الدعاء ويليه العلاج بالرقى من الكتاب والسنة

الدعاء ويليه العلاج بالرقى من الكتاب والسنة

دعا و پس از آن درمان با رقیه از کتاب و سنت

Language: lang_fa
Prepared by: د. سعید بن علی بن وهف القحطانی
Version: 4.0
Translations 18
Assamese Azerbaijani Bulgarian English +14
Attachments 7
PDF
Audio
Video
+3

دعا و پس از آن درمان با رقیه از کتاب و سنت

دعا از قرآن و سنت

به قلم

بندهٔ نیازمندِ الله متعال د. سعید بن علی بن وهف القحطانی

و الله زیباترین نام‏ها را دارد؛ پس او را به آن [نام‏ها] بخوانید و کسانی را که در [مورد] نام‌هایش‏ بيراهه می‌روند [و آنها را تحریف می‌کنند] رها کنید. آنان به [سزاى‌] آنچه مى‌کردند، مجازات خواهند شد. [الأعراف: ۱۸۰].

الله- الأول- الآخر- الظاهر- الباطن- العليّ-الأعلى

المتعال- العظيم- المجيد-الكبير-السميع- البصير- العليم

الخبير- الحميد- العزيز- القدير- القادر- المقتدر- القويُّ

المتين- الغني- الحكيم- الحليم- العفوُّ- الغفور- الغفار

التوَّاب- الرقيب- الشهيد- الحفيظ- اللطيف- القريب- المجيب

الودود- الشاكر- الشكور- السيد- الصمد- القاهر- القهار

الجبار- الحسيب- الهادي- الحكم- القدوس – السلام - البَرُّ

الوهَّاب-الرحمن- الرحيم- الكريم- الأكرم- الرءوف - الفتّاح

الرَّازق- الرَّزَّاق- الحي - القَيُّوم – الربّ - الملك - المليك

الواحد- الأحد – المتكبِّر - الخالق - الخلاّق – البارئ - المصوِّر

المؤمن- المهيمن- المحيط – المقيت – الوكيل – الكافي - الواسع

الحق – الجميل – الرفيق – الحيي – الستير – الإله - القابض

الباسط – المعطي – المقدِّم – المؤخِّر – المبين – المنان - الوليّ

الموْلى- النصير – الشافي - مالك الملك- جامع الناس

نور السموات والأرض - ذو الجلال والإكرام - بديع السموات والأرض[1] [1] برای فهم این نام‌ها و ادلهٔ آن از قرآن و سنت مراجعه شود به کتاب: (شرح أسماء الله الحسنى في ضوء الكتاب والسنة) اثر نویسنده.

به نام الله بخشندهٔ مهربان

مقدمه

ستایش از آنِ الله است، او را حمد گفته و از او یاری و آمرزش می‌خواهیم و از بدی‌های نفس خویش و کارهای ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. هرکه را الله هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هرکه را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که یگانه و بی‌شریک است، و گواهی می‌دهم که محمد بنده و فرستادهٔ اوست. درود الله و سلامش بر او و بر آل و اصحابش و کسانی باد که از آنان پیروی کنند.

این خلاصه‌ای از کتابم «ذکر، دعا و درمان با رُقِیه از کتاب و سنت» است.[2] در این خلاصه، بخش مربوط به دعا را مختصر کرده‌ام تا بهره‌برداری از آن آسان‌تر شود و همچنین دعاها و نکات مفیدی را به آن افزوده‌ام، ان‌شاءالله تعالی از خداوند عزوجل، به نام‌های نیکو و صفات والایش می‌خواهم که این کار را خالصانه برای ذات بزرگوارش قرار دهد. بی‌تردید، او ولی این امر و توانا بر آن است. [2] اصل کتاب یادشده، بحمدالله، همراه با بررسی گسترده سندهای احادیث آن، در چهار جلد به چاپ رسیده است: اذکار (پناهگاه مسلمان) در جلد اول و دوم، دعا در جلد سوم، و درمان با رُقْيه در جلد چهارم است.

و درود و سلام الله بر پیامبر ما محمد، و بر آل و اصحاب او و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی کنند.

به‌قلم: دکتر سعید بن علی بن وهف القحطانی

نوشته شده در ماه شعبان ۱۴۰۸ هجری قمری

فضيلت دعا

الله تعالی می‌فرماید: پروردگارتان فرمود: «مرا به دعا بخوانید، تا [دعای] شما را اجابت کنم. کسانی که از عبادت من سرکشی می‌کنند، به زودی با خواری به جهنم وارد می‌شوند». [غافر: 60] و می‌فرماید: و [ای پیامبر،] چون بندگانم دربارۀ من از تو بپرسند [به آنان] بگو که من نزدیکم و دعای دعاکننده را ـ هنگامی که مرا بخوانَد ـ اجابت می‌کنم؛‏ پس [آنان فقط] باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند؛ باشد که راه ‌یابند. [البقرة: 186] و پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (دعا همان عبادت است، پروردگارتان می‌گوید: مرا بخوانید شما را اجابت می‌کنم)[3]. و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «پروردگار شما تبارک و تعالی حَییّ و کریم است و حیا می‌کند از اینکه بنده اش دستانش را به سوی او بلند کند و آنها را خالی برگرداند»[4]. و پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (هیچ مسلمانی نیست که دعایی بخواند، مشروط بر اینکه در آن گناه یا قطع رحم نباشد، مگر اینکه خداوند یکی از سه چیز را به او عطا می‌کند: یا دعایش را زود مستجاب می‌کند، یا آن را برای آخرتش ذخیره می‌سازد، یا به همان اندازه، بلایی را از او دور می‌کند.) صحابه گفتند: پس ما زیاد دعا کنیم؟ فرمود: (خدا بیشتر عطا می‌کند)[5]. [3] روایت ابوداود (۲/۷۸) به‌شمارهٔ (۱۴۸۱) و ترمذی (۵/۲۱۱) به‌شمارهٔ (۲۹۵۹)، و ابن ماجه (۲/۱۲۵۸) به‌شمارهٔ (۳۸۲۸) و شیخ آلبانی در صحیح الجامع الصغیر (۳/۱۵۰) و صحیح سنن ابن ماجه (۲/۳۲۴) آن‌را صحیح دانسته است. [4] روایت ابوداود (۲/۷۸) به‌شمارهٔ (۱۴۸۸)، و ترمذی (۵/۵۵۷)، به‌شمارهٔ (۳۵۵۶) و ابن ماجه (۲/۱۲۷۱) به‌شمارهٔ (۳۸۶۵) و ابن حجر گفته است: ( سند آن جید است) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۷۹) آن‌را صحیح دانسته است. [5] روایت ترمذی (۵/۵۶۶) و (۵/۴۶۲) به‌شمارهٔ (۳۵۷۳) و احمد (۳/۱۸) به‌شمارهٔ (۱۱۱۵۰) و شیخ آلبانی در صحیح الجامع الصغیر (۵/۱۱۶) و صحیح سنن ترمذی (۳/۱۴۰) آن‌را صحیح دانسته است.

از آداب دعا و اسباب اجابت آن [6] [6] برای اطلاع بیشتر از این آداب و اسباب اجابت دعا همراه با ادلهٔ آن مراجعه شود به اصل کتاب (۳/ ۹۲۷-۹۷۵)

۱- اخلاص برای خداوند.

۲- اینکه دعا را با ستایش خداوند و ثنای او و سپس با صلوات فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه وسلم آغاز نموده و با آن خاتمه دهد.

۳- قاطعیت در دعا و یقین داشتن به اجابت.

۴- اصرار و پافشاری کردن در دعا و عجله نداشتن در اجابت آن.

۵- حضور قلب در دعا.

۶- دعا در راحتی‌ها و سختی‌ها.

۷- تنها از خداوند بخواهد.

۸- نفرین نکردن خانواده، مال، فرزندان و خود.

۹-آهسته خواندن دعا، به گونه‌ای که بین نجوا و صدای بلند باشد.

۱۰- اقرار به گناه، و آمرزش خواستن از آن، و اقرار به نعمت‌های الهی و شکرگزاری خداوند بابت آن.

۱۱- به سختی نینداختن خود با خواندن دعاهای قافیه دار.

۱۲- زاری، فروتنی، امید و ترس.

۱۳- بازگرداندن حقوق دیگران همراه با توبه.

۱۴- سه بار تکرار کردن دعا.

۱۵- رو به قبله کردن.

۱۶- بالا کردن دست به‌هنگام دعا.

۱۷- وضو گرفتن قبل از دعا در صورت امکان.

۱۸- اینکه در دعا کردن مرتکب تعدی و تجاوز نشود.

۱۹- اینکه انسان هر وقت بخواهد برای دیگران دعا کند در ابتدا برای خودش دعا می‌کند[7]. [7] از پیامبر صلی ‌الله‌ علیه ‌‌وسلم ثابت شده است که گاهی در دعا ابتدا برای خود دعا می‌کرده است، و همچنین ثابت شده که گاهی بدون شروع از خود دعا می‌کرده، مانند دعای او برای انس، ابن‌عباس، ام اسماعیل و دیگران. برای اطلاع بیشتر این مسئله، می‌توانید به منابع زیر مراجعه کنید: شرح نووی بر صحیح مسلم (۱۵/۱۴۴)، تحفة الأحوذی، شرح سنن ترمذی (۹/۳۲۸)، فتح الباری، شرح صحیح بخاری (۱/۲۸۱).

۲۰-اینکه انسان با نام‌های نیکو و صفات والا‌ی خداوند، یا با عمل صالحی که خود انجام داده است، یا با دعای یک فرد صالح و زنده‌ای که حضور دارد، به درگاه خداوند توسل جوید.

۲۱- اینکه خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها و پوشیدنی‌هایش حلال باشد.

۲۲- برای گناه یا قطع رابطهٔ خویشاوندی دعا نکند.

۲۳- اینکه امر به معروف و نهی از منکر کند.

۲۴- دوری از همهٔ گناهان.

وقت‌ها و حالت‌ها و اماکنی که دعا در آن مستحب است[8]: [8] برای مطالعهٔ بیشتر در مورد این وقت‌ها، حالت‌ها و اماکن همراه با ادلهٔ تفصیلی آن به اصل کتاب (۳/۹۷۵-۱۱۱۷) مراجعه کنید.

۱- شب قدر.

۲- در دل آخر شب.

۳- پس از نمازهای فرض.

۳- بین اذان و اقامه.

۵- لحظه‌ای از هر شب.

۶- هنگام اذان برای نمازهای پنج‌گانه.

۷- هنگام نزول باران.

۸- هنگام پیشروی سپاه در میدان جهاد برای خداوند.

۹- لحظه‌ای از روز جمعه.

که طبق قول راجح آخرین ساعات از عصر روز جمعه است، و امکان دارد مراد همان ساعت خطبه و نماز باشد.

۱۰- هنگام نوشیدن آب زمزم همراه با نیت راستین و صادقانه.

۱۱- در سجده.

۱۲- هنگام بیدار شدن از خواب در شب و خواندن دعاهای مأثور در آن‌ هنگام.

۱۳- هرگاه با وضو بخوابد سپس در دل شب بیدار شود و دعا کند.

۱۴- هنگام گفتن دعای «لا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» «[پروردگارا،] هیچ معبودی [به‌حق] جز تو نیست. تو منزّهی، بی‌تردید، من از ستمکاران بوده‌ام».

۱۵- دعا کردن پس از وفات میت.

۱۶- دعا کردن پس از ثنا و ستایش خداوند و درود فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و سلم در تشهد اخیر.

۱۷- هنگام دعا کردن با ذکر نام بزرگ خداوند که اگر با توسل به آن دعا شود اجابت می‌کند، و اگر با آن چیزی خواسته شود، می‌دهد[9]. [9] نگا: نام بزرگ خداوند در حدیث شمارهٔ ۲۰۳، و شمارهٔ ۱۰۴، و شمارهٔ ۱۰۵ از این کتاب آمده است.

۱۸- دعای پنهانی مسلمان برای برادر مسلمانش.

۱۹- دعا در روز عرفه.

۲۰- دعا در ماه مبارک رمضان.

۲۱- دعا هنگام اجتماع مسلمانان در مجالس ذکر.

۲۲- هنگام گفتن این دعا پس از ابتلا به مصیبت: (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، اللَّهُمَّ أجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا) «ما همه از آن الله هستیم و ما همه به سوی او بازمی‌گردیم، بارالها، مرا در مصیبتم ماجور دار و بهتر از آن را برای من جایگزین بفرما».

۲۳- دعا هنگام روی کردن قلب به‌سوی خداوند و شدت گرفتن اخلاص.

۲۴- دعای مظلوم علیه کسی که به او ستم نموده است.

۲۵- دعای والدین برای فرزند و یا علیه او.

۲۶- دعای مسافر.

۲۷- دعای روزه‌دار تا اینکه افطار کند.

۲۸- دعای روزه‌دار هنگام افطاری کردن.

۲۹- دعای انسان درمانده.

۳۰- دعای حاکم و فرمانروای دادگر.

۳۱- دعای فرزندی که در حق پدر و مادرش نیکی می‌کند.

۳۲- دعا پس از وضو اگر دعاهای مأثور را بخواند.

۳۳- دعا بعد از سنگ زدن به ستون کوچک [در ایام حج].

۳۴- دعا بعد از سنگ زدن به ستون وسطی [در ایام حج].

۳۵- دعا داخل کعبه، و هر کسی در داخل حِجر نماز بخواند در داخل کعبه نماز خوانده است [چون حِجر بخشی از کعبه است].

۳۶- دعا بر بالای کوه صفا.

۳۷- دعا بر بالای کوه مروه.

۳۸- دعا در مشعر الحرام.

و انسان مؤمن همیشه پروردگارش را می‌خواند، هر کجا که باشد، خداوند عزوجل می‌فرماید: و [ای پیامبر،] چون بندگانم دربارۀ من از تو بپرسند [به آنان] بگو که من نزدیکم و دعای دعاکننده را ـ هنگامی که مرا بخوانَد ـ اجابت می‌کنم؛‏ پس [آنان فقط] باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند؛ باشد که راه ‌یابند. [البقرة: 186] اما این اوقات، حالت‌ها و امکان امتیازهای بیشتری دارند.

دعا از قرآن و سنت

«حمد و ستایش تنها برای الله متعال است و درود و سلام بر کسی که پیامبری بعد از او نیست».

۱- به نام الله بخشندۀ مهربان تمام ستایش‏ها [و سپاس‏ها] از آنِ الله ـ پروردگار جهانیان‌ ـ است؛ بخشندۀ مهربان است؛ مالک روزِ جزاست. [پروردگارا] تنها تو را عبادت می‏کنیم و تنها از تو یاری [و مدد] می‌جوییم. «ما را به راه راست هدایت فرما [و همواره در این راه، ثابت‌قدم بدار]». راه کسانی [همچون پیامبران، شهیدان، راستگویان و نیکوکاران] ‌که به آنان نعمت داده‌ای، نه [راه] کسانی که بر آنان خشم گرفته شده است [= یهود] و نه [راه] گمراهان [= نصاری]. [فاتحه: ۱-۷].

۲- «پروردگارا، [اعمالِ نیک ما ـ از جمله بنای این خانه‌ی مقدس را] از ما بپذیر که بی‌تردید، تو شنوای دانایی». [البقره: ۱۲۷].

۳- «و توبه ما را بپذیر، بدرستی که تو توبه‌پذیر مهربانی». [البقره: ۱۲۸].

۴- «پروردگارا در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز به ما نیکی عطا کن و ما را از آتش دوزخ نجات بده». [البقره: ۲۰۱].

۵- «پروردگارا، بر تو توکل کردیم و به سوی تو روی آوردیم و بازگشت [همه] به سوی توست». [البقرة: ۲۸۵]

۶-«پروردگارا، اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را بازخواست نکن. پروردگارا، بارِ گران [و تکلیف سنگین] بر [دوش] ما مگذار؛ چنان که آن را [به مجازات گناه و سرکشی،] بر [دوش] کسانی که پیش از ما بودند [= یهوديان] نهادی. پروردگارا، آنچه که تاب تحملش را نداریم بر [دوش] ما مگذار و ما را بیامرز و به ما رحم کن. تو یار [و کارسازِ] مایی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان». [البقره: ۲۸۶].

۸- «پروردگارا، دل‌هایمان را ـ بعد از آنکه ما را هدایت فرمودی ـ [از راه حق] منحرف مگردان و از سوی خود، رحمتی به ما ارزانی دار [که] بی‌تردید، تو بسیار بخشنده‌ای» [آل عمران: ۸].

«پروردگارا! به راستی ما ایمان آورده‌ایم، پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذاب آتش (دوزخ) دور نگه دار». [آل عمران: ۱۶].

۹- «پروردگارا، از جانب خویش فرزندانی پاک و پسندیده به من عطا كن [که] بی‌تردید، تو شنوندۀ دعایی». [آل عمران: ۳۸]

۱۰- «پروردگارا، به آنچه نازل کرده‌ای ایمان آوردیم و از فرستادۀ [تو] پیروی نمودیم؛ پس ما را در زمرۀ گواهان [به حق و مؤمنان به پیامبرت] بنویس». [آل عمران: ۵۳]

۱۱- «پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و از زیاده روی ما در کارمان [بگذر] و گام‌های ما را استوار بدار و ما را بر گروه کافران، پیروز گردان». [آل عمران: ۱۴۷]

۱۲-«پروردگارا این‌ها را بیهوده نیافریده‌ای، منزّهی تو! پس ما را از عذاب آتش [دوزخ] نگه دار. پروردگارا، کسی را که تو به آتش [دوزخ] درآوری، یقیناً خوار و رسوایش کرده‌ای و ستمکاران [هیچ] یاوری ندارند. پروردگارا، ما شنیدیم که دعوتگری به ایمان فرامی‌خوانَد که: "به پروردگار خود ایمان آورید"؛ پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا، پس گناهانمان را ببخش و بدی‏هایمان را بپوشان و ما را در زمرۀ نیکان بمیران. پروردگارا، آنچه را که به وسیلۀ رسولانت به ما وعده داده‌ای به ما عطا کن و در روز قیامت رسوایمان مگردان. بی‌تردید، تو خلاف وعده نمی‌کنی». [آل عمران: ۱۹۱-۱۹۴].

۱۳- «پروردگارا! به آنچه نازل کرده‌ای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم؛ پس ما را از زمره گواهان بنویس». [المائدة: ۸۳].

۱۴- «پروردگارا، ما [با سرپیچی از دستور تو] به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، قطعاً از زیانکاران خواهیم بود». [الأعراف: ۲۳]

۱۵- «پروردگارا! ما را در زمره‌ى قوم ستمکاران قرار مده». [الأعراف: ۴۷]

۱۶- خدایا تو [دوست و] کارسازِ مایی؛ پس ما را بیامرز و بر ما رحم آور؛ و تو بهترین آمرزنده‌ای. و در این دنیا و در سرای آخرت، نیکی برایمان مقرر فرما. [الأعراف: ۱۵۵-۱۵۶].

۱۷- «الله برای من کافی است، هیچ معبودی [به حق] جز او نیست، بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است». [توبه: ۱۲۹].

۱۸- «پروردگارا، ما را دستخوشِ فتنه [و شکنجه و آزارِ] گروه ستمکاران قرار نده؛ و به [فضل و] رحمت خویش ما را از [شر] گروه کافران رهایی بخش». [یونس: ۸۵-۸۶].

«پروردگارا، من به تو پناه می‌برم از اینکه چیزی را که به آن دانشی ندارم از تو بخواهم و اگر مرا نبخشی و بر من رحم نکنی، از زیانکارانم». [هود: ۴۷].

۲۰- «پروردگارا، ای پدیدآورندۀ آسمان‏ها و زمین، تویی که در دنیا و آخرت [دوست و] کارسازِ منی. مرا مسلمان [= فرمانبردار] بمیران و به شایستگان ملحق فرما». [يوسف: 101] [10] [10] و برای استفادهٔ بیشتر، نگا: الفوائد ابن القیم (ص ۴۳۶-۴۳۷).

۲۱- «پروردگارا! این شهر (مکه) را مکانى امن قرار بده، و مرا و فرزندانم را از آنکه بت‌ها را پرستش کنیم دور نگه بدار». [ابراهیم: ۳۵].

۲۲- «پروردگارا! مرا و فرزندانم را بر پا دارنده‌ى نماز قرار بده، پروردگارا! و دعای مرا بپذیر». [ابراهیم: ۴۰].

۲۳- «پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را، و مؤمنان را [در] روزی‌که حساب بر پا می‌شود، بیامرز». [ابراهیم: ۴۱].

۲۴- «پروردگارا! ما را از سوی خود رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برایمان فراهم ساز». [الکهف: ۱۰].

« پروردگارا، سینه‌ام را برایم بگشای تا آزار را تحمل کنم. و کارم را برایم آسان گردان و گره از زبانم باز کن، تا سخنم را دریابند.» [طه: ۲۵-۲۸].

۲۶-«پروردگارا! به علم من بیفزا». [طه: ۱۱۴].

۲۷- «[پروردگارا،] هیچ معبودی [به‌حق] جز تو نیست. تو منزّهی، بی‌تردید، من از ستمکاران بوده‌ام.» [الأنبیاء : ۸۷].

۲۸- «پروردگارا، مرا تنها [و بی‌فرزند] مگذار و تو بهترین وارثانی.» [الأنبیاء : ۸۹].

۲۹- «پروردگارا، من از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم. و پروردگارا، از اینکه آنها نزد من حاضر شوند [نیز] به تو پناه می‌برم». [مؤمنون: ۹۷-۹۸].

۳۰- «پروردگارا! [ما] ایمان آوردیم، پس ما را ببخش و بر ما رحم کن، و تو بهترین رحم کنندگانی». [مؤمنون: ۱۰۹].

۳۱- «پروردگارا! [ما] ایمان آوردیم، پس ما را ببخش و بر ما رحم کن، و تو بهترین رحم کنندگانی». [مؤمنون: ۱۱۸].

۳۲- «پروردگارا، عذاب دوزخ را از ما بازگردان [که] بی‌تردید، عذابش [سخت و] پایدار است. حقا که دوزخ بد جایگاه و اقامتگاهی است.» [الفرقان: ۶۵-۶۶].

۳۳- «پروردگارا! از همسران‌مان و فرزندان‌مان مایه‌ى چشم روشنى به ما عطا فرما، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا قرار بده». [الفرقان: ۷۴].

۳۴- «پروردگارا، به من دانشی [در دین] ببخش و مرا به شایستگان ملحق کن». و در آیندگان آوازه‌ای نیک برایم قرار بده. و مرا از وارثان بهشتِ پرنعمت بگردان.» [الشعراء: ۸۳-۸۵].

۳۵- «و روزی ‌که [مردم] برانگیخته می‌شوند، مرا رسوا [و شرمنده] نساز. همان روزی ‌که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد؛ مگر کسی ‌که با قلبی پاک [و خالی از شرک و نفاق و ریا] به پیشگاه الله بیاید». [الشعراء: ۸۷-۸۹].

۳۶- «پروردگارا! به من توفیق ده تا شکر نعمت‌هایی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای بجای آورم، و [توفیق عطا فرما تا] کار[های] شایسته‌ای که تو خشنود شوی، انجام دهم، و مرا به رحمت خود در [زمره‌ى] بندگان صالحت در آور». [النمل: ۱۹].

۳۷- «پروردگارا! من به خود ستم کردم، پس مرا ببخش». [القصص: ۱۶].

۳۸- «پروردگارا! مرا از قوم ستمکار نجات بده». [القصص: ۲۱].

۳۹- «امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند». [القصص: ۲۲].

۴۰- «پروردگارا! من به هرخیری که برایم بفرستی نیازمند هستم». [القصص: ۲۴].

۴۱- «پروردگارا، مرا در برابر مفسدان یاری کن». [العنکبوت: ۳۰]

۴۲- «پروردگارا! به من [فرزندی] از صالحان عطا فرما». [الصافات: ۱۰۰].

۴۳- «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتت را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای به جای آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که تو از آن خشنود شوی، و فرزندانم را صالح گردان، بی‌گمان من به سوی تو بازگشتم [و توبه نمودم]، و بی‌شک من از مسلمانانم». [الأحقاف: ۱۵]

۴۴- «پروردگارا! ما را و برادران‌مان را که در ایمان از ما سبقت گرفتند بیامرز، و در دل‌هايمان کینه‌ای نسبت به کسانی‌که ایمان آورده‌اند قرار مده، پروردگارا! بی‌گمان تو دلسوز و مهربانی». [الحشر: ۱۰].

۴۵- «پروردگارا، بر تو توکل کردیم و به سوی تو روی آوردیم و بازگشت [همه] به سوی توست». [الممتحنة: ۴].

۴۶- «پروردگارا، ما را دستخوشِ [فتنۀ] کافران قرار مده و ما را بیامرز ای پروردگار ما؛ همانا تو با عزت حکیمی». [الممتحنة: ۵].

۴۷- «پروردگارا، مرا و پدر و مادرم و هرکسی را که با ایمان وارد خانه‌ی من شود و [تمام] مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز». [نوح: ۲۸].

۴۸- «پروردگارا! نور ما را به تمام [و کمال] برسان، و ما را بیامرز بی‌گمان تو بر هرچیز توانایی». [التحریم: ۸].

«خدایا در آنچه با اجازه تو اختلاف شده، مرا به سوی حق هدایت کن؛ چراکه تو هرکس را بخواهی به راه راست هدایت می‌کنی»[11]. [11] اقتباس شده از سورهٔ بقره آیهٔ: ۲۱۳.

۵۰- « خدایا به من همان حکمتی عنایت کن که به هر کس داده شود، خیرِ فراوانی به او عطا شده است» [12]. [12] اقتباس شده از سورهٔ البقره، آیهٔ ۲۶۹.

۵۱- «خدایا مرا در زندگی دنیا و در آخرت با سخن ثابت استوار بگردان»[13]. [13] اقتباس شده از سورهٔ ابراهیم، آیهٔ ۲۷.

۵۲- « خدایا ایمان را محبوب ما کن و آن را در دل‌های‌ ما بیارای و کفر و نافرمانى و سرکشی را در نظر ما ناخوشایند گردان و ما را از پویندگانِ راه هدایت و کمال قرار ده» [14]. [14] با اقتباس از سورهٔ حجرات، آیهٔ ۷.

۵۳- «خدایا از شرّ بخل نفسم مرا حفظ کن و مرا از رستگاران قرار بده» [15]. [15] اقتباس شده از سورهٔ تغابن، آیهٔ ۱۶.

۵۴- «خدایا در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز به ما نیکی عطا کن و ما را از آتش دوزخ نجات بده» [16]. [16] بخاری به‌شمارهٔ ۴۵۲۲، و شمارهٔ ۶۳۸۹، و مسلم به‌شمارهٔ ۲۶۹۰.

«خدایا! از فتنهٔ آتش و عذاب دوزخ و فتنه و عذاب قبر و از شر فتنهٔ بى نيازى و از شر فتنهٔ فقر، به تو پناه مى‌برم، خدایا از شر فتنهٔ مسیح دجال به تو پناه می‌برم، خدایا! دلم را با آب و یخ و تگرگ بشوی و از خطاها پاک گردان؛ چنان که لباس سفید را از چرک و آلودگی پاک کردی، و بین من و خطاهایم فاصله انداز؛ چنان که بین مشرق و مغرب فاصله انداختی، خدایا به تو پناه می‌برم از تنبلی و گنهکاری و بدهکاری» [17]. [17] بخاری به‌شمارهٔ ۸۳۲، و مسلم به‌شمارهٔ ۵۸۹.

۵۶- «خدایا! همانا من از ناتوانی و تنبلی و ترس و پیری و بخیلی، به تو پناه مى‌برم و از عذاب قبر به تو پناه مى‌برم و از فتنهٔ زندگی و مرگ، به تو پناه مى‌برم» [18]. [18] بخاری به‌شمارهٔ ۲۸۲۳، و مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۰۶.

۵۷- «خدایا! من از شدت رنجِ بلا و بدبختی قضا و سرنوشت بد و از خوشنودى و سرزنش دشمنان، به تو پناه مى‌برم» [19]. [19] بخاری به‌شمارهٔ ۶۳۴۷، و مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۰۷، و لفظ آن این است، «کان رسول الله صلی الله علیه و سلم یتعوذ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ، وَدَرَكِ الشَّقَاءِ، وَسُوءِ الْقَضَاءِ، وَشَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ». یعنی: « پیامبر صلی الله علیه وسلم به خداوند پناه می‌برد از شدت رنجِ بلا و بدبختی و قضا و سرنوشت بد و از خوشنودى و سرزنش دشمنان.»

۵۸- «بار الها، دينم را که نگه‌دارندهٔ من از بدی‌هاست اصلاح بفرما و دنيايم را که زندگانی‌‌ام در آن است و آخرتم را که بازگشتم به سوی آن است، اصلاح بفرما؛ و زندگی را برای من موجب افزايش هر نیکی قرار بده و مرگ را برای من مايهٔ راحتی و رهايی از همهٔ بدی‌ها بگردان»[20]. [20] روایت مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۲۰.

۵۹- «بارالها، از تو هدایت و پرهیزگاری و پاکدامنی و بی‌نیازی را خواهانم»[21]. روایت مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۲۱.

۶۰- «خدایا! همانا من از ناتوانی و تنبلی و ترس و بخیلی و پیری و از عذاب قبر به تو پناه مى‌برم، خدایا! به نَفْسم تقوا عطا فرما و آن را پاک گردان؛ که تو بهترین پاک کنندگان (نَفْس‌ها) هستى. تو مالک نفس من و صاحب و دوستدار آن هستی، خداوندا به تو پناه می‌آورم از علمی که سودی ندارد و از قلبی که خشوع نمی‌کند و از نفسی که سیر نمی‌شود و از دعایی که به آن پاسخ داده نمی‌شود». [22]روایت مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۲۲.

۶۱- «خدایا! مرا هدایت فرما و بر راه راست پایداری ده، خدایا من از تو هدایت و پایداری بر راه راست را خواهانم»[23]. [23]روایت مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۲۵.

۶۲- «بارالها، من از زوال نعمت تو و دگرگونی عافیتی که عطا کرده‌ای و از خشم [و عذاب] ناگهانی‌ات و از همهٔ [انواع] خشمت به تو پناه می‌برم»[24]. [24]روایت مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۳۹.

۶۳- «خدایا! از شر آن‌چه انجام داده‌ام و از شر آن‌چه انجام نداده‌ام، به تو پناه مى‌برم»[25]. [25]روایت مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۱۶.

۶۴- «خدایا به مال و فرزندان من بیفزای و در آنچه به من عطا کرده‌ای برکت قرار ده»[26]، یا « [خدایا عمر مرا بر طاعت خود طولانی بگردان و اعمال مرا نیک کن] و گناهان مرا بیامرز»[27]. [26]دلالت می‌کند بر این، دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای انس بن مالک که فرمود: «اللهمّ أكثر ماله، وولده، وبارك له فيما أعطيته» یعنی: «خدایا مال و فرزندانش را زیاد کن و برای او در آنچه عطا نموده‌ای برکت قرار ده». روایت بخاری به‌شمارهٔ ۱۹۸۲، و مسلم به‌شمارهٔ ۶۶۰. [27]روایت بخاری در ادب مفرد به‌شمارهٔ ۶۵۳، و شیخ آلبانی در سلسله احادیث صحیحه به‌شمارهٔ ۲۲۴۱، و صحیح ادب مفرد ص ۲۴۴ آن‌را صحیح دانسته است، و آنچه در بین پرانتز قرار دارد دلالت می‌کند به آن، این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی از ایشان پرسیده شد بهترین مردم چه کسی است؟ فرمودند: «کسی که عمرش طولانی و اعمالش نیک شود» روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۲۳۲۹، و احمد به‌شمارهٔ ۱۷۷۱۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۲/۲۷۱ آن‌را صحیح دانسته است، و از شیخ و استاد ما شیخ ابن باز رحمه الله در مورد این دعا پرسیدم که آيا خواندن آن سنت است؟ ایشان پاسخ دادند: «آری».

۶۵- «معبودی به حق نیست، مگر الله بزرگ مرتبه و بردبار. معبودی به حق نیست، مگر پروردگار عرش بزرگ. معبودی به حق نیست، مگر پروردگار آسمان‌ها و زمین و صاحب عرش بزرگ»[28]. [28]روایت بخاری به‌شمارهٔ ۶۳۴۵، و مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۳۰.

۶۶- «بارالها، به رحمت تو امیدوارم، پس یک‌چشم بر هم زدن هم مرا به نفسم وامگذار؛ و همه‌ی کارهایم را اصلاح بفرما؛ معبود بر حقی جز تو نیست»[29]. [29]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۵۰۹۰، و احمد ۲/۴۲، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابوداود ۳/۲۵۰، و صحیح ادب مفرد ۲۶۰ آن‌را حسن دانسته است، و شیخ بن باز نیز در تحفه الاخیار ص ۲۴ آن‌را حسن دانسته است.

۶۷- «[پروردگارا،] هیچ معبودی [به‌حق] جز تو نیست. تو منزّهی، بی‌تردید، من از ستمکاران بوده‌ام»[30]. [30]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۰۵، و حاکم آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۶۸ آن‌را صحیح دانسته است و لفظ آن چنین است: «دعای ذوالنون [یونس] در شکم ماهی (أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ) [الأنبیاء:۸۷] هیچ مسلمانی در چیزی آن‌را نمی‌خواند مگر اینکه خداوند دعایش را اجابت می‌کند».

«بارالها، من بندهٔ تو هستم، فرزند بنده‌ی تو، فرزند کنیز تو، پیشانی من به دست توست، حکم تو در مورد من نافذ و جاری است، قضاوت تو در حق من عادلانه است؛ از تو به واسطهٔ هر اسمی که برای توست و خود را به آن نامیدی یا در کتابت نازل نمودی یا به یکی از مخلوقاتت آموختی یا نزد خود در علم غیب باقی گذاشتی، می‌خواهم که قرآن را بهار قلبم و نور سینه‌ام و برطرف‌کنندهٔ اندوهم و از بین برندهٔ نگرانی‌ام قرار دهی»[31]. [31]احمد ۱/۳۹۱، ۴۵۲، و حاکم ۱/۵۰۹، و حافظ در تخریج اذکار آن‌را حسن دانسته و شیخ آلبانی در تخریج الکلم الطیب ص ۷۳ آن‌را صحیح دانسته است.

۶۹- «خدایا ، ای گرداننده‌ى دل‌ها! دلم را به سوی طاعتت بگردان»[32]. [32]روایت مسلم به‌شمارهٔ ۲۶۵۴.

۷۰- «ای گرداننده و دگرگون‌کننده‌ی قلب‌ها، قلب مرا بر دین خود پایدار بگردان»[33]. [33]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۲۲، و احمد ۴/۱۸۲، و حاکم ۱/۵۲۵، و ۵۲۸، و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۶/۳۰۹ و صحیح سنن ترمذی ۳/۱۷۱ آن‌را صحیح دانسته است، و ام سلمه رضی الله عنها روایت کرده است که: «بیشترین دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم این بوده است».

۷۰- «خدایا من از تو عافیت در دنیا و آخرت را می‌خواهم»[34]. [34]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۱۴، و بخاری در ادب المفرد به‌شمارهٔ ۷۲۶، و لفظ ترمذی چنین است: «(سلوا الله العافية في الدنيا والآخرة» یعنی از خداوند عافیت در دنیا و آخرت را بخواهید» و در یک لفظ: «سلوا الله العفو والعافية فإن أحداً لم يُعطَ بعد اليقين خيراً من العافية» یعنی: «از خداوند عفو وعافیت را بخواهید، زیرا هیچ کسی بعد از یقین خیری مانند عافیت به او داده نشده است» و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۳/۱۸۰، و ۳/۱۸۵، و ۳/۱۷۰ آن‌را صحیح دانسته است، و این روایت شواهدی نیز دارد، نگا: مسند امام احمد به ترتیب احمد شاکر ۱/۱۵۶-۱۵۷.

۷۲- «خدایا فرجام ما را در همهٔ امور نیک بگردان، و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت پناه بده»[35]. [35]احمد ۴/۸۱، و طبرانی در الکبیر ۲/۳۳/۱۱۶۹، و در دعاء به‌شمارهٔ ۱۴۳۶، و ابن حبان به‌شمارهٔ ۲۴۲۴، ۲۴۲۵، (موارد) و حافظ هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۱۷۸ گفته است: «رجال احمد و یکی از سندهای طبرانی ثقه هستند».

۷۳- «خدایا مرا یاری کن و [دشمنان را] بر علیه من یاری نکن، و مرا پیروز کن و [دشمنان را] علیه من پیروز نگردان و برای من تدبیر کن و [برای دشمنان] علیه من تدبیر نکن، و مرا هدایت کن و هدایت را برای من میسر گردان و مرا بر کسی که به من تعدی نموده پیروز بگردان، خداوندا مرا برای خود بسیار شکرگزار، بسیار ذکر کننده، بسیار ترسا، و بسیار پیرو و بازگشته و توبه کننده به درگاه خود قرار ده، خدایا توبهٔ مرا بپذیر، اشتباهاتم را بشوی و پاک کن، و دعایم را اجابت نما، و حجت مرا ثابت بگردان، و قلبم را هدایت کن، و زبانم را به گفتار درست راهنمایی کن و بدی‌های قلب را از من دور کن»[36]. [36]روایت بخاری در الادب المفرد به‌شمارهٔ ۶۶۴، و ۶۶۵، و ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۱۰، ۱۵۱۱، و ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۵۱، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۳۸۳۰، و احمد ۱/۱۲۷، و حاکم و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۱۹، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابوداود ۱/۴۱۴ و صحیح سنن ترمذی ۳/۱۷۸ آن‌را صحیح دانسته است.

۷۴- « خدایا ما از تو بهترین آنچه که بنده و پیامبرت محمد صلی‌ الله‌ علیه‌ وسلم از تو خواسته‌ است، می‌خواهیم. و به تو پناه می‌آوریم از بدترین آنچه که بنده و پیامبرت محمد صلی‌ الله‌ علیه وسلم از آن پناه جسته‌ است، تو یاری‌گری و ابلاغ بر توست، و هیچ حول و قدرتی جز با الله وجود ندارد»[37]. [37]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۲۱، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۳۸۴۶، به معنای آن، و ترمذی گفته است: «این حدیث حسن غریب است» و شیخ آلبانی در ضعیف سنن ترمذی ص ۳۸۷ آن‌را ضعیف دانسته است.

۷۵- «بار الها! به تو پناه می‌آورم از شر شنوایی و از شر بینایی و از شر زبانم و از شر قلبم و از شر منی‌ام [یعنی: تمايل جنسی‌ام»[38]. [38]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۵۱، و ترمذی به‌شمارهٔ ۳۴۹۲، و نسائی به‌شمارهٔ ۵۴۷۰، و دیگران، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۶۶، و صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۰۸ آن‌را صحیح دانسته است.

۷۶- «پروردگارا! از پیسی و دیوانگی و جذام، و از بیماری‌های سخت به تو پناه می‌برم»[39]. [39]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۵۴، و نسائی به‌شمارهٔ ۵۴۹۳، و احمد ۳/۱۹۲، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۶ و صحیح سنن ترمذی ۳/۱۸۴ آن‌را صحیح دانسته است.

۷۷- «پروردگارا! از اخلاق و اعمال و هوا‌های نفسانی زشت و ناپسند به تو پناه می‌برم»[40]. [40]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۹۱، و ابن حبان به‌شمارهٔ ۲۴۲۲ (موارد) و حاکم ۱/۵۳۲، و طبرانی در الکبیر ۱۹/۱۹/۳۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۸۴ آن‌را صحیح دانسته است.

۷۸- «خدایا! تو بخشنده‌اى و بخشندگى را دوست داری، پس مرا ببخش و بیامرز»[41]. [41]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۱۳، و نسائی در الکبری به‌شمارهٔ ۷۷۱۲، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۷۰ آن‌را صحیح دانسته است.

۷۹- « خدایا من از تو درخواست انجام کارهای نیکو، و ترک کارهای ناشایست، و محبت به فقرا را دارم. همچنین از تو می‌خواهم که مرا ببخشی و به من رحم کنی، و زمانی که اراده کنی که فتنه‌ای برای مردم پیش آید، در حالی که گرفتار آن فتنه نشده‌ام، جانم را بگیر. همچنین از تو می‌خواهم محبتت را و محبت کسانی که تو را دوست دارند، و محبت هر کاری که مرا به محبت تو نزدیک کند را به من عطا کن»[42]. [42]روایت احمد با این لفظ ۵/۲۴۳، و ترمذی به شمارهٔ ۳۲۳۵ به همانند آن، و آن‌را حسن دانسته است، و گفته است که: از محمد بن اسماعیل -یعنی بخاری- پرسیدم و ایشان گفت: «این حدیث حسن صحیح است» و در آخر حدیث آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «این حق است آن‌را بیاموزید و آموزش دهید» و حاکم ۱/۵۲۱، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۳۱۸ آن‌را صحیح دانسته است.

۸۰- «بار الها، همهٔ خیر و خوبی‌ها را از تو خواهانم، خوبی‌های حال و آینده را؛ آنهایی که دانستم و آنهایی را که ندانستم؛ و از همهٔ شر و بدی‌های حال و آینده به تو پناه می‌جویم، آنهایی که دانستم و آنهایی را که ندانستم. بار الها، همان خیر و خوبی‌هایی را از تو خواهانم که بنده و پیامبرت از تو خواسته است و از همان شر و بدی‌هایی به تو پناه می‌جویم که بنده و پیامبرت از آنها به تو پناه آورده است؛ بار الها، از تو بهشت و هر سخن یا عملی را می‌خواهم که مرا به بهشت نزدیک می‌گرداند و از آتش دوزخ و هر سخن یا عملی به تو پناه می‌آورم که مرا به آن نزدیک گرداند؛ و از تو می‌خواهم هر آنچه برایم مقدر نمودی، خیر و خوبی باشد»[43]. [43]روایت ابن ماجه به‌شمارهٔ ۳۸۴۶، با این لفظ و احمد ۶/۱۳۴ و لفظ زیادهٔ دوم از اوست، و حاکم آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۲۱، و لفظ زیادهٔ اولی از اوست و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۲/۳۲۷ آن‌را صحیح دانسته است.

۸۱- «خداوندا! مرا در حالت ایستاده و نشسته و خوابیده بر اسلام محافظت کن، و هيچ دشمن و حسودى را در حق من شادمان مکن، بار الها! هر نوع خیری را از تو می‌خواهم كه تو صاحب همهٔ خیرها هستی، و از هر شری به تو پناه می‌برم كه تو صاحب خزینه‌‌های آن هستی»[44]. [44]روایت حاکم ۱/۵۲۵ و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۲/۳۹۸ و در سلسله احادیث صحیحه ۴/۵۴ به‌شمارهٔ ۱۵۴۰ آن‌را حسن دانسته است.

۸۲- «خدایا! ما را چنان بهر‌ه‌ای از خشيت خود عطا فرما كه با آن ما را از نافرمانی خود، باز داری و چنان طاعتی به ما نصیب بفرما كه با آن ما را به بهشت خود، درآوری و چنان یقینی به ما عنایت بفرما كه با آن، مشكلات دنیا را برايمان آسان گردانی، خدایا! تا ما را زنده نگه داشته‌ای، ما را از شنوایی، بینایی و قدرتمان، بهرمند بدار، و آن را وارث ما بگردان، انتقام ما را از كسانی كه بر ما ستم كرده‌اند، بگیر و ما را در مقابل كسانی كه به ما تجاوز كرده‌اند، یاری فرما و بلا و مصیبت ما را در دین ما قرار مده و دنیا را بزرگ‌ترین دغدغه و منتهای دانش ما، مگردان، و كسانی كه به ما رحم نمی‌كنند، بر ما مسلط نگردان»[45]. [45]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۰۲، و حاکم ۱/۵۲۸ و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و ابن الس‍ُّنی به‌شمارهٔ ۴۴۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۶۸ و صحیح الجامع ۱/۴۰۰ آن‌را حسن دانسته است.

۸۳- «پروردگارا! من از بزدلی و بخل به تو پناه مى‌برم، و از اینكه به علّت پیرى، سست و درمانده شوم، به تو پناه مى‌برم، و از آزمایش‌هاى سخت دنیا و عذاب قبر به تو پناه می‌برم»[46]. [46]روایت بخاری به‌شمارهٔ ۲۸۲۲.

۸۴- «پروردگارا! خطا و جهل و زیاده روی در کارهایم و آنچه که تو نسبت به آن از من داناتر هستی را، ببخش، خداوندا! اعمال جدى، شوخی، اشتباه و عمدی مرا ببخش، و من همه‌ى این‌ها را مرتکب شده‌ام»[47]. [47]متفق علیه، بخاری به‌شمارهٔ ۶۳۹۸، و مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۱۹.

۸۵- «خدایا! همانا من به خود ظلم کردم، ظلمی بسیار زیاد و جز تو کسی گناهان را نمى‌آمرزد، پس مرا بیامرز، آمرزشی از جانب خودت و به من رحم فرما. همانا تو بسیار آمرزنده و مهربانی»[48]. [48]متفق علیه، بخاری به‌شمارهٔ ۸۳۴، و مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۰۵.

۸۶- «خداوندا، تسلیم تو شدم، به تو ایمان آورده‌ام، بر تو توکل کرده‌ام، به سوی تو برگشته‌ام، و به تو در همهٔ امورم احتجاج می‌کنم. به عزت تو پناه می‌آورم از اینکه مرا گمراه سازی. هیچ معبودی به‌حق جز تو نیست، تویی که زنده‌ای و نمی‌میری، در حالی که جنیان و انسان‌ها می‌میرند»[49]. [49]متفق علیه: بخاری به‌شمارهٔ ۶۳۹۸، و مسلم به‌شمارهٔ ۲۷۱۹.

۸۷- «خدایا ما از تو می‌خواهیم چیزی که موجب رحمتت شود، و اراده‌ات برای آمرزش، و ایمنی از هر گناه، و بهره‌مندی از هر عمل نیکو، و موفقیت در رسیدن به بهشت، و نجات از آتش جهنم»[50]. [50]حاکم ۱/۵۲۵ و آن‌را صحیح دانسته است و ذهبی با وی موافقت کرده است، و بیهقی در الدعوات به‌شمارهٔ ۲۰۶، و نگا: الاذکار نووی ص ۳۴۰، و عبدالقادر آرناؤوط محقق الاذکار آن‌را حسن دانسته است.

۸۸- «خدایا مردان و زنان مؤمن را بیامرز»[51]. [51]به‌دلیل حدیث عباده رضی الله عنه که شنیدم که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر کس برای مردان و زنان مؤمن آمرزش بطلبد خداوند در ازای هر مرد و زن مؤمن برای او یک نیکی می‌نویسد»، روایت طبرانی در الکبیر ۵/۲۰۲ به‌شمارهٔ ۵۰۹۲، و ۳/۳۳۴ به‌شمارهٔ ۲۱۵۵، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۲۱۰ سند آن‌را جید دانسته، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۵/۲۴۲ به‌شمارهٔ ۵۹۰۲ آن‌را حسن دانسته است.

۸۹- «خداوندا! گناهم را بیامرز و خانه‌ام را وسیع گردان و روزیم را برکت و فزونی بخش»[52]. [52]روایت احمد به‌شمارهٔ ۱۶۵۹۹، و شمارهٔ ۲۳۱۱۴، و شمارهٔ ۲۳۱۸۸، و ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۰۰، و محققان مسند گفته‌اند: «حسن لغیره است» ۲۷۱۴۴، ۳۸/۱۹۷، ۳۸/۱۴۵.

۹۰- «خداوندا! فضل و رحمت تو را می‌خواهم؛ چرا که فقط تو صاحب آن هستی»[53]. [53]روایت طبرانی، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۱۵۹ گفته است که «رجال سند آن رجال صحیح هستند مگر محمد بن زیاد که او هم ثقه است» و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۱/۴۰۴ به‌شمارهٔ ۱۲۷۸ آن‌را صحیح دانسته است.

۹۱- «پروردگارا از آفات پیری و از بلندی پرتاب شدن و زیر آوار رفتن، و از غم و اندوه، و از غرق شدن و سوختگی به تو پناه می‌برم، و به تو پناه می‌برم از اینكه در لحظه‌ى مرگ شیطان مرا گمراه كند، و به تو پناه می‌برم از اینكه در حالتی كه از راه تو رو برگردانده‌ام بمیرم، و به تو پناه می‌برم از اینكه بر اثر مارگزیدگی بمیرم»[54]. [54]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۵۲، و نسائی به‌شمارهٔ ۵۵۳۱، و شمارهٔ ۵۵۳۲، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۲۳، و صحیح سنن ابوداود ۱/۴۲۵ آن‌را صحیح دانسته است.

۹۲- «خداوندا! به تو پناه می‌برم از گرسنگی؛ زیرا همبستر بدی است، و به تو پناه می‌برم از خیانت؛ چراکه همنشین بدی است»[55]. [55]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۴۷، و نسائی به‌شمارهٔ ۵۴۸۳، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۲ آن‌را حسن دانسته است.

۹۳- «پروردگارا! من از ناتوانى و سستى، بزدلی و بخل، پیری و سنگدلی و بی‌توجهی و نیازمندی و خواری و بینوایی به تو پناه می‌برم. و به تو پناه می‌برم از فقر و کفر و فسق و شقاق و نفاق و خودنمایی و ریا. و به تو پناه می‌برم از کری و لال شدن و دیوانگی و بیماری جذام و پیسی و بیماری‌های خطرناک و ناگوار»[56]. [56]روایت نسائی به‌شمارهٔ ۵۴۹۳، و حاکم ۱/۵۳۰، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۱/۴۰۶، و ارواء الغلیل به‌شمارهٔ ۸۵۲ آن‌را صحیح دانسته است.

۹۴- «خداوندا! از فقر و تنگدستی و خواری به تو پناه می‌برم. و از اینکه ظلم کنم یا مورد ظلم قرار گیرم، به تو پناه می‌برم»[57]. [57]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۴۴، و نسائی به‌شمارهٔ ۵۴۷۵، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۱، و صحیح الجامع ۱/۴۰۷ آن‌را صحیح دانسته و آنچه در بین پرانتز آمده لفظ ابن حبان در (الموارد) است و شیخ آلبانی در صحیح موارد الظمآن ۲/۴۵۵ آن‌را صحیح دانسته است.

۹۵- «خدایا! از همسایه‌ى بد، در محل اقامتگاهم [یعنی دنیا] به تو پناه می‌برم، چرا که همسایهٔ صحرا (چادرنشین) تغییر می‌کند»[58]. [58]روایت بخاری در الادب المفرد به‌شمارهٔ ۱۱۷، و حاکم ۱/۵۳۲، و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و روایت نسائی به‌شمارهٔ ۵۵۱۷ و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۱/۴۰۸ و صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۸ آن‌را صحیح دانسته است.

۹۶- «خداوندا! به تو پناه مى‌آورم از دلى كه خشوع نیابد، و از دعایی كه شنیده نشود (به اجابت نرسد)، و از نفسى كه سیر نشود، و از دانشى كه سود نبخشد، و از همهٔ این موارد چهار گانه به تو پناه می‌برم»[59]. [59]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۴۸۲، و ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۴۹، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع به‌شمارهٔ ۱۲۹۵ و صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۳ آن‌‌را صحیح دانسته است.

۹۷- «خدایا! از روز بد و شب بد، و از ساعت بد و از همنشین بد و همسایهٔ بد، در محل اقامتگاهم به تو پناه می‌برم»[60]. [60]روایت طبرانی، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۱۴۴ گفته است: «رجال آن رجال صحیح هستند» و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۱/۴۱۱ به‌شمارهٔ ۱۲۹۰ آن‌‌را حسن دانسته است.

۹۸- سه مرتبه «خداوندا من از تو بهشت را خواهانم و از آتش به تو پناه می‌آورم»[61]. [61]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۲۵۷۲، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۳۳۴۰، و نسائی به‌شمارهٔ ۵۵۳۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۲/۳۱۹، و صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۲۱ آن‌را صحیح دانسته است و لفظ آن چنین است: « هر کسی سه مرتبه از خداوند بهشت را بخواهد، بهشت می‌گوید: خدایا او را وارد بهشت کن. و هر کسی سه بار از دوزخ به خداوند به پناه ببرد، دوزخ می‌گوید: خدایا او را از آتش دوزخ نجات ده».

۹۹- «خدایا مرا در دین فقیه و آگاه بگردان»[62]. [62]بر آن دلالت می‌کند روایت بخاری و مسلم در دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای ابن عباس رضی الله عنهما. روایت بخاری به‌شمارهٔ ۱۴۳، و مسلم به‌شمارهٔ ۲۴۷۷.

۱۰۰- «بارالها، من از اینکه دانسته به تو شرک بورزم به تو پناه می‌آورم، و برای آنچه ندانسته به تو شرك بورزم از تو آمرزش می‌خواهم»[63]. [63]روایت احمد ۴/۴۰۳، و ابن ابی شیبه ۱۰/۳۳۷، و طبرانی در المعجم الاوسط ۴/۲۸۴، و شیخ آلبانی در صحیح ترغیب و ترهیب ۱/۱۹ آن‌‌را حسن دانسته است.

۱۰۱- «خدایا مرا از آنچه به من آموخته‌ای بهره‌مند کن، و آنچه به من سود می‌رساند به من بیاموز، و بر علمم بیفزا»[64]. [64]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۹۹، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۲۵۹، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۱/۴۷ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۰۲- «بارالها، من از تو علمی سودمند و مفید و رزقی پاک و حلال و عملی پذیرفته شده می‌خواهم»[65]. [65]روایت ابن ماجه به‌شمارهٔ ۹۲۵، و نسائی در عمل اليوم والليلة به‌شمارهٔ ۱۰۲، و احمد ۶/۲۹۴، و ۳۰۵، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۱/۱۵۲ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۰۳- «بارالها، یا الله، من از تو که یکتا و یگانه‌ و بی‌نیازی و نه زاده‌ای و نه زاده شده‌ای و هیچ همتایی نداری، می‌خواهم و مسالت دارم که گناهانم را بیامرزی که تو بسیار آمرزنده‌ی مهربانی»[66]. [66]روایت نسائی به‌شمارهٔ ۱۳۰۰، و نسائی در الکبری به‌شمارهٔ ۷۶۶۵، و ابوداود به‌شمارهٔ ۹۸۵، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۱/۱۴۷ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۰۴- «بارالها، من از تو می‌خواهم و مسالت دارم، چون همهٔ حمد و ستایش‌ها برای توست که معبود بر حقی جز تو نیست، [یکتایی و شریکی برای تو نیست] ای نعمت‌دهندهٔ بخشنده، ای آفرینندهٔ آسمان‌ها و زمین، ای صاحب عظمت و کبریایی، و ای زنده و ای برپادارندهٔ هر چیز، من از تو بهشت را می‌خواهم و از دوزخ به تو پناه می‌آورم»[67]. [67]ابوداود به‌شمارهٔ ۱۴۹۵، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۳۸۵۸، و نسائی به‌شمارهٔ ۱۲۹۹، و ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۴۴، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۱/۲۷۹، و صحیح سنن ابن ماجه ۲/۳۲۹ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۰۵- «بارالها، من از تو می‌خواهم و مسالت دارم؛ به این واسطه که گواهی می‌دهم تو الله هستی و هیچ معبود بر حقی جز تو نیست، یکتا و بی‌نیازی هستی که نه زاده و نه زاده شده است و هیچ همتا و مثل و مانندی برای او نیست»[68]. [68]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۹۸۵، و ترمذی به‌شمارهٔ ۳۴۷۵، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۳۸۵۷، و احمد ۵/۳۶۰، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۶۳ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۰۶- «خدایا مرا بیامرز و توبهٔ مرا بپذیر، همانا که تو بسیار توبه‌پذیر و بسیار آمرزنده‌ای»[69]. [69]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۱۸، و ترمذی به‌شمارهٔ ۳۴۳۴، و لفظ از اوست، و نسائی در الکبری به‌شمارهٔ ۱۰۲۹۲، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۳۸۱۴، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۲/۳۲۱ و صحیح سنن ترمذی ۳/۱۵۳ آن‌را صحیح دانسته است.

«بارالها، به واسطهٔ علم غیب خود و قدرتی که بر خلق داری، مادامی که زنده بودن برای من خیر است، زنده‌ام بدار و آنگاه که مردن برای من خیر است، مرا بمیران؛ بارالها، من از تو ترس از تو در نهان و آشکار را خواهانم؛ و از تو سخن حق در وقت رضایت و آرامش و خشم را می‌خواهم؛ و از تو میانه‌روی در فقر و ثروت را خواستارم؛ و از تو نعمتی را می‌خواهم که از بین نرود؛ و از تو خنکی چشمی را می‌خواهم که تمام نشود؛ و از تو رضایت بعد از قضاء و قدر را می‌خواهم؛ و از تو زندگی خوب و سعادتمند بعد از مرگ را خواهانم؛ و از تو لذت نگاه کردن به رویت و شوق دیدارت را خواستارم، بی‌آنکه ضرر و زیانی متوجه من شود و با فتنه‌ای گمراه‌کننده مواجه شوم؛ بارالها، ما را به زینت ایمان آراسته بگردان و ما را هدایتگرانی هدایت‌یافته قرار بده»[70]. [70]روایت نسائی به‌شمارهٔ ۱۳۰۵، و احمد ۴/۲۶۴، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۱/۲۸۰، و ۱/۲۸۱ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۰۸- «خدایا محبت خودت را، و محبت کسی که محبت او نزد تو به من سود می‌رساند را روزی من کن. خدایا از هر آنچه دوست دارم به من عطا کردی، آن را قدرتی قرار ده برای من در آنچه که دوست داری. خدایا از هر آنچه دوست دارم از من دور کردی، آن را فرصتی برای من قرار ده در آنچه که دوست داری»[71]. [71]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۴۹۱، و آن‌را حسن دانسته است، و شیخ عبدالقادر الارناؤوط گفته است: «همان‌گونه است که ترمذی گفته است» نگا: تحقیق وی بر جامع الاصول ۴/۳۴۱.

۱۰۹- «خداوندا مرا از گناهان و اشتباهاتم پاک کن، خداوندا مرا از گناهانم بشوی چنانکه لباس سفید از چرک پاک می شود، خداوندا مرا با برف و آب تگرگ از گناهانم پاک کن»[72]. [72]روایت مسلم به‌شمارهٔ ۴۷۶، و نسائی به‌شمارهٔ ۴۰۰.

۱۱۰- «خدایا! همانا من از بخیلی و ترس و عمر بد و فتنهٔ وسواس بودن و عذاب قبر به تو پناه مى‌برم»[73]. [73]نسائی به‌شمارهٔ ۵۴۶۹، و لفظ آن چنین است: «پیامبر صلی الله علیه وسلم از پنچ چیز به خداوند پناه می‌برد: از بخیلی، از ترسو بودن، از عمر بد، از فتنهٔ وسواس بودن، و از عذاب قبر» و روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۳۹، و شیخ عبدالقادر ارناؤوط در تخریج جامع الاصول ۴/۳۶۳ آن‌را حسن دانسته است.

۱۱۱- «بارالها، ای پروردگار جبرئیل و میكائیل و اسرافیل از گرمی آتش جهنم و عذاب قبر به تو پناه می‌برم»[74]. [74]روایت نسائی به‌شمارهٔ ۱۳۴۴، و احمد ۶/۶۱، و بیهقی در الدعوات به‌شمارهٔ ۱۰۹، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۲۱ و سلسله احادیث صحیحه به‌شمارهٔ ۱۵۴۴ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۱۲- «خدایا آگاهی و هدایت را به من الهام کن، و مرا از بدی نفسم پناه ده»[75]. [75]روایت ترمذی، و لفظ از اوست، به‌شمارهٔ ۳۴۸۳، و احمد همانند آن‌را روایت کرده است ۳۳/۱۹۷، به شمارهٔ ۱۹۹۹۲، و حاکم ۱/۵۱۰، همانند آن، و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و محققان مسند در مورد روایت احمد گفته‌اند: «سند آن صحیح و بر شرط شیخین است» ۳۳/۱۹۷، اما لفظ ترمذی را شیخ آلبانی در ضعیف سنن ترمذی ص ۳۹۷ ضعیف دانسته است.

۱۱۳- «خدایا من از تو علمی سودمند می‌خواهم و به تو پناه می‌برم از علمی که سودی ندارد»[76]. [76]روایت نسائی در الکبری به‌شمارهٔ ۷۸۶۷، به‌شمارهٔ ۳۸۴۳ و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۲/۳۲۷ آن‌‌را حسن دانسته است، و لفظ آن چنین است: «از خداوند علم سودمند بخواهید و به او از علمی که سود ندارد پناه ببرد».

۱۱۴- «الهى! پروردگار آسمان‌ها [ی هفت‌گانه] و پروردگار زمین، و پروردگار عرش بزرگ، پروردگار ما و همه چیز، شكافندهٔ دانه و هسته، و فرود آورندهٔ تورات و انجیل و فرقان، از شرّ هر آنچه كه در دست توست به تو پناه مى‌برم. خداوندا! اول تویی، قبل از تو چیزى نیست. و آخر تويى، بعد از تو چیزى نیست. تو آشكارى، و هیچ چیز بالاتر از تو نیست. تو پنهانى، و هیچ چیز از تو نزدیک‌تر نیست. الهى! قرض‌هایمان را ادا كن، و ما را از تنگدستى به غنا و توانگرى برسان»[77]. [77]روایت مسلم از ابوهریره رضی الله عنه به شمارهٔ ۲۷۱۳.

۱۱۵- «خدایا میان دل‌های ما محبت ایجاد کن، و روابط ما را اصلاح کن، و ما را به راه‌های صلح هدایت کن، و از تاریکی‌ها به نور نجات ده، و ما را از فواحش، چه آشکار و چه پنهان، دور نگه دار. و برای ما در گوش‌هایمان، و چشم‌هایمان، و دل‌هایمان، و همسرانمان، و فرزندانمان برکت قرار بده. و به ما توفیق توبه بده، که تو بسیار توبه‌پذیر و مهربانی. و ما را شاکر نعمت‌هایت قرار ده، تا با ذکر آن‌ها تو را ستایش کنیم و پذیرای آن‌ها باشیم، و نعمت‌هایت را بر ما کامل کن»[78]. [78]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۹۶۹، و لفظ از اوست ۱/۲۶۵، و گفته است: «صحیح است بر شرط مسلم» و ذهبی با وی موافقت کرده است، ۱/۲۶، و شیخ آلبانی در صحیح الادب المفرد به‌شمارهٔ ۶۳۰ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۱۶- « خدایا من از تو می‌خواهم بهترین درخواست‌ را، بهترین دعا را، بهترین موفقیت‌ را، بهترین اعمال را، بهترین پاداش‌ را، بهترین زندگی و بهترین مرگ را. مرا ثابت قدم کن، و ترازوهای اعمالم را سنگین کن، و ایمانم را محقق ساز، و درجاتم را بالا ببر. و نمازهای مرا بپذیر، و خطاهایم را ببخش، و از تو می‌خواهم که بالاترین درجات بهشت را به من بدهی. خدایا، از تو می‌خواهم آغاز و پایان خیر، و تمامی خیر، و اولین و آخرین خیر، و ظاهر و باطن خیر، و درجات عالی بهشت را به من عنایت کنی. آمین. خدایا من از تو می‌خواهم بهترین آنچه را که می‌آورم، بهترین آنچه را که انجام می‌دهم، بهترین آنچه را که عمل می‌کنم، بهترین آنچه را که پنهان است و بهترین آنچه را که آشکار است، و درجات عالی بهشت را . آمین. خدایا از تو می‌خواهم که نام مرا بلند کنی، بار گناهانم را برداری، کارهایم را اصلاح کنی، قلبم را پاکسازی کنی، و شرم‌گاهم را حفظ کنی، قلبم را روشن کنی، گناهانم را بیامرزی، و از تو می‌خواهم که بالاترین درجات بهشت را به من بدهی. آمین. خدایا، از تو می‌خواهم که در خودم، در شنوایی‌ام، در بینایی‌ام، در روح و جسمم، در خلق و خوی‌ام، در خانواده‌ام، در زندگی‌ام، در مرگم و در کارهایم برکت بدهی. نیکی‌های مرا بپذیر، و از تو می‌خواهم که درجات عالی بهشت را به من عطا کنی. آمین»[79]. [79]روایت حاکم از ام سلمه به‌صورت مرفوع ۱/۵۲۰، و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۲۰، و بیهقی در الدعوات به‌شمارهٔ ۲۲۵، و طبرانی در الکبیر ۲۳/۳۲۶، به‌شمارهٔ ۷۱۷.

۱۱۷- «خدایا مرا از اخلاق، خواسته‌ها، کارها و بیماری‌های بد دور کن»[80]. [80]روایت حاکم ۱/۵۲۳، و گفته است: «صحیح است بر شرط مسلم»، و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۳۲، و روایت طبرانی در المعجم الکبیر ۱۹/۱۹ به‌شمارهٔ ۳۶ و شیخ آلبانی در ظلال الجنه به‌شمارهٔ ۱۳ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۱۸- «خدایا مرا به آنچه‌ روزی‌ام گردانده‌ای قانع بگردان، و برای من در آن برکت قرار ده، و برای من در آنچه از من گرفته‌ای جایگزین نیک عطا کن»[81]. [81]روایت حاکم ۱/۵۳۲، و آن‌را صحیح دانسته است و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۱۰، از ابن عباس رضی الله عنهما، و بیهقی در آداب به‌شمارهٔ ۱۰۸۴، و در الدعوات الکبیر ۲۱۱، و حافظ ابن حجر در الفتوحات الربانیه ۴/۳۸۳ آن‌را حسن دانسته است.

۱۱۹- «خدایا مرا محاسبه کن، حسابی آسان»[82]. [82]روایت احمد ۶/۴۸، و حاکم ۱/۲۵۵، و گفته‌ است: «صحیح است بر شرط مسلم» و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۲۵۵، و ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها گفته است: وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم خواست برود از ایشان پرسیدم: حساب آسان چیست؟ ایشان فرمودند: «این که خداوند در پروندهٔ اعمال او بنگرد سپس از او در بگذرد، ای عایشه کسی که در آن روز در رابطه با پروندهٔ اعمالش مورد مناقشه و بحث قرار بگیرد هلاک می‌شود، و هر مصیبتی که برای مؤمن می‌رسد خداوند آن‌را کفاره و پاک کنندهٔ گناهانش قرار می‌دهد حتی خاری که به‌پایش می‌خلد»، و شیخ آلبانی در تحقیق مشکاة المصابیح گفته است: «سند آن جید است».

۱۲۰- «بارالها، ما را بر ذکر و یادت و شکرگزاری‌ات و عبادت نیکویت یاری بفرما»[83]. [83]روایت احمد ۲/۲۹۹، و حاکم ۱/۴۹۹، و آن‌را صحیح دانسته است و ذهبی با وی موافقت کرده است، و همانگونه است که آن دو گفته‌اند، و روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۲۴، و نسائی در الکبری به‌شمارهٔ ۹۹۷۳، و شیخ آلبانی در صحیح الادب المفرد به‌شمارهٔ ۵۳۴ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۲۱- «خدایا ما از تو ایمانی‌ بی‌بازگشت، و نعمتی بی‌پایان، و همراهی محمد صلی الله علیه و سلم در جایگاه‌ بالای بهشت جاویدان را خواستاریم»[84]. [84]روایت ابن حبان (الموارد) ص ۶۰۴، به‌شمارهٔ ۲۴۳۶، از ابن مسعود رضی الله عنه به‌طور موقوف، و روایت احمد از طریق دیگر ۱/۳۸۶، ۴۰۰، و نسائی در عمل الیوم واللیلة به‌شمارهٔ ۸۶۹، و شیخ آلبانی در سلسله صحیحه به‌شمارهٔ ۲۳۰۱ آن‌را حسن دانسته است.

۱۲۲- « خدایا مرا از شر نفس خودم محفوظ بدار، و اراده‌ای قوی برای هدایت بهترین کارهایم به من عطا کن. خدایا، آنچه را که پنهان کرده‌ام و آنچه را که آشکار کرده‌ام، و آنچه را که خطا کرده‌ام و آنچه را که عمداً انجام داده‌ام، و آنچه را که دانسته انجام داده‌اند و آنچه را که ندانسته انجام داده‌ام، همگی را ببخش»[85]. [85]روایت نسائی در الکبری ۶/۲۴۶ به شمارهٔ ۱۰۸۳۰، و حاکم ۱/۵۱۰ و آن‌را صحیح دانسته است، و ذهبی با وی موافقت کرده است، و روایت احمد ۴/۴۴۴، که در تحقیق مسند احمد به آدرس ۳۳/۱۹۷ به شمارهٔ ۱۹۹۹۲ وجود دارد، و حافظ ابن حجر در الاصابه گفته است که: «سند آن صحیح است» و شیخ آلبانی در تخریج احادیث ریاض الصالحین در تعلیق بر حدیث شمارهٔ ۱۴۹۵ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۲۳- «بارالها من از غلبهٔ بدهکاری و چیره شدن دشمن و شماتت دشمنان به تو پناه می‌آورم»[86]. [86]روایت نسائی به‌شمارهٔ ۵۴۷۵، و احمد ۲/۱۷۳، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۳ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۲۴- «خدایا مرا بیامرز، و مرا هدایت کن، و به من روزی ده، و به من عافیت و تندرسی عطا کن، و از قرار گرفتن در تنگنا در روز قیامت به تو پناه می‌بردم »[87]. [87]روایت نسائی به‌شمارهٔ ۱۶۱۷، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۱۳۵۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۱/۳۵۶، و صحیح سنن ابن ماجه ۱/۲۲۶ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۲۵- «خداوندا! مرا از چشم و گوشم بهره‌مند گردان و آن دو را وارث من قرار بده (پیش از مرگ آن‌ها را از من نگیر) و مرا بر کسی که به من ستم کرده پیروز گردان و انتقامم را از او بگیر»[88]. [88]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۶۸۱، و بخاری در الادب المفرد به‌شمارهٔ ۶۵۰، و حاکم ۱/۵۲۳، و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۸۸ آن‌را حسن دانسته است.

۱۲۶- «خدایا من از تو می‌طلبم زندگی‌ای پاک، و مرگی نیکو، و بازگشتی بدون شرمساری و رسوایی»[89]. [89]روایت حاکم ۱/۵۴۱، و زوائد مسند بزار ۲/۴۴۲ به شمارهٔ ۲۱۷۷، و طبرانی در الدعاء به‌شمارهٔ ۱۴۳۵، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۱۷۹ گفته است: «سند طبرانی جید است».

۱۲۷- «خدایا، تمامی حمد و ستایش‌ها ویژه توست. خداوندا، هیچ‌کس نمی‌تواند آنچه را که گسترش داده‌ای بگیرد، و هیچ‌کس نمی‌تواند آنچه را که جمع کرده‌ای گسترش دهد. هیچ‌کس نمی‌تواند هدایت کند آن کسی را که گمراه کرده‌ای، و هیچ‌کس نمی‌تواند گمراه کند کسی را که هدایت کرده‌ای. هیچ‌کس نمی‌تواند بدهد آنچه را که منع کرده‌ای، و هیچ‌کس نمی‌تواند مانع شود آنچه را که داده‌ای. هیچ‌کس نمی‌تواند نزدیک کند آنچه را که دور کرده‌ای، و هیچ‌کس نمی‌تواند دور کند آنچه را که نزدیک کرده‌ای. خدایا، بر ما از برکاتت، رحمتت، فضلت و رزقت بگستر. خداوندا، از تو می‌خواهم نعمت‌های دائم و پایدار که نه دگرگون می‌شود و نه از بین می‌رود. خدایا، از تو می‌خواهم نعمت در روز نیاز، و امن و امان در روز ترس. خدایا از شر آنچه که به ما داده‌ای و از شر آنچه که از ما منع کرده‌ای به تو پناه می‌آورم. خداوندا، ایمان را برای ما عزیز گردان و آن را در دل‌های ما زینت ده، و کفر، فسق و گناه را برای ما تنفرآور کن، و ما را از راه یافتگان قرار بده. خداوندا، ما را در حالی که مسلمان هستیم بمیران، و در حالی که مسلمان هستیم زنده گردان، و ما را به جمع صالحان بپیوندان، نه با شرمساری و نه با فتنه. خدایا، نابود کن دشمنان کافری که پیامبران تو را تکذیب می‌کنند و از راه تو باز می‌دارند، نابود کن کافران اهل کتاب را ای خدای حق [آمین]»[90]. [90]روایت احمد با این لفظ ۳/۴۲۴، و ۲۴/۲۴۶، به شمارهٔ ۱۵۴۹۲، و آنچه در بین پرانتز قرار دارد در روایت حاکم ۱/۵۰۷، ۳/۲۳-۲۴، و بخاری در الادب المفرد به شمارهٔ ۶۹۹ آمده است، و شیخ آلبانی در تخریج کتاب فقه السیرة ص ۲۸۴، و در صحیح الادب المفرد بخاری به‌شماره ۵۳۸ ص ۲۵۹ آن‌را صحیح دانسته است»

۱۲۸- «پروردگارا! از گناهان و تقصیراتم درگذر و به من رحم کن و مرا هدایت فرما و عافیت ده و روزی‌ام ببخش»[91]. [91]روایت مسلم به‌شمارهٔ ۲۶۹۶ و شمارهٔ ۲۶۹۷، و در روایت مسلم آمده است که: «این دعاها خیر و خوبی دنیا و آخرت را برای تو جمع می‌کند» و در سنن ابوداود به‌شمارهٔ ۸۵۰ آمده است که: وقتی آن بادیه‌نشین رفت پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «دستانش را مملو از خیر کرده است».

و مرا جبران کن و مقامم را بالا ببر»[92]. [92]نگا: سنن ابن ماجه به‌شمارهٔ ۸۹۸، و سنن ترمذی به شمارهٔ ۲۸۴، و صحیح سنن ابن ماجه ۱/۱۴۸، و صحیح سنن ترمذی ۱/۹۰.

۱۲۹- «خدایا بر ما بیفزای و از ما کم مکن، و ما را گرامی بدار و ما را زبون مکن، و به ما بده و ما را محروم مکن، و ما را ترجیح بده و کسی را بر ما ترجیح مده، و ما را راضی کن و از ما راضی باش»[93]. [93]روایت ترمذی ۵/۳۲۶ به‌شمارهٔ ۳۱۷۳، و حاکم ۲/۹۸ و آن‌را صحیح دانسته و شیخ عبدالقادر الارناؤوط در تحقیق جامع الاصول ۱۱/۲۸۲ آن‌را حسن دانسته است.

۱۳۰- «خداوندا خلقت و آفرینش مرا نیکو گرداندی پس اخلاق مرا نیز نیکو بگردان»[94]. [94]روایت احمد ۶/۶۸، و ۱۵۵، و ۱/۴۰۳، و ابن حبان در الموارد ۲۴۲۳، و طیالسی ۳۷۴، و مسند ابویعلی به‌شمارهٔ ۵۰۷۵، و شیخ آلبانی ارواء الغلیل ۱/۱۱۵ به‌شمارهٔ ۷۴ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۳۱- «خدایا! مرا ثابت‌قدم دار و مرا هدایت‌کننده (رهنما) و هدایت‌شده بگردان»[95]. [95]بر آن دلالت می‌کند دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای جریر رضی الله عنه. نگا: بخاری به‌شمارهٔ ۶۳۳۳ و همچنین شماره‌های ۳۰۲۰، و ۳۰۳۶ و غیره.

۱۳۲- «خداوندا، از تو ثبات در امور و اراده‌ای محکم برای هدایت می‌خواهم، از تو شکر نعمت‌هایت و عبادتی نیکو می‌طلبم، از تو قلبی سالم و زبانی راستگو می‌خواهم، و از تو بهترین آنچه را که می‌دانی درخواست دارم. از شر آنچه که می‌دانی به تو پناه می‌برم و از تو آمرزش می‌خواهم برای آنچه که می‌دانی. تویی که بسیار دانا به غیب‌ها هستی»[96]. [96]روایت احمد ۲۸/۳۳۸ به شمارهٔ ۱۷۱۱۴، و ۲۸/۳۵۶ به‌شمارهٔ ۱۷۱۳۳، و ترمذی به شمارهٔ ۳۴۰۷، و طبرانی در معجم کبیر با همین لفظ به‌شماره‌های ۷۱۳۵، ۷۱۵۷، ۷۱۷۵، ۷۱۷۶، ۷۱۷۷، ۷۱۷۸، ۷۱۷۹، ۷۱۸۰، و روایت ابن حبان در صحیحش ۳/۲۱۵ به‌شمارهٔ ۹۳۵، و ۵/۳۱۰ به‌شمارهٔ ۱۹۷۴، و شیخ شعیب الارناؤوط در تحقیق صحیح ابن حبان ۵/۳۱۲ آن‌را حسن دانسته و محققان مسند این روایت را بخاطر داشتن طرق دیگر حسن دانسته‌اند ۲۸/۳۳۸، و شیخ آلبانی آن‌را در سلسله احادیث صحیح جلد هفتم شمارهٔ ۳۲۲۸ ذکر نموده و همچنین در صحیح موارد الظمآن به‌شمارهٔ ۲۴۱۶، همچنین ۲۴۱۸ آورده و گفته: «حسن لغیره است».

۱۳۳- «خدایا من از تو فردوس اعلی از بهشت را خواستارم»[97]. [97]برگرفته این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم است که «... هر گاه خواستید از خداوند چیزی بطلبید از او فردوس را بطلبید که مرکز بهشت و بالاترین آن از نظر جایگاه است و بالای آن عرش خدای رحمان قرار دارد و چشمه‌های بهشت از آنجا می‌جوشد» روایت بخاری به‌شمارهٔ ۲۷۹۰، و شمارهٔ ۷۴۲۳.

۱۳۴- «خدایا ایمان را در دل من تجدید وتازهکن»[98]. [98]اقتباس شده از حدیث عبدالله بن عمر رضی الله عنهما که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ایمان در دل هریک از شما كهنه و مندرس می‌شود همانطور که لباس کهنه مندرس می‌گردد، پس از الله بخواهید که ایمان را در دل‌های‌تان نو سازد». حاکم ۱/۴ و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱/۵۲ گفته است:‌ « طبرانی در الکبیر این روایت را ذکر نموده و سند آن حسن است» و شیخ آلبانی در سلسله احادیث صحیح ۴/۱۱۳ به شمارهٔ ۱۵۸۵ آن‌را حسن دانسته است.

۱۳۵- «خدایا من پناه می‌برم به تو از نمازی که سودی نمی‌‌رساند»[99]. ۱۳۶- «خدایا به تو پناه می‌آورم از همسایهٔ بد، و از همسری که مرا قبل از رسیدن به پیری، پیر و فرسوده کند، و از فرزندی که برای من مانند یک پروردگار باشد، و از مالی که برای من تبدیل به عذاب شود، و از دوست فریبکار که چشمانش مرا می‌بیند، اما دلش برای من خیر نمی‌خواهد؛ اگر خوبی‌ای ببیند، آن را پنهان می‌کند، و اگر بدی‌ای ببیند، آن را منتشر می‌سازد»[100]. [99]روایت ابوداود به‌شمارهٔ ۱۵۴۹، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابوداود ۱/۴۲۴ آن‌را صحیح دانسته است. [100]روایت طبرانی در الدعاء ۳/۱۴۲۵ به شمارهٔ ۱۳۳۹، و شیخ آلبانی در سلسله احادیث صحیحه ۷/۳۷۷ به‌شمارهٔ ۳۱۳۷ گفته است: «و می‌گویم این سندی جید است و راویان آن همه از اشخاص مذکور در تهذیب هستند».

۱۳۷- «خدایا در روز قيامت مرا خوار و زبون مگردان»[101]. [101]روایت احمد در مسند ۲۹/۵۹۶ به‌شمارهٔ ۱۸۰۵۶، و محققان مسند گفته‌اند: «سندش صحیح است» و روایت طبرانی در معجم کبیر ۳/۲۰ به‌شمارهٔ ۲۵۲۴ با لفظ: «(اللهم لا تخزني يوم القيامة، ولا تخزني يوم البأس» یعنی: «خدایا در روز قیامت و روز سختی و دشواری مرا خوار و ذلیل مگردان».

۱۳۸- «خدایا من از تو عافیت در دنیا و آخرت را می‌خواهم»[102]. [102]روایت ابن ماجه به‌شمارهٔ ۳۸۵۱، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۳/۲۵۹ و سلسله احادیث صحیحه به‌شمارهٔ ۱۱۳۸ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۳۹- «خدایا! از علم و دانشی که سود و فایده‌ای نمى‌رساند و از عملی که بالا نمی‌رود و از دلی که فروتن نمى‌شود و از دعایی که شنیده [مستجاب] نمى‌شود به تو پناه مى‌برم»[103]. [103]روایت ابن حبان به‌شمارهٔ ۲۴۴۰ (موارد) و شیخ آلبانی در صحیح موارد الظمآن ۲/۴۵۴ به‌شمارهٔ ۲۰۶۶ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۴۰- «خدایا، از غم و اندوه، از ناتوانی و تنبلی، از بخل و بزدلی، و از سنگینی بدهی و چیرگی مردم به تو پناه می‌برم»[104]. [104]روایت بخاری به‌شمارهٔ ۶۳۶۳، انس رضی الله عنه می‌گوید: «هرگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم جایی اطراق می‌کرد من به ایشان خدمت می‌کردم، و بسیار می‌شنیدم که می‌فرمود: «اللّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ...» یعنی: «خدایا من به تو پناه می‌برم....»

۱۴۱- «خدایا من به تو پناه می‌برم از عذاب دوزخ، و پناه می‌برم به تو از عذاب قبر، و پناه می‌برم به تو از فتنه‌های پیدا و پنهان، و پناه می‌برم به تو از فتنهٔ دجال»[105]. [105]روایت مسلم به‌شمارهٔ ۲۸۶۷، و در آن آمده است: «پناه ببرید به خداوند از عذاب دوزخ» و ... [پناه ببرید به خداوند از عذاب قبر....] تا پایان آن.

۱۴۲- «خدایا من از تو شهادت در راهت را می‌خواهم»[106]. [106]روایت مسلم به‌شمارهٔ ۱۹۰۹، اقتباس شده از این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم که: «هر کسی صادقانه از خداوند شهادت را بطلبد خداوند او را به‌جایگاه شهدا می‌رساند حتی اگر بر بسترش مرده باشد».

۱۴۳- « خدایا مرا بیامرز، خداوندا، مرا در روز قیامت از بسیاری از مردم بالاتر قرار ده، خدایا، گناهانم را ببخش، و مرا در روز قیامت وارد جایگاهی شرافتمندانه و محترم بگردان»[107]. [107]روایت بخاری به‌شمارهٔ ۴۳۲۳ و مسلم به‌شمارهٔ ۲۴۹۸، و این دعا اقتباس شده از دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای عبید ابی عامر و دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای ابوبرده رضی الله عنهما است.

«بارالها، مرا از کسانی قرار بده که آنان را هدایت نمودی و مرا از کسانی قرار بده که به آنان عافیت عنایت کردی؛ و مرا از کسانی قرار بده که آن‌ها را سرپرستی کرده‌ای و در آنچه به من عطا نمودی برکت عطا فرما؛ و مرا از شر آنچه مقدر نمودی، نجات بده. و براستی کسی که تو او را دوست بداری، خوار و زبون نمی‌شود؛ پروردگارا، تو مبارک و بلندمرتبه‌ای»[108]. [108]روایت احمد در مسند ۳/۲۴۹ به شمارهٔ ۱۷۲۳ و محققان مسند ۳/۲۴۹ گفته‌اند: «سند آن صحیح است» و این روایت مطلق است و مقید به وتر نیست، همچنان که در روایت دیگر آمده است، و در این روایت انس رضی الله عنه می‌گوید: «پیامبر صلی الله علیه وسلم برای ما دعا کردن می‌آموخت....».

۱۴۵- «خدایا در روز قیامت خطاهای مرا بیامرز»[109]. [109]روایت مسلم به شمارهٔ ۲۱۴، به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفته شد: ای پیامبر خدا، همانا ابن جدعان در زمان جاهلیت رابطهٔ خویشاوندی را به‌جای می‌آورد و به مستمندان غذا می‌داد، آیا این کارها برایش سودی می‌رساند؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «برایش سودی نمی‌رساند زیرا ایشان هیچ روزی نگفتند: خدایا در روز قیامت خطاهای مرا بیامرز».

۱۴۶- «از الله بزرگ که معبود به حقی جز او نیست و زنده و پاینده است، آمرزش می‌طلبم و به سوی او توبه می‌کنم»[110]. [110]روایت ترمذی به‌شمارهٔ ۳۵۷۷، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۴۶۹ آن‌را صحیح دانسته است با این لفظ: «هر کس این دعا را بخواند خداوند گناهان او را می‌آمرزد حتی اگر در روز پیکار و نبرد با دشمنان فرار کرده باشد».

۱۴۷- «خداوندا گناهم را ببخش، خشم قلبم را از بین ببر، و مرا از فتنه‌های گمراه‌کننده‌ حفظ فرما»[111]. [111]برگرفته از دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای عایشه رضی الله عنها: «اللهمَّ اغفرْ لهَا ذنبَهَا، وأذْهِبْ غَيْظَ قَلْبِهَا، وَأَعِذْهَا مِنْ مُضِلاّتِ الفِتَنْ» یعنی: «خداوندا گناهان او را بیامرز و خشم قلبش را از بین ببر، و او را از فتنه‌های گمراه کننده حفظ فرما» روایت ابن عساکر با سند خود در «الأربعين في مناقب أمهات المؤمنين» ص ۸۵، از عایشه رضی الله عنها. و گفته است: «این روایت صحیح حسن است از حدیث بقیه بن الولید» و ابن سنی همانند آن‌را در «عمل اليوم والليلة» به‌شمارهٔ ۴۵۷ روایت کرده است و در نسخهٔ دیگر ابن سنی آمده است «و پناه بده مرا از شیطان» به‌جای «فتنه‌های گمراه کننده» برای تخریج آن نگا: سلسله ضعیفه شیخ آلبانی به‌شمارهٔ ۴۲۰۷ و این روایت شاهدی از ام سلمه رضی الله عنه نزد امام احمد ۲/۴۴ به‌شمارهٔ ۲۶۵۷۶ دارد و لفظ آن این است که: «بگو خداوندا ای پروردگار محمد، گناهان مرا بیامرز و خشم قلب مرا برطرف کن و مرا از فتنه‌های گمراه‌گر نجات بده تا وقتی زنده هستم» و هیثمی در مجمع الزوائد آن‌را حسن دانسته است، و طبرانی در معجم الکبیر ۲۳/۳۳۸ به‌شمارهٔ ۷۸۵ آن‌را روایت کرده است بدون لفظ «تا وقتی ما را زنده نگه داشته‌ای»َ و این روایت همچنین شاهدی از ام هانی رضی الله عنها دارد که به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: « ای پیامبر خدا، دعایی به من بیاموز که آن‌را بخوانم، ایشان فرمودند: «بگو خداوندا گناهان مرا بیامرز...» روایت خرائطی در اعتلال القلوب به‌شمارهٔ ۵۲، و مساوئ الاخلاق به‌شمارهٔ ۳۲۳.

۱۴۸- «خدایا مرا بر سنت پیامبرت صلی الله علیه وسلم زنده نگه‌دار و مرا بر دین او بمیران و مرا از فتنه‌های گمراه‌گر پناه بده»[112]. [112]روایت بیهقی در الکبری ۵/۹۵، از دعای ابن عمر به‌طور موقوف، و ابن ملقن در البدر المنیر ۶/۳۰۹ آن‌را نقل نموده و به نقل از ضیاء گفته است که: «سند آن جید است» و ابن مسعود رضی الله عنه می‌فرماید: «هیچ‌کدام از شما نگوید خدایا من از فتنه به تو پناه می‌برم، زیرا هیچ‌ کسی نیست که در زندگی با فتنه روبروست، و خداوند می‌فرماید: إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ [التغابن: 15] یعنی همانا دارایی‌ها و فرزندانتان فتنه هستند، اگر هر کدام از شما خواست به خداوند پناه ببرد، از فتنه‌های گمراه‌‌گر به او پناه ببرد. روایت ابن جریر در تفسیر ۱۳/۴۷۵ به‌شمارهٔ ۱۵۹۱۲، و ابن بطال در شرح صحیح بخاری ۴/۱۳.

۱۴۹- بارالها بر محمد و بر آل محمد درود فرست چنانکه بر ابراهیم و بر آل ابراهیم درود فرستادی، همانا تو ستوده شده و باشکوهی، و بر محمد و بر آل محمد برکت ارزانی دار، چنانکه بر ابراهیم و بر آل ابراهیم [در دو جهان] ارزانی داشتی، همانا تو ستوده شده و باشکوهی»[113]. [113]روایت بخاری به‌شمارهٔ ۳۳۷۰، و آنچه در میان پرانتز وجود دارد از حدیث ابوهریره رضی الله عنه است که نزد مسلم به شمارهٔ ۴۰۵ آمده است.

و حمد و ستایش ویژه خداوندی است که پروردگار جهانیان است، همان‌طور که شایسته جلال و عظمت سلطنت اوست. خدایا بر پیامبر ما محمد درود بفرست و بر خاندان و اصحاب او، و پیروانش به نیکی تا روز قیامت.

درمان با رُقْیه

از قرآن و سنت

به قلم بندهٔ نیازمندِ الله متعال

دکتر سعید بن علی بن وهف القحطانی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه: اهمیت درمان با قرآن و سنت

همانا ستایش مخصوص الله است؛ او را حمد می‌گوییم، از او یاری و آمرزش می‌طلبیم و از شر نفس‌های خود و بدی‌های اعمالمان به او پناه می‌بریم. هرکه را الله هدایت کند، هیچ‌کس نمی‌تواند او را گمراه سازد، و هرکه را گمراه کند، هیچ هدایتگری برای او نخواهد بود. گواهی می‌دهم که هیچ معبودی به‌حق جز الله نیست؛ یگانه و بی‌همتا، و شریکی برای او نیست.و گواهی می‌دهم که محمد بنده و فرستادهٔ اوست. درود الله و سلامش بر او و بر آل و اصحابش و کسانی باد که تا روز قیامت به‌نیکی از آنان پیروی کنند، و سلام و درود بسیار بر آنان باد، اما بعد:

هیچ شک و تردیدی نیست که درمان بوسیلهٔ قرآن کریم و به رقیه‌هایی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم به ثبوت رسیده، درمانی مفید و شفای کامل است، خداوند عزوجل می‌فرماید: (بگو که آن [یعنی قرآن] برای مؤمنان هدایت و شفاست). [فصلت: ۴۴]. و الله متعال می‌فرماید: و از قرآن، آنچه درمان [شرک و کفر] و رحمتی برای مؤمنان است نازل می‌کنیم و [این کتاب،‌] بر ستمکاران [مشرک‌] جز زیان نمی‌افزاید. [الإسراء: ۸۲]. و «من» در اینجا برای بیان جنس است؛ زیرا کل قرآن شفاست همان‌طور که در آیهٔ پیشین بیان شد[3]، و خداوند عزوجل می‌فرماید: اى مردم، به راستى براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌اى آمده است و شفایى براى آنچه در دل‏هاست و هدایت و رحمتى براى مؤمنان. [یونس: ۵۷]. [۱] نگا: الجواب الكافی لمن سأل عن الدواء الشافی ابن القیم، ص ۲۰.

پس قرآن شفای کامل برای همهٔ بیماری‌های قلبی و بدنی، و بیماری‌های دنیوی و اخروی است، اما هر کسی این آمادگی را ندارد که توفیق شفا یافتن با قرآن را دریابد، اگر بیمار به‌خوبی با قرآن تداوی شود و بیماری خود را با صداقت و ایمان و پذیرش کامل، و اعتقاد راسخ درمان کند و شروط آن‌را محقق سازد، هیچ بیماری‌ای در برابر آن مقاومت نخواهد کرد. چگونه بیماری‌ها در برابر سخن پروردگار زمین و آسمان مقاومت می‌کند، سخنی که اگر بر کوه‌ها نازل می‌شد آن‌ها را تکه تکه می‌کرد و اگر بر زمین نازل می‌شد آن‌را قطعه قطعه می‌کرد، پس هیچ بیماری قلبی و جسمی نیست مگر اینکه در قرآن راه درمان آن، کشف سبب آن، و پیشگیری از آن برای کسی که خداوند فهم کتاب خود را نصیب او نموده وجود دارد، خداوند عزوجل در قرآن به بیماری‌های قلبی و جسمی و درمان قلب و جسم اشاره نموده است:

و اما بیماری‌ دل‌ها دو نوع هستند: بیماری شبهه و شک، و بیماری شهوت و سرکشی، و خداوند بیماری‌های قلب را به‌طور مفصل بیان نموده و به اسباب این بیمار‌ی‌ها و درمان آن اشاره کرده است[1]، خداوند می‌فرماید: (آیا برایشان کافی نیست که ما قرآن را بر تو نازل کردیم که [پیوسته] بر آنان خوانده می‌شود؟ بی‌گمان، در این [قرآن] برای مردمی که ایمان می‌آورند، رحمت و پند است.) [العنکبوت: ۵۱] علامه ابن القیم رحمه الله می‌فرماید: «هر کسی قرآن او را شفا ندهد خداوند او را شفا ندهد، و هر کسی که قرآن برایش کافی نبود خداوند چیزی را برای او کافی نگرداند»[2]. [1] زاد المعاد اثر ابن القیم (۴/۶ و ۴/۳۵۲). () زاد المعاد (۴/۳۵۲).

و اما در مورد بیماری‌های جسمی، قرآن به اصول درمان بیماری‌ها، مکان آن‌ها و قواعد آن اشاره نموده، و قواعد درمان جسم در قرآن کریم در سه موضوع بیان شده است: حفظ سلامتی، پرهیز از چیزهای مضر، و دفع مواد فاسد و مضر از بدن که این موارد به عنوان استدلال برای دیگر انواع این بیماری‌ها به کار می‌روند[3]. () زاد المعاد اثر ابن القیم (۴/۶ و ۴/۳۵۲).

و اگر انسان به‌درستی خود را با قرآن مداوا کند، تأثیر عجیب آن در شفای فوری را خواهد دید.

امام ابن قیم رحمه الله می‌گوید: «در مکه زمانی بر من گذشت که بیمار شدم، و هیچ پزشک و هیچ دارویی نمی‌یافتم، و خود را با سورهٔ فاتحه درمان می‌کردم، و تأثیر عجیبی از آن می‌دیدم: جرعه‌ای از آب زمزم بر می‌داشتم و بارها بر آن سورهٔ فاتحه را می‌خواندم سپس آن‌را می‌نوشیدم، و به‌طور کامل شفا یافتم، سپس بعد از آن برای بسیاری از بیماری‌ها از این درمان استفاده کردم و دیدم که بسیار مفید است، و هر کسی که از بیماری رنج می‌برد را به این روش درمانی توصیه می‌کردم، و بسیاری از آن‌ها خیلی زود خوب می‌شدند»[4]. () نگا: زاد المعاد (۴/۱۷۸) و الجواب الکافی ( ص: ۲۱).

و همچنین دعا با اذکار و ادعیهٔ نبوی ثابت شده از ایشان از مفیدترین داروهاست، و دعایی که از موانع اجابت سالم مانده باشد نیز از مفیدترین اسباب در دفع بدی و دستیابی به خواسته و مفیدترین دارو است، خصوصا وقتی با اصرار و پافشاری همراه باشد، و دعا دشمن بلاست، آن‌را دفع نموده و درمان می‌کند و یا مانع نزول آن و یا کاهش آن در صورت نزول می‌شود[5]، به‌دلیل فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «دعا مفید است برای آنچه نازل شده و آنچه نازل نشده، پس ای بندگان خدا شما را به دعا کردن توصیه می‌کنم»[6]. و به‌دلیل این حديث پیامبر صلی الله علیه وسلم که می فرماید: «قضا را دفع نمی‌کند مگر دعا، و عمر را طولانی نمی‌کند جز نیکی کردن»[7]. اما اینجا یک نکته هست که باید خوب نسبت به آن هشیار بود: و آن‌هم اینکه آیات، اذکار، دعاها، و تعویذاتی که از آن برای شفا و درمان استفاده می‌شود در ذات خود مفید و شفا دهنده هستند، اما لازمهٔ آن پذیرش و قدرت فاعل و تأثیر آن است، هر چقدر شفا به تأخیر افتد بخاطر ضعف تأثیر فاعل و یا عدم پذیرش منفعل و یا مانعی قوی است که جلو موفقیت دارو را می‌گیرد؛ زیرا درمان به‌وسیلهٔ رُقیه (اذکار و ادعیه شرعی) از دو طریق خواهد بود: () نگا: الجواب الکافی (ص ۲۲-۲۵). () روایت ترمذی به‌شمارهٔ (۳۵۴۸) و حاکم (۱/۶۷۰)، و احمد به‌شمارهٔ (۲۲۰۴۴)، و شیخ آلبانی آن‌را حسن دانسته است، نگا: صحیح الجامع (۳/۱۵۱) به‌شمارهٔ (۳۴۰۳). () به‌روایت حاکم (۱/۶۷۰)، و ترمذی به‌شمارهٔ (۲۱۳۹)، و شیخ آلبانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة آن‌را حسن دانسته است (۱/۷۶)، به‌شمارهٔ (۱۵۴).

امر نخست: از جهت بیمار، که قدرت او، و صداقتی که به خدا روی می‌آورد، و اعتقاد قاطع او به اینکه قرآن برای مؤمنان شفا و رحمت است بستگی دارد و همچنین پناه بردن صحیح که در آن قلب و زبان هم‌خوانی داشته باشند؛ زیرا این درمان یک نوع جنگ است، و جنگنده بر دشمنش پیروز نمی‌شود مگر به‌وسیلهٔ دو چیز:

اینکه سلاح در ذات خود خوب باشد، و اینکه بازوان قوی باشند، و هر گاه یکی از این دو عنصر ناقص باشد سلاح بی‌تأثیر خواهد بود، تا چه برسد که هر دو عنصر ناقص باشد، و قلب از توحید، توکل، تقوی، و روی آوردن به خدا ویرانه باشد، و هیچ سلاحی نداشته باشد.

امر دوم: از جهت کسی که به‌وسیلهٔ قرآن و سنت درمان می‌کند، که این دو ویژگی باید در او نیز باشد[8]، به‌همین دلیل ابن تین رحمه الله تعالی می‌گوید: «درمان با معوذات و غیره از نام‌های نیک خداوند همان درمان معنوی است اگر از زبان انسان‌های نیکوکار خارج شود به‌اذن و ارادهٔ الهی شفا را حاصل می‌کند»[9]. () نگا: زاد المعاد (۴/۶۸) و الجواب الکافی ( ص: ۲۱). () فتح الباری اثر ابن حجر (۱۰/۱۹۶).

و علما در مورد جایز بودن رُقْیه اجماع دارند در صورتیکه سه شرط در آن جمع شده باشد:

شرط نخست: اینکه بوسیلهٔ کلام خداوند و یا نام‌ها و صفات او، و یا کلام پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد.

شرط دوم: اینکه به زبان عربی باشد و یا اگر به غیر زبان عربی باشد معنای آن قابل فهم باشد.

شرط سوم: اینکه معتقد باشد که رُقْیه به‌ذات خود اثر ندارد[10]؛ بلکه با قدرت خداوند اثر می‌گذارد و رُقْیه سببی از اسباب است. نگا: فتح الباری (۱۰/۱۹۵) و فتاوای علامه بن باز (۲/۳۸۴).

و بخاطر اهمیت زیادی که این موضوع دارد بخش رُقیه از کتاب «ذکر و دعاء و درمان به‌وسیلهٔ رُقْیه از کتاب و سنت» را مختصر نموده و نکات مفیدی به آن افزودم، و از خداوند می‌خواهم با نام‌های نیکو و صفات والایش این عمل را برای خود خالص گردانده، و آن‌را برای من و همهٔ کسانی که‌ آن‌را می‌خوانند و یا چاپ می‌کنند و در نشر آن سهیم می‌شوند و همهٔ مسلمانان مفید بگرداند، بی‌گمان او ولی و توانای بر این کار است، و سلام و درود خداوند بر پیامبر ما محمد و بر خاندان و یاران ایشان و همهٔ کسانی که تا روز قیامت به نیکی از آن‌ها پیروی می‌کنند.

بندهٔ نیازمندِ الله متعال

دکتر سعید بن علی بن وهف القحطانی

نوشته شده در تاریخ ۱۸/ ۶/ ۱۴۱۴هجری قمری.

۱- درمان سحر و جادو

درمان الهی برای سحر و جادو دو نمونه است:

اول: پیش‌گیری از سحر و جادو قبل از وقوع آن:

۱- انجام واجبات و ترک کارهای حرام و توبه از همهٔ گناهان.

۲- بسیار تلاوت کردن قرآن کریم به‌گونه‌ای که روزانه بخشی از قرآن را قرائت کند.

۳- محافظت از خود با دعا و تعوذات، و اذکار مشروع از جمله: سه بار گفتن «بِاسْمِ اللهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ، وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»، یعنی: (به نام الله که با نام او هیچ چیز در زمین و آسمان زیانی نمی رساند، و اوست شنوای بینا) در صبح‌گاه و شام‌گاه و خواندن آیت الکرسی بعد از هر نماز، و هنگام خواب و در صبح و شام و خواندن: (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) «[ای پیامبر] بگو: او الله یکتا و یگانه است». و سه بار خواندن معوذتین (سوره‌های فلق و ناس) در صبح‌گاه و شام‌گاه و هنگام خواب و گفتن: «لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (معبودی [به حق] نیست مگر الله که یگانه و بی‌شریک است، ملک و ستایش از آن اوست، و او بر هر چیزی تواناست). صدبار در شبانه‌روز، و پایبندی به اذکار صبح‌گاه و شام‌گاه و اذکار بعد از نماز، و اذکار خواب و بیدار شدن از خواب، و اذکار داخل شدن از منزل و خارج شدن از آن، و اذکار سوار شدن بر وسیلهٔ نقلیه، و اذکار دخول به مسجد و خروج از آن، و دعای دخول به توالت و خروج از آن، و دعای به‌هنگام دیدن شخصی که به مصیبتی گرفتار شده و غیره.[13] بسیاری از این موارد را در کتاب «پناهگاه مسلمان» بر حسب احوال، مناسبت‌ها، اماکن، و اوقات بیان کرده‌ام، و شکی نیست که پایبندی به آن به‌اذن الهی از اسباب جلوگیری از مبتلا شدن به سِحر، چشم زخم، و جن‌زدگی است، و آن همچنین از بزرگ‌ترین درمان‌ها بعد از مبتلا شدن به این آفت‌ها و غیره است[14]. () امام ترمذی به شماره (۳۳۸۸)، وامام ابو داود به شماره (۵۰۸۸)، وامام ابن ماجه به شماره (۳۸۶۹) روایت کرده اند. و شیخ آلبانی در صحیح ابن ماجه آن‌را صحیح دانسته است، (۲/۳۳۲). () به‌روایت حاکم و آن‌را صحیح دانسته است و ذهبی نیز با ایشان موافقت کرده است (۱/۵۶۲) و شیخ آلبانی در صحیح ترغیب و ترهیب آن‌را صحیح دانسته است (۱/۲۷۳) به‌شمارهٔ (۶۵۸). () امام بخاری (۴/۹۵) به شماره (۳۲۹۳)، وامام مسلم (۴/۲۰۷۱) به شماره (۲۶۹۱) روایت کرده اند. () نگا: زادالمعاد (۴/۱۲۶)، و مجموع الفتاوای علامه بن باز (۳/۲۷۷)، و نگا: اسباب ده‌گانه که شر حسود و ساحر را دفع می‌کند در بخش سوم از درمان چشم‌زخم در این کتاب.

۴- خوردن هفت دانه خرمای عجوه همراه صبحانه در صورت امکان، به‌دلیل فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «هر کس صبح‌گاه هفت دانه خرمای عجوه بخورد در آن‌روز هیچ سم و سحر و جادویی به او آسیب نمی‌رساند»[15]. و کامل‌تر این است که از خرمای مدینه و میان دو حره باشد، همان‌گونه که در روایت مسلم آمده است، و نظر شیخ و استاد ما علامه عبدالعزیز بن عبدالله بن باز رحمه الله این است که همهٔ خرماهای مدینه این خاصیت را دارند به‌دلیل فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «هر کس صبح‌گاه هفت دانه خرما از میان دو لابهٔ مدینه بخورد...»[16]. حدیث[17]. [15]بخاری همراه با فتح (۱۰/۲۴۷) به شمارهٔ (۵۴۴۵)، و مسلم (۳/۱۶۱۸) به‌شمارهٔ (۲۰۴۷). لابیتها: مثنای لابه، که همان حره است، زمین دارای سنگ‌های سیاه که گویا سوخته شده، و مراد از آن دو حره‌ای است که در اطراف مدینه وجود دارند. نگا: فیض القدیر مناوی (۲/۵۱۴). مسلم (۳/۱۶۱۸) به‌شمارهٔ (۲۰۴۷).

همچنین نظر ایشان رحمه الله این است که حتی اگر کسی هفت دانه خرما از غیر خرمای مدینه بخورد امید است که این شفا برای او محقق شود.

دوم: درمان سحر و جادو پس از وقوع آن، که خود انواعی دارد:

نوع اول: پیدا کردن طلسم و باطل کردن آن در صورت اطلاع یافتن از مکان آن به روش‌های مباح در شریعت، و این یکی از بهترین راه‌های درمان شخص جادو شده است[18]. [۱۹] نگا: زاد المعاد (۴/۱۲۴)، و بخاری مع الفتح (۱۰/۱۳۲) به شماره ۵۷۶۵، و مسلم (۴/۱۹۱۷) به شماره ۲۱۸۹، و مجموع فتاوی ابن باز (۳/۲۲۸).

نوع دوم: رُقْیهٔ شرعی، که نمونه‌های آن خواهد آمد[19]: [19]نگا: فتح الحق المبين في علاج الصرع والسحر والعين (ص ۱۳۸).

اول: هفت برگ سدر را بین دو سنگ یا ابزار مشابه آن آسیاب می‌کند، سپس به مقدار مورد نیاز آب برای غسل اضافه می‌کند، و بر روی آن می‌خواند:

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» یعنی (از شیطان رانده شده به الله پناه می‌برم). {اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَؤودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ} یعنی (الله [معبودِ راستین است؛] هیچ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ زندۀ پاینده [و قائم به ذات] است؛ نه خوابی سبک او را فرا می‌گیرد و نه خوابی سنگین؛ [و لحظه‌ای از تدبیر جهان هستی، غافل نمی‌ماند]؛ آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آنِ اوست. کیست که نزد او جز به فرمانش شفاعت کند؟ گذشته و آیندۀ آنان (بندگان) را می‌داند و [آنان] به چیزی از علم او احاطه [و آگاهی] نمی‌یابند، مگر آنچه خود [الله] بخواهد. کرسیِ او آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته است و نگهداشتنِ آنها بر او [سنگین و] دشوار نیست و او بلندمرتبه [و] بزرگ است). [البقره: ۲۵۵]

و [ما] به موسی وحی کردیم که: «عصای خود را بیفکن». ناگهان آن [عصا، به مار بزرگی تبدیل شد و] آنچه را به دروغ ساخته بودند، فرو ‌بلعید. پس حقیقت آشكار گردید و آنچه مى‌كردند باطل شد. و [فرعون و فرعونیان همگی در] آنجا شکست خوردند و خوار گردیدند، و جادوگران به سجده افتادند. گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛ پروردگار موسی و هارون». [الأعراف: ۱۱۷-۱۲۲]

و فرعون گفت: «تمام جادوگرانِ [ماهر و] دانا را نزد من بیاورید». وقتی جادوگران آمدند، موسی به آنان گفت: «آنچه [از وسایل جادو] می‌خواهید بیفکنید، [اکنون] بیفکنید». هنگامی که افکندند، موسی گفت: «آنچه آورده‌اید، جادوست. یقیناً الله آن را باطل خواهد کرد. بی‌تردید، الله کارِ مفسدان را اصلاح نمی‌کند. و الله با سخنان خویش حق را [ثابت و] پایدار می‌کند؛ هر چند که مجرمان نپسندند». [یونس: ۷۹-۸۲].

[جادوگران] گفتند: «اى موسى، آیا تو [آنچه را با خود داری] مى‌افكنى یا [ما] نخستین كسی باشیم كه مى‌افکنَد؟» [موسی] گفت: «[نه،] بلکه، شما بیفکنید». ناگاه ریسمان‏ها و چوبدستی‏های آنان از جادویشان چنان به نظرش رسید كه گویی به شتاب مى‌خزند. پس موسى در دلش ترسی احساس كرد. گفتیم: «نترس [که] تو قطعاً [پیروز و] برتری. و آنچه را که در دست راست خود داری بیفکن تا [تمام] آنچه را که ساخته‌اند ببلعد. بی‌تردید، آنچه آنان ساخته‌اند، فقط نیرنگِ جادوگر است و جادوگر هر جا که باشد [و هر چه کند]، پیروز نمی‌گردد». [هنگامی‏که موسی عصایش را بر زمین انداخت، به مار بزرگی تبدیل شد و ساخته‌های آنان را بلعید] آنگاه جادوگران به سجده افتادند [و] گفتند: «به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم». [طه: ۶۵-۷۰].

بسم الله الرحمن الرحیم ([ای پیامبر] بگو: ای کافران. آنچه را شما عبادت می‌کنید، من عبادت نمی‌کنم. (و [نیز] شما آنچه را که من عبادت می‌کنم، عبادت نمی‌کنید): و نه من عبادت کنندهٔ آنچه شما عبادت کرده‌اید خواهم بود. (و نه شما عبادت کنندهٔ آنچه من عبادت می‌کنم خواهید بود): [بنابراین] آیین شما [که آن را برای خویش ساخته اید] برای خود‌تان و آیین من [که الله آن را بر من فرستاده است] برای خودم است».

بسم الله الرحمن الرحیم بگو: او الله یکتا و یگانه است. الله بی‌نیاز است [و همه نیازمند او هستند] (۲) نه [فرزندی] زاده و نه [از کسی] زاده شده است (۳) و هیچ کس همانند و همتای او نبوده و نیست».

بسم الله الرحمن الرحیم ([ای پیامبر،] بگو: به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم). از شرِ تمام آنچه آفریده است. (و از شر تاریکی شب، آنگاه که همه جا را فراگیرد). و از شر [زنان جادوگر] که با افسون در گره‌ها می‌دمند. و از شر حسود، آنگاه که حسد ورزد».

بسم الله الرحمن الرحیم ([ای پیامبر] بگو: به پروردگار مردم پناه می‌برم. (فرمانروای مردم). (معبود مردم). از شر [شیطان] وسوسه‌گر که پنهان می‌گردد. همان [وسوسه‌گری] که در دل‌های مردم وسوسه می‌کند. از جنیان [باشد] و [یا از] آدمیان».

و بعد از خواندن آنچه بیان شد بر آب، سه جرعه از آن می‌نوشد و با باقیماندهٔ آن غسل می‌کند و آن بیماری ان شاء الله رفع می‌شود، و اگر نیاز بود این کار را دو بار و یا بیشتر تکرار کند تا وقتی که بیماری رفع می‌شود اشکالی ندارد، و این درمان بسیار تجربه شده و خداوند به‌وسیلهٔ آن سود رسانده و این درمان مفید است برای کسی که قدرت همبستری با همسرش به‌وسیلهٔ سحر از او گرفته شده است[20]. نگا: فتاوای بن باز (۳/۲۷۹)، و فتح المجید (ص ۳۴۶)، و الصارم البتار في التصدي للسحرة والأشرار اثر وحید عبدالسلام (۱۰۹-۱۱۷)، و در آنجا به رُقْیه‌ای مفید و طولانی اشاره شده است. و مصنف عبدالرزاق (۱۱/۱۳)، و فتح الباری اثر ابن حجر (۱۰/۲۳۳).

دوم: سورهٔ فاتحه و آیت الکرسی و دو آيهٔ پایانی سورهٔ بقره، و همچنین سورهٔ اخلاص و معوذین [یعنی سوره‌های فلق و ناس] را سه مرتبه یا بیشتر می‌خواند و همزمان در دستانش فوت می‌کند و با دست راست به صورت خود می‌کشد[21]. نگا: البخاری با فتح (۹/۶۲)، به‌شمارهٔ (۵۰۱۶)، و مسلم (۴/۱۷۲۳)، به‌شمارهٔ (۲۱۹۲)، و بخاری با فتح (۱۰/۲۰۸).

سوم: تعویذات و رُقْیه‌های شرعی و دعاهای جامع:

هفت بار گفتن «أسألُ اللهَ العظيمَ ربَّ العرشِ العظيمِ أنْ يَشْفيَكَ» (از الله بزرگ، پروردگار عرش بزرگ می‌خواهم که تو را شفا دهد)[22]. به‌روایت ابوداود (۳/۱۸۷)، به‌شمارهٔ (۳۱۰۶)، و ترمذی (۲/۴۱۰) به‌شمارهٔ ۲۰۸۳، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع (۵/۱۸۰) به‌شمارهٔ (۳۲۲) و در صحیح سنن ابوداود (۲/۲۷۶) آن‌را صحیح دانسته است.

۲- بیمار دستش را بر همان جایی از بدنش که درد می‌کند می‌گذارد و سه بار بسم الله می‌گوید و هفت بار می‌گوید: أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ» (به الله و قدرتش پناه می‌برم از دردی که احساس می‌کنم و از شری که از آن حذر می‌کنم)[23]. مسلم (۴/۱۷۲۸) به‌شمارهٔ (۲۲۰۲).

۳- «اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ أذْهِبِ البَأسَ، واشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لا شِفَاءَ إلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لا يُغَادِرُ سَقَمًا» یعنی: (خدایا پروردگار مردم، درد را برطرف کن و شفا بده که خودت شفا دهنده‌ای، هیچ شفایی جز شفای تو نیست، شفایی بده که هیچ دردی را باقی نگذارد)[24]. بخاری همراه با فتح (۱۰/۲۰۶) به شمارهٔ (۵۷۵۰)، و مسلم (۴/۱۷۲۱) به‌شمارهٔ (۲۱۹۱).

۴- «أَعُوذُ بكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ، مِن كُلِّ شيطَانٍ وهَامَّةٍ، ومِنْ كُلِّ عَيْنٍ لَامَّةٍ». (یعنی: پناه می‌برم به کلمات کامل الله از هر شیطان و گزندهٔ سمی و از هر چشم زیان‌رسان)[25]. بخاری با فتح (۶/۴۰۸) به‌شمارهٔ (۳۳۷۱).

۵- «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ»: «پناه می‌برم به کلمات کامل الله از شر آنچه خلق نموده است»[26]. مسلم (۴/۱۷۲۸) حدیث (۲۷۰۹).

۶- «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّةِ مِنْ غَضَبِهِ وَعِقَابِهِ، وَشَرِّ عِبَادِهِ، وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ، وَأَنْ يَحْضُرُونِ» ( پناه می برم به کلمات کامل الله از خشم او و مجازات او و شر بندگانش و از وسوسه های شیاطین به تو پناه می برم و پناه می برم به تو از اینکه نزد من حاضر شوند)[27]. روایت ابوداود به‌شمارهٔ (۳۸۹۳)، و ترمذی به‌شمارهٔ (۳۵۲۸) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۷۱) آن‌را حسن دانسته است.

۷- «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ الَّتِي لَا يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَلَا فَاجِرٌ، مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، وَبَرَأَ، وَذَرَأَ، وَمِنْ شَرِّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ، وَمِنْ شَرِّ مَا يَعْرُجُ فِيهَا، وَمِنْ شَرِّ مَا ذَرَأَ فِي الْأَرْضِ، وَمِنْ شَرِّ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا، وَمِنْ شَرِّ فِتَنِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ، وَمِنْ شَرِّ كُلِّ طَارِقٍ إِلَّا طَارِقًا يَطْرُقُ بِخَيْرٍ يَا رَحْمَنُ» یعنی: «پناه می‌برم به کلمات کامل و جامع خداوندی که هیچ‌کس نه نیکوکار و نه فاسق از آن‌ها عبور نمی‌کند، از شرّ آنچه که آفریده، و بوجود آورده، و منتشر کرده، و از شرّ آنچه که از آسمان نازل می‌شود، و از شرّ آنچه که به سوی آسمان عروج می‌کند، و از شرّ آنچه که در زمین پراکنده کرده، و از شرّ آنچه که از آن خارج می‌شود، و از شرّ فتنه‌های شب و روز، و از شرّ هر پیشامدی به جز پیشامد نیک، ای رحمان!»[28] مسند احمد (۳/۱۱۹)، به‌شمارهٔ (۱۵۴۶۱)، با سند صحیح، و ابن سنی به‌شمارهٔ (۶۳۷)، و نگا: مجمع الزوائد (۱۰/۱۲۷)، و شیخ آلبانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (۷/۱۹۶) آن‌را صحیح دانسته است.

۸- (اللَّهمَّ رَبَّ السَّمَوَاتِ السبع، وَرَبَّ الْأَرْضِ، وَرَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، رَبَّنَا وَرَبَّ كُلِّ شَيْءٍ، فَالِقَ الْحَبِّ وَالنَّوَى[8]، وَمُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْفُرْقَانِ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهِ، اللَّهمَّ أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْءٌ....)، یعنی: (الهى! پروردگار آسمان‌ها و زمین، و پروردگار عرش بزرگ، پروردگار ما و همه‌ چیز، شكافندهٔ دانه و هسته، و فرود آورندهٔ تورات و انجیل و فرقان، از شرّ هر آنچه كه در دست توست به تو پناه مى‌برم. خداوندا! اول تویی، قبل از تو چیزى نیست. و آخر توئى، بعد از تو چیزى نیست. تو ظاهری که بالاتر از تو نیست. تو باطنی، و هیچ چیز از تو پنهان نیست...)[29]. مسلم (۴/۲۰۸۴) به‌شمارهٔ (۲۷۱۳).

۹- «باسْمِ اللهِ أَرْقِيكَ، مِن كُلِّ شَيءٍ يُؤْذِيكَ، مِن شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ، أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللَّهُ يَشْفِيكَ، باسْمِ اللهِ أَرْقِيكَ» یعنی: (بنام الله ازهرچه اذیتت می‌کند مداوایت می‌نمایم، ازشر هر نفس یا چشم حسود، الله تعالی شفایت می‌دهد، بنام الله مداوایت می‌کنم)[30]. روایت مسلم از ابوسعید خدری رضی الله عنه (۴/۱۷۱۸) به شمارهٔ (۲۱۸۶).

۱۰- «بِسْمِ اللَّهِ يُبْرِيكَ، وَمِنْ كُلِّ دَاءٍ يَشْفِيكَ، وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ، وَمِنْ شَرِّ كُلِّ ذِي عَيْنٍ» یعنی: «به‌نام خداوند بیماری را از تو دفع می‌کند، و از هر بیماری تو را شفا می‌دهد، و تو را حفظ می‌کند از شرّ حسودی که حسادت می‌کند، و از شرّ هر کسی که چشم بد دارد»[31]. روایت مسلم از عایشه رضی الله عنها (۴/۱۷۱۸)، به‌شمارهٔ (۲۱۸۵).

۱۱- «باسْمِ اللهِ أَرْقِيكَ، مِن كُلِّ شَيءٍ يُؤْذِيكَ، مِن شَرِّ حَاسِدٍ، وَمِنْ كُلِّ ذِي عَيْنٍ اللَّهُ يَشْفِيكَ» یعنی: (بنام الله ازهرچه اذیتت می‌کند مداوایت می‌نمایم، از شر حسودان و از چشم زخم دیگران خداوند شفایت دهد)[32]. سنن ابن ماجه، به‌شمارهٔ (۳۵۲۷) از عباده بن صامت رضی الله عنه، و شیخ آلبانی در صحیح ابن ماجه (۲/۲۶۸) آن‌را صحیح دانسته است.

آنچه بیان شد تعویذات و دعاها و رُقْیه‌های شرعی هستند که برای درمان جادو و چشم‌زخم و جن‌زدگی و همهٔ بیماری‌ها به‌کار می‌رود زیرا درمانی جامع و مفید هستند به‌اذن و ارادهٔ الهی.

نوع سوم: تخلیهٔ محل یا عضوی که اثر سحر و طلسم بر آن نمایان شده در صورت امکان. و اگر امکانش نبود، درمان‌هایی که قبلا بیان کردیم به‌حمد الهی کافی است[33]. نگا: زادالمعاد (۴/۱۲۵)، و نمونه‌هایی از درمان سحر و جادو پس از وقوع آن وجود دارد که اگر تجربه شود مفید خواهند بود. نگا: مصنف ابن ابی شیبه (۷/۳۸۶-۳۸۷)، و فتح الباری (۱۰/۲۳۳-۲۳۴)، و مصنف عبدالرزاق (۱۱/۱۳)، الصارم البتار (ص ۱۹۴ - ۲۰۰)، و السحر حقيقته وحكمه اثر دکتر مسفر الدميني (ص ۶۴-۶۶).

نوع چهارم: داروهای طبیعی، برخی از داروهای طبیعی مفید هستند و قرآن کریم و سنت پاک پیامبر صلی الله علیه وسلم هم بر آن دلالت دارند، مشروط بر اینکه انسان با یقین، صداقت و روی آوردن به خداوند و اعتقاد به اینکه سود آن از جانب خداوند است که اگر بخواهد آن‌را مفید می‌گرداند، کما اینکه داروهای مرکب از گیاهان و غیره وجود دارند که بر اساس تجربه ثابت شده که مفید هستند، استفاده از آن‌ها تا زمانی که حرام نباشد شرعا مشکلی ندارد[34]. نگا: فتح الحق المبين في علاج الصرع والسحر والعين (ص: ۱۳۹).

و از درمان‌های طبیعی و مفید به‌اذن الهی: عسل، سیاه‌دانه، آب زمزم، و آب باران است، به‌دلیل فرمودهٔ خداوند: (و بارانى پربركت از آسمان فرستادیم). [ ق: ۹] و روغن زیتون به‌دلیل این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «روغن [زیتون] را بخورید و از آن بر خود بمالید، زیرا آن از درختی مبارک است»[38]. و از واقع تجربه، استعمال و مطالعه ثابت شده که بهترین نوع روغن است[39]، و از درمان‌های طبیعی غسل کردن، رعایت نظافت شخصی و استفاده از خوش‌بویی است[40]. [35] نگا: فتح الحق المبین (ص ۱۴۰) و در مورد درمان با عسل در این کتاب سخن خواهیم گفت. [36] نگا: فتح الحق المبین (ص ۱۴۱) و در مورد درمان با سیاه‌دانه در همین کتاب سخن خواهیم گفت. [37] نگا: فتح الحق المبین (ص ۱۴۴) و در مورد درمان با آب زمزم در این کتاب سخن خواهیم گفت. احمد در مسند (۳/۴۹۷) به‌شمارهٔ (۱۶۰۵۵)، و ترمذی به‌شمارهٔ (۱۸۵۱) و ابن ماجه به‌شمارهٔ (۳۳۱۹) و شیخ آلبانی در صحیح ترمذی (۲/۱۶۶) آن‌را صحیح دانسته است. نگا: فتح الحق المبين في علاج الصرع والسحر والعين (ص ۱۴۲). نگا: منبع پیشین (ص ۱۴۵).

۲- درمان چشم‌زخم

درمان چشم‌زخم انواعی دارد:

نوع نخست: قبل از وقوع آن که خود انواع مختلفی دارد:

۱-«پناه بردن و محافظت از کسی که ترسیده می‌شود به او آسیبی برسد با ذکرها، دعاها و تعوذات مشروع، همان‌طور که در بخش اول درمان سحر آمده است»[41]. نگا: آنچه قبلا در مورد درمان سحر در این کتاب گفتیم.

۲- دعا برای کسی که ترس از آن می‌رود که توسط او به چشم‌زخم مبتلا شود، اگر در جان و مال خود یا فرزند و یا برادرش و یا شخص دیگری چیزی دید که مایهٔ شگفتی او شود برایش دعای برکت می‌کند و می‌گوید: (مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَيْهِ) یعنی: (آنچه خدا خواست و هیچ قدرتی جز با خدا نیست، خدایا در آن برکت قرار بده) به‌دلیل فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «اگر کسی از شما از برادرش یا خودش یا مالش چیزی دید که آن را پسندید برایش دعای برکت کند»[42]. روایت مالک در موطأ (۲/۹۳۸)، و ابن ماجه (۲/۱۱۶۰) به‌شمارهٔ (۳۵۰۹)، و احمد (۴/۴۴۷) به‌شمارهٔ (۱۵۷۰۰)، و شیخ آلبانی آن‌را در صحیح ابن ماجه (۲/۲۶۵) صحیح دانسته است، و زادالمعاد (۴/۱۷۰)، و الصارم البتار في التصدي للسحرة والأشرار اثر شیخ وحید عبدالسلام (ص ۲۲۹- ۲۵۲).

۳- پوشاندن ویژگی‌های خوب کسی که ترس از آن می‌رود که به چشم‌زخم مبتلا شود[43]. نگا: شرح السنة اثر بغوی (۱۳/۱۱۶)، و زادالمعاد (۴/۱۷۳).

نوع دوم: بعد از مبتلا شدن به چشم‌زخم، که خود انواع مختلفی دارد:

۱- اگر شخص چشم‌زننده مشخص شد به او دستور داده می‌شود که وضو بگیرد و سپس آن کسی که چشم‌خورده بوسيلهٔ آن آب غسل کند[44]. نگا: سنن ابوداود (۴/۹) به‌شمارهٔ (۵۰۵۶)، و شیخ آلبانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (۶/۶۱)، و زادالمعاد (۴/۱۶۳)، و نگا: الوقاية والعلاج من الكتاب والسنة لمحمد بن شايع، ( ص ۱۴۴-۱۴۷).

۲- خواندن زیاد: [ای پیامبر] بگو: «او الله یکتا و یگانه است. معوذتین (سوره‌های فلق و ناس)، سورهٔ فاتحه، آیت الکرسی، آیات پایانی سورهٔ بقره، دعاهای مشروع در رُقْیهٔ شرعی همراه با فوت کردن و کشیدن دست راست به جایگاه درد همان‌طور که در نوع دوم درمان سحر در بخش (ج) از شماره ۱-۱۱ به آن اشاره کردیم[45]. نگا: آنچه قبلا در مورد درمان سحر در این کتاب گفتیم.

«بر آب می‌خواند و در آن می‌دمد سپس بیمار از آن می‌نوشد[46]، و باقیماندهٔ آب را بر او می‌ریزند[47]، یا بر روغن می‌خواند و به بدن می‌کشد، و اگر در صورت امکان بر آب زمزم بخواند کامل‌تر است[48]، و یا آب باران[49]. سنن ابوداود (۴/۱۰) به‌شمارهٔ (۳۸۸۵) و پیامبر صلی الله علیه وسلم این کار را برای ثابت بن قیس انجام دادند. شیخ آلبانی در ضعیف سنن ابوداود به‌شمارهٔ (۸۳۶) آن‌را ضعیف دانسته است. مسند احمد (۳/۴۹۷)، به‌شمارهٔ (۱۶۰۵۵)، و شیخ آلبانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (۱/۱۰۸) به‌شمارهٔ (۳۷۹) آن‌را صحیح دانسته است. نگا: آنچه قبلا در مورد درمان سحر در این کتاب گفتیم. نگا: آنچه قبلا در مورد درمان سحر در این کتاب گفتیم.

۴- اشکالی ندارد که شخص بیمار آیاتی از قرآن را بنویسد و آن‌را با آب بشوید و از آن آب بنوشد، از جمله سورهٔ فاتحه، آیت الکرسی، دو آیهٔ پایانی سورهٔ بقره، و[50] [ای پیامبر] بگو: «او الله یکتا و یگانه است. معوذتین (سوره‌های فلق و ناس) و دعاهای رُقْیهٔ شرعی همانگونه که در نوع دوم درمان سحر، بخش‌های «ب» و «ج» از شماره ۱-۱۱ به آن اشاره کردیم.[51] نگا: زادالمعاد ابن القیم (۴/۱۷۰) و فتاوای ابن تیمیه (۱۹/۶۴). نگا: نوع دوم از درمان سحر و جادو که در این کتاب آمده است.

نوع سوم: گرفتن اسبابی که چشم‌زخم حسود را دفع می‌کند و به شرح ذیل است:

۱- پناه بردن از شر آن.

۲- رعایت تقوای خداوند و حفظ امر و نهی او: «الله متعال را حفظ کن، تو را حفظ می‌کند»[52]. روایت ترمذی به‌شمارهٔ (۲۵۱۶) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۲/۳۰۹) آن‌را صحیح دانسته است.

۳- صبر کردن در برابر آزار حسود، و بخشیدن او، با وی درگیر نمی‌شود، و از او گلایه نمی‌کند و با خودش از آزار او نمی‌گوید.

۴- توکل بر خداوند، هر کسی به خداوند توکل کند، خداوند برای او کافی‌است.

۵- از شخص حسود نمی‌ترسد و قلبش را مملو از اندیشیدن به وی نمی‌کند، و این از بهترین درمان‌هاست.

۶- روی آوردن به‌خداوند، و اخلاص داشتن برای او، و جویای رضایت خدای سبحان بودن.

۷- توبه از گناهان؛ زیرا گناهان سبب می‌شوند که دشمن انسان بر او مسلط شود: هر مصیبتی که به شما رسد، به خاطر کارهایی است که انجام داده‌اید؛ و [الله] از بسیاری [از گناهانتان] گذشت می‌کند. [الشوری: ۳۰].

۸- صدقه دادن و نیکی کردن تا جایی که امکان دارد؛ زیرا این کار تأثیر عجیبی در دفع بلا و چشم‌زخم و شر حسودان دارد.

۹- خاموش کردن آتش حسود و آزاررسان با نیکی کردن به او، هر چقدر آزارش و اذیت و بدی و حسادتش نسبت به تو بیشتر شد تو بیشتر در حق او خوبی کن و او را نصیحت کن و برای او دلسوزی کن، تنها کسانی به این کار توفیق می‌یابند که بهره بزرگی نزد خداوند دارند.

۱۰- خالص گرداندن توحید و اخلاص برای خدای عزیز و حکیم که هیچ ضرر و سودی به انسان نمی‌رسد مگر با اذن و ارادهٔ او، و او جامع همهٔ آن است و مدار اسباب بر اوست، پس توحید پناهگاه بزرگ الهی است که اگر کسی وارد آن شد در امان می‌ماند.

این ده سببی بود که شر و بدی حسود، چشم‌زننده و ساحر و جادوگر را دفع می‌کند[53]. نگا: بدائع الفوائد اثر امام ابن القیم (۲/۲۳۸-۲۴۵).

۳- درمان جن‌زدگی (وارد شدن جن در بدن انسان)

درمان کسی که بخاطر رفتن جن در بدن او دچار صرع و تشنج می‌شود دو نوع است:

نوع اول: قبل از وقوع آن

از راه‌های پیش‌گیری از آن، پایبندی به همهٔ فریضه‌ها و واجبات، و دوری از همهٔ کارهای حرام، و توبه از همهٔ گناهان و پناه‌گرفتن با اذکار، دعاها، و تعوذات مشروع است.

نوع دوم: درمان بعد از ورود جن به بدن.

که از طریق قرائت انسان مسلمانی که قلب و زبان او هماهنگ باشد و رُقْیه کردن فرد متشنج انجام می‌شود، و بزرگ‌ترین درمان با رُقْیه خواندن سورهٔ فاتحه، آیت الکرسی، دو آيهٔ پایانی سورهٔ البقره و[54] [ای پیامبر] بگو: «او الله یکتا و یگانه است. و [ای پیامبر،] بگو: «به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم، و [ای پیامبر،] بگو: «به پروردگار مردم پناه می‌برم، همراه با فوت کردن و دمیدن بر شخصی که دچار تشنج شده، و تکرار آن سه مرتبه و یا بیشتر، و خواندن دیگر آیات قرآن، زیرا کل قرآن شفای دل‌هاست، و برای مؤمنان شفا[55]، هدایت و رحمت است، و همچنین دعاهای مربوط به رقْیهٔ شرعی که در نوع دوم درمان سحر بخش (ب) و (ج) [56]به آن اشاره شد، و در این درمان باید به دو نکته توجه کرد: نگا: سنن ابوداود (۴/۱۳-۱۴) به‌شمارهٔ (۳۸۹۶)، و احمد (۵/۲۱۰) به‌شمارهٔ (۲۱۸۳۵) و شیخ آلبانی در سلسله صحیحه به‌شمارهٔ ۲۰۲۸ آن‌را صحیح دانسته است. نگا: الفتح الرباني ترتيب مسند الإمام أحمد، (۱۷/۱۸۳). نگا: نوع دوم از درمان سحر و جادو که در این کتاب آمده است.

اول: از جهت کسی که دچار صرع (تشنج) شده، که باید قدرت و توان داشته باشد و صادقانه به‌سوی خداوند روی کند، و با تعوذات صحیح که قلب و زبان در آن هم‌خوانی داشته باشند به او پناه ببرد.

امر دوم: از جهت کسی که درمان می‌کند نیز باید اینگونه باشد، زیرا قدرت سلاح به کسی است که از آن استفاده می‌کند[57]. نگا: : رقیه طولانی و مفید در الصارم البتار، (۱۰۹-۱۱۷) ، اثر شیخ وحيد عبد السلام، و نگا: زاد المعاد، (۴/۶۶-۶۹) ، وإيضاح الحق في دخول الجني بالإنسي والرد على من أنكر ذلك اثر علامه عبد العزيز بن عبد الله ابن باز، (ص ۱۴) ، وفتاواى ابن تيمية، (۹/۱۹، ۶۵)، و (۲۴/۲۷۶)، و الوقاية والعلاج من الكتاب والسنة اثر محمد بن شايع، (ص ۶۶-۶۹)، و نگا: كيفية طرد الجن من البيت، الوقاية والعلاج اثر محمد بن شايع، (ص ۵۹) ، وعالم الجن والشياطين اثر اشقر (ص ۱۳۰).

و اگر در گوش کسی که دچار صرع (تشنج) شده اذان بگوید هم خوب است، زیرا شیطان از آن فرار می‌کند[58]. نگا: فتح الحق المبين في علاج الصرع والسحر والعين (ص: ۱۱۲)، و بخاری به‌شمارهٔ (۵۷۴).

۴- درمان بیماری‌‌های روحی روانی:

بهترین درمان بیماری‌های روحی و روانی و احساس دل‌گرفتگی بصورت اختصار این است:[59] نگا: اسباب گشایش سینه در زادالمعاد ابن القیم (۲/۲۳-۲۸)، و كتاب الوسائل المفيدة للحياة السعيدة اثر علامه عبد الرحمن بن ناصر السعدي رحمه الله.

۱- هدایت و توحید، کما اینکه گمراهی و شرک از بزرگ‌ترین اسباب دل‌گرفتگی هستند.

۲- نور ایمان راستین که خداوند در قلب بنده قرار می‌دهد، همراه با اعمال نیک.

۳- علم سودمند، هر چقدر دانش انسان بیشتر باشد، سینه‌اش فراخ‌تر خواهد بود.

۴- توبه و بازگشت به‌سوی خداوند و محبت داشتن نسبت به او با تمام وجود، و روی آوردن به او و لذت بردن از عبادتش.

۵- همیشه و در هر حال و در هر مکان ذکر خدا گفتن، زیرا ذکر تأثیر عجیبی در فراخی سینه و آرامش دل و زدودن غم و غصه دارد.

۶- نیکوکاری در حق مردم با انجام انواع نیکی‌ها، و سود رساندن به آن‌ها تا جایی که امکان دارد، انسان سخاوتمند نیکوکار گشاده‌سینه‌ترین، و نیکوسرشت‌ترین و آرام‌دل‌ترین انسان است.

۷- شجاعت، زیرا انسان شجاع سینه‌ای فراخ و قلبی گشاده دارد.

۸- خارج کردن دغل‌های قلب (ایرادها و عیب‌های آن) که همان ویژگی‌های نکوهیده‌ای هستند که سبب تنگی سینه و عذاب آن می‌شوند مانند: حسادت، بغض و کینه ورزیدن، دشمنی داشتن، و خصومت ورزیدن و تجاوز و....، و ثابت است که از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد بهترین انسان کیست؟ ایشان فرمودند:[60] «هر آن‌کس که دلی مخموم و زبانی راستگو دارد» صحابه عرض کردند زبان صادق را می‌فهمیم، مخموم دل چیست؟ ایشان فرمودند: «انسان با تقوای پاک، که نه مرتکب گناه می‌شود نه تجاوز و نه کینه می‌ورزد و نه حسادت می‌کند»[61]. دغل هر چیزی: عیبی و ایرادی است که آن‌را فاسد می‌کند. سنن ابن ماجه، به‌شمارهٔ (۴۲۱۶) و شیخ آلبانی در صحیح ابن ماجه (۲/۴۱۱) آن‌را صحیح دانسته است.

۹- ترک نگاه‌ها، سخنان، شنیدن‌ها، هم‌نشینی‌ها، خوردن‌ها و نوشیدنی‌های اضافه و غیر ضروری، ترک این‌ها از اسباب فراخی سینه و رفاه دل و زدودن غم و غصه است.

۱۰- مشغول شدن به کار، یا علم مفید، زیرا قلب را از مشغولیت به آنچه موجب نگرانی‌اش شده باز می‌دارد.

۱۱- توجه به کارهای امروز، و نیندیشیدن به آینده، و اندوه گذشته را نخوردن، انسان برای آنچه در دین و دنیا برای او مفید است تلاش می‌کند و از خداوند می‌خواهد هدف او را موفقیت آمیز قرار دهد و از خداوند برای تحقق اهدافش یاری بطلبد؛ این کار غصه و اندوه را از بین می‌برد.

۱۲- نگاه کردن به کسی که [از ناحیهٔ دنیوی] پایین‌تر از شماست، و به کسی که بالاتر از شماست نگاه نکنید: در تندرستی و توابع آن، در روزی و توابع آن.

۱۳- فراموش کردن اتفاقات ناگواری که امکان بازگشت و جبران آن‌ها نیست، نباید به این اتفاقات اصلا فکر کرد.

۱۴- اگر بلایی بر سر بنده آمد باید تلاش کند آثار آن‌را کاهش دهد، و بدترین احتمالات را در مورد فرجام آن کار در نظر بگیرد و بر اساس توان خود آن‌را دفع کند.

۱۵- قدرت دل، و آزرده نشدن آن و منفعل نشدن در برابر توهمات و خیالاتی که اندیشه‌های بد را سراغ انسان می‌آورد، و خشمگین نشدن، و فکر نکردن به از بین رفتن و زوال چیزهایی که دوست دارد و حدوث آنچه بدش می‌آید؛ بلکه امور را به‌خداوند واگذار می‌کند در عین اینکه به اسباب مفید چنگ می‌زند و از خداوند عفو و عافیت می‌طلبد.

۱۶- تکیه کردن دل به خداوند و توکل کردن به او و گمان نیک داشتن به خداوند، زیرا شخصی که بر خداوند توکل می‌کند توهمات و خیالات اثری بر او نمی‌گذارند.

۱۷- عاقل خوب می‌داند که زندگی درست، زندگی سعادتمندانه و توام با آرامش است که بسیار کوتاه می‌باشد؛ بنابراین شایسته و مناسب او نیست که آن را با نگرانی‌ها و تیرگی‌ها و ناملایمتی‌ها سپری کند، چرا که چنین وضعیتی با زندگی درست و سالم نمی‌خواند و در تضاد است.

۱۸- همچنین اگر اتفاق ناگواری برایش پیش آمد باید بین بقیهٔ نعمت‌های دینی و دنیوی و آن اتفاق ناگوار مقایسه کند، در هنگام مقایسه به‌خوبی به زیادی نعمت‌هایی که اطرافش وجود دارند پی می‌برد، همچنین بین ترسی که از وقوع اتفاق ناگوار دارد و بین احتمالات زیاد ایمن ماندن از آن را مقایسه می‌کند و اجازه نمی‌دهد هیچ احتمال ضعیفی بر احتمالات زیاد و قوی غلبه کند، و اینگونه غم و غصه‌اش پایان می‌یابد.

۱۹- اینکه بداند اذیت مردم هیچ آسیبی به‌ او نمی‌رساند، خصوصا گفتار پلیدشان؛ بلکه به خود آن‌ها آسیب می‌رساند، پس به آن توجهی نمی‌کند و حتی به آن فکر نمی‌کند تا از آزارش در امان بماند.

۲۰- به چیزهایی فکر می‌کند که برای دین و دنیای او سودمند باشند.

۲۱- بنده در برابر خوبی‌هایی که انجام داده نباید انتظار تشکر و قدردانی داشته باشد مگر از خداوند، و باید بداند که او با خداوند معامله می‌کند، پس برایش مهم نیست کسی که در حقش خوبی کرده از وی تشکر کند یا خیر: [و در دل می‌گویند:] «ما فقط به خاطر الله به شما غذا می‌دهیم؛ نه از شما پاداشی می‌خواهیم و نه سپاسی. [الإنسان: ۹]

۲۲- کارهای مفید را پیش چشم خود قرار دادن، و تلاش برای انجام آن و توجه نکردن به کارهای مضر، انسان نباید ذهن و فکر خود را درگیر آن کند.

۲۳- تصمیم قطعی و فوری گرفتن در مورد کارها، و فارغ شدن برای آینده تا اینکه کارهای آینده همراه با قدرت اندیشه و عمل باشند.

۲۴- در انجام کارها و کسب دانش‌های مفید مهم‌ترین‌ها را اولویت‌بندی می‌کند، بویژه آن‌هایی که شدیدا به آن‌ها علاقمند است و برای گرفتن آن از خداوند یاری می‌طلبد و سپس با دیگران مشورت می‌کند، اگر مصلحت برایش مشخص شد تصمیمش را گرفته و بر خداوند توکل می‌کند.

۲۵- بازگو کردن نعمت‌های آشکار و پنهان خداوند؛ زیرا شناخت نعمت‌ها و بازگو کردن آن سبب می‌شود خداوند غم و غصه را از انسان دور نموده و انسان را برای شکرگزاری تشویق می‌کند.

۲۶- رفتار خود با همسر، نزدیکان، و کارمندان، و هر کسی که بین تو و او رابطه‌ای وجود دارد، اگر در او عیبی یافتی به خوبی‌های وی هم نگاهی بینداز و آن‌ها را با هم مقایسه کن، با این کار دوستی‌ها استمرار می‌یابد و سینه‌ها فراخ می‌شود، و به‌همین دلیل پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرمایند: (هيچ مردِ مؤمنی از زنی مؤمن (يعنی همسرش) متنفر نشود؛ زیرا اگر یک اخلاق او را نپسندد، اخلاق دیگرش را می‌پسندد)[62]. مسلم (۲/۱۰۹۱) حدیث (۱۴۶۹).

۲۷- دعا کردن برای صلاح کارها، و بزرگ‌ترین این دعاها عبارتند از: (اللَّهمَّ أَصْلِحْ لِي دِينِي اَلَّذِي هُوَ عِصْمَةُ أَمْرِي، وَأَصْلِحْ لِي دُنْيَايَ اَلَّتِي فِيهَا مَعَاشِي، وَأَصْلِحْ لِي آخِرَتِي اَلَّتِي إِلَيْهَا مَعَادِي، وَاجْعَلِ اَلْحَيَاةَ زِيَادَةً لِي فِي كُلِّ خَيْرٍ، وَاجْعَلِ اَلْمَوْتَ رَاحَةً لِي مِنْ كُلِّ شَرٍّ)، یعنی: (خدایا! دین مرا اصلاح کن که حفظ کار من، در آن است و دنیایم را اصلاح کن که روزی من در آن است و آخرت مرا اصلاح کن که معاد و بازگشت من به آن است و زندگی را در خیر بسیار و مرگ را راحتی از هر شر برایم بگردان)[63]. و همچنین: (اللَّهُمَّ رَحْمَتَكَ أَرْجُو، فَلَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ، وَأَصْلِحْ لِي شَأْنِي كُلَّهُ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ)، یعنی: (بارالها، به رحمت تو امیدوارم، پس یک‌چشم بر هم زدن هم مرا به نفسم وامگذار؛ و همه‌ی کارهایم را اصلاح بفرما؛ معبود بر حقی جز تو نیست)[64]. مسلم (۴/۲۰۸۷) به‌شمارهٔ (۲۷۲۰). به‌روایت ابوداود (۴/۳۲۴) به شمارهٔ (۵۰۹۰)، و احمد (۵/۴۲) به‌شمارهٔ (۰۴۳۰) و شیخ آلبانی در صحیح الجامع به شمارهٔ (۳۳۸۸) آن‌را صحیح و در سنن ابوداود (۳/۲۵۱) آن‌را حسن دانسته است.

۲۸- جهاد در راه خداوند؛ به‌دلیل این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «در راه خداوند جهاد کنید؛ زیرا جهاد در راه خداوند دری از درهای بهشت است که خداوند به‌وسیلهٔ آن غم و غصه را از انسان دور می‌کند»[65]. احمد (۵/۳۱۴، ۳۱۶، ۳۱۹، ۳۳۰، ۳۲۶) به‌شماره‌های (۲۱۶۲۴،۲۲۶۸۰، ۲۲۷۳۲)، و حاکم نیز این روایت را ذکر نموده و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است (۲/۷۲)، و شیخ آلبانی در سلسله صحیحه (۲/۲۷۴) آن‌را صحیح دانسته است.

این اسباب و وسیله‌ها برای درمان بیماری‌های روحی و روانی مفید هستند، و بزرگ‌ترین درمان بیماری‌های روحی و روانی به‌شمار می‌روند برای کسی که در آن‌ها تدبر نموده و با صداقت و اخلاص به آن عمل کند، و برخی از علما در بسیاری از موارد بیماری‌های روحی و روانی به‌وسیلهٔ آن دیگران را درمان کرده‌اند و خداوند آن‌را بسیار سودمند گردانده است[66]. نگا: مقدمهٔ الوسائل المفيدة، چاپ پنجم، (ص ۶).

۵- درمان زخم و جراحت

پیامبر صلی الله علیه وسلم هرگاه انسانی از درد می‌نالید، یا دچار زخم و جراحت می‌شد، انگشت سبابه خود را اینگونه می‌کرد، سفیان انگشت خود را به زمین زد سپس بالا آورد و گفت: «بِسمِ اللهِ، تُرْبَةُ أرْضِنَا، بِرِيقَةِ بَعْضِنَا، يُشْفَى بِهِ سَقِيمُنَا، بإذْنِ رَبِّنَا» (به‌نام خداوند، خاک زمین ما، با آب دهان بعضی از ما، شفا می‌دهد بیمار ما را، به‌اذن و ارادهٔ پروردگار ما)[67]. بخاری همراه با فتح (۱۰/۲۰۶) به شمارهٔ (۵۷۴۵)، و مسلم (۴/۱۷۲۴) به‌شمارهٔ (۲۱۹۴).

و معنای حدیث این است که آب دهان خود را به انگشتش سبابه می‌زند، سپس به خاک می‌مالد تا مقداری خاک به آن بچسبد سپس آن‌را بر روی زخم یا مکان درد می‌گذارد و در حال لمس کردن این دعا را می‌خواند[68]. [68]نگا: شرح نووی بر صحیح مسلم (۱۴/۱۸۴)، و فتح الباری ابن حجر (۱۰/۲۰۸)، و نگا: شرح مفصل حدیث در زادالمعاد (۴/۱۸۶-۱۸۷).

۶- درمان مصیبت

هیچ آسیبى در زمین و یا در وجود شما روى نخواهد داد، مگر آنكه پیش از ایجادش، در کتابی [لوح محفوظ] رقم خورده است. به راستی كه این کار، بر الله آسان است. [این نكته را تذکر دادیم] تا بر آنچه از دستتان می‌رود افسوس نخورید و به آنچه به دست می‌آورید سرمست نگردید كه الله هیچ متكبرِ فخرفروشى را دوست ندارد. [الحدید: ۲۲-۲۳].

۲- هیچ مصیبتی [به انسان] نمی‌رسد، مگر به حکم [و فرمان] الله؛ و هر ‌کس به الله ایمان آورَد، [الله] قلبش را هدایت می‌کند؛ و الله به همه چیز داناست. [التغابن: ۱۱].

۳- «مسلمانی نیست که دچار مصیبتی شود، سپس آنچه الله به او امر کرده را بگوید : « إنّا للهِ وَإنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي في مُصِيبَتي، وَأخْلِفْ لِي خَيراً مِنْهَا» یعنی ( ما از آنِ خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت) خداوندا مرا در مصیبتم پاداش عطا کن، و بهتر از آن[چه از دست دادم] را جانشینش بگردان)، مگر آنکه الله بهتر از آن را جانشینش قرار می دهد». مسلم (۲/۶۳۳) به‌شمارهٔ (۹۱۸).

۴- «چون فرزند بنده‌ بمیرد، الله متعال به فرشتگانش می‌فرماید: جان فرزند بنده‌ام را گرفتید؟ پس آنان می‌گویند: بله، می‌فرماید: آیا جگرگوشه‌اش را از او گرفتید؟ می‌گویند: بله، می‌فرماید: بندهٔ من چه گفت؟ می‌گویند: تو را ستایش کرد و «انا لله و انا الیه راجعون» گفت[70]، پس می‌فرماید: برای بندهٔ من خانه‌ای در بهشت بسازید و نام آن‌را خانهٔ حمد بگذارید[71]. یعنی می‌گوید: الحمدلله و انا لله وانا الیه راجعون. ترمذی به‌شمارهٔ (۱۰۲۱) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۱/۲۹۸) آن‌را حسن دانسته است.

۵- «الله متعال می فرمايد: هرگاه يکی از عزيزان بندهٔ مؤمنم را در دنيا از او بگيرم و او به اميد اجر و ثواب صبر کند، نزد من پاداشی جز بهشت ندارد»[72]. بخاری با فتح (۱۱/۲۴۲) به‌شمارهٔ (۶۴۲۴).

و پیامبر صلی الله علیه وسلم به مردی که پسرش از دنیا رفته بود گفت: «آیا دوست نداری در هر دری از درهای بهشت که می‌روی او را ببینی که منتظر تو است؟»[73]. احمد به‌شمارهٔ (۱۵۵۹۵)، و نسائی (۴/۲۳) در الجنائز باب الأمر بالاحتساب والصبر عند نزول المصيبة به‌شمارهٔ (۱۸۷۰) و سند آن بر شرط صحیح است، و ابن حبان آن‌‌را صحیح دانسته (۸/۲۰۹)، و شیخ آلبانی در صحیح ترغیب و ترهیب به‌شماره ۲۰۰۷ آن‌را صحیح دانسته است. و نگا: فتح الباری (۱۱/۲۴۳).

۷- الله می فرماید: «هرگاه بنده ام را با دو عزیزش مورد ابتلا قرار دادم و صبر پیشه كرد [و انتظار اجر و پاداش داشت]، به جایشان به او بهشت خواهم داد». منظور دو چشمانش است[74]. بخاری با فتح (۱۰/۱۱۶) به‌شمارهٔ (۵۶۵۳) و بین دو پرانتز از سنن ترمذی است به‌شماره (۲۴۰۰) و نگا: صحیح سنن ترمذی (۲/۲۸۶).

۸- «مسلمانی نیست که آزاری به او برسد، از بیماری تا غیر آن، مگر آنکه الله به سبب آن گناهانش را فرو می ریزد، چنانکه درخت برگهای خود را فرو می ریزد»[75]. بخاری همراه با فتح (۱۰/۱۲۰) به شمارهٔ (۵۶۴۸)، و مسلم (۴/۱۹۹۱) به‌شمارهٔ (۲۵۷۱).

۹- هیچ مسلمانی نیست که خاری یا چیزی بزرگ‌تر از آن به او برسد، مگر اینکه به سبب آن برای او درجه‌ای نوشته می‌شود و گناهی از او پاک می‌گردد[76]. روایت مسلم (۴/۱۹۹۱) به‌شمارهٔ ۲۵۷۲

۱۰- هیچ رنج، خستگی[77]، بیماری یا غمی به مؤمن نمی‌رسد[78]، حتی اندوهی که او را ناراحت می‌کند[79]، مگر اینکه به واسطه آن گناهانش بخشیده می‌شود[80]. [77]وصب: به دردی گفته می‌شود که همیشه همراه انسان است، برای نمونه قول خداوند: (وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ) یعنی عذابی که رهایشان نمی‌کند. نگا: شرح نووی (۱۶/۱۳۰). النصب: سختی و خستگی گفته شده است که فعل «يَهُمّه» با فتح یاء و ضم هاء خوانده می‌شود و همچنین «يُهَمّه» با ضم یاء و فتح هاء نیز گفته شده است؛ به معنای غمگین کردن او. هر دو وجه صحیح است. برای اطلاعات بیشتر به شرح نووی بر صحیح مسلم،(۱۶/۱۳۰) مراجعه کنید. روایت مسلم (۴/۱۹۹۳) به‌شمارهٔ ۲۵۷۳.

۱۱- « بزرگی پاداش به اندازه بزرگی بلا است و همانا خداوند هرگاه قومی را دوست بدارد، آنان را دچار آزمایش می‌کند. پس هر کس راضی باشد، برای او خشنودی است و هر کس ناراضی باشد، برای او نارضایتی خواهد بود»[81][82]. ترمذی به‌شمارهٔ ۲۳۹۶، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۴۰۳۱، و‌شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۲/۲۸۶) آن‌را حسن دانسته است. گفته شده است: «سُخط» و «سَخط» به معنای نارضایتی و مخالف رضایت است. «سَخِطَ» یعنی خشمگین شد و او «ساخِط» (خشمگین) است. «أَسْخَطَهُ» به معنای خشمگین کردن او است. همچنین گفته می‌شود: «تَسَخَّطَ عطاءه» یعنی عطای او را کم شمرد و برایش ارزشمند نبود. «سَخِطَ سَخَطًا» از باب «تعب» است و «السُّخط» (با ضم سین) اسم آن است. همچنین گفته می‌شود: «سَخِطْتُهُ» و «سَخِطتُ علیه» و «أَسْخَطْتُهُ فَسَخِطَ» به معنای خشمگین کردن اوست، مانند «أغضبته فغضب» از نظر وزن و معنا. برای اطلاعات بیشتر به «الصحاح» در ماده «سخط» و «المصباح المنیر» در ماده «سخط» مراجعه کنید.

۱۲- «… بلا همچنان بنده را در بر[83] می‌گیرد تا جایی که او را در حالی رها می‌کند که بر روی زمین راه می‌رود و هیچ گناهی بر او باقی نمانده است»[84]. یعنی: بندهٔ مسلمان. ترمذی به‌شمارهٔ ۲۶۹۸، و ابن ماجه به‌شمارهٔ ۴۰۲۳، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۲/۲۸۶) آن‌را حسن دانسته است.

۷- درمان غم و اندوه

۱- هیچ غم و اندوهی به بنده نمی‌رسد که پس از آن بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ، نَاصِيَتِي بِيَدِكَ، مَاضٍ فِيَّ حُكْمُكَ، عَدْلٌ فِيَّ قَضَاؤُكَ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ،سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ،أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِي كِتَابِكَ، أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَدًا مِنْ خَلْقِكَ، أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ، أَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِيعَ قَلْبِي، وَنُورَ صَدْرِي، وَجَلاءَ حُزْنِي، وَذَهَابَ هَمِّي» یعنی: ( خدایا من تو را می‌خوانم که من بنده‌ات هستم، و فرزند بنده‌ات، و فرزند کنیزت. پیشانی من در دست توست، حکم تو در مورد من قطعی است، و قضای تو در مورد من عادلانه است. از تو می‌خواهم به هر نامی که مختص خودت است، نامی که خودت آن را به خود اختصاص داده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای، یا به یکی از مخلوقاتت آموخته‌ای، یا آن را در علم غیب خودت محفوظ داشته‌ای، که قرآن را بهار قلبم، نور سینه‌ام، زدایندهٔ غم‌هایم، و برطرف‌کننده غم‌هایم قرار دهی) مگر اینکه خداوند هم و غم او را برطرف می‌کند و به جای آن خوشحالی می‌آورد[85]. احمد (۱/۳۹۱)، به شمارهٔ (۳۷۱۲) و شیخ آلبانی در صحیح ترغیب و ترهیب به‌شمارهٔ ۱۸۲ آن‌را صحیح دانسته است.

۲- « اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ، وَالْعَجْزِ وَالْكَسَلِ، وَالْبُخْلِ وَالْجُبْنِ، وَضَلَعِ الدَّيْنِ وَغَلَبَةِ الرِّجَالِ» یعنی: (خدایا، از غم و اندوه، از ناتوانی و تنبلی، از بخل و بزدلی، و از سنگینی بدهی و چیرگی مردم به تو پناه می‌برم)[86]. بخاری (۷/۱۵۸) به‌شمارهٔ (۲۸۹۳)، پیامبر صلی الله علیه و سلم بسیار این دعا را می‌خواندند. نگا: بخاری همراه فتح ۱۱/۱۷۳.

۸- درمان سختی‌ها

۱- (لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، الْعَظِيمُ الْحَلِيمُ، لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، رَبُّ السَّموَاتِ، وَرَبُّ الأَرْضِ، وَرَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ)، یعنی: (معبودی به حق نیست مگر خدای بزرگ و بردبار، معبودی به حق نیست مگر پروردگار عرش بزرگ، معبودی به حق نیست مگر پروردگار آسمان‌ها و زمین و عرش بزرگ)[87]. () امام بخاری (۷/۱۵۴) به شماره (۶۳۴۶)، وامام مسلم (۴/۲۰۹۲) به شماره (۲۷۳۰) روایت کرده اند.

۲- (اللَّهُمَّ رَحْمَتَكَ أَرْجُو، فَلَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ، وَأَصْلِحْ لِي شَأْنِي كُلَّهُ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ)، یعنی: (بارالها، به رحمت تو امیدوارم، پس یک‌چشم بر هم زدن هم مرا به نفسم وامگذار؛ و همه‌ی کارهایم را اصلاح بفرما؛ معبود بر حقی جز تو نیست)[88]. () روایت ابوداود (۴/۳۲۴) به‌شمارهٔ (۵۰۹۲)، و احمد (۵/۴۲) به‌شمارهٔ (۲۰۴۳۰) و شیخ آلبانی در ارواء الغلیل (۳/۳۵۷) و ارناؤوط در تحقیق مسند (۳۴/۷۵) آن‌را حسن دانسته‌اند.

۳- {لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ } (۷۶) ([پروردگارا،] هیچ معبودی [به‌حق] جز تو نیست. تو منزّهی، بی‌تردید، من از ستمکاران بوده‌ام)[89]. () روایت ترمذی (۵/۵۲۹) به‌شمارهٔ (۳۵۰۵)، و حاکم، و آن‌را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است (۱/۵۰۵) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۶۸) آن‌را صحیح دانسته است.

۴- « اللَّهُ اللَّهُ رَبِّي، لاَ أُشْرِكُ بِهِ شَيْئَاً» یعنی: (الله، الله پروردگار من است و چیزی را با او شریک قرار نمی‌دهم)[90]. () روایت ابوداود (۲/۸۷) به‌شمارهٔ (۱۵۲۵) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه (۲/۳۳۵) و صحیح سنن ترمذی (۴/۱۹۶) آن‌را صحیح دانسته است.

۹- خود درمانی بیمار

«دستت را بر همان جایی از بدنت بگذار که درد می‌کند و سه بار بسم الله بگو و هفت بار بگو: أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ» (به الله و قدرتش پناه می‌برم از دردی که احساس می‌کنم و از شری که از آن حذر می‌کنم)[91]. () مسلم (۴/۱۷۲۸) به‌شمارهٔ (۲۲۰۲).

۱۰- درمان بیمار در عیادت اوست.

(هیچ بندهٔ مسلمانی از بیماری عیادت نمی‌کند که اجلش فرا نرسیده باشد و سپس بگوید: « أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ، رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، أَنْ يَشْفِيَكَ» (از خداوند بزرگ، پروردگار عرش بزرگ می‌خواهم شفایت دهد) مگر اینکه شفا می‌یابد[92]. () روایت ترمذی به‌شمارهٔ (۲۰۸۳) و ابوداود به‌شمارهٔ (۳۸۹۳)، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۲/۲۱۰) و صحیح الجامع (۵/۱۸۰) آن‌را صحیح دانسته است.

۱۱- درمان نگرانی و پریشانی در خواب

«أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّةِ مِنْ غَضَبِهِ وَعِقَابِهِ، وَشَرِّ عِبَادِهِ، وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ، وَأَنْ يَحْضُرُونِ» ( پناه می برم به کلمات کامل الله از خشم او و مجازات او و شر بندگانش و از وسوسه های شیاطین به تو پناه می برم و پناه می برم به تو از اینکه نزد من حاضر شوند)[93]. روایت ابوداود (۴/۱۲) به‌شمارهٔ (۳۸۹۳)، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۷۱) آن‌را حسن دانسته است.

۱۲- درمان تب

پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (تب از حرارت جهنم است، پس آن را با آب خنک کنید)[94]. روایت بخاری با فتح (۱۰/۱۷۴) به‌شمارهٔ (۳۲۶۴) و مسلم (۴/۱۷۳۳) به‌شمارهٔ (۲۲۱۰).

۱۳-درمان نیش و گزیدگی

۱- سورهٔ فاتحه را می‌خواند، آب دهن را جمع می‌کند سپس بر روی محل گزیدگی می‌پاشد[95]. روایت بخاری با فتح (۱۰/۲۰۸) كتاب الطب، باب رقية النبي صلى الله عليه وسلم.

۲- با آب و نمک روی آن مسح می‌کند و می‌خواند: {قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ} ([ای پیامبر] بگو: ای کافران) و سوره‌های «فلق و ناس»[96]. [96]طبرانی در معجم الصغیر (۲/۸۳۰)، و هیثمی در مجمع الزوائد (۵/۱۱۱) سند آن‌را حسن دانسته و شیخ آلبانی در سلسله صحیحه به‌شمارهٔ ۵۴۸ آن‌را صحیح دانسته است.

۱۴- درمان خشم

درمان خشم از دو راه خواهد بود:

راه اول: پیشگیری

و این با دوری از عوامل خشم به دست می‌آید. از جمله این عوامل: تکبر، خودپسندی، فخر فروشی، حرص ناپسند، شوخی نابجا، بیهوده‌گویی و مواردی مانند آن است.

راه دوم: درمان پس از وقوع خشم

که چهار نوع است:

پناه بردن به خداوند از شر شیطان رجیم.

وضو گرفتن.

تغییر وضعیتی که فرد خشمگین در آن قرار دارد، مانند نشستن، دراز کشیدن، بیرون رفتن، سکوت کردن یا انجام کارهای دیگر.

به یاد آوردن پاداشی که برای فرو خوردن خشم ذکر شده است و همچنین در نظر داشتن سرانجام ناپسند خشم و پیامدهای آن[97]. برای دریافت این جزئیات با ادلهٔ صحیح آن به آفات اللسان (ص ۱۱۰-۱۱۲) والحكمة في الدعوة إلى الله، (ص ۶۴-۶۶) اثر مؤلف مراجعه شود.

۱۵- درمان با سیاه‌دانه

پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (سیاه‌دانه درمان هر دردی است مگر مرگ). ابن شهاب گفته است: السام یعنی مرگ، و حبه سوداء: سیاه‌دانه[98]. و سیاه‌دانه منافع زیادی دارد و این گفتهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم که (درمان هر دردی است) همانند این فرمودهٔ خداوند است: (همه چیز را به فرمان پروردگارش درهم می‌کوبد و نابود می‌سازد.) [الأحقاف: 25] یعنی هر چیزی که قابل نابود شدن است و همانند آن[99]. [98]بخاری به همراه فتح الباری (10/ 143) حدیث شماره‌ی (5688)، مسلم (1735) حدیث شماره‌ی (2215). [99]نگا: زاد المعاد (۴/۲۹۷) والطب من الكتاب والسنة اثر علامه موفق الدين عبد اللطيف البغدادي (ص: ۸۸).

۱۶- درمان با عسل

۱- خداوند در مورد زنبور عسل می‌گوید: از درون زنبور عسل، مایعی بیرون می‌تراود که رنگهای مختلفی دارد. در این (مایع رنگارنگ) بهبودی مردمان نهفته است. بی‌گمان در این (برنامه‌ی زندگی زنبوران عسل و ارمغانی که آنها به انسانها تقدیم می‌دارند که هم غذا و هم شفا است) نشانه‌ی روشنی (از عظمت و قدرت پروردگار) است برای کسانی که (درباره‌ی پدیده‌ها) می‌اندیشند (و رازها و رمزهای زندگی آفریدگان از جمله جانوران را پیش چشم می‌دارند). [النحل: ۶۹].

۲- پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: شفا در سه چیز است: در حجامت، نوشیدن عسل، یا داغ کردن با آتش. اما من امت خود را از داغ کردن (برای درمان) منع می‌کنم[100]. بخاری همراه با فتح (۱۰/۱۳۷)، به‌شمارهٔ (۵۶۸۱)، و نگا: فوائد عسل در کتاب زادالمعاد (۴/۵۰-۶۲)، و الطب من الكتاب والسنة للعلامة موفق الدين عبد اللطيف البغدادي (ص ۱۲۹-۱۳۶).

۱۷- درمان با آب زمزم

۱- پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد آب زمزم می‌فرماید: «زمزم آب با برکتی است و مانند غذا باعث سيری می‌گردد [و شفای بیماری است]»[101]. روایت مسلم (۴/۱۹۲۲) به‌شمارهٔ (۲۴۷۳) و بین پرانتز روایت بزار (۲/۸۶) و بیهقی در سنن کبری (۵/۱۴۷) و طبرانی در معجم الاوسط (۳/۲۴۷) است و سند آن صحیح است، نگا: مجمع الزوائد (۳/۲۸۶).

و حدیث جابر که به‌طور مرفوع (از پیامبر صلی الله علیه وسلم) روایت شده است که: (آب زمزم برای آن‌چیزی است که بخاطر آن نوشیده می‌شود)[102]. ابن ماجه (۳۰۶۲) و دیگران، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه (۲/۱۸۳) و ارواء الغلیل (۴/۳۲۰) آن‌را صحیح دانسته است.

۳-و ثابت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم آب زمزم را در ظرف‌ها و مشک‌ها حمل می‌کرد و آن را بر بیماران می‌ریخت و به آنان می‌نوشاند[103][104]. ابن قیم رحمه الله تعالی می‌گوید: من و دیگران تجربه شگفت‌انگیزی از درمان با آب زمزم یافته‌ایم. خودم نیز برای درمان چندین بیماری از آن استفاده کردم و به خواست خداوند بهبود یافتم[105][106]. [103]الاداوة: تشت، و جمع آن اداوی است. الصحاح (۱/۱۱). [104]ترمذی (۱/۱۸۰) به‌شمارهٔ (۹۶۳)، و بیهقی (۵/۲۰۲) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۱/۲۸۴) و سلسله احادیث صحیحه (۲/۵۷۲) به‌شمارهٔ (۸۸۳) و زاد المعاد (۴/۳۹۲). [105]و غیر از اهل حجاز می‌گویند: «فَبَرِئْتُ». نگا: النهاية في غريب الحديث (۱/۱۱۱). زاد المعاد (۴/۳۹۳ و ۱۷۸).

۱۸- درمان بیماری‌های قلب

قلب‌ها سه‌گونه‌اند:

۱- قلب سالم: که همان قلبی است که انسان در روز قیامت جز با داشتن آن نجات نمی‌یابد، خداوند می‌فرماید: همان روزی ‌که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد؛ مگر کسی ‌که با قلبی پاک [و خالی از شرک و نفاق و ریا] به پیشگاه الله بیاید». [الشعراء: ۸۸-۸۹].

قلب سالم، قلبی است که از هر شهوتی که با فرمان و نهی خداوند مخالفت دارد، و از هر شبهه‌ای که با خبرهای الهی در تعارض است، پاک باشد. چنین قلبی از بندگی غیر خدا رها شده و از داور قرار دادن غیر از رسول او صلی الله علیه وسلم دوری کرده است.

به طور کلی، قلب سالم و درست، قلبی است که از هر گونه شرک آوردن به خدا پاک باشد و بندگی آن خالصانه برای خداوند باشد؛ از نظر اراده، محبت، توکل، بازگشت به او، فروتنی، ترس، امید و اخلاص در عمل. پس اگر دوست بدارد، برای خدا دوست می‌دارد، اگر دشمنی کند، برای خدا دشمنی می‌کند، اگر ببخشد، برای خدا می‌بخشد، و اگر چیزی را منع کند، برای خدا منع می‌کند. تمام دغدغه‌اش برای خداست، تمام محبتش برای خداست، نیت و قصدش برای اوست، جسم و اعمالش برای اوست، خواب و بیداری‌اش برای اوست، سخنش و حتی سخن درباره او برایش شیرین‌تر از هر سخنی است، و افکارش پیرامون چیزهایی می‌گردد که خداوند را خشنود می‌کند و مورد محبت اوست. از خداوند متعال چنین قلبی را درخواست می‌کنیم[107]. نگا: إغاثة اللهفان من مصائد الشيطان اثر ابن قیم (۱/۷ و ۷۳).

۲- قلب مرده: این قلب برخلاف قلب سالم است. چنین قلبی نه پروردگارش را می‌شناسد و نه او را طبق فرمان و خواسته‌هایش عبادت می‌کند. بلکه تنها به دنبال شهوات و لذت‌های خود است، حتی اگر در این مسیر خشم و نارضایتی پروردگارش را برانگیزد. این قلب، در محبت، ترس، امید، رضایت، خشم، بزرگداشت و خواری، تسلیم غیر خداست. اگر دشمنی کند، برای هوای نفسش است، اگر دوست بدارد، برای هوای نفسش است، اگر ببخشد، برای هوای نفسش است، و اگر چیزی را منع کند، باز هم برای هوای نفسش است. هوا و هوس، پیشوای اوست؛ شهوت، راهبرش؛ جهل، راهنمایش؛ و غفلت، وسیله سواری اوست[108]. از چنین قلبی به خدا پناه می‌بریم. نگا: إغاثة اللهفان من مصايد الشيطان (۱/۹).

۳- قلب بیمار: این قلب دارای زندگی است، ولی در عین حال دچار بیماری است. این قلب از دو نیرو تغذیه می‌کند که یکی از آن‌ها گاهی بر دیگری غلبه می‌کند. آنچه بر قلب غلبه کند، بر آن تاثیر می‌گذارد. در این قلب، محبّت خداوند، ایمان به او، اخلاص در عبادت، و توکل بر او، به عنوان نیروهای حیاتی آن وجود دارد. اما در عین حال، محبّت شهوات، حرص بر دستیابی به آن‌ها، حسادت، تکبر، خودپسندی، حبّ برتری، فساد در زمین از طریق ریاست‌طلبی، نفاق، ریا، بخل و خساست نیز در آن یافت می‌شود که این‌ها همه عامل هلاکت و نابودی این قلب هستند. به خداوند از چنین قلبی پناه می‌بریم [109]. نگا: إغاثة اللهفان (۱/۹).

و‌درمان همهٔ بیماری‌های قلب در قرآن کریم است.

خداوند می‌فرماید: اى مردم، به راستى براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌اى آمده است و شفایى براى آنچه در دل‏هاست و هدایت و رحمتى براى مؤمنان. [یونس: ۵۷]. و الله عزوجل می‌فرماید: و از قرآن، آنچه درمان [شرک و کفر] و رحمتی برای مؤمنان است نازل می‌کنیم و [این کتاب،‌] بر ستمکاران [مشرک‌] جز زیان نمی‌افزاید. [الإسراء: ۸۲].

و بیماری‌های قلب دو گونه است:

نوعی از بیماری وجود دارد که صاحب آن در همان لحظه از آن رنج نمی‌برد، [بلکه همیشه و در همه حال از آن رنج می برد] و آن بیماری جهل، شبهات و شک‌هاست. این بیماری از هر دو نوع بیماری (جسمی و روحی) دردناک‌تر است، اما به دلیل فساد قلب، فرد متوجه آن نمی‌شود.

نوعی دیگر از بیماری وجود دارد که در همان لحظه دردناک است، مانند نگرانی، اندوه، غم، و خشم. این بیماری ممکن است با داروهای طبیعی و با از بین بردن علل آن و دیگر روش‌ها درمان شود[110]. نگا: إغاثة اللهفان (۱/۴۴).

و درمان قلب با یکی از چهار چیز است:

اولین امر با قرآن کریم است؛ زیرا قرآن شفای دردهایی است که در دل‌هاست، از جمله شک‌ها، و از بین برنده شرک، آلودگی کفر، بیماری‌های شبهات و شهوت‌هاست. قرآن هدایت است برای کسانی که به حق علم دارند و بر اساس آن عمل می‌کنند، و رحمت است برای آنچه که مؤمنان از پاداش‌های فوری و آخرتی از آن به دست می‌آورند. خداوند متعال می‌فرماید: آیا كسى كه [دلش از جهل و شرک] مرده‌ بود و ما [با توحید و ایمان] زنده‌اش گرداندیم و نورى برایش پدید آوردیم تا در پرتوی [هدایتِ] آن، میان مردم گام بردارد، همچون كسى است كه گویى در تاریکی‏ها [گرفتار] است و از آن بیرون‌آمدنى نیست؟ آنچه كافران می‌کردند، این گونه برایشان آراسته شده است. [الأنعام: ۱۲۲].

دوم: قلب به سه چیز نیاز دارد:

۱- آنچه قدرت آن را حفظ می‌کند، که همان ایمان، عمل صالح و انجام اذکار و اعمال عبادی است.

۲-پرهیز از ضررها، که با دوری از تمام گناهان و انواع نافرمانی‌ها حاصل می‌شود.

۳-رهایی از هرگونه آلودگی زیان‌آور، که با توبه و استغفار حاصل می‌شود.

سوم: درمان بیماری قلب از تسلط نفس بر آن.

که دو درمان دارد: محاسبه و بازخواست آن، و مخالفت با آن، و محاسبه دو نوع است:

نوع اول: قبل از انجام کار که چهار مقام دارد:

۱- آیا این عمل برای او مقدور است؟

۲- آیا انجام این کار بهتر از ترک آن است؟

۳- آیا هدف از انجام این کار خشنودی و رضایت خداوند است؟

۴-آیا این کار مورد حمایت است و برای انجام آن یارانی دارد که او را یاری کنند و در صورت نیاز از او پشتیبانی نمایند؟ اگر انجام این کار نیاز به همراهان داشته باشد، پس اگر پاسخ مثبت باشد، اقدام می‌کند، وگرنه هرگز به انجام آن پیش قدم نمی‌شود

نوع دوم: بعد از انجام کار که سه نوع دارد:

۱-محاسبه نفس در مورد عبادتی که در انجام آن کوتاهی کرده و حق خداوند متعال را به‌درستی ادا نکرده است. از حقوق خداوند متعال در عبادت: اخلاص، خیرخواهی، پیروی از دستور الهی، حضور قلب در مقام احسان، درک لطف و نعمت الهی در آن عبادت، و در نهایت، آگاهی از کوتاهی خود، حتی پس از انجام همه این امور است.

۲- محاسبهٔ نفس بخاطر هر کاری که ترک آن بهتر از انجامش بود.

۳-محاسبه نفس در مورد کاری مباح یا عادی که انجام داده است؛ آیا قصد او از آن کار، رضای خدا و آخرت بوده تا سود ببرد، یا هدفش تنها دنیا بوده که در این صورت زیانکار خواهد شد.

خلاصه این روند آن است که انسان ابتدا خود را در مورد انجام واجبات محاسبه کند، سپس اگر در آن‌ها نقصی بود، آن را جبران نماید. پس از آن، نفس خود را درباره گناهان بررسی کند؛ اگر مرتکب چیزی از آن‌ها شده باشد، با توبه و استغفار جبران کند. سپس اعمالی را که اعضای بدنش انجام داده‌اند ارزیابی کند و در نهایت، خود را از نظر لحظات غفلت مورد بررسی قرار دهد[111]. نگا: إغاثة اللهفان (۱/۱۳۶).

چهارم: درمان بیماری قلب از تسلط شیطان بر آن:

شیطان دشمن انسان است، و رهایی از او تنها با آنچه خداوند مقرر کرده، یعنی پناه بردن به او، امکان‌پذیر است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم در دعای خود میان پناه بردن از شر نفس و شر شیطان جمع کرده است. ایشان به ابوبکر رضی‌الله‌عنه فرمودند: در صبح‌گاه و شام‌گاه و هر گاه به رختخواب رفتی بگو: « اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ، عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، رَبَّ كُلِّ شَيْءٍ وَمَلِيكَهُ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِي، وَشَرِّ الشَّيْطَانِ وَشِرْكِهِ، وَأَنْ أَقْتَرِفَ عَلَى نَفْسِي سُوءَاً، أَوْ أَجُرَّهُ إِلَى مُسْلِمٍ» یعنی: (خدایا، ای آفریننده آسمان‌ها و زمین، ای دانای نهان و آشکار، پروردگار و مالک همه چیز، گواهی می‌دهم که هیچ معبودی جز تو نیست. به تو پناه می‌برم از شر نفس خود، از شر شیطان و وسوسه‌هایش، و از اینکه مرتکب گناهی شوم یا آن را به مسلمانی بکشانم)[112]. روایت ترمذی به‌شمارهٔ (۳۳۹۲) و ابوداود به‌شمارهٔ (۵۰۵۸) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۴۲) آن‌را صحیح دانسته است.

و پناه بردن به خداوند و توکل و اخلاص مانع از تسلط شیطان می‌شود[113]. نگا: إغاثة اللهفان (۱/۱۴۵-۱۶۲).

و درود و سلام الله بر پیامبر ما محمد، و بر آل و اصحاب او و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی می کنند باد.

دعا و پس از آن درمان با رقیه از کتاب و سنت

دکتر سعید بن علی بن وهف القحطانی

کتاب "الدعاء و سپس العلاج بالرقى من الكتاب والسنة" نوشته دکتر سعید بن علی بن وهف القحطانی، مرجعی علمی و معتبر در موضوع دعا و درمان بیماری‌ها با رقیه شرعی است. این کتاب دعاهای مستند از قرآن کریم و سنت نبوی را بررسی کرده و چگونگی بهره‌برداری از آنها برای شفا یافتن از بیماری‌های روحی و جسمی را بیان می‌کند. همچنین به درمان با رقیه پرداخته و بر ضرورت ایمان عمیق و توجه صادقانه به خداوند متعال در طلب شفا تأکید می‌کند و روش‌های مؤثری برای پیشگیری و درمان از آسیب‌ها و بیماری‌ها ارائه می‌دهد.