرفتهای، به تو پناه می برم. بار الها، تو اولی هستي كه پيش از تو چيزی نبود، و تو آخری هستی كه پس از تو چيزی نيست، و تو ظاهری هستی كه بالای تو چيزی نيست، و تو باطنی هستی كه پايينتر از تو چيزی نيست، قرض ما را ادا كن، و ما را از فقر بی نياز گردان»[143]. [143] مسلم (4/2084) در شماره (2713).
اَللّٰهُمَّ رَبَّسْ سَمَواتِسْ سَبْعِ، وَ رَبَّلْ اَرْضِ، وَ رَبَّلْ عَرْشِلْ عَظِيمِ، رَبَّنا وَ رَبَّ كُلِّ شَیْئِنْ، فالِقَلْ حَبِّ وَنْ نَوا، وَ مُنْزِلَتْ تَوْراتِ وَلْ اِنْجِيلِ، وَلْ فُرْقانِ، اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَیْئِنْ اَنْتَ آخِذُنْ بِناصِیَتِهْ، اَللّٰهُمَّ اَنْتَلْ اَوَّلُ فَلَیْسَ قَبْلَكَ شَیْئُنْ، وَ اَنْتَلْ آخِرُ فَلَیْسَ بَعْدَكَ شَیْئُنْ، وَ اَنْتَظْ ظاهِرُ فَلَیْسَ فَوْقَكَ شَیْئُنْ، وَ اَنْتَلْ باطِنُ فَلَیْسَ دُونَكَ شَیْئُنْ، اِقْضِ عَنَّدْ دَیْنَ وَ اَغْنِنا مِنَلْ فَقْر.
«ستایش الله را که ما را اطعام کرد و نوشانید، و ما را کفایت کرد، و ما را پناه داد، پس چه بسا کسانی که نه کفایت کنندهای دارند و نه پناه دهندهای»[144]. [144] مسلم (4/2085) در شماره (2715).
الحمد لله الذی اطعمنا و سقانا، و کفانا، و آوانا، فکم مم من لا کافی له و لا مُؤْوِی
«الهی، ای داننده نهان و آشکار، آفریدگار آسمانها و زمین، پروردگار و مالک همهچیز، گواهی میدهم که هیچ معبود راستینی جز تو نیست و از شرّ نفس خودم، و از شرّ شیطان، و از اینکه شیطان مرا به شرک اندازد، به تو پناه میآورم، و از اینکه در حق خودم مرتکب بدی شوم یا به مسلمان دیگری بدی برسانم به تو پناه میآورم»[145]. [145] ابو داود (4/317) در شماره (5067)، و ترمذی در شماره (3629)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/142).
اللاهم عَالِمَل غیب وش شهاده فاطر السماوات والارض، رب کل شیءٍ و ملیکه، اشهد الا اله الا انت، اعوذ بک من شر نفسی، و من شر شیطان و شرکه، و ان اقترف علا نفسی سوءًا، او اجُرَّهُ الی مسلم
«﴿الــم﴾ تَنْزِيلَ السَّجْدَةِ، و تَبَارَكَ الَّذي بِيَدِهِ المُلْكُ را می خواند»[146]. [146] ترمذی به شماره (3404)، و نسائی در عمل الیوم واللیلة به شماره (707)، و بنگرید: صحیح جامع (4/255).
«يا الله[147]، خود را تسليم تو کردم، و کارم را به تو سپردم، و روی خود را به سوی تو گرداندم، و پشتم را به تو تکيه دادم، از روی اميد و بيم به سوی تو؛ هيچ پناهگاه و راه نجاتی از تو جز به سوی تو نيست، به کتابت که نازل کرده ای، و به پيامبرت که فرستاده ای، ايمان آوردم»[148]. [147] «هنگامی که به رختخواب خود می روی، همانند وضوی نمازت وضو بگیر، سپس بر پهلوی راست خود دراز بکش، سپس بگو: ...» الحدیث. [148] پیامبر ﷺ به کسی که چنین گفت، فرمودند: «پس اگر مردی، بر فطرت مردهای». بخاری مع الفتح (11/113) در شماره (6313)، و مسلم (4/2081) در شماره (2710) روایت نموده اند.
اَللهُمَّ اَسْلَمْتُ نَفْسی اِلَیْک، وَ فَوَّضْتُ اَمْری اِلَیْک، وَ وَجَّهْتُ وَجْهی اِلَیْک، وَ اَلْجَاْتُ ظَهْری اِلَیْک، رَغْبَتَنْ وَ رَهْبَتَنْ اِلَیْک، لا مَلْجَاَ وَ لا مَنْجا مِنْکَ اِلّا اِلَیْک، آمَنْتُ بِکِتابِکَ الَّذی اَنْزَلْتَ، وَ بِنَبِیِّکَ الَّذی اَرْسَلْت.
29. دعا هنگام پهلو گشتن در شب
«هیچ معبود بر حقی جز الله یگانه و قهار نیست، پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، پیروزمند و بسیار آمرزنده است»[149]. [149] این را هنگامی میگوید که در شب از پهلویی به پهلوی دیگر بگردد. تخریج حاکم، و تصحیح آن و موافقت ذهبی (1/540)، و نسائي در عمل الیوم و اللیله در شماره (202)، و ابن سنی در شماره (757)، و ببینید: صحیح الجامع (4/213).
لا اله الا اللَّهُ الوَاحِدُل قهار، رَبُّس سماوات و الارض و ما بینهما العزیزُل غفار
30. دعای ترس در خواب و کسی که به وحشت مبتلا شده است
«پناه می برم به کلمه های کامل الله از غضب و عذاب او، و شر بندگانش، و از وسوسههای شیاطین و از اینکه آنها نزد من حاضر شوند»[150]. [150] ابو داود (4/12) در شماره (3893)، و ترمذی در شماره (3528)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/171).
اَعوذُ بِکَلِماتِلّاهِتتّامّاتِ مِن غَضَبِه وَ عِقابِه، وَ شَرِّ عِبادِه، وَ مِن هَمَزاتِششَیاطینِ وَ اَن یَحضُرون
31. آنچه کسی که رؤیا یا خواب میبیند باید انجام دهد
(به طرف چپ خود چف می کند) (سه مرتبه)[151]. [151] مسلم (4/1772) در شماره (2261).
(به الله پناه ببرد از شر شیطان و از شر آنچه دیده است) (سه مرتبه)[152]. [152] مسلم (4/1772) (1773) در شماره (2261) و (2262).
اعوذ بالله منش شیطانِرَّجیم
(آن را به هیچ کس نگوید)[153]. [153] مسلم (4/1772) در شماره (2261) و(2263).
(از پهلویی که بر آن قرار داشت به پهلوی دیگر برگردد)[154]. [154] مسلم (4/1773) در شماره (2261).
(می ایستد و نماز می خواند، اگر چنین بخواهد)[155]. [155] مسلم (4/1773) در شماره (2263).
32. دعای قنوت وتر
«الهى! مرا در زمرۀ کسانى قرار ده که آنها را هدایت کردهاى، و مرا جز کسانى قرار ده که به آنها عافیت عطا فرمودى. الهى! مرا جزو کسانى قرار ده که تو یاور آنانى، و هر چه که به من عنایت فرمودهاى، مُبارکش بگردان، و مرا از قضاى بد، حفاظت کن، توئى که حکم میکنى، احدى بر تو حاکمیت ندارد، همانا کسیکه تو او را حمایت کنى، ذلیل و خوار نمیشود، [و کسى که تو با او دشمنى کنى هرگز عزت نمىیابد]. پروردگارا! تو بابرکت و بلندمرتبه هستى»[156]. [156] تخریج اصحاب سنن اربعه، و أحمد، و دارمی، و بیهقی: ابو داود به شمارۀ (1425)، و الترمذي به شمارۀ (464)، و النسائي به شمارۀ (1744)، و ابن ماجه به شمارۀ (1178)، و أحمد به شمارۀ (1718)، و دارمی به شمارۀ (1592)، و حاکم (3/172)، و بیهقی (2/209)، و آنچه در میان معقوفین است از بیهقی میباشد، و مراجعه شود به: صحيح الترمذي (1/144)، و صحيح ابن ماجه (1/194)، و إرواء الغليل الباني (2/172).
اللاهم اهدنی فیمن هدیت، و عافنی فیمن عافیت، و تولَّنی فیمن تولَّیت، و بارک لی فیما اعطیت، وقنی شَرَّ ما قضیت؛ فاِنَّک تقضی و لا یقضا علیک، انه لا یذل من والیت، [ و لا یعز من عادیت]، تبارکت ربنا و تعالیت
«یا الله، من از خشم و غضبت به خشنودی و رضايتت و از کيفر و مجازاتت به عفو و بخششت پناه می برم، و از گرفت و مؤاخذه ات به تو پناه می آورم، مرا توان و یاری آن نیست که به بيان ثنا و توصيف شايسته و وصف و شکوه بايسته ات بپردازم، تو چنان هستی که خودت را ستايش نموده ای»[157]. [157] تخریج اصحاب سنن اربعه، و أحمد: أبو داود به شمارۀ (1427)، و الترمذي به شمارۀ (3566)، و النسائي به شمارۀ (1746)، و ابن ماجه به شمارۀ (1179)، و أحمد به شمارۀ (751). نگاه کنید به: صحيح الترمذي (3/180)، و صحيح ابن ماجه (1/194)، و الإرواء (2/175).
اَللهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِرِضاکَ مِن سَخَطِک، وَ بِمُعافاتِکَ مِن عُقوبَتِک، وَ اَعوذُ بِکَ مِنک، لا اُحصی ثَناءً عَلَیک، اَنتَ کَما اَثنَیتَ عَلی نَفسِک.
«بارالها، تنها تو را عبادت میکنیم، و برای تو نماز میخوانیم و سجده میکنیم، و به سوی تو میشتابیم و در طاعت تو میکوشیم، به رحمت تو امیدواریم، و از عذاب تو میترسیم، همانا عذاب تو به کافران رسیدنی است. بارالها، ما از تو یاری میجوییم، و از تو مغفرت میطلبیم، و تو را به نیکی ثنا میگوییم، و ناسپاسی تو را نمیکنیم، و به تو ایمان میآوریم، و در برابر تو خضوع میکنیم، و کسی را که به تو کفر میورزد، ترک میکنیم» [158]. [158] تخریج بیهقی در السنن الكبرى، و تصحیح اسناد آن (2/211)، و شیخ البانی در ارواء الغلیل فرموده: "این اسناد صحیح است" (2/170). و آن موقوف بر عمر است.
اللاهم ایاک نعبد، ولک نصلی و نسجد، و الیک نسعا و نحفد، نرجو رحمتک، و نخشا عذابک، إنَّ عذابک بلکفار ملحق، اللاهم انا نستعینک، و نستغفذک، و نثنی علیکل خیر، و لا نکفرک، و نؤمن بک، و نخضع لک، و نخلع من یکفرک
33. دعای بعد از سلام نماز وتر
«منزّه است پادشاه پاک و مقدس»
سبحانل ملکل قدوس سه مرتبه و بار سوم آن را با صدای بلند می خواند و صدای خود را با آن می کشد و می گوید: « پروردگار فرشتگان و روح»[159]. [159] نسائی (3/244) به شماره (1734)، و دارقطنی (2/31)، و دیگران روایت نموده اند، و آنچه در میان دو کروشه است زیادت دارقطنی (2/31) به شماره (2) میباشد، و اسناد آن صحیح است. ببینید: زاد المعاد به تحقیق شعیب الارناؤوط و عبدالقادر الارناؤوط (1/337).
رَبِل مَلائِکَتی وَرُّوح
۳۴. دعای غم و اندوه
بارالها، من بنده ات هستم، فرزند بنده ات هستم، فرزند كنيزت هستم، پيشانيم در دست توست، حكم تو درباره ام جارى است، قضاوت تو درباره ام عدالت است، از تو مى خواهم به هر نامى كه خود را به آن ناميده اى، يا در كتابت نازل كرده اى، يا آن را به يكى از مخلوقاتت آموخته اى، يا آن را در علم غيب نزد خودت محفوظ داشته اى، كه قرآن را بهار قلبم، و نور سينه ام، و روشن كننده غمهايم، و برطرف كننده اندوهم قرار دهى [160]. [160] احمد (1/391) در شماره (3712)، تصحیح البانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (1/337).
اللهُمَّ اِنّی عَبدُک، اِبنُ عَبدِک، اِبنُ اَمَتِک، ناصِیَتی بِیَدِک، ماضِن فِیَّ حُکمُک، عَدلُن فِیَّ قَضاؤُک، اَسئَلُکَ بِکُلِّ اسمِن هُوَ لَک، سَمَّیتَ بِهِ نَفسَک، اَو اَنزَلتَهُ فی کِتابِک، اَو عَلَّمتَهُ اَحَدَن مِن خَلقِک، اَوِ استَاثَرتَ بِهِ فی عِلمِ الغَیبِ عِندَک، اَن تَجعَلَ القُرآنَ رَبیعَ قَلبی، وَ نورَ صَدری، وَ جَلاءَ حُزنی، وَ ذَهابَ هَمّی.
«الهی از غم و اندوه به تو پناه میبرم، و از ناتوانی و تنبلی به تو پناه میبرم، و از بخل و ترس به تو پناه میبرم، و از سنگینی قرض و غلبه مردان به تو پناه میبرم»[161]. [161] بخاری (7/158) در شماره (2893)، پیامبر ﷺ این دعاء را زیاد می خواندند. به بخاری مع الفتح (11/173) مراجعه کنید، و در (ص89) شماره (137) خواهد آمد.
اللهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِکَ مِنَل هَمِّ وَل حَزَن، وَل عَجزِ وَل کَسَل، وَل بُخلِ وَل جُبن، وَ ضَلَعِد دَینِ وَ غَلَبَتِر رِجال
۳۵. دعای پریشانی
«هیچ معبود بر حق جز الله بزرگ و بردبار نیست، هیچ معبود بر حق جز الله، پروردگار عرش عظیم نیست، هیچ معبود بر حق جز الله، پروردگار آسمانها و زمین و پروردگار عرش کریم نیست»[162]. [162] بخاری (7/154) در شماره (6345)، و مسلم (4/2092) در شماره (2730).
لا اِلهَ اِلَّا اللهُل عَظیمُل حَلیم، لا اِلهَ اِلَّا اللهُ رَبُّل عَرشِل عَظیم، لا اِلهَ اِلَّا اللهُ رَبُّس سَماواتِ وَ رَبُّل اَرضِ وَ رَبُّل عَرشِل کَریم.
«بارالها، به رحمت تو امید دارم پس مرا به اندازۀ چشم به هم زدن به حال خود رها مکن، و تمام امورم را برای من اصلاح کن که معبودی جز تو نیست»[163]. [163] أبو داود (4/324) در شماره (5090)، و أحمد (5/42) در شماره (20430)، و البانی در صحیح ابی داود (3/959) آن را حسن دانسته است.
اللاهم رحمتک ارجو، فلا تکلنی الی نفسی طرفتَ عین، و اصلح لی شأنی کُلَّه، لا اله الا انت
«هیچ معبودی [بهحق] جز تو نیست، تو منزّهی، بیتردید، من از ستمکاران بودهام» [164]. [164] ترمذی (5/529) در شماره (3505)، و حاکم و تصحیح وموافقت نموده ذهبی (1/505)، و نگاه کنید: صحیح ترمذی (3/168).
لا اله الا انت سبحانک انی کنت منظالمین
االله، الله پروردگارِ من است، چیزی را با او شریک نمی سازم»[165]. [165] أبو داود (2/87) به شمارۀ (1525)، وابن ماجه به شمارۀ (3882) روایت نموده اند، و مراجعه شود به: صحيح ابن ماجه (2/335).
الله الله ربّی لا اشرک به شیأن
۳۶. دعای روبرو شدن با دشمن و صاحب قدرت
«بار الها، ما تو را در برابر شان قرار می دهیم، و از شر و بدی های آنها به تو پناه می بریم» [166]. [166] ابو داود (2/89) به شماره (1537)، و تصحیح حاکم و موافقت ذهبی (2/142).
الهی، ما تو را در برابر (یا در گلوی) ایشان قرار میدهیم، و از شرهایشان به تو پناه میبریم
«يا الله، تو پشتيبان من هستی، و تو ياور من هستی، به کمک تو حرکت می کنم و به کمک تو يورش می برم، و به کمک تو می جنگم»[167]. [167] ابو داود (3/42) در شماره (2632)، و ترمذی (5/572) در شماره (3584)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/183).
اللاهم انت عضدی، و انت نصیری، بک احول و بک اَصول، و بک اُقاتل
«الله برای [محافظت از] ما بس است و [او] بهترین [مراقب و] کارساز است»[168]. [168] بخاری (5/172) در شماره(4563).
حَسبُنَلّاهُ وَ نِعمَل وَکِیل
37. دعاى کسى که از ظلم سلطان مى ترسد
«بار الها، پروردگار آسمانهای هفتگانه، و پروردگار عرش عظيم، از فلان پسر فلان، و گروههایش از ميان آفريدگانت، پناه من باش، تا مبادا كسی از آنها بر من تجاوز كند يا سركشی نمايد، پناهنده تو عزتمند است، و ثنای تو بزرگ است، و معبودی جز تو نيست»[169]. [169] بخاری در الأدب المفرد در شماره (707)، و البانی در صحیح الأدب المفرد در شماره (545) آنرا صحیح شمرده است.
اَللهُمَّ رَبَّس سَمَواتِس سَبع، وَ رَبَّل عَرشِل عَظیم، کُن لی جارَن مِن فُلانِ بنِ فُلانِن، وَ اَحزابِهی مِن خَلائِقِک، اَن یَفرُطَ عَلَیَّ اَحَدُن مِنهُم اَو یَطغی، عَزَّ جارُک، وَ جَلَّ ثَنائُک، وَ لا اِلهَ اِلّا اَنت.
«الله بزرگ است، الله از تمامی آفریدگانش عزیزتر است، الله از آنچه میترسم و بیم دارم عزیزتر است، پناه میبرم به الله که معبودی جز او نیست، نگهدارنده هفت آسمان از اینکه بر زمین بیفتند مگر به فرمان او، از شر بندهات فلان، و لشکریان و پیروان و یارانش، از جن و انس، الهی از شر آنان پناه من باش، ثنای تو بزرگ و پناهندهات عزیز است، و نامت پربرکت است، و معبودی جز تو نیست»
الله اکبر، الله اعز من خلقه جمیعن، الله اعز مما اخاف و احذر، اعوذ بالله الذی لا اله الا هو، الممسک السماوات السبع ان یقعن علی الارض الا باذنه، من شر عبدک فلان، و جنوده و اتباعه و اشیاعه، من الجن و الانس، اللهم کن لی جارن من شرهم، جل ثناوک و عز جارک، و تبارک اسمک، و لا اله غیرک. سه مرتبه[170]. [170] بخاری در الأدب المفرد در شماره (708)، و البانی در صحیح الأدب المفرد در شماره (546) آنرا صحیح شمرده است.
۳۸. دعاء علیه دشمن
«الهی، ای نازل کنندۀ کتاب، ای سریع الحساب، احزاب را شکست ده، الهی آنان را شکست ده و متزلزل گردان» [171]. [171] مسلم (3/1362) شماره (1742).
اللاهم منزلل کتاب، سریعلحساب، اهزم الاحزاب، اللاهم اهزمهم و زلزلهم
39. کسی که از قومی بترسد چه بگوید
«الهی، مرا در برابر آنان با آنچه بخواهی، کفايت بفرما» [172]. [172] مسلم (4/2300) در شماره (3005).
اَللهُمَّ اکفِنِیهِم بِما شِئت
40. دعای کسی که در ایمان دچار وسوسه شده است
(به الله پناه میبرد) [173] می گوید: (پناه می برم به الله متعال از شیطان رانده شده) [173] [173] بخاری مع الفتح (6/336) در شماره (3276)، و مسلم (1/120) در شماره (134).
اعوذ بالله منش شیطانرّجیم
(از آنچه در آن وسوسه شده است دست بردارد)[174]. [174] بخاری مع الفتح (6/336) در شماره (3276)، و مسلم (1/ 120) در شماره (134).
(می گوید: «به الله و پیامبرانش ایمان آوردم».[175]. [175] مسلم (1 /119-120) در شماره (134).
آمَنتُ بِاللهِ وَ رُسُلِه
(قول الله متعال را می خواند: ﴿ او «اول» و «آخر» و «ظاهر» و «باطن» است و او به هر چیز داناست3﴾ [الحديد: 3 ] [176]. [176] ابو داود (4/329) در شماره (5110)، و البانی در صحیح ابو داود (3/962) آن را حسن دانسته است.
۴۱. دعاء اداء قرض
«يا الله، مرا با حلال خود از آنچه حرام کرده ای، کفايت بفرما، و به فضل خويش مرا از غير خود بی نياز بگردان»[177]. [177] ترمذی (5/560) در شماره (3563)، و رجوع کنید به: صحیح ترمذی (3/180).
«بارالها، من از غم و اندوه، و ناتوانی و تنبلی، و بخل و بزدلی، و سنگینی قرض و غلبه مردان به تو پناه میبرم »[178]. [178] بخاری (7/158) در شماره (2893)، و (ص83) در شماره (121) گذشته است.
اللاهم انی اعوذ بک منل همّ و الحزن، ولعجز ولکسل، ولبخل و لجبن، و ضلع الدّین و غلبترّجال
42. دعای وسوسه در نماز و قراءت
«پناه می برم به الله متعال از شیطان رانده شده،
اَعُوذُ بِلّاهِ مِنَش شَیطَانِر رَجِیم و به سمت چپ خود (سه مرتبه) تف کنید»[179]. [179] مسلم (4/1729) در شماره (2203)، از حدیث عثمان بن ابی العاص رضی الله عنه، و در آن آمده است: پس من آن کار را انجام دادم، و الله آن را از من دور کرد.
۴۳. دعای کسی که کاری بر او دشوار گردد
«بار الها، هیچ چیز آسان نیست مگر آنچه را که تو آسان بگردانی، و تو اگر بخواهی سختی را آسان میگردانی» [180]. [180] ابن حبان در صحیح خود در شماره (2427) (موارد)، و ابن السنی در شماره (351) روایت نموده اند، و حافظ گفته است: "این حدیث صحیح است"، و تصحیح عبدالقادر ارناؤوط در تخریج الاذکار للنووی (ص106).
اَللَّهُمَّ لَا سَهلَ اِلَّا مَا جَعَلتَهُ سَهلن، وَاَنتَ تَجعَلُ الحَزنَ اِذا شِئتَ سَهلن
44. کسی که مرتکب گناهی شد، چه بگوید و چه کاری انجام دهد
«بندهای نیست که گناهی کند، و به نیکی وضو بگیرد، سپس برخیزد و دو رکعت نماز بخواند، سپس از الله آمرزش بخواهد، مگر آنکه الله او را میبخشد»[181]. [181] ابو داود (2/86) در شماره (1521)، و ترمذی (2/257) در شماره (406)، و البانی آن را در صحیح ابو داود (1/283) صحیح دانسته است.
45. دعای راندن شیطان و وسوسه هایش
(پناه بردن به الله متعال از آن)[182]. [182] ابو داود (1/203) در شماره، و ابن ماجه (1/265) در شماره (807) و تخریج آن در شماره (31) گذشت، و ببینید: سوره المؤمنون: [97-98].
اَعوذُ بِاللهِ مِنَش شَیطانِر رَجیم
(آذان)[183]. [183] مسلم (1/291) در شماره (389)، و بخاری (1/151) در شماره (608).
(اذکار و تلاوت قرآن).
«خانه های خود را قبرستان نسازید، چون شیطان از خانه ای فرار می کند که در آن سوره بقره خوانده می شود»[184]. [184] روایت مسلم (1/539) در شماره (780).
و از جمله مواردی که شیطان را دفع می کند، اذکار صبح و شام، و خواب و بیداری، و اذکار وارد شدن به خانه و خارج شدن از آن، و اذکار وارد شدن به مسجد و خارج شدن از آن، و سایر اذکار شرعی است؛ مانند: خواندن آیه الکرسی هنگام خواب، و دو آیه آخر از سوره بقره، و کسی که بگوید: هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک، فرمانروایی از آن اوست و حمد و ستایش از آن اوست و او بر هر چیزی تواناست.
لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد، وهو علا کل شیء قدیر صد مرتبه، برای او حافظی از شیطان در تمام آن روز خواهد بود[185]، و همچنان آذان شیطان را می راند. [185] روایت بخاری (4/126) شماره(3293).
46. دعاء هنگامی که آنچه نمی پسندد واقع شود، یا در کارش مغلوب گردد
«الله مقدر کرده است و هرچه بخواهد انجام میدهد»[186]. [186] «مؤمن قوی بهتر و نزد الله دوست داشتنیتر از مؤمن ضعیف است، و در هر یک خیر است، برای آنچه به سودت است حریص باش، و از الله یاری بجوی، و اظهار عجز نکن، و اگر مصیبتی به تو رسید نگو: اگر چنین میکردم چنان میشد، بلکه بگو: الله تقدیر نمود و هر چه بخواهد میکند؛ زیرا «اگر» دروازهٔ کار شیطان را میگشاید» مسلم (4/2052) به شماره (2664).
47. تبریک گفتن تولد نوزاد و جواب آن
«الله در آنچه به تو بخشیده شده برایت برکت دهد، و شکرگزارِ بخشنده باشی، و به کمال رشد خویش برسد، و نیکی او روزی تو گردد»[187]. [187] از کلام حسن بصری ذکر شده است. ببینید: تحفة المودود ابن قیم (ص20)، و آن را به ابن منذر در الأوسط نسبت داده است.
بَارَكَ اللَّهُ لَكَ فِيلمَوْهُوبِ لَكَ، وَشَكَرْتَلوَاهِبَ، وَبَلَغَ أَشُدَّهُ، وَرُزِقْتَ بِرَّه و کسی که برایش تبریک گفته شده، به او پاسخ دهد و بگوید: «الله برای تو برکت دهد، و بر تو برکت دهد، و الله به تو جزای خیر دهد، و الله مثل آن را روزی ات گرداند، و ثوابت را فراوان سازد»[188]. [188] نووی آن را در اذکار (ص349) گفته است، و ببینید: صحيح الأذكار للنووي، از سلیم هلالی (2/713)، و تخریج کامل آن در الذكر والدعاء والعلاج بالرقى از مؤلف (1/416).
بارَکَاللهُ لَکَ وَ بارَکَ عَلَیک، وَ جَزاکَاللهُ خَیرَن، وَ رَزَقَکَاللهُ مِثلَهُ، وَ اَجزَلَ ثَوابَک
48. دعایی که با آن برای فرزندان پناه خواسته میشود.
رسول الله صلی الله علیه وسلم برای حسن و حسین رضی الله عنهما دعای پناه میخواندند «شما دو نفر را پناه می دهم به کلمه های کامل الله از هر شیطان و جانور زهر دار، و از هر چشم بد»[189]. [189] بخاری (4/119) در شماره (3371)، از حدیث ابن عباس رضی الله عنهما.
اُعِیذُکُما بِکَلِماتِ اللهِ التّامَّه، مِن کُلِّ شَیطانِن وَ هامَّه، وَ مِن کُلِّ عَینِن لامَّه
49. دعا برای بیمار هنگام عیادت از او
« باكى نيست؛ ان شاءالله که اين بيماری پاک کننده (ی گناهان) است» [190]. [190] بخاری با فتح (10/118) در شماره (3616).
لا بَأسَ طَهُورُن اِن شاءَ الله
اسأل الله العظیم رَبَّل عرشل عظیم ان یشفیک هفت مرتبه[191]. [191] «هیچ بنده مسلمانی نیست که به عيادتِ بيماری برود که زمانِ مرگش نرسيده باشد و هفت بار بگويد: ... مگر اینکه بهبود مییابد». تخریج ترمذی به شماره (۲۰۸۳)، و ابو داود به شماره (۳۱۰۶)، و مراجعه کنید به: صحیح ترمذی (۲/۲۱۰)، و صحیح الجامع (۵/۱۸۰).
50. فضیلت عیادت بیمار
پیامبر ﷺ فرمودند: «هرگاه مردی به عیادت برادر مسلمانش برود، در میان میوههای بهشت راه میرود تا وقتی که بنشیند، پس چون بنشیند رحمت او را فرا میگیرد، پس اگر صبح باشد هفتاد هزار فرشته تا شام برای او دعا میکنند، و اگر شام باشد هفتاد هزار فرشته تا صبح برای او دعا میکنند»[192]. [192] ترمذی در شماره (969)، ابن ماجه در شماره (1442)، و احمد در شماره (975) نقل نموده اند، و ببینید: صحیح ابن ماجه (244/1) و صحیح ترمذی (286/1)، و نیز تصحیح احمد شاکر.
51. دعای بیماری که از زندگی خویش ناامید شده است
«بارالها، مرا ببخشا، و بر من رحم کن، و مرا به رفیق اعلی ملحق کن»[193]. [193] بخاری (7/10) در شماره (4435)، و مسلم (4/1893) در شماره (2444).
اَللّٰاهُمَّ غفِر لِی، وَارحَمنِی، وَاَلحِقنِی بِرَّفِیقِل اَعلَی
پیامبر صلی الله علیه وسلم هنگام وفات خود دستان خود را در آب فرو میبردند و با آنها صورت خویش را مسح میکردند، و میفرمودند: «نیست معبود بر حق جز الله
لا اله الا الله یقیناً مرگ سکراتی دارد» [194]. [194] بخاری مع الفتح (8/144) شماره (4449)، و در حدیث ذکر مسواک آمده است.
«هیچ معبودی جز الله نیست و الله بزرگتر است، هیچ معبودی جز الله یگانه نیست، هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک است، هیچ معبودی جز الله نیست، فرمانروایی از آن اوست و حمد و ستایش از آن اوست، هیچ معبودی جز الله نیست و هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر با الله» [195]. [195] ترمذی به شمارۀ (3430)، و ابن ماجه به شمارۀ (3794) روایت کرده و شیخ ألباني آن را صحیح شمرده است، بنگرید به: صحيح الترمذي (3/152)، و صحيح ابن ماجه (2/317).
لا اله الا الله والله اکبر، لا اله الا الله وحده، لا اله الا الله وحده لا شریک له، لا اله الا الله له الملک و له الحمد، لا اله الا الله و لا حول و لا قُوَّت الا بالله
52. تلقین فرد در وقت مرگ
«هر که آخرین سخنش این باشد که، نیست معبود برحق جز الله
لا اله الا الله وارد بهشت میشود»[196]. [196] ابو داود (3/190) در شماره (3116)، و ببینید: صحیح الجامع (5/432).
53. دعای کسی که به مصیبتی گرفتار شده است
«ما از آنِ الله هستیم و به سوی او باز میگردیم، الهی پاداش مصیبتم را بده، و بهتر از آن را به من عطا کن»[197]. [197] مسلم (2/632) در شماره (918).
اِنّا لِلهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعون، اَللّاهُمَّ اجُرنی فی مُصیبَتی، وَ اَخلِف لی خَیراً مِنها
54- دعاء هنگام بستن چشمان میت
«الهی فلان (با ذکر نامش) را بیامرز، و درجه اش را در میان هدایت یافتگان بلند بگردان، و در میان بازماندگان جانشین او در خانواده اش باش، و ما و او را بیامرز ای پروردگار جهانیان، و قبرش را کشاده بگردان، و آن را پر نور نما» [198]. [198] مسلم (2/634) در شماره (920).
اللاهُمَّ اغفر لفلان (بنامش) و ارفع درجته فی المهدیین، واخلفه فی عقبه فی الغابرین، واغفر لنا و له یا رب العالمین، وافسح له فی قبره، و نور له فیه
55. دعاء برای میت هنگام نماز بالای او
«الهی او را بیامرز و رحم کن، او را عفو کن، و جایگاهش را گرامی بدار، و قبرش را گشاد کن، و او را با آب و یخ و تگرگ بشوی، و او را از گناهان پاک کن، چنانکه جامۀ سفید را از پلیدی پاک ساختی، و برای او عوض کن خانه ای بهتر از خانه اش، و خانواده ای بهتر از خانواده اش، و همسری بهتر از همسرش، و او را وارد بهشت کن، و از عذاب قبر [و عذاب آتش] پناهش ده» [199]. [199] مسلم (2/663) در شماره (963).
اللاهُمَّ اغفر له وارحمه، واعف عنه، و اکرم نزله، ووسع مدخله، واغسله بالماء والثلج و البرد، و نقه من الخطایا کما نقیت الثوب الابیض من الدنس، و ابدله دارن خیرن من داره، واهلن خیرن من اهله، وزوجا خیرن من زوجه، و ادخله الجنه، و اعذه من عذاب القبر [وعَذَابِ النَّار]
«ای بار الها! زنده و مردهء ما را، حاضر و غایب ما را، کوچک و بزرگ ما را، و مرد و زن ما را مغفرت کن. ای بار الها! کسی را که از ما زنده ساختی بر اسلام زنده ساز، و کسی را که از ما وفات دادی وی را بر ایمان وفات بده. ای بار الها! ما را از اجر آن محروم نگردان و بعد از وی ما را گمراه مکن»[200]. [200] ابو داود در شماره (3201)، ترمذی در شماره (1024)، نسائی در شماره (1985)، ابن ماجه (1/480) در شماره (1498)، و احمد (2/368) در شماره (8809)، و ببینید: صحیح ابن ماجه (1/251).
اللاهُمَّ اغفر لحینا و میتنا، و شاهدنا و غائبنا، و صغیرنا و کبیرنا، و ذکرنا و انثانا، اللاهُمَّ من احییته منا فأحیه علل اسلام، و من توفیته منا فَتَوَفَّهُ علل ایمان، اللاهُمَّ لا تحرمنا اجره، و لا تُضِلنا بعده
«الهی همانا فلان پسر فلان در ذمۀ تو، و در پناه توست، پس او را از فتنۀ قبر، و عذاب آتش حفظ کن، و تو اهل وفا و حق هستی، پس او را بیامرز و رحم کن، همانا تو آمرزندۀ ى مهربانی»[201]. [201] ابن ماجه به شمارۀ (1499) روایت نموده است، ببینید: صحيح ابن ماجه (1/251)، و أبو داود در (3/211) به شمارۀ (3202) روایت نموده است.
اَللهُمَّ اِنَّ فُلانَ بنَ فُلانِن فی ذِمَّتِکَ، وَ حَبلِ جِوارِکَ، فَقِهِ مِن فِتنَتِل قَبرِ، وَ عَذابِنّارِ، وَ اَنتَ اَهلُل وَفاءِ وَل حَقِّ، فَغفِر لَهُ وَرحَمهُ اِنَّکَ اَنتَل غَفُورُر رَّحیم.
«بارالها، بندهات و فرزند کنیزت به رحمتت نیازمند است، و تو از عذاب او بینیازی، اگر نیکوکار است پس بر نیکیهایش بیفزا، و اگر بدکار است پس از او درگذر»[202]. [202]حاکم آنرا روایت و تصحیح نموده، و ذهبی با وی موافقت نموده است (1/359)، و بنگرید به: أحکام الجنائز ألبانی (ص125).
اللاهم عبدک و ابن امتک احتاج الی رحمتک، و انت غَنِيٌّ عن عذابه، ان کان محسنُن فزد فی حسناته، و ان کان مسیئا فتجاوز عنه
56- دعا برای طفل نابالغ در نماز جنازه بر وی
«یا الله، او را از عذاب قبر پناه بده»[203]. [203] (سعید بن مسیب فرمود: پشت سر ابو هریره رضی الله عنه بر کودکی که هرگز خطایی نکرده بود نماز خواندم، پس شنیدم که می گفت..) الحدیث. مالک در الموطأ (1/288)، و ابن ابی شیبه در المصنف (3/217)، و بیهقی (4/9) آن را روایت کرده اند، و شعیب الارناؤوط در تحقیق خویش بر شرح السنة بغوی (5/357) اسناد آن را صحیح دانسته است.
اللاهم اعذه من عذابل قبر
و اگر گفت: «ای بار الها! او را برای ما توشه و برای والدینش پس انداز اجر و شفاعت کنندۀ قبول شده بگردان، ای بار الها! با وی ترازو های آنان را سنگین بگردان، و اجر های شانرا بزرگ بگردان، و وی را با صالح مومنان یکجا کن و در کفالت ابراهیم قرار ده و به رحمت خویش وی را از عذاب جهنم نجات بده، و برایش خانهای بهتر از خانهاش، و خانوادهای بهتر از خانوادهاش عوض ده، ای بار الها! گذشتگان ما را، و پیشفرستادگان ما را، و کسانی را که در ایمان بر ما سبقت گرفته اند مغفرت کن»
اللاهُمَّ اجعله فرطن و ذخرن لوالدیه، و شفیعن مجابن، اللاهُمَّ ثَقِّل به موازینهما، و اعظم به اجورهما، و الحقه بصالحل مومنین، و اجعله فی کفالت ابراهیم، وَقِهِ برحمتک عذابل جحیم، و ابدله دارن خیرن من داره، و اهلن خیرن من اهله، اللاهُمَّ اغفر لِأَسْلَافِنَا، و افراطنا، و من سبقنا بِل ایمان پس نیکوست[204]. [204] ببینید: المغنی از ابن قدامه (3/416)، و درس های مهم برای امت عامه، از شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز رحمه الله (ص15).
«بارالها، او را برای ما پیشرو، ذخیره و اجر قرار بده»[205]. [205] حسن بر طفل سورۀ فاتحه را میخواند، و میگفت... الحدیث. بغوی در شرح السنة (5/357)، و عبدالرزاق شماره (6588) آن را تخریج کرده اند، و بخاری در کتاب الجنائز (65)، باب: قراءة فاتحة الكتاب على الجنازة (2/113)، قبل از حدیث شماره (1335) به صورت معلق روایت کرده است.
اَللَّهُمَّجْعَلْهُ لَنا فَرَطاً، وَ سَلَفاً، وَ اَجْراً
57. دعاء تعزیت
«همانا از آنِ الله است آنچه را که گرفت، و از آنِ اوست آنچه را که داد، و هر چیزی نزد او دارای مدت معینی است... پس باید شکیبا باشد و امید پاداش [الهی] داشته باشد»[206]. [206] بخاری (2/80) در شماره (1284)، و مسلم (2/636) در شماره (923).
ان لله ما اخذ، و له ما اعطا، و کل شیءٍ عنده بِاَجلن مسمَّا ... فَلْتَصْبِرْ وَلْتَحْتَسِب
و اگر بگوید: «الله اجر بزرگ نصیب تان گرداند، و عزاء و مصیبت تان را به نیکی تمام کند، و مردۀ تان را ببخشد»
اعظم الله اجرک، و احسن عزاءَک، و غفر لِمَيِّتِک بهتر است[207]. [207] الأذكار للنووي (ص126).
58- دعا هنگام داخل کردن میت در قبر
«به نام الله و بر سنت رسول الله»[208]. [208] ابو داود (3/314) در شماره (3215) با سند صحیح، و احمد در شماره (5234) و شماره (4812) با لفظ: «بِسْمِ اللَّهِ، وَعَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ»، و سند آن صحیح است.
بسم الله و علی سنت رسول الله
59- دعا بعد از دفن میت
«بارالها او را بیامرز، بارالها او را ثابت قدم بدار»[209]. [209] پیامبر صلی الله علیه وسلم وقت از دفن میت فارغ می شد بالای قبرش ایستاده شده و فرمودند: «به برادر تان طلب مغفرت کنید و برای وی ثابت قدمی بخواهید زیرا وی اکنون مورد سوال قرار می گیرد». ابو داود (3/315) به شماره (3223) و حاکم آن را روایت کرده و صحیح دانسته، و ذهبی (1/370) با وی موافقت نموده است.
اَللَّاهُمَّ اغْفِر لَهُ، اَللَّاهُمَّ ثَبِّتْه
60. دعای زیارت قبرها
«سلامتی بر شما باد ای اهل دیار مومنان و مسلمانان، و ما اگر ارادۀ الله متعال باشد با شما یکجا شونده ایم، [و الله متعال کسانی را که قبل از ما رفته اند و کسانی که بعد از ما می آیند رحم نماید] از الله متعال برای خود و شما عافیت می طلبم»[210]. [210] مسلم (2/671) در شماره (975)، و ابن ماجه (1/494)، و لفظ از اوست در شماره (1547) از بریده رضی الله عنه، و آنچه در میان دو کروشه است از حدیث عائشه رضی الله عنها نزد مسلم (2/671) در شماره (975).
اَسَّلامُ عَلَیکُم اَهلَد دیار، مِنَل مُؤمِنینَ وَل مُسلِمین، وَ اِنّا اِن شاءَاللهُ بِکُم لاحِقون، وَ یَرحَمُاللهُل مُستَقدِمینَ مِنّا وَل مُستَأخِرین، اَسأَلُاللهَ لَنا وَ لَکُمُل عافیَه.
61. دعای باد (طوفان)
«الهی خیر آن را از تو می خواهم و از شر آن به تو پناه می برم»[211]. [211] أبو داود (4/326) به شمارۀ (5099)، وابن ماجه (2/1228) به شمارۀ (3727) روایت نموده اند، و مراجعه شود به: صحيح ابن ماجه (2/305).
اَللّاهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ خَیرَها، وَ اَعوذُ بِکَ مِن شَرِّها
«بار الها، من از تو خیر آن، و خیر آنچه در آن است، و خیر آنچه به آن فرستاده شده است را می خواهم، و از شر آن، و شر آنچه در آن است، و شر آنچه به آن فرستاده شده است به تو پناه می برم»[212]. [212] مسلم، و لفظ از وی است (2/666) در شماره (899)، و بخاری (4/76) در شماره (3206) و (4829).
اللهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ خَیرَها، وَخَیرَ ما فیها، وَخَیرَ ما اُرسِلَت بِهِ، وَاَعوذُ بِکَ مِن شَرِّها، وَشَرِّ ما فیها، وَشَرِّ ما اُرسِلَت بِه
62. دعای رعد و برق
«منزه است ذاتی که رعد به ستایش او تسبیح می گوید و فرشتگان از ترس او تسبیح می گویند»[213]. [213] عبد الله بن زبیر رضی الله عنهما هرگاه صدای رعد را میشنید، سخن گفتن را ترک میکرد و میگفت: ... الحدیث، موطأ (2/992)، و آلبانی در صحیح الکلم الطیب (157) گفته است: «صحیح الإسناد موقوفاً».
سُبْحانَل لَّذی یُسَبِّحُر رَّعْدُ بِحَمْدِه وَلْمَلائِکَةُ مِن خيفَتِه
63. از دعاهای استسقاء
«الهی به ما بارانی فریادرس، گوارا، پربار، نافع و بیضرر، زود و بدون تأخیر عطا فرما»[214]. [214] ابو داود (1/303) در شماره (1171)، و تصحیح البانی در صحیح ابی داود (1/216).
اَللّٰهُمَّ اسقِنا غَیثَن مُغیثَن مَریئَن مَریعَن، نافِعَن غَیرَ ضارِّن، عاجِلَن غَیرَ آجِل
«بارالها! بر ما باران بفرست، بارالها! بر ما باران بفرست، بارالها! بر ما باران بفرست»[215]. [215] بخاری (1/224) در شماره (1014)، و مسلم (2/613) در شماره (897).
«الهی بندگان و چهارپایانت را سیراب کن، و رحمتت را بگستران، و سرزمین مردهات را زنده کن»[216]. [216] ابو داود (1/305) در شماره (1178)، و البانی در صحیح ابو داود (1/218) آن را حسن دانسته است.
اللاهم اسق عبادک، و بهائمک، و انشر رحمتک، و احیی بَلَدَكَل میت
64. دعاء هنگام دیدن باران
«الهی این باران را سودمند بگردان»[217]. [217] بخاری همراه با فتح (2/518) در شماره (1032).
اللاهم صیّبن نافعن
65. دعای پس از باریدن باران
«برای ما به فضل و رحمت الله باران بارید»[218]. [218] بخاری (1/205) در شماره (846)، و مسلم (1/83) در شماره (71).
مُطِرْنَا بِفَضْلِ اللَّهِ وَرَحْمَتِه
66. از دعاهای طلب صاف شدن هوا
«بارالها! بر اطراف ما بباران و نه بر ما، بارالها! بر تپهها، کوههای کوچک، درهها و رویشگاههای درختان بباران»[219]. [219] بخاری (1/224) در شماره (933)، و مسلم (2/614) در شماره (897).
67. دعای رویت ماه
«الله بزرگ است، الهی این [ماه] را با امنیت و ایمان، و سلامتی و اسلام، و توفیق به آنچه تو ای پروردگار ما دوست داری و از آن راضی میشوی، بر ما طلوع ده، پروردگار ما و پروردگار تو الله است»[220]. [220] ترمذی (5/504) در شماره (3451)، و دارمی با همین لفظ (1/336)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/157).
اَللهُ اَکبَر، اَللهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَینا بِل اَمنِ وَل ایمان، وَس سَلامَتِ وَل اِسلام، وَت تَوفیقِ لِما تُحِبُّ رَبَّنا وَ تَرضا، رَبُّنا وَ رَبُّکَل لاه.
68. دعا در وقت افطار روزهدار
«تشنگی بر طرف شد، و رگها تر شد، و پاداش ان شاء الله ثابت گشت»[221]. [221] أبو داود (2/306) به شمارۀ (2359)، و دیگران روایت نموده اند. و ببینید: صحيح الجامع (4/209).
ذَهَبَظَّمأ و ابتلتل عروق، و ثَبَتَل اجر ان شاءَ الله
«بارالها، من به رحمتت که همه چیز را فرا گرفته است، از تو می خواهم که مرا بیامرزی»[222]. [222] تخریج ابن ماجه(1/557) به شمارۀ(1753) از دعای عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما، و تحسین حافظ در تخریج الاذکار. نگاه کنید: شرح الاذکار (4/342).
اَللاهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِرَحمَتِکَ اَلَّتی وَسِعَت کُلَّ شَی اِن اَن تَغفِرَ لی
69. دعای قبل از غذا
«هرگاه یکی از شما غذا بخورد، باید بگوید: بنام الله،
بسم الله پس اگر در ابتدا فراموش کرد، بگوید: «به نام الله در آغاز غذا و پایان آن» [223]. [223] أبو داود در (3/347) به شمارۀ (3767)، والترمذي در (4/288) به شمارۀ (1858) روایت نموده اند، و ببینید: صحيح الترمذي (2/167).
بسم الله فی اوله و آخره
«هرکس که الله به او غذا عطا کند، پس بگوید: بار الها، در آن برای ما بركت قرار ده، و بهتر از آن به ما بخوران،
اللاهُمَّ بارِک لَنا فیهِ وَ اَطعِمنا خَیرن مِنه و هر کس که الله به او شیر بنوشاند، باید بگوید: «بارالها! در آن برای ما برکت عنایت فرما، و از آن بر ما بیفزا»[224]. [224] ترمذی (5/506) در شماره (3455)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/158).
اَللاهُمَّ بارِک لَنا فیهِ وَ زِدنا مِنه
70. دعا هنگام تمام شدن غذا
«ستایش الله را که این را به من اطعام کرد، و به من روزی داد، بدون هیچ نیرو و قدرتم»[225]. [225] اصحاب سنن به جز النسائي: أبو داود به شمارۀ (4025)، والترمذي به شمارۀ (3458)، وابن ماجه به شمارۀ (3285) روایت نموده اند، و ببینید صحيح الترمذي (3/159).
الحمدلله الذی اَطعمنی هذا، و رزقنیه، من غیر حولن مِنِّی و لا قوه
«ستایش از آن الله است؛ ستايشی فراوان، پاک و مبارک، ستایشی که نه [کافی دانسته شده و نه] ترک میگردد، و نه از آن بینیازی جسته میشود، ای پروردگار ما»[226]. [226] بخاری (6/214) در شماره (5458)، و ترمذی با همین لفظ (5/507) در شماره (3456).
الحمدلله حمدن کثیرن طیبن مبارکن فیه، غیر [مکفی ولا] مُوَدَّعن، و لا مُسْتَغْنَن عنه ربَّنَا
71. دعای مهمان برای صاحب غذا
«الهی به آنچه روزی شان کردهای برکت بده، و آنها را بیامرز و رحمتشان کن»[227]. [227] مسلم (3/1615) در شماره (2042).
اللاهُمَّ بارک لهم فیما رزقتهم، و اغفر لهم و ارحمهم
72. کنایه زدن با دعا برای طلب غذا یا نوشیدنی
«بارالها، کسی را که به من غذا داد، غذا بده، و کسی را که مرا سیراب کرد، سیراب کن»[228]. [228] مسلم (3/1626) در شماره (2055).
اللاهُمَّ اَطعم من اَطعمنی، و اسق من سقانی
73- دعای کسی که نزد خانواده یی افطار کند
"«روزهداران نزد شما افطار کردند، و نیکوکاران غذای شما را خوردند، و فرشتگان بر شما درود بفرستند» [229]." [229] سنن ابی داوود (3/367) شماره (3856)، و ابن ماجه (1/556) شماره (1747)، و نسایی در عمل الیوم و اللیلة، شماره (296-298)، و تصریح کرده است که پیامبر ﷺ هرگاه نزد اهل بیت افطار میکردند آن را میگفتند، و تصحیح البانی در صحیح ابی داود (2/730).
اَفطَرَ عِندَكُمُص صائِمون، وَ اَكَلَ طَعامَكُمُل اَبرار، وَ صَلَّت عَلَيكُمُل مَلائِكَه
74. دعای روزه دار هنگامی که غذا حاضر شود و افطار نکند
«هرگاه یکی از شما دعوت شد، دعوت را اجابت کند، پس اگر روزه دار بود دعا کند، و اگر روزه دار نبود غذا بخورد»[230]، و معنی فَلْيُصَلِّ یعنی: دعا کند. [230] مسلم (2/1054) در شماره (1150).
75. روزه دار چه گوید وقتی کسی او را دشنام دهد
«من روزه هستم، من روزه هستم»[231]. [231] بخاری مع الفتح (4/103) در شماره (1894)، و مسلم (2/806) در شماره (1151).
76. دعا در وقت دیدن میوه نوبر (نورس)
« بارالها! در میوههای ما برای ما برکت بده، و در شهر ما برای ما برکت بده، و در صاع ما برای ما برکت بده، و در مُد ما برای ما برکت بده»[232]. [232] مسلم (2/1000) در شماره (1373).
اللاهم بارک لنا فی ثمرنا، وبارک لنا فی مدینتنا، و بارک لنا فی صاعنا، و بارک لنا فی مُدِّنَا
77. دعای عطسه
«هرگاه يکی از شما عطسه زد، بايد بگويد: حمد و ثناء از آن الله است،
الحمد لله برادر یا همراهش به او بگوید: الله بر تو رحم کند،
یرحمک الله اگر به او گفت: یرحمک الله، باید بگوید: «الله شما را هدايت کند و احوال تان را اصلاح بگرداند»[233]. [233] بخاری (7/125) در شماره (5870).
یهدیکم الله و يُصْلِحُ بالکم
78. آنچه به کافر گفته میشود هرگاه عطسه بزند و الحمدلله بگوید.
«الله شما را هدايت کند و احوال تان را اصلاح بگرداند»[234]. [234] ترمذی (5/82) در شماره (2741)، احمد (4/400) در شماره (19586)، و ابو داود (4/308) در شماره (5040)، و ببینید: صحیح ترمذی (2/354).
یهدیکم الله ويُصْلِحُ بالکم
79. دعاء برای ازدواج کننده
«الله متعال برای تو برکت دهد، و بر تو برکت نازل کند، و میان شما را در خیر جمع نماید»[235]. [235] اصحاب سنن به جز نسائی روایت نموده اند: أبو داود به شمارۀ (2130)، والترمذي به شمارۀ (1091)، وابن ماجه به شمارۀ (1905)، والنسائي در عمل اليوم والليلة به شمارۀ (259)، و مراجعه شود به: صحيح الترمذي (1/316).
بارک الله لک، و بارک علیک، و جمع بینکما فی خیر
80. دعای شخص ازدواجکننده و خریدن مرکب (یا چهارپا)
هرگاه یکی از شما با زنی ازدواج کند، یا هرگاه خادمی بخرد، پس بگوید: «بارالها، من از تو خیر او، و خیر آنچه او را بر آن سرشتهای میخواهم، و از شر او، و شر آنچه او را بر آن سرشتهای به تو پناه میبرم»
اللاهُمَّ انی اسألک خیرها، و خیر ما جبلتها علیه، و اعوذ بک من شرها، و شر جبلتها علیه و هرگاه شتری خرید، پس باید نوک کوهان آن را بگیرد و همانند آن بگوید»[236]. [236] ابو داود (2/248) شماره (2160)، و ابن ماجه (1/617) شماره (1918)، و ببینید: صحیح ابن ماجه (1/324).
81. دعای قبل از همبستری با همسر
«بسم الله، بار الها شیطان را از ما دور بگردان، و شیطان را از آنچه به ما روزی میدهی دور بگردان»[237]. [237] بخاری (6/141) در شماره (141)، و مسلم (2/1028) در شماره (1434).
بسم الله، اللاهُمَّ جَنِّبْنَش شیطان، و جَنِّبِش شیطان ما رزقتنا
82. دعای خشم
«پناه می برم به الله متعال از شیطان رانده شده»[238]. [238] بخاری (7/99) در شماره (3282)، و مسلم (4/2015) در شماره (2610).
اعوذ بالله مِنَش شَیطانِر رَجیم
83. دعای کسی که مصیبت زده ای را ببیند
«سپاس الله را که مرا از آنچه تو را گرفتار نموده نجات داد، و بر بسیاری از مخلوق برتری داد»[239]. [239] ترمذی (5/494) و (5/493) در شماره (3432)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/153).
الحمدلله الذی عافانی مِمَّابتلاکَ به، و فضلنی علا کثیرِم مِمَن خلق تفضیلَن
84. آنچه در مجلس گفته می شود
از ابن عمر رضی الله عنه روایت است که گفت: برای رسول الله صلى الله عليه وسلم در یک مجلس، پیش از آنکه برخیزند، صد بار شمرده میشد: «پروردگارا، مرا ببخش، و توبه من را بپذير ، زيرا تو توبه پذير وبخشندهای»[240]. [240] ترمذی به شمارۀ (3434)، و ابن ماجه به شمارۀ (3814)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/153)، و صحیح ابن ماجه (2/321)، و لفظ آن از ترمذی است.
رَبِّغْفِرْ لِی، و تب علیّ، اِنک اَنتَت تَوابُر رحیم
85. کفارۀ مجلس
«الهی تو منزهی و ستایش ترا است، گواهی می دهم که معبود برحقی جز تو نیست، از تو طلب مغفرت می کنم و به تو توبه می کنم»[241]. [241] اصحاب سنن: ابوداوود در شماره (4858)، و ترمذی در شماره (3433)، و نسایی در شماره (1344)، و نگاه کنید به صحیح ترمذی (3/153)، و ثابت شده است که عائشه رضی الله عنها گفت: «رسول الله صلی الله علیه وسلم در هیچ مجلسی ننشست، و هیچ قرآنی تلاوت نکرد، و هیچ نمازی ادا نکرد، مگر اینکه آن را با کلماتی ختم کرد...» تا آخر حدیث، نسایی در عمل الیوم واللیلة در شماره (308)، و احمد (6/77) در شماره (24486) آن را روایت کرده اند، و دکتر فاروق حماده در تحقیق خود بر عمل الیوم واللیلة نسایی (ص273) آن را صحیح دانسته است.
سُبحانکَل لَّاهُمَّ و بحمدک، اَشهد اَلا اله الا انت، استغفرک و اَتوب اِلیک
86. دعا برای کسی که بگوید: غَفَرَ اللهُ لَكَ
«و برای تو همچنان»[242]. [242] أحمد (5/82) به شمارۀ: (20778)، و النسائی در عمل اليوم والليلة (ص218) به شمارۀ: (421)، تحقیق دکتر فاروق حماده.
وَ لَک
87. دعاء برای کسی که به شما نیکی نماید
«الله برای تو خیر نصیب کند»[243]. [243] ترمذی به شمارۀ (2035)، روایت نموده است، و مراجعه شود به: صحیح الجامع (6244) و صحیح ترمذی (2/200).
جزاک الله خیرن
88. آن چه که الله به وسیله آن از دجال نجات میدهد
«هرکس ده آيه از ابتدای سوره ی "کهف" را حفظ کند، از فتنه ی "دجال" در امان می ماند»[244]، و پناه بردن به الله از فتنۀ او بعد از تشهد اخیر در هر نماز[245]. [245] ببینید: حدیث شماره (55)، و حدیث (56) (ص41) از این کتاب. [244] مسلم (1/555) در شماره (809)، و در روایتی: از آخر سوره کهف (1/556) در شماره (809).
89. دعا برای کسی که بگوید: من تو را به خاطر الله دوست دارم
«کسی که مرا به خاطر او دوست داشتی، تو را دوست بدارد» [246]. [246] أبو داود در (4/333) به شمارۀ (5125) روایت نموده است، و الباني در صحيح سنن أبي داود (3/965) آنرا حسن دانسته است.
احبکَ الله الذی اَحببتنی لَه
90. دعاء برای کسی که مال خود را بر تو عرضه کند
«الله برای تو در خانواده و مال ات برکت دهد»[247]. [247] بخاری همراه با فتح (4/288) شماره (2049).
بارَکَ اللهُ لَکَ فی اَهلِکَ وَ مالِک
91. دعاء برای کسی که قرض داده است در وقت ادای آن
«بارَكَ اللَّهُ لَكَ فِي أَهْلِكَ وَمَالِكَ، إِنَّمَا جَزَاءُ السَّلَفِ الحَمْدُ وَالأَدَاءُ»[248]. [248] النسائي در عمل اليوم والليلة (ص300)، و ابن ماجه (2/809) به شمارۀ (2424) روایت نموده است، و ببینید: صحيح ابن ماجه (2/55).
بارک الله لک فی اهلک و مالک
92. دعای ترس از شرک
«بار الها، من از اينكه به تو شرک ورزم در حالی كه می دانم، به تو پناه می جویم، و برای آنچه نمی دانم از تو آمرزش می خواهم»[249]. [249] احمد (4/403) شماره (19606)، و الأدب المفرد بخاری شماره (716)، و ببینید: صحيح الجامع (3/233)، و صحيح الترغيب والترهيب البانی (1/19).
اَللّٰهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ اَنْ اُشْرِکَ بِکَ وَ اَنا اَعْلَمُ، وَ اَسْتَغْفِرُکَ لِما لا اَعْلَم
93. دعا براى کسی که بگوید: بَارَكَ اللَّهُ فِيكَ، یعنی الله بر شما برکت دهد
«و الله بر شما نیز برکت دهد»[250]. [250] ابن السنی (ص138) به شمارۀ (278) روایت نموده است، و مراجعه شود به: الوابل الصیب لابن القیم (ص304)، تحقیق بشیر محمد عیون.
و فیک بارک الله
94. دعای کراهت از بدشگونی
«االهی هیچ شگونی جز شگون تو نیست، و هیچ خیری جز خیر تو نیست، و معبودی (برحق)جز تو نیست»[251]. [251] احمد (2/220) در شماره (7045)، و ابن السنی در شماره (292)، و تصحیح آنرا البانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (3/54) در شماره (1065) نموده است، اما پیامبر صلی الله علیه وسلم فال نیک را میپسندیدند؛ و به همین دلیل از مردی سخن نیکی شنیدند پس آن را پسندیدند و فرمودند: «فال نیکت را از دهانت گرفتیم»، ابو داود در شماره (3719)، و احمد در شماره (9040)، و تصحیح آنرا البانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (2/363) نموده است، نزد ابی الشیخ در أخلاق النبي صلی الله علیه وسلم (ص270).
اَللهُمَّ لا طَیرَ اِلّا طَیرُک، وَ لا خَیرَ اِلّا خَیرُک، وَ لا اِلهَ غَیرُک
95- دعای سواری
«به نام الله، و ستایش مخصوص الله است
بسمِ اللهِ، ولحمدو لله (پاک و منزه است آن ذاتی که این را برای ما مسخر کرد و ما بر (رام کردن) آن قادر نبودیم).
سُبحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقرِنین و البته ما به سوی پروردگار خود باز میگردیم).
و اِنا اِلی رَبنا لمُنقلبون ستایش الله را است، ستایش الله را است ، ستایش الله را است ، الله بزرگ است، الله بزرگ است، الله بزرگ است، الله تو منزهی، من به خود ستم کردم، مرا ببخش؛ هیچ کس جز تو گناهان را نمی بخشد.»[252]. [252] ابو داود (3/34) در شماره (2602)، و ترمذی (5/501) در شماره (3446)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/156)، سوره زخرف [13- 14].
الحَمْدُ لِلَّهِ، الحَمْدُ لِلَّهِ، الحَمْدُ لِلَّهِ، اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، سُبْحَانَكَ اللَّاهُمَّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَغْفِرْ لِي؛ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلا اَنت
96- دعای سفر
«اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ،
الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر پاک و منزه است آن ذاتی که این را برای ما مسخر کرد و ما بر (رام کردن) آن قادر نبودیم
سُبحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هاذا وَما کُنّا لَهُ مُقرِنین و البته ما به سوی پروردگار خود باز میگردیم،
وَ اِنّا اِلا رَبِّنا لَمُنقَلِبون «الهی در این سفر مان از تو نیکی و تقوا و عملی که تو از آن راضی باشى می خواهیم، الهی سختی های سفر را برای ما آسان نما، و دوری آن را از ما برچین، الهی تو همنشین در سفری، و خلیفه در خانواده هستی، الهی به تو پناه می بریم از مشقت سفر و منظرۀ بد و تغییر ناپسند در مال و خانواده»،
اَللّٰهُمَّ اِنّا نَسئَلُكَ فی سَفَرِنا هاذَل بِرَّ وَتَّقوا، وَ مِنَل عَمَلِ ما تَرضا، اَللّٰهُمَّ هَوِّن عَلَینا سَفَرَنا هاذا وَطوِ عَنّا بُعدَه، اَللّٰهُمَّ اَنتَص صاحِبُ فِس سَفَر، وَل خَلیفَتُ فِل اَهل، اَللّٰهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِكَ مِن وَعثائِس سَفَر، وَ كَآبَتِل مَنظَر، وَ سوءِل مُنقَلَبِ فِل مالِ وَل اَهل. و هرگاه برگشت همین دعا را تکرار نموده، و بر آن اضافه نماید: «ما درحالی باز می گرديم که توبه کنندگان، عبادت گزاران و ستايش گران پروردگارمان هستيم»[253]. [253] مسلم (2/978) شماره (1342).
آیبون، تائبون، عابدون، لربنا حامدون
97- دعای ورود به قریه یا شهر
«بار الها، پروردگار آسمانهای هفتگانه و آنچه سايه افکندهاند، و پروردگار زمينهای هفتگانه و آنچه حمل کردهاند، و پروردگار شياطين و آنچه گمراه ساختهاند، و پروردگار بادها و آنچه پراکنده کردهاند، من از تو خير اين قريه، و خير اهل آن، و خير آنچه در آن است را مسألت دارم، و از شر آن، و شر اهل آن، و شر آنچه در آن است به تو پناه میبرم»[254]. [254] حاکم روایت کرده و آن را صحیح دانسته و ذهبی (2/100) با وی موافقت کرده است، و ابن سنی در شماره (524)، و حافظ در تخریج الأذکار (5/154) آن را حسن دانسته است، علامه ابن باز رحمه الله گفت: "و نسائي با اسناد حسن روایت کرده است". ببینید: تحفة الأخیار (ص37).
اَللّٰهُمَّ رَبَّسْ سَمَواتِسْ سَبْعِ وَ ما اَظْلَلْنَ، وَ رَبَّلْ اَرَضینَسْ سَبْعِ وَ ما اَقْلَلْنَ، وَ رَبَّشْ شَیاطینِ وَ ما اَضْلَلْنَ، وَ رَبَّرْ رِیاحِ وَ ما ذَرَیْنَ، اَسْاَلُكَ خَیْرَ هاذِهِلْ قَرْیَه، وَ خَیْرَ اَهْلِها، وَ خَیْرَ ما فیها، وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّها، وَ شَرِّ اَهْلِها، وَ شَرِّ ما فیها.
98. دعای ورود به بازار
«هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک است، فرمانروایی از آن اوست و حمد و ستایش از آن اوست، زنده می کند و می میراند، و او زنده ای است که نمی میرد، خیر به دست اوست و او بر هر چیزی تواناست»[255]. [۲۵۵] ترمذی به شمارۀ (۳۴۲۸)، و ابن ماجه (۵/۲۹۱) به شمارۀ (۳۸۶۰)، و حاکم (۱/۵۳۸)، و تحسین البانی در صحیح ابن ماجه (۲/۲۱)، و در صحیح ترمذی (۳/۱۵۲).
لا اِلاَهَ اِلَّلّاه، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَه، لَهُلْ مُلْک، وَ لَهُلْ حَمْد، یُحْیی وَ یُمیت، وَ هُوَ حَیُّنْ لا یَموت، بِیَدِهِلْ خَیْر، وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْئِنْ قَدیر.
99- دعای وسیلهء نقلیه که حالت طبیعی نداشته باشد
«بنام الله»[256]. [256] ابو داود (4/296) شماره (4982)، و تصحیح البانی در صحیح ابی داود (3/941).
بسم الله
100- دعای مسافر برای مقیم
«شما را به الله می سپارم که نزد او امانت ها ضایع نمی گردند»[257]. [257] احمد (2/403) به شمارۀ: (9230)، و ابن ماجه (2/943) به شمارۀ: (2825)، و مراجعه شود به: صحیح ابن ماجه (2/133).
أَسْتَوْدِعُكُمُ اللَّهَ الَّذِي لَا تَضِيعُ وَدَائِعُه
101- دعای مقیم برای مسافر
«دین، امانت، پایان عمل ات را به الله میسپارم»[258]. [258] احمد (2/7) در شماره (4524)، و ترمذی (5/499) در شماره (3443)، تصحیح البانی در صحیح سنن الترمذی (3/419).
أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ دِينَک، وَأَمَانَتَک، وَخَوَاتِيمَ عَمَلِک
«الله متعال برای تو تقوا عنایت فرماید، و گناهانت را ببخشد، و هر کجا که باشی، خیر را برای تو آسان کند»[259]. [259] ترمذی در شماره (3444)، و ببینید: صحیح ترمذی (3/155).
زَوَّدَکَل لاهُت تَقوا، وَ غَفَرَ ذَنبَک، وَ یَسَّرَ لَکَل خَیرَ حَیسُ ما کُنت
102- تکبیر و تسبیح در مسیر سفر
جابر رضی الله عنه فرمود: «هرگاه از سربالا می رفتيم، تکبیر می گفتيم، می گوید: (الله بزرگ است)
الله اکبر و چون از سراشيبی پايين می رفتيم، تسبیح می گفتيم»[260]. می گوید: (پاکیست الله را) [260] بخاری مع الفتح (6/135) شماره(2993).
سبحان الله
103- دعای مسافر هنگام سحر
«شنوندهای ستایش الله و نعمتهای نیکوی او بر ما را بشنود، پروردگارا، همراه ما باش و بر ما فضل و احسان فرما، در حالیکه از آتش به الله پناه میبرم»[261]. [261] مسلم (4/2086) در شماره (2718)، و معنی سَمَّعَ سَامِعٌ: یعنی شاهدی بر حمد و ستایش ما برای الله متعال بر نعمتهایش و آزمایش نیکوی او، گواهی داد. و معنی سَمَّعَ سامِعٌ: شنوندهای این سخن مرا به دیگران برساند، و مانند آن را بگوید تا یادآوری و تشویقی برای ذکر و دعا در وقت سحر باشد. شرح نووی بر صحیح مسلم (17/39).
سَمَّعَ سامِعُن بِحَمْدِللهِ، وَ حُسْنِ بَلائِهِ عَلَینا، رَبَّنا صاحِبْنا، وَ اَفْضِل عَلَینا، عائِذَن بِاللهِ مِنَن نار.
104- دعا هنگام پایان شدن در منزلی در سفر و یا غیر آن
«پناه می برم به کلمه های کامل الله از شر آنچه آفریده است»[262]. [262] مسلم (4/2080) در شماره (2709).
105- ذکر برگشت از سفر
«بر هر بلندی سه مرتبه تکبیر می گوید سپس می گوید: «هیچ معبودی جز الله یگانهای که شریک ندارد نیست، فرمانروایی و سپاس ویژهٔ اوست و او بر هر چیزی تواناست. [ما] بازگشتکنندگان [به سوی او]، توبهکنندگان، عبادتکنندگانیم و برای پروردگارمان شاکریم. الله به وعدهاش وفا کرد، بندهاش را یاری نمود و [همتنها] لشکرهای [دشمن] را درهم کوبید»[263]. [263] پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوسلم) هرگاه از جنگ یا حج بازمیگشت، این ذکر را میخواند، بخاری (7/163) در شماره (1797)، و مسلم (2/980) در شماره (1344).
لا اِلاهَ اِلَّل لاه وَحدَهُ لا شَریکَ لَه، لَهُل مُلک، وَ لَهُل حَمد، وَ هُوَ عَلا کُلِّ شَی اِن قَدیر، آیِبون، تائِبون، عابِدون، لِرَبِّنا حامِدون، صَدَقَل لاهُ وَعدَه، وَ نَصَرَ عَبدَه، وَ هَزَمَل اَحزابَ وَحدَه
106. کسی که برای او امری خوش آیند یا ناخوش آیند رخ دهد چه می گوید
پیامبر ﷺ هرگاه امری برایشان پیش میآمد که باعث خوشحالی ایشان میشد، میفرمودند: «حمد و ثناء از آن الله است كه خوبيها از نعمتهاى او بكمال رسيده است»
الحمد لله الذی بنعمته تَتِمُّص صالحات و اگر امری ناخوشایند برای او پیش میآمد، میفرمود: «در همه حالت حمد و ثناء از آن الله است»[264]. [264]تخریج ابن السنی در عمل الیوم و اللیله به شماره (377)، و حاکم و تصحیح آن (1/499)، و تصحیح البانی در صحیح الجامع (4/201).
الحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ حَال
107. فضیلت درود بر پیامبر صلی الله علیه وسلم
پیامبر ﷺ فرمودند: «هر که بر من یک درود بفرستد، الله بر او ده بار درود مى فرستد»[265]. مانند اینکه بگوید: «الهی! بر پیامبر ما محمد رحمت و سلام نازل کن». [265] مسلم (1/288) به شمارۀ: (384) روایت نموده است.
اللهم صلّی و سلم علی نبینا محمد
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «قبر مرا عبادتگاه قرار ندهید، و بر من درود بفرستید؛ چون هر جا که باشید درود شما به من می رسد»[266]. [266] ابو داود (2/218) شماره (2044)، و احمد (2/367) شماره (8804)، و تصحیح البانی در صحیح ابی داود (2/383).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بخیل کسی است که نام من نزد او ياد شود و بر من درود نفرستد»[267]. [267] ترمذی (5/551) در شماره (3546)، و غیره، و ببینید: صحیح الجامع (3/25)، و صحیح ترمذی (3/177).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الله متعال ملائکه ای دارد که در زمین گردش می کنند و سلام امتم را به من می رسانند»[268]. [268] نسائي (3/43) در شماره (1282)، و حاکم (2/421)، و تصحیح البانی در صحیح النسائي (1/274).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «کسی نیست که بر من سلام بفرستد، مگر اینکه الله متعال روحم را به من باز می گرداند تا جواب سلامش را بدهم»[269]. [269] ابو داود در شماره (2041)، و البانی در صحیح ابی داود (1/383) آن را حسن دانسته است.
108. پخش سلام
رسول الله ﷺ فرمودند: "«به بهشت وارد نمیشوید تا آنکه ایمان بیاورید، و ایمان نمیآورید تا آنکه همدیگر را دوست بدارید؛ آیا شما را به چیزی راهنمایی نکنم که اگر انجامش دهید، بین شما محبت رخ دهد؟ سلام را میان خویش پخش کنید»[270]." [270] مسلم (1/74) به شمارۀ: (54)، و احمد به شمارۀ: (1430)، و لفظ از او است، و لفظ مسلم: «لَا تَدْخُلُونَ...».
«هر کس سه خصلت را در خود پدید آورد ایمان را در خود جمع کرده است: عدل از خودت (یعنی نگذاشتن حق کس را بالای خود)، سلام گفتن بر مردم، و انفاق در حالت تنگدستی»[271]. [271] بخاری مع الفتح (1/82) در شماره (28)، از عمار رضی الله عنه موقوفاً معلقاً.
و از عبدالله بن عمر رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا روایت شده است که گفت: مردی از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید که: کدام اسلام بهتر است؟ فرمودند: «غذا دهی، و به کسی که میشناسی و نمیشناسی سلام گویی»[272]. [272] بخاری مع الفتح (1/55) در شماره (12)، و مسلم (1/65) در شماره (39).
109. چگونه به کافر جواب سلام داد اگر سلام دهد
"(هرگاه اهل کتاب به شما سلام کردند، پس بگویید: و علیکم)[273]." [273] بخاری مع الفتح (11/42) در شماره (6258)، و مسلم (4/1705) در شماره (2163).
وعلیکم
110- دعا هنگام شنیدن بانگ خروس و صدای الاغ
«هرگاه بانگ خروس ها را شنيديد، پس از فضل الله بخواهيد؛ چون آنها فرشته ای را ديده اند، مانند اینکه بگوید: (الهی فضل تو را می خواهم)
اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ مِن فَضلِک و هرگاه صدای الاغ را شنیدید، پس به الله از شیطان پناه ببرید؛ زیرا او شیطانی را دیده است»[274]. مانند اینکه بگوید: (پناه می برم به الله از شر شیطان رانده شده). [274] بخاری مع الفتح (6/350) در شماره (3303)، و مسلم (4/2092) در شماره (2729).
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
111. دعا در وقت شنیدن صدای سگها در شب
«هنگامی که در شب صدای پارس سگها و عرعر الاغها را شنیدید، از آنها به الله پناه ببرید؛ زیرا آنها چیزی را میبینند که شما نمیبینید» [275]. مانند اینکه بگوید: (پناه می برم به الله متعال از شیطان رانده شده). [275] ابو داود (4/327) شماره (5105)، و احمد (3/306) شماره (14283)، و تصحیح البانی در صحیح ابی داود (3/961).
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
112. دعاء برای کسی که او را دشنام دادهای
پیامبر ﷺ فرمودند: «الهی! پس هر مؤمنی را که دشنام دادهام، آن را در روز قیامت برای او سبب تقرب به سویت قرار ده»[276]. [276] بخاری با فتح الباری (11/171) در شماره (6361)، و مسلم (4/2007) در شماره (396)، و لفظ آن چنین است: «فَاجْعَلْهَا لَهُ زَكَاةً وَرَحْمَةً» (آن را برای او مایه پاکی و رحمت بگردان).
113. آنچه مسلمان هرگاه مسلمان دیگری را ستایش و مدح کند، میگوید
پیامبر ﷺ فرمودند: «هرگاه یکی از شما ناگزیر دوستش را ستایش کند، باید بگوید: فلانی را چنین گمان میکنم و الله حسابرس اوست، و هیچکس را بر الله تزکیه نمیکنم، گمان میکنم او – اگر آن را میداند – چنین و چنان است»[277]. [277] روایت مسلم (4/2296) در شماره (3000).
114. مسلمان هرگاه ستایش شود چه می گوید
«بارالها، مرا به آنچه میگویند مؤاخذه مکن، و آنچه را نمیدانند بر من ببخشای، [و مرا بهتر از آنچه گمان میکنند قرار ده]»[278]. [278] بخاری در الأدب المفرد در شماره (761)، و البانی در صحيح الأدب المفرد در شماره (585) اسناد آنرا صحیح شمرده است، و آنچه در میان قوسین است زیادت بیهقی در شعب الإيمان (4/228) از طریق دیگر است.
اللاهُمَّ لا تواخذنی بما یقولون، واغفرلی ما لا یعلمون، [واجلعنی خیرن مما یظنون]
115. شخص محرم در حج یا عمره چگونه تلبیه بگوید
«ای الله! من حاضر و مطیع فرمان تو هستم، حاضر و مطیعم. حاضر و مطیعم، تو شریکی نداری، حاضر و مطیعم. بی گمان، تمام ستایش و نعمتها و فرمانروایی از آنِ توست و تو شریکی نداری»[279]. [279] بخاری مع الفتح (3/408) در شماره (1549)، و مسلم (2/841) در شماره (1184).
لَبیکَل لاّهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، انل حمد، ونعمت، لک والملک، لا شریک لک
116. تکبیر گفتن هنگام رسیدن به حجرالاسود
«پیامبر صلی الله علیه وسلم سوار بر شتر خانۀ کعبه را طواف کردند، هرگاه به رکن می رسیدند با چیزی که نزدشان بود به آن اشاره می کردند و تکبیر می گفتند»[280]. [280] بخاری با فتح (3/476) در شماره (1613)، و مراد از شیء: محجن است. ببینید: بخاری با فتح (3/472).
117. دعای میان رکن یمانی و حجرالاسود
﴿اى پروردگار ما در این دنیا به ما خیر و خوبی بده و در آخرت نیز خیر و خوبی بده، و ما را از عذاب دوزخ نگهدار﴾[281]. [281] ابو داود (2/179) شماره (1894)، و احمد (3/411) شماره (15398)، و بغوی در شرح السنه (7/128)، و تحسین البانی در صحیح ابی داود، (1/354)، سوره البقره [201].
ربنا آتنا فی الدنیا حسنتن و فی الآخرت حسنتن و قنا عذاب النار
118. دعای ایستادن بر صفا و مروه
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به صفا نزدیک شد، تلاوت نمود: «يقينا صفا و مروه (که جای صبر هاجر است) یکی از نشانههای دین اللهاند...، با آنچه الله آغاز نموده، آغاز می کنم»
اِنَّصَّفا وَلْمَرْوَتَ مِن شَعائِرِلّاه...، اَبْدَأُ بِما بَدَأَلّاهُ بِه پس از صفا آغاز نمود و بر فراز آن رفت تا اینکه کعبه را دید، پس رو به قبله نمود، وحدانیت الله را بیان نمود و تکبیر گفت، و فرمودند: «هيچ معبود بر حقی جز الله نیست؛ او يکتا است و شريکی ندارد؛ پادشاهی و حمد و ثنا فقط از آن اوست؛ او بر انجام هر کاری تواناست؛ هيچ معبودی بجز الله يگانه وجود ندارد؛ وعده اش را عملی نمود، بنده اش را ياری کرد و احزاب را به تنهايی شکست داد،
لا اِلهَ اِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَه، لَهُل مُلْکُ وَ لَهُل حَمْدُ وَ هُوَ عَلا کُلِّ شَیاِن قَدیر، لا اِلهَ اِلَّا اللهُ وَحْدَه، اَنْجَزَ وَعْدَه، وَ نَصَرَ عَبْدَه، وَ هَزَمَل اَحْزابَ وَحْدَه سپس در میان آن دعا کرد، مثل این را سه بار گفت» الحدیث. و در آن آمده است: پس بر مروه همان کاری را انجام داد که بر صفا انجام داده بود[282]. [282] مسلم (2/888) به شماره (1218) سوره بقره: شماره 158.
119. دعای روز عرفه
پیامبر ﷺ فرمودند: «بهترین دعا، دعای روز عرفه است، و بهترین سخنی که من و پیامبران پیش از من گفته ایم: «هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک، فرمانروایی از آن اوست و حمد و ستایش از آن اوست و او بر هر چیزی تواناست»[283]. [283] ترمذی در شماره (3585)، و البانی در صحیح ترمذی (3/184)، و در سلسلة الأحاديث الصحيحة (4/6) آن را حسن دانسته است.
120. ذکر در مشعر الحرام
«پیامبر صلی الله علیه وسلم بر قصواء سوار شدند تا این که به مشعر الحرام رسیدند، پس رو به قبله نمودند ( او ( الله ) را دعا نمودند، و تکبیر گفتند، و تهلیل گفتند، و او را به یگانگی یاد نمودند)، پس همچنان وقوف نمودند تا این که هوا بسیار روشن شد، قبل از این که آفتاب طلوع کند حرکت نمودند»[284]. [284] مسلم (2/891) در شماره (1218).
121. تکبیر گفتن هنگام رمی جمرات با هر سنگریزه
«در نزد جمرات سه گانه با رمی هر سنگریزه «الله اکبر» می گوید، سپس جلو رفته، و پس از جمره اولی و دومی رو به قبله ایستاده، دست هایش را بلند نموده و دعا می کند، اما جمره عقبه را رمی نموده و با هر سنگریزه «الله اکبر» می گوید و برمی گردد و نزد آن نمی ایستد»[285]. [285] بخاری مع الفتح (3/583) در شماره (1751)، و به لفظ آن در آنجا مراجعه شود. و بخاری مع الفتح (3/583)، و (3/584)، و (3/581) در شماره (1753)، و مسلم نیز در شماره (1218) روایت نموده اند.
122. دعاء تعجب و امر خوشایند
«الله منزه است!»[286]. [286] بخاری مع الفتح (1/210) و (390) و (414) در شماره (115) و (3599) و (6218)، و مسلم (4/1857) در شماره (1674).
سبحان الله
«الله اکبر!»[287]. [287] بخاری مع الفتح (8/441) در شماره (4741) و (3062)، و ترمذی در شماره (2180)، و نسایی در الکبری در شماره (11185)، و بنگرید: صحیح ترمذی (2/103) و (2/235)، و مسند احمد (5/218) در شماره (21900).
اللهُ اکبر
123. کسی که برای او چیزی خوش آیند رخ دهد چه کار کند
«پیامبر صلی الله علیه وسلم هر گاه امری به او میرسید که وی را خوشحال میکرد یا به آن شادمان میشد، جهت شکر و سپاسگذاری الله تبارک و تعالی به سجده میافتاد»[288]. [288] روایت اهل سنن به جز نسایی: ابو داود در شماره (2774)، و ترمذی در شماره (1578)، و ابن ماجه در شماره (1394)، بنگرید به صحیح ابن ماجه (1/233)، و ارواء الغلیل (2/226).
124. کسی که در بدن خود دردی احساس میکند، چه میکند و چه میگوید
«دستت را بر محلِّ درد بگذار و بگو: بنام الله،
بسم الله سه مرتبه، و هفت بار بگو: «به الله و قدرت او پناه میبرم از شر آنچه احساس میکنم و از آن بیم دارم» [289]. [289] مسلم (4/1728) در شماره (2202).
125. دعای کسى که مى ترسد توسط چشم او اتفاقى بيفتد
«اگر يكى از شما چيزى از برادرش يا از خود يا از مال خود ببيند و برایش شگفت آور بود [برای او دعا بركت كند] چون چشم بد حق است»[290]. [290] مسند احمد (4/447)، (15700)، و ابن ماجه (3508)، و مالک (3/118-119)، و تصحیح البانی در صحیح الجامع (1/212)، و رجوع کنید به تحقیق زاد المعاد ارناؤوط (4/170).
126. آنچه به هنگام هراس و وحشت گفته می شود
«معبود برحق جز الله نیست!»[291]. [291] بخاری مع الفتح (6/381) در شماره (3346)، و مسلم (4/2208) در شماره (2880).
127. آنچه هنگام ذبح یا نحر گفته میشود
«به نام الله و الله اکبر، [الهی! از جانب تو و برای توست] الهی! از من بپذیر»[292]. [292] مسلم (3/1557) در شماره (1967)، و بیهقی (9/287) روایت نموده اند، و آنچه در میان دو کروشه است از بیهقی (9/287) و غیره میباشد، و جمله اخیر را به معنا از روایت مسلم آورده ام.
بسم الله و الله اکبر [اللَّاهُمَّ مِنْک وَلَک] اللَّاهُمَّ تقبّل منّی
128. آنچه برای دفع مکر شیاطین سرکش گفته میشود
«پناه می برم به کلمه های کامل الله که هیچ نیکوکار و بدکاری از آنها فراتر نمی رود: از شر آنچه آفریده، و ایجاد کرده، و پدید آورده است، و از شر آنچه از آسمان فرود می آید، و از شر آنچه در آن بالا می رود، و از شر آنچه در زمین پدید آورده است، و از شر آنچه از آن بیرون می آید، و از شر فتنه های شب و روز، و از شر هر کوبنده ای، مگر کوبنده ای که با خیر درکوبد، ای رحمان»[293]. [293] احمد (3/419) در شماره (15461) با اسناد صحیح، و ابن السنی در شماره (637)، و تصحیح اسناد آن توسط ارناؤوط در تخریج اش برای طحاویه (ص133)،و ببینید: مجمع الزوائد (10/127).
اَعوذُ بِکَلِماتِل-لاهِت-تاماتِل-لَتی لا یُجاوِزُهُنَّ بَررُن وَ لا فاجِرُن: مِن شَرِّ ما خَلَق، وَ بَرَءَ وَ ذَرَء، وَ مِن شَرِّ ما یَنزِلُ مِنَس-سَماء، وَ مِن شَرِّ ما یَعرُجُ فیها، وَ مِن شَرِّ ما ذَرَءَ فِل-اَرض، وَ مِن شَرِّ ما یَخرُجُ مِنها، وَ مِن شَرِّ فِتَنِل-لَیلِ وَن-نَهار، وَ مِن شَرِّ کُلِّ طارِقِن اِلّا طارِقَن یَطرُقُ بِخَیرِن یا رَحمان.
129. استغفار و توبه
رسول الله ﷺ فرمودند: «سوگند به الله که من روزی بیش از هفتاد بار از الله آمرزش می طلبم و به او توبه (رجوع) می کنم»[294]. [294] بخاری مع الفتح (11/101) شماره (6307).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: "«ای مردم به الله توبه (رجوع) کنید که من روزی صد بار به او توبه (رجوع) می کنم»[295]." [295] مسلم (4/2076) در شماره (2702).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر کس که بگوید: از الله بزرگ طلب آمرزش می نمایم، ذاتی که هیچ معبودی برحق جز او نیست و او زندۀ پاینده است، و به او توبه می نمايم،
استغفر الله العظیم الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه الله متعال او را میآمرزد، اگرچه از میدان جنگ فرار کرده باشد» [296]. [296] ابوداود (2/85) در شماره (1517)، و ترمذی (5/569) در شماره (3577)، و حاکم آن را روایت کرده و صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است (1/511) و البانی آن را صحیح دانسته است، ببینید: صحیح ترمذی (3/182) و جامع الاصول لأحادیث الرسول ﷺ (4/389-390) با تحقیق ارناؤوط.
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «قریب ترین زمانی که پروردگار به بنده اش نزدیک می باشد در نیمهی شب است، پس اگر میتوانی در آن ساعت از یاد کنندگان الله باشی پس باش»[297]. [297] ترمذی به شماره (3579)، و نسائی (1/279) به شماره (572)، و حاکم (1/309)، و ببینید: صحيح ترمذی (3/183)، و جامع الأصول به تحقیق ارناؤوط (4/144).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بنده در هنگام سجده نزدیکتر از هر وقت دیگر به پروردگارش می باشد، پس- درسجده - زیاد دعا کنيد»[298]. [298] مسلم (1/350) در شماره (482).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «همانا بر قلبم غبار (غفلت) مینشیند و من روزی صد بار از الله آمرزش میخواهم»[299]. [299] مسلم (4/2075) به شماره (2702) آن را روایت کرده است، ابن اثیر گفته است: «لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي»، یعنی: پوشانده میشود و پرده افکنده میشود، و مراد از آن: سهو است؛ زیرا آن حضرت ﷺ پیوسته در ذکر بیشتر و تقرب و دوام مراقبت بود، پس هرگاه در بعضی اوقات از چیزی از آنها سهو میکرد، یا فراموش مینمود، آن را بر خود گناهی میشمرد، پس به طلب استغفار میشتافت. ببینید: جامع الأصول (4/386).
130. فضیلت تسبیح و تحمید و تهلیل و تکبیر
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر کس که بگوید: پاکیست الله را و ثنا و صفت از آن او است
سُبحانَاللهِ وَ بِحَمدِه در روز صد مرتبه، گناهانش پاک میشود، ولو كه مانند کف دریا باشد»[300]. [300] بخاری (7/168) در شماره (6405)، و مسلم (4/2071) در شماره (2691)، و مراجعه کنید به: فضل من قالها مائة مرة إذا أصبح وإذا أمسى (ص65) از این کتاب.
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر کس که بگوید: هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک، فرمانروایی از آن اوست، و حمد و ستایش از آن اوست، و او بر هر چیزی تواناست
لا اله الا الله وحدهو لا شریک له، لهول ملک، و لهول حمد، و هو علا کلی شیان قدیر ده بارخواندن آن، مانند کسی است که چهار نفر (برده) از اولادۀ اسماعیل علیه السلام را آزاد کرده باشد»[301]. [301] بخاری (7/67) در شماره (6404)، و مسلم با همین لفظ (4/2071) در شماره (2693)، و مراجعه کنید به: فضیلت کسی که آن را در روز صد بار بگوید. دعای شماره (93) (ص66) از این کتاب.
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «دو کلمه ى است كه بر زبان آسان گفته مى شود، و در ترازوى اعمال سنگين هستند، و در نزد الله رحمان محبوبيت دارد: الله را با ستایشش به پاکی میستایم؛ الله بزرگ، پاک و منزّه است»[302]. [302] بخاری (7/168) در شماره (6404)، و مسلم (4/2072) در شماره (2694).
سُبحانَاللهی وَ بِحَمدِهی، سُبحانَاللهِل عَظیم
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اینکه بگویم: الله پاک است، و ستایش برای الله است، و هیچ معبودی جز الله نیست، و الله بزرگتر است،
سُبحانَلله، وَلحَمدُ لِلله، وَلا اِلاهَ اِلَّلله، وَللاهُ اَکبَر برای من عزیزتر از آن چیزی است که خورشید بر آن طلوع می کند»[303]. [303] مسلم (4/2072) در شماره (2695).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «آیا یکی از شما نمی تواند هر روز هزار نیکی به دست آورد؟» يکی از همنشينانش پرسيد: چگونه هزار نيکی کسب کند؟! فرمود: «صد مرتبه سبحان الله بگويد، هزار نيکی برايش نوشته می شود يا هزار گناه از او پاک می گردد»[304]. [304] مسلم (4/2073) در شماره (2698).
سُبحان الله
«هر کس که بگوید: پاکیست الله بزرگ را و ثنا و صفت از آن او است
سُبحانَ اللهِل عَظِیمِ وَ بِحَمدِه برای او درخت خرمایی در بهشت کاشته می شود» [305]. [305] ترمذی (5/511) به شمارۀ (3464)، و حاکم (1/501)، روایت نموده است، و آن را تصحیح نموده و ذهبی با وی موافقت کرده است، و مراجعه شود به: صحیح الجامع (5/531)، و صحیح الترمذی (3/160).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ای عبدالله بن قیس، آیا تو را به یکی از گنج های بهشت راهنمایی نکنم؟» پس گفتم: آری ای رسول الله، فرمودند: «بگو: هیچ نیرو و توانائى نيست جز از سوى الله»[306]. [306] بخاری مع الفتح (11/213) در شماره (4206)، و مسلم (4/ 2076) در شماره (2704).
و او صلی الله علیه وسلم فرمودند: «محبوبترین کلمهها نزد الله متعال چهار است: الله پاک است، و ستایش برای الله است، و هیچ معبودی جز الله نیست، و الله بزرگتر است،
سُبحانالله، وَلحَمدُلِلّه، وَلا اِلهَ اِلّا الله، وَاللهُ اَکبَر «با هر یک از آنها که آغاز کنی، زیانی به تو نمیرساند»[307]. [307] مسلم (3/1685) در شماره (2137).
بادیهنشینی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: سخنی را به من یاد بده تا آن را بگویم، فرمودند: «بگو: «هیچ معبودی جز الله نیست، تنها و بی شریک است، الله بسیار بزرگ است، و ستایش فراوان برای الله است، الله پاک است پروردگار جهانیان، هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر با الله با عزت و با حکمت»
لا اِلهَ اِلَّا اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَه، اللهُ اَکبَرُ کَبیرن، وَالحَمدُ لِلّهِ کَثیرن، سُبحانَ اللهِ رَبِّ العالَمین، لا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ العَزیزِ الحَکیم گفت: پس اینها برای پروردگار من است، پس برای من چه است؟ گفت: «بگو: بارالها، مرا ببخشا، و بر من رحم کن، و هدایتم کن، و روزی ام عطا کن»[308]. [308] مسلم (4/ 2072) در شماره (2696) و ابو داود (1/ 220) در شماره (832) افزوده است: هنگامی که اعرابی روی گرداند، پیامبر ﷺ فرمود: «به راستی که دستش را از خیر پر کرد».
اللاهُمَّ اغفر لی، و ارحمنی، و اهدنی، وارزقنی
هرگاه شخصی مسلمان می شد، پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز را به او می آموخت، سپس به او دستور می داد که با این کلمات دعا کند: «بارالها، مرا ببخشا، و بر من رحم کن، و هدایتم کن، و مرا عافیت ببخش، و روزی ام عطا کن»[309]. [309] مسلم (4/ 2073) در شماره (3697) و در روایتی از وی نیز آمده است: «همانا اینها دنیا و آخرتت را برای تو جمع میکنند».
اللَّاهُمَّ اغْفِرِ لِي، وَارْحَمْنِي، وَاهْدِنِي، وَعَافِنِي وَارْزُقْنِي
«همانا بهترین دعا حمد و ثناء از آن الله است،
اَلحَمدُ لِلّه و بهترین ذکر «نیست معبود برحق جز الله »[310]. [310] ترمذی (5/462) به شماره (3383)، و ابن ماجه(2/1249) به شماره (3800)، و حاکم(1/503)،و تصحیح آنرا نموده و ذهبی با وی موافقت کرده است، و ببینید: صحیح الجامع (1/362).
«البَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ»: «الله پاک است، و ستایش برای الله است، و هیچ معبودی جز الله نیست، و الله بزرگتر است، و هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر با الله»[311]. [311] احمد در شماره (513) به ترتیب احمد شاکر، و بنگر: مجمع الزوائد (1/297) و ابن حجر در بلوغ المرام آن را از روایت ابی سعید به نسائی [در الکبری] در شماره (10617) نسبت داده و گفته است: تصحیح ابن حبان در شماره (840)، و حاکم (1/541).
سُبحانَالله، وَلْحَمدُ لِلّه، وَ لا اِلهَ اِلَّا الله، وَاللهُ اَکبَر، وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّتَ اِلّا بِالله
131. پیامبر صلی الله علیه وسلم چگونه تسبیح می گفتند؟
از عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما روایت است که فرمود: «من دیدم پیامبر صلی الله علیه وسلم تسبیح را میشمرد» و در روایتی اضافه شده است: «با دست راستش»[312]. [312] تخریج ابو داود به لفظ آن (2/81) شماره(1502)، و ترمذی (5/521) شماره (3486)، و ببینید: صحیح الجامع (4/271) شماره (4865)، و تصحیح البانی در صحیح سنن ابی داود (1/411).
132. از انواع خیر و آداب جامع
پیامبر ﷺ فرمودند: «هرگاه تاریکی شب فرا رسید - یا شام کردید - کودکانتان را باز دارید، زیرا شیاطین در این هنگام پراکنده میشوند، و چون پاسی از شب گذشت، آنان را رها کنید، و دروازهها را ببندید و نام الله را یاد کنید؛ زیرا شیطان دروازهی بسته را باز نمیکند، و مشکهایتان را ببندید و نام الله را یاد کنید، و ظرفهایتان را بپوشانید و نام الله را یاد کنید، اگرچه با قرار دادن چیزی بر روی آن باشد، و چراغهایتان را خاموش کنید»[313]. [313] بخاری با فتح (10/ 88) در شماره (5623)، و مسلم (3/ 1595) در شماره (2012).
و درود و سلام و برکات الله بر پیامبر ما محمد و همه خاندان و یارانش باد.
Related books
All books
اذكار صبح وشام57 زباناذكار صبح وشام
بسم الله الرحمن الرحيم (اللَّهُ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلا يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ) الله که جز او معبود برحقی نيست، زنده و برپادارنده است، نه خواب سبك او را فرو مى گيرد و نه خواب گران، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است از آن اوست. كيست آن كس كه جز به اذن او در…
مختصر مفيد برای مسلمان جدید32 زبانمختصر مفيد برای مسلمان جدید
ترتیب محمد الشهري 1441 – 2020 بنام الله بخشاینده و مهربان پیشگفتار
عقیدۀ درست و نقیض آن48 زبانعقیدۀ درست و نقیض آن
تالیف به نام الله بخشاینده و مهربان مقدمه حمد وستایش مخصوص الله است، و درود وسلام بر کسی که بعد از او پیامبری نیست و سلام بر اهل و یارانش
تحقیق وتوضیحِ بسیاری از مسایل حج و عمره و زیارت در پرتو کتاب و سنت46 زبانتحقیق وتوضیحِ بسیاری از مسایل حج و عمره و زیارت در پرتو کتاب و سنت
این کتاب به شرح احکام حج، عمره و زیارت مطابق کتاب و سنت پرداخته، واجبات حج و عمره، محظورات احرام و آداب زیارت مسجد نبوی را بیان میکند و از بدعتها در این شعایر برحذر میدارد.