العقيدة الصحيحة وما يضادها

العقيدة الصحيحة وما يضادها

تكلم المؤلف في هذا الكتيب الصغير عن العقيدة الصحيحة التي تتلخص في: الإيمان بالله، وملائكته، وكتبه، ورسله، واليوم الآخر، وبالقدر خيره وشره، فهذه الأمور الستة هي أصول العقيدة الصحيحة عند أهل السنة والجماعة. وقد شرح الشيخ في الكتاب هذه الأصول الستة مستدلًا بالكتاب والسنة وما عليه سلف هذه الأمة، ثم تكلم عن مسألة الإيمان وقرر أنه قول وعمل يزيد بالطاعة وينقص بالمعصية. ثم ذكر مسألة الولاء والبراء وواجب المسلم تجاه أخيه في الدين. ثم شرع في ذكر المنحرفين عن هذه العقيدة الصحيحة مع ذكر أصنافهم، وذكر شبهة المعاصرين وأنها هي نفس شبهة الأولين، وذكر بعض العقائد الكفرية وما زاده المشركون المتأخرون على الأولين. وأكد الشيخ أن النصر لا يأتي إلا بإخلاص العبادة لوجه الله تعالى وحده لا شريك له، ثم ختم هذا الكتيب بذكر نواقض الإسلام.

Language: lang_fa
Prepared by: علامه شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز
Version: 1.0
Translations 47
Amharic Bulgarian Bosnian Czech +43
Attachments 7
PDF
Audio
Video
+3

عقیدهٔ صحیح و آنچه با آن در تضاد است

تالیف:

علامه شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

الحمد لله وحده، والصلاة والسلام على من لا نبي بعده وعلى آله وصحبه.

اما بعد: از آنجا که عقیدهٔ صحیح، اصل و بنیاد دین اسلام و اساس ايمان است، بر آن شدم که این موضوع را برای سخنرانی انتخاب کنم. با توجه به دلایل شرعی از قرآن و سنت معلوم و بدیهی است که اعمال و اقوال تنها زمانی صحیح و قابل قبول خواهند بود که از عقیده‌ای صحیح سرچشمه بگیرد؛ پس اگر عقیده صحیح و سالم نباشد، همه‌ی اعمال و اقوالی که از آن نشات می‌گیرد، باطل خواهد بود، همان‌طور که خداوند متعال می‌فرماید: «[ای مسلمانان،] امروز خوراکی‌های پاکیزه‌ برای‌تان حلال شده است و [ذبایح و] غذای اهل کتاب برای شما حلال است و غذای شما [نیز] برای آنان حلال است؛ و [همچنین ازدواج با] زنان پاکدامن مسلمان و زنان پاکدامن [اهل کتاب، یعنی] کسانی‌ که پیش از شما به آنان کتاب [آسمانی] داده شده است [حلال است]؛ به شرط آنکه مهریه‌های‌ آنان را بپردازید، درحالی‌‌که خود پاکدامن باشید، نه زناكار و نه [اینکه زنان را] پنهانى به دوستی بگیرید؛ و هر‌کس به [ارکان] ایمان کفر بورزد، قطعاً عملش تباه شده است و در آخرت از زیانکاران خواهد بود». [المائدة: ۵]. و الله تعالی می‌فرماید: «و به تو و پیامبرانِ پیش از تو وحى شده است كه: اگر شرک بورزى، [پاداشِ] کارهایت قطعاً بر باد خواهد رفت و زیانكار خواهى شد». [الزمر: ۶۵]. و آیات در این معنا بسیارند؛ و کتاب روشن خداوند و سنت پیامبر امین او -صلی الله علیه وسلم- بر این دلالت دارند که عقیدهٔ صحیح در ایمان به خداوند، ملائکه، کتاب‌های آسمانی، پیامبران، روز آخرت و خیر و شر قضا و قدر خلاصه می‌شود؛ این امور ششگانه، اصول عقیدهٔ صحیحی است که قرآن با آنها نازل شده و خداوند پیامبرش محمد -صلی الله علیه وسلم- را با آنها مبعوث نموده و به پیامبری برگزیده است. ایمان به امور غیبی و باور به همهٔ آنچه الله و رسولش -صلی الله علیه وسلم- به آن خبر داده‌اند نیز از این اصول منشعب می‌شود. و ادلهٔ این اصول ششگانه در قرآن و سنت بسیار زیاد است، از جمله این فرمودهٔ خداوند متعال: «نیکوکاری آن نیست که روی خود را به سمت مشرق و مغرب بگردانید، بلکه نیکی آن است که کسی به الله و روز بازپسین و ملائکه و کتاب[های آسمانی] و پیامبران ایمان آورد». [البقرة: ۱۷۷]. و همچنین اینکه خداوند متعال می‌فرماید: «رسول [الله] به آنچه از [سوی] پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده است و مؤمنان [نیز] همگی به الله و فرشتگان او و کتاب‌هایش و پیامبرانش ایمان آورده‌اند [و رسول و مؤمنان گفتند]: میان هیچ‌یک از پیامبرانش فرق نمی‌گذاریم [و به همه‌ی‌شان ایمان داریم]». [البقرة: ۲۸۵]. و اینکه می‌فرماید: «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! به الله و پیامبرش و کتابی که بر فرستاده‌اش نازل کرده و کتابی که پیش از این فرستاده‌ است، ایمان بیاورید (و بر آن پایدار باشید) و هرکس به الله و فرشتگانش و کتاب‌هایش و پیامبرانش و روز قیامت کافر شود، به تحقیق در گمراهی دور و درازی افتاده ‌است» [النساء: ۱۳۶]. و اینکه می‌فرماید: «آیا ندانسته‌ای که الله آنچه را در آسمان و زمین است می‌داند؟ بی‌گمان [همۀ] اینها در کتابی= [لوح محفوظ، ثبت] است. مسلماً این [کار،] بر الله آسان است» [الحج: ۷۰]. اما احادیث صحیحی که بر این اصول دلالت دارند، بسیار زیاد هستند؛ از جمله حدیث صحیح مشهوری که امام مسلم در صحیح خود از امیر المؤمنین عمر بن خطاب -رضی الله عنه- روایت می‌کند که جبرئیل -علیه السلام- از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- در مورد ایمان پرسید که ایشان فرمودند: «ایمان یعنی باور داشتن به خداوند، ملائکه‌ی او، کتاب‌هایش، پیامبرانش، روز آخرت و خیر و شر قضا و قدر». [شیخان (بخاری و مسلم) این حدیث را از ابوهریره روایت کرده‌اند]. همهٔ مواردی که باید یک مسلمان در رابطه با حق خداوند و امر آخرت و دیگر امور غیبی باور و اعتقاد داشته باشد، از این اصول ششگانه منشعب می‌شود. [۱] صحیح مسلم، کتاب ایمان (شماره ۸)؛ جامع ترمذی، کتاب ایمان (شماره ۲۶۱۰)؛ سنن نسائی، کتاب ایمان و شرائع آن (شماره ۴۹۹۰)؛ سنن ابوداود، کتاب سنت (شماره ۴۶۹۵)؛ سنن ابن ماجه، مقدمه (شماره ۶۳)؛ مسند احمد (۱/۲۷).

ایمان به الله تعالی

ایمان به اینکه الله متعال تنها معبود به حقی است که شایسته و مستحق عبادت است و هیچ کسی جز او این شایستگی را ندارد.

از لوازم ایمان به خداوند، ایمان و باور به این است که او معبود بر حق و شایسته‌ی عبادت است و هیچ ‌ذات دیگری لایق عبادت نیست، چرا که او خالق بندگان و کسی است که به آنان نیکی می‌کند، روزی‌دهنده‌ی آنان است، آگاه از نهان و آشکار آنان است و قادر به پاداش دادن به اطاعت‌کنندگان و مجازات کردن گناهکاران است. و برای همین عبادت است که خداوند انسان‌ها و جنیان را خلق نموده و آنها را به آن فرمان داده است، چنان‌که خداوند متعال فرموده است: «و من جن و انس را نیافریده‌ام مگر برای اینکه مرا عبادت کنند.* [الذاریات: ۵۶]. نه از آنان روزى می‌خواهم و نه اینكه مرا خوراک دهند.* [الذاريات: ۵۷]. [زیرا]‏ الله است که روزی‌رسانِ نیرومند و برقرار است». [الذاريات: ۵۸]. و الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: «ای مردم، پروردگار خویش را عبادت کنید که شما و پیشینیان‌تان را آفرید؛ باشد که پرهیزگار شوید.* [البقرة: ۲۱]. آن ذاتی که زمین را برای شما گستراند و آسمان را [همچون سقفی] بالای سرتان قرار داد و از آسمان، آبی فروفرستاد و به وسیلۀ آن، انواع میوه‌ها را به وجود آورد تا روزیِ شما باشد؛ پس همتایانی برای الله قرار ندهید، درحالی‌‌که [حقیقت را] می‌دانید». [البقرة: ۲۲]. خداوند متعال، پیامبران را فرستاد و کتاب‌ها را نازل کرد تا این حقیقت را بیان کنند و مردم را به سوی آن دعوت دهند، و از آنچه مخالف آن است، هشدار دهند، همانگونه که می‌فرماید: «و درحقیقت در میان هر امتی فرستاده‌ای برانگیختیم [تا بگوید فقط] الله را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید». [النحل: ۳۶]. و الله تعالی می‌فرماید: «و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که [به مردم بگوید]: «معبودی [به‏ حقی] جز من نیست؛ پس تنها مرا عبادت کنید». [الأنبياء: ۲۵]. و خدای عزوجل می‌فرماید: «الر [= الف. لام. را]. این [قرآن،] كتابى است كه آیات آن استحكام یافته است و سپس از جانب حكیمى آگاه، به روشنى بیان شده است.* [پیام پیامبر این است] که جز الله را عبادت نکنید [که] بی‌تردید، من از سوی او برای‌تان بیم‌دهنده و بشارتگر هستم». [هود: ۱-۲]. حقیقت این عبادت، یگانه شمردن خداوند متعال در تمام امور عبادی است که بندگان به آن مشغولند، مانند دعا، بیم و امید، نماز، روزه، قربانی، نذر و سایر انواع عبادات. و این عبادت باید با خضوع کامل در برابر خداوند و توام با اشتیاق و ترس به همراه محبت کامل نسبت به خداوند و خواری و فروتنی در برابر عظمتش باشد. بیشتر آیات قرآن کریم در بیان این اصل بزرگ نازل شده است، مانند این فرمودۀ خداوند متعال: «پس الله را درحالی‌که دین خود را برای او خالص گردانده‌ای عبادت کن؛* آگاه باشید که دین خالص [و خالی از شرک]، از آنِ الله است». [الزمر: ۲-۳]. و اینکه می‌فرماید: «و پروردگارت چنین فرمان داده است که: جز او را عبادت نکنید». [الإسراء: ۲۳]. و اینکه فرموده است: «[ای مردم! تنها] الله را با خلوصِ اعتقاد بخوانید؛ هرچند کافران خوش‌شان نیاید». [غافر: ۱۴]. در صحیحین از معاذ -رضی الله عنه- روایت است که پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «حق الله بر بندگان این است که او را عبادت کنند و چیزی را برای او شریک قرار ندهند». [۲] بخاری، کتاب جهاد و سیر (۲۷۰۱)، مسلم، کتاب ایمان (۳۰)، ترمذی، کتاب ایمان (۲۶۴۳)، ابن ماجه، کتاب زهد (۴۲۹۶)، احمد (۵/۲۳۸).

ایمان به همهٔ آنچه خداوند بر بندگانش واجب و فرض نموده است از جمله ارکان پنجگانهٔ ظاهری اسلام.

همچنین از لوازم ایمان به خداوند، ایمان به همهٔ چیزهایی است که خداوند بر بندگانش واجب و فرض نموده است، از جمله ارکان پنجگانهٔ ظاهری اسلام که عبارتند از: شهادت لا اله الا الله و محمدا رسول الله، برپا داشتن نماز، پرداخت زکات، روزه گرفتن رمضان و ادای حج بیت الله الحرام برای کسی که توانایی آن را دارد؛ و سایر فریضه‌هایی که شریعت پاک اسلام آورده است.

مهم‌ترین و بزرگ‌ترین این ارکان، گواهی و شهادت لا اله الا الله و محمدا رسول الله است. اقتضای شهادت لا اله الا الله، اخلاص در عبادت برای خداوند و نفی آن از دیگران است. و این همان معنای لا اله الا الله می‌باشد. معنای این جمله آن است که هیچ معبود بر حقی جز الله وجود ندارد؛ و هر انسان یا فرشته یا جن و موجود دیگری که به‌ جای الله عبادت شود، معبودی باطل است و تنها الله معبود به حق است، همانگونه که خود می‌فرماید: «این به سبب آن است که الله حق است و آنچه را که [مشرکان] جز او می‌خوانند [همه] باطل است». [الحج: ۶۲]. و پیش‌تر بیان شد که خداوند سبحان انسان‌ها و جنیان را برای این اصل اصیل آفریده و آن‌ها را به آن دستور داده است. و پیامبرانش را با آن فرستاده و کتاب‌هایش را نیز برای آن نازل نموده است، پس خوب بیندیشید و تأمل کنید تا دریابید که امروزه چگونه بیشتر مسلمانان نسبت به این اصل بزرگ جاهل هستند تا جایی که همزمان با الله متعال غیر او را عبادت می‌کنند و حق خالص الله را به دیگران داده‌اند. والله المستعان

ایمان به اینکه الله آفریدگار جهانیان و تدبیرکنندهٔ امور آنان و کسی است که در میان آنها با علم و قدرت خود تصرف می‌کند.

و از لوازم ایمان به الله، باور به این است که او آفریدگار جهانیان و تدبیرکنندهٔ امور آنان و کسی است که با دانش و قدرتش هرگونه که می‌خواهد در میان آنها تصرف می‌کند؛ و اینکه الله مالک دنیا و آخرت و پروردگار همهٔ جهانیان است و هیچ خالق و آفریدگار و پروردگاری جز او وجود ندارد. و اوست که برای اصلاح بندگان و دعوت آن‌ها به ‌سوی آنچه نجات و صلاح دنیا و آخرت آن‌ها را در پی دارد، پیامبران را فرستاده و کتاب‌ها را نازل کرده است. و اینکه الله سبحان در همهٔ این موارد هیچ شریکی ندارد، همانگونه که می‌فرماید: «الله آفریدگار هر چیزی است و او تعالی بر همه چیز [نگهبان و] کارساز است». [الزمر: ۶۲]. و الله تعالی می‌فرماید: «[ای مردم،] بی‌گمان، پروردگار شما الله است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس [آن گونه كه شايسته جلال و عظمت اوست] بر عرش قرار گرفت. [تاریکیِ] شب را با [روشناییِ] روز می‌پوشانَد که [هریک،] آن [دیگری] را شتابان می‌جوید؛ و خورشید و ماه و ستارگان را [پدید آورد] كه [همگی] به فرمانِ او به خدمت [انسان] گماشته شده‌اند. آگاه باشید! آفرینش و فرمانروایی از آنِ اوست. پربرکت [و بزرگ] است الله که پروردگار جهانیان است». [الأعراف: ۵۴].

ایمان به نام‌های نیک خداوند و صفات والای او، بدون تحریف و تعطیل و کیفیت قائل شدن و تمثیل.

همچنین از لوازم ایمان به خداوند، ایمان به نام‌های نیک و صفات والای اوست که در قرآن کریم یا از طریق سنت پیامبر -صلی الله علیه وسلم- ثابت شده‌اند؛ بدون هیچ‌گونه تحریف، تعطیل، تعیین کیفیت یا تمثیل؛ بلکه واجب است همانگونه که در نصوص وارد شده‌اند، از آنها عبور کرد، بی‌آنکه برای آنها کیفیت قائل شویم؛ و به معانی بزرگی که اوصاف الهی بر آنها دلالت می‌کنند، ایمان داشته باشیم. چنانکه واجب است خداوند متعال را آنگونه که لایق اوست به آنها توصیف نماییم، بی‌آنکه هیچیک از صفات او را به صفات مخلوقاتش تشبیه کنیم، چنانکه خداوند متعال می‌فرماید: «هیچ چیز همانند الله نیست و همو شنوایِ بیناست». [الشوری: ۱۱]. و خدای عزوجل می‌فرماید: «پس براى الله امثال [و شریک‏‌های متعدد] قائل نشوید. بی‌تردید، الله مى‌داند و شما نمى‌دانید». [النحل: ۷۴]. این عقیدهٔ اهل سنت و جماعت از اصحاب پیامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- و کسانی است که به نیکی از آنان پیروی نمودند؛ همان عقیده‌ای است که امام ابوالحسن اشعری -رحمه الله- در کتاب «المقالات عن أصحاب الحديث وأهل السنة» نقل کرده است و سایر اهل علم و ایمان نیز آن را نقل کرده‌اند.

اوزاعی -رحمه الله- می‌گوید: «از زهری و مکحول درباره آیات صفات سوال شد، آنها گفتند: از آن‌ها چنانکه (در قرآن و سنت) وارده شده‌­اند، بگذرید». ولید بن مسلم -رحمه الله- می‌گوید: «از مالک، اوزاعی، لیث بن سعود و سفیان ثوری -رحمهم الله- در مورد اخبار نقل شده در مورد صفات پرسیده شد که همهٔ آن‌ها گفتند: از آن‌ها چنانکه وارد شده‌اند بگذرید، بی‌آنکه برای آنها کیفیت قائل شوید». اوزاعی -رحمه الله- می‌گوید: «ما درحالی‌که تابعین وجود داشتند می‌گفتیم: الله متعال بر عرش خود است و به صفاتی که در سنت وارد شده ایمان داریم». و هنگامی که از ربیعه بن ابی عبدالرحمن شیخِ امام مالک -رحمهما الله- در مورد استواء پرسیده شد، گفت: «استواء مجهول نیست اما چگونگی آن غیرقابل درک است. رسالت از جانب خداوند است و بر پیامبر -صلى الله عليه وسلم- ابلاغ و تبیین و بر ما تصدیق آن واجب است». وقتی از امام مالک -رحمه الله- دربارهٔ آن پرسیدند، فرمود: «استواء معلوم است و چگونگی آن مجهول؛ ایمان به آن واجب است و سوال کردن درباره‌ی [چگونگی] آن بدعت است». سپس به پرسشگر گفت: «تو را جز مردی بد نمی‌بینم!» و دستور داد او را بیرون کنند.

این معنا از ام المؤمنین ام سلمه -رضی الله عنها- هم روایت شده است، امام ابوعبدالرحمن بن مبارک -رحمه الله- می‌گوید: «ما پروردگار خود را این‌گونه می‌شناسیم که بر فراز آسمان‌ها بر عرش خود و جدای از مخلوقاتش قرار دارد». سخن ائمه در این زمینه بسیار زیاد است که نمی‌توان همهٔ آن‌ها را در این سخنرانی نقل نمود. اما هرکس در پی اقوال بیشتری در این زمینه است، باید به کتاب‌هایی مراجعه کند که علمای اهل سنت در این باب نوشته‌اند؛ مانند کتاب «السنة» نوشته‌ی عبدالله بن امام احمد، کتاب «التوحید» نوشته‌ی امام بزرگوار محمد بن خزیمه، کتاب «السنة» نوشته‌ی ابوالقاسم لالکائی طبری، کتاب «السنة» نوشته‌ی ابو بکر بن ابی عاصم و پاسخ شیخ الاسلام ابن تیمیه به اهل حماة که پاسخ بزرگ و پر فایده‌ای است. شیخ الاسلام -رحمه الله- در این پاسخ عقیده اهل سنت را توضیح داده و بسیاری از کلام آن‌ها را نقل نموده و دلایل شرعی و عقلی بر صحت گفته‌های اهل سنت و بطلان آنچه مخالفان‌شان گفته‌اند، آورده است. به همین ترتیب، رساله‌ی معروف ایشان به نام «التدمریة» که شرح مفصل‌تری ارائه نموده و در آن عقیدهٔ اهل سنت را با ادلهٔ نقلی و عقلی بیان نموده و به‌گونه‌ای پاسخ مخالفان را داده است که حق را آشکار نموده و باطل را برای هر اهل علمی که با نیت نیک و علاقه به شناخت حق به آن بنگرد، در هم شکسته است. و هر کسی که در باب اسماء و صفات با اهل سنت مخالفت کند، حتما گرفتار مخالفت با ادلهٔ نقلی و عقلی و تناقض آشکار در همه‌ی مواردی می‌شود که اثبات و نفی می‌کند.

اما اهل سنت و جماعت آنچه را که خداوند در کتابش برای خود ثابت نموده و یا پیامبرش محمد -صلی الله علیه وسلم- در سنت صحیح خود برای او ثابت نموده، ثابت می‌دانند، بی‌آنکه در اثبات خود گرفتار تمثیل و تشبیه شوند؛ و خداوند را از مشابهت و همانندی با مخلوقاتش منزه دانسته‌اند، به‌گونه‌ای که از تعطیل (انکار صفات) به‌ دور باشند. و به این ترتیب از تناقضات در امان مانده و به تمام ادلهٔ وارد شده در شرع عمل کرده‌اند. و سنت خداوند متعال در مورد تمام کسانی که بر حقی تمسک می‌جویند که پیامبرانش با آن فرستاده شده‌اند و تلاش خود را در این راه به‌کار می‌گیرند و در طلب آن اخلاص برای او را در نظر دارند، این است که آن‌ها را در مسیر دست یافتن به حق یاری نموده و توفیق می‌دهد و حجتش را برای آن‌ها اشکار می‌سازد، چنانکه در قرآن فرموده است: «بلکه ما حق را بر باطل می‌افکنیم که آن را در هم می‌شکند و ناگاه آن [باطل] نابود می‌شود». [الأنبياء: ۱۸]. و الله تعالی می‌فرماید: «و [کافران] هیچ [اعتراض و] مَثلی برایت نمی‌آورند، مگر آنکه ما [نیز پاسخی‌] برحق و خوش‌بیان‌تر برایت ‌می‌آوریم». [الفرقان: ۳۳]. حافظ ابن کثیر -رحمه الله- در تفسیر مشهور خود و در تفسیر این فرمودهٔ خداوند: «[ای مردم،] بی‌گمان، پروردگار شما الله است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس [آن گونه كه شايسته جلال و عظمت اوست] بر عرش قرار گرفت». [الأعراف: ۵۴]. سخن بسیار زیبایی در این زمینه دارد که بخاطر فایدهٔ بزرگ آن شایسته‌ی نقل است. ایشان می‌گوید: «مردم در این رابطه دیدگاه‌های زیادی دارند که جای شرح و بسط آنها در اینجا نیست؛ ولی ما در این مقام، پیروی از روش سلف صالح را برگزیده‌ایم؛ بزرگانی مانند مالک، اوزاعی، ثوری، لیث بن سعد، شافعی، احمد، اسحاق بن راهویه و دیگر ائمه مسلمانان در گذشته و حال. روش ما این است که صفات خداوند را همانطور که در متن آمده است، بدون تکییف (کیفیت قائل شدن)، تشبیه یا تعطیل می‌پذیریم؛ و هر آنچه در ذهن تشبیه‌گران نسبت به خداوند متبادر می‌شود، از او نفی می‌شود، زیرا خداوند هیچ شباهتی با هیچ مخلوقی ندارد و هیچ چیزی همانند او نیست و او شنوایِ بیناست؛ بلکه چنان است که ائمه از جمله نعیم بن حماد خزاعی، شیخِ بخاری گفته‌اند: «کسی که خداوند را به مخلوقاتش تشبیه کند، کافر می‌شود و کسی که چیزی را انکار کند که خداوند خود را به آن توصیف کرده است، کافر می‌شود. و در آنچه خداوند خود را به آن توصیف نموده و یا پیامبرش او را توصیف کرده، هیچ تشبیهی وجود ندارد. بنابراین هرکس آنچه که در آیات صریح و اخبار صحیح آمده است، برای خداوند چنان ثابت بداند که مناسب و شایسته‌ی جلال و بزرگی خداوند باشد و نقص‌ها را از او نفی کند، مسیر هدایت را پیموده است».

ايمان به ملائكه

و اما ایمان به ملائکه متضمن ایمان کلی و تفصیلی به آن‌ها است، چنانکه انسان مسلمان باید ایمان داشته باشد که خداوند ملائکه‌ای دارد که آنها را برای عبادتش آفریده و آن‌ها را بندگانی گرامی توصیف کرده كه هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیرند و [پیوسته] به فرمانش عمل می‌کنند. «[الله] گذشته و آیندۀ آنان را مى‌داند و آنان جز براى كسى كه او بپسندد [و از او راضی باشد] شفاعت نمى‌كنند و خود از بیم او هراسانند». [الأنبياء: ۲۸]. و آنها انواع مختلفی دارند؛ برخی از آنها مسئول حمل عرش هستند، برخی نگهبانان بهشت و جهنم‌اند و برخی دیگر مسئول حفظ اعمال بندگان هستند. ما به طور تفصیلی به ملائکه‌ای که خداوند و پیامبرش نام برده‌اند ایمان داریم، مانند جبرئیل، میکائیل، مالک نگهبان جهنم و اسرافیل که مسئول دمیدن در صور است. ذکر اسرافیل در احادیث صحیح آمده است و در صحیح مسلم از عایشه -رضی الله عنها- روایت شده که پیامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: «ملائکه از نور آفریده شده‌اند و جن از شعله‌ای از آتش؛ و آدم از چیزی که برای شما توصیف شده است». [به روایت مسلم در صحیحش]. [۳] مسلم، الزهد والرقائق (۲۹۹۶)، أحمد (۶/۱۵۳).

ایمان به کتاب‌های آسمانی

و ایمان به کتاب‌های آسمانی نیز چنین است؛ باید ایمان کلی به این داشت که خداوند برای بیان حق خود و دعوت به سوی او کتاب‌هایی را بر پیامبرانش نازل نموده است، همانگونه که خداوند می‌فرماید: «درحقیقت، ما پیامبران خویش را با نشانه‌هاى روشن فرستادیم و كتاب و میزانِ [تشخیص حق از باطل،] با آنان نازل كردیم تا مردم به عدالت برخیزند». [الحديد: ۲۵]. و الله تعالی می‌فرماید: «[در آغاز،] مردم یک امت [و پیرو یک دین] بودند [اما پس از آنکه اختلاف کردند] آنگاه الله پیامبران را بشارت‌بخش و بیم‌دهنده برانگیخت و همراه با آنان کتاب [آسمانی] را به‌حق نازل کرد تا میان مردم در اختلاف‌شان داوری کنند؛ و فقط کسانی‌ که [تورات] به آنان داده شده بود - پس از آنکه نشانه‌های روشن به آنها رسید- به خاطر ستم و حسادتی که بینشان بود، در مورد آن اختلاف کردند». [البقرة: ۲۱۳].

ما به طور تفصیلی به تمام کتاب‌هایی ایمان داریم که خداوند از آن‌ها نام برده است؛ مانند تورات، انجیل، زبور و قرآن که بهترین و کامل‌ترین آن‌هاست. قرآن، نگهبان و تصدیق‌کننده دیگر کتاب‌هاست و بر تمام امت واجب است که از آن پیروی نموده و بر اساس آن حکم و داوری کنند، همراه با آنچه که از سنت صحیح رسول الله -صلی الله علیه وسلم- نقل شده است. زیرا خداوند سبحان پیامبر خود محمد -صلی‌ الله‌ علیه ‌‌وسلم- را به عنوان پیامبر برای تمام انسان‌ها و جنیان فرستاده است و قرآن را بر او نازل کرد تا به وسیله آن حکم و داوری کند؛ و آن را شفایی برای آنچه در دل‌هاست و بیان‌گر هر چیزی و هدایت و رحمت برای مؤمنان قرار داده است؛ چنان‌که خداوند متعال فرموده است: «و این [قرآن] که آن را نازل کردیم کتابی پُربرکت است؛ پس از آن پیروی کنید و تقوا پیشه کنید؛ باشد که مورد رحمت [الله] قرار گیرید». [الأنعام: ۱۵۵]. و الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: «و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که روشنگرِ همه چیز است و برای مسلمانان، رهنمود و رحمت و بشارت است». [النحل: ۸۹]. و الله تعالی می‌فرماید: بگو: «ای مردم، من فرستادۀ الله به سوی همۀ شما هستم؛ همان [پروردگاری] که فرمانرواییِ آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست؛ معبودی [به‌حق] جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ پس به الله و فرستاده‌اش ـ‌آن پیامبرِ درس‌ناخوانده‌ای که به الله و سخنانش باور داردـ ایمان بیاورید و از او پیروی کنید؛ باشد که هدایت شوید». [الأعراف: ۱۵۸]. آیات در این رابطه بسیارند.

ايمان به پيامبران

همچنین ایمان به پیامبران واجب است. باید به‌طور کلی و تفصیلی به آن‌ها ایمان داشت و باور داشت که الله عزوجل پیامبرانی را برای بشارت و هشدار و دعوت به‌سوی حق به سوی بندگانش فرستاده است، پس هرکس دعوت آنان را اجابت کند به سعادت و خوشبختی می‌رسد و کسی که با آن‌ها مخالفت کند، دچار زیان و پشیمانی می‌شود؛ و آخرین و بهترین پیامبران، پیامبر ما محمد بن عبدالله -صلی الله علیه وسلم- است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «و درحقیقت در میان هر امتی فرستاده‌ای برانگیختیم [تا بگوید فقط] الله را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید». [النحل: ۳۶]. و الله تعالی می‌فرماید: «پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند تا براى مردم پس از [بعثت] پیامبران، در مقابل الله [هیچ بهانه و] حجتى نباشد». [النساء: ۱۶۵]. و الله تعالی می‌فرماید: «محمد پدر هیچ‌یک از مردان شما نبوده است، (نه پدر زید و نه هیچ‌کس دیگرى) بلکه فرستادۀ الله به‏ سوی مردم و خاتم پیامبران است». [الأحزاب: ۴۰]. و به هرکسی که خداوند به عنوان پیامبر از او نام برده یا ثابت شده که رسول خدا -صلی ‌الله ‌علیه وسلم- از او نام برده است، به طور تفصیلی و مشخص ایمان داریم، مانند نوح، هود، صالح، ابراهیم و دیگر پیامبران که درود و سلام خدا بر پیامبر ما و بر همهٔ آنان باد.

ایمان به روز بازپسین (آخرت)

و اما ایمان به روز بازپسین (آخرت):

شامل ایمان به هر چیزی می‌شود که خداوند و پیامبرش -صلی الله علیه وسلم- از رخدادهای بعد از مرگ خبر داده‌اند مانند فتنه و همچنین عذاب و نعمت قبر؛ و اتفاقات هولناک و سختی‌هایی که در روز قیامت واقع می‌شود؛ و پل صراط، ترازوی اعمال، حساب و جزای اعمال و نشر کارنامهٔ اعمال در میان مردم و اینکه کسانی کارنامه‌ی اعمال‌شان را به دست راست می‌گیرند و کسانی نیز کارنامهٔ اعمال‌شان را به دست چپ یا از پشت سر می‌گیرند. و همچنین شامل ایمان به حوض پیامبرمان محمد می‌شود که مردم بر آن وارد می‌شوند و ایمان به بهشت و دوزخ و اینکه مومنان پروردگارشان را می‌بینند و خداوند با آن‌ها سخن می‌گوید؛ و سایر مواردی که در قرآن کریم و سنت صحیح پیامبر -صلی الله علیه وسلم- وارد شده است؛ باید به همهٔ آنها ایمان آورد و به‌گونه‌ای که خداوند و پیامبرش -صلی الله علیه وسلم- بیان کرده‌اند، تصدیق کرد.

ایمان به تقدیر

و اما ایمان به تقدیر شامل ایمان به چهار چیز می‌شود:

اول: اینکه خداوند از آنچه بوده و آنچه خواهد بود، آگاه است؛ و احوال بندگانش را می‌داند و از روزی آن‌ها و زمان مرگ‌شان و اعمال و کردارشان و دیگر امور زندگی‌شان مطلع است و هیچ چیزی از زندگی آن‌ها بر خداوند پنهان نمی‌ماند، چنانکه می‌فرماید: «همانا خداوند به هر چیزی داناست». [البقرة: ۲۳۱]. و خدای عزوجل می‌فرماید: «تا بدانید که الله بر همه چیز تواناست و اینکه علم الله بر همه چیز احاطه دارد». [الطلاق: ۱۲].

دوم: اینکه خداوند متعال هر آنچه را تقدیر نموده نوشته است، چنانکه خود می‌فرماید: «بی‌تردید، ذراتى كه زمین از بدن آنان می‌كاهد [همه را] می‌دانیم؛ و كتابى نگاهبان در اختیار داریم [که هر چه بر آنان مقدر گشته، در آن ثبت است]». [ق: ۴]. و الله تعالی می‌فرماید: «و همه چیز را در کتابی روشن [= لوح محفوظ] به شمار آورده‌ایم». [يس: ۱۲]. و الله تعالی می‌فرماید: «آیا ندانسته‌ای که الله آنچه را در آسمان و زمین است می‌داند؟ بی‌گمان [همۀ] اینها در کتابی [ثبت] است. مسلماً این [کار،] بر الله آسان است» [الحج: ۷۰].

سوم: ایمان به اینکه اراده و مشیئت الهی نافذ است، چنانکه هر آنچه او بخواهد می‌شود و هر آنچه نخواهد نمی‌شود، همانگونه که خود می‌فرماید: «الله هر چه بخواهد انجام می‌دهد». [الحج: ۱۸] و خدای عزوجل می‌فرماید: «فرمان او چون چیزی را اراده کند تنها این است که به آن می‌گوید: "موجود شو"؛ پس [بی‌درنگ] موجود می‌شود». [يس: ۸۲]. و الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: «و شما چیزی را نمی‌خواهید، مگر اینکه الله بخواهد. بی‌گمان، الله دانای حکیم است». [الإنسان: ۳۰].

چهارم: اینکه خداوند همهٔ موجودات را آفریده و هیچ خالق و پروردگاری جز او وجود ندارد، چنانکه می‌فرماید: «الله آفریدگار هر چیزی است و او تعالی بر همه چیز [نگهبان و] کارساز است». [الزمر: ۶۲]. و الله تعالی می‌فرماید: «ای مردم، نعمت الله را بر خود به یاد آورید. آیا آفریننده‌ای جز الله هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هیچ معبود بر حقی جز او نیست؛ پس چگونه [از حق] منحرف می‌شوید؟» [فاطر: ۳]. بنابراین نزد اهل سنت و جماعت، ایمان به تقدیر شامل این امور چهارگانه می‌شود بر خلاف اهل بدعت که برخی از آنها ‌را انکار کرده و نپذیرفته‌اند.

ایمان قول و عمل است و با اطاعت و فرمانبرداری زیاد و با نافرمانی و گناه کم می‌شود.

و از مصادیق ایمان به خداوند، اعتقاد به این است که ایمان قول و عمل است و با طاعت و عبادت زیاد و با گناه و نافرمانی کم می‌شود؛ و تکفیر یکی از مسلمانان بخاطر گناهی کمتر از شرک و کفر همانند زنا، سرقت، رباخواری، مشروب‌خواری، نافرمانی و اذیت و آزار والدین و دیگر گناهان کبیره جایز نیست مادامی که آنها ‌را حلال نداند. و دلیل آن این فرمودهٔ خداوند است: «بی‌گمان، الله این گناه را که به او شرک آورده شود نمی‌بخشد و غیر از آن را - برای هر‌کس بخواهد - می‌بخشد». [النساء: ۴۸]. و به دلیل آنچه در احادیث متواتر از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- ثابت شده است که خداوند هر کسی که در قلبش به اندازه‌ی ذره‌ای خردل ایمان باشد، از دوزخ خارج می‌کند.

محبت ورزیدن برای خداوند و کینه ورزیدن برای خداوند، دوستی بخاطر خداوند و دشمنی بخاطر خداوند.

و از لوازم ایمان به الله، محبت ورزیدن برای او و کینه و کراهت و انزجار برای او و دوستی بخاطر او و دشمنی بخاطر اوست. و به این ترتیب مؤمن، مؤمنان را دوست دارد و با آنان دوستی می‌کند و نسبت به کافران کراهت و کینه دارد و با آنان دشمنی می‌کند. و در رأس مؤمنان این امت، اصحاب پیامبر -صلى الله عليه وسلم- قرار دارند. پس اهل سنت و جماعت آن‌ها را دوست می‌دارند و آن‌ها را به دوستی می‌گیرند و بر این باورند که بهترین انسان‌ها پس از پیامبران هستند، به این دلیل که پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «بهترین قرن‌ها قرن من است، سپس کسانی که بعد از آن‌ها می‌آیند و سپس کسانی که بعد از آن‌ها می‌آیند». [صحت این روایت مورد اتفاق است]. و بر این باور هستند که بهترین آن‌ها ابوبکر صدیق است، سپس عمر فاروق، سپس عثمان ذوالنورین، سپس علی مرتضی -رضی الله عنهم اجمعین-؛ و پس از آن‌ها بقیهٔ عشرهٔ مبشره، سپس باقی صحابه -رضی الله عنهم اجمعین- هستند؛ و در رابطه با اختلافات میان صحابه سکوت می‌کنند و بر این باورند که آن‌ها در این موضوعات اجتهاد کردند، آنکه اجتهادش درست بوده دو پاداش و آنکه اجتهادش اشتباه بوده یک پاداش دارد. و اهل بیت پیامبر -صلی الله علیه وسلم- را که به او ایمان داشتند، دوست ‌دارند و آن‌ها را به دوستی می‌گیرند و همسران پیامبر -صلی الله علیه وسلم- مادران مؤمنان را دوست دارند و برای همه‌ی آن‌ها رضایت الهی را می‌خواهند؛ و از راه و روش روافض که نسبت به یاران پیامبر -صلی الله علیه وسلم- کینه می‌ورزند و آن‌ها را دشنام می‌دهند و در رابطه با اهل بیت غلو نموده و آن‌ها را از جایگاهی که خداوند به آنان داده، بالاتر می‌برند، اعلام برائت می‌کنند. کما اینکه از روش ناصبیان که با گفتار و کردار خود اهل بیت را می‌آزارند، اعلام برائت می‌کنند. [۴] بخاری، الشهادات (۲۵۰۹)؛ مسلم، فضائل الصحابة (۲۵۳۳)؛ ترمذی، المناقب (۳۸۵۹)؛ ابن ماجه، الأحكام (۲۳۶۲)؛ أحمد (۱/۴۳۴).

هر آنچه در این مختصر بیان کردیم بخشی از عقیدهٔ صحیحی می‌باشد که خداوند پیامبرش محمد -صلی الله علیه وسلم- را با آن فرستاده است؛ و این همان عقیدهٔ گروه نجات یافته یعنی اهل سنت و جماعت است که پیامبر -صلی الله علیه وسلم- در مورد آن فرموده است: «همچنان گروهی از امت من بر حق و پیروز خواهد بود که ترک یاری دیگران به آن‌ها آسیبی نمی‌رساند تا اینکه امر الهی (قیامت) فرا برسد». و پیامبر علیه الصلاة والسلام فرمودند: «یهود هفتاد و یک فرقه شدند و نصارا هفتاد و دو فرقه شدند؛ و این امت هفتاد و سه فرقه خواهد شد که همهٔ آن‌ها در دوزخ خواهند بود مگر یک فرقه». پس صحابه گفتند: ای رسول خدا، آن‌ها چه کسانی هستند؟ ایشان فرمودند: «کسی که بر راه و روش من و یارانم باشد». و این همان عقیدهٔ صحیحی است که باید به آن چنگ زد و بر آن پایداری ورزید و از مخالف آن حذر نمود. [۵] مسلم، کتاب الإمارة (۱۹۲۰)؛ ترمذی، کتاب الفتن (۲۲۲۹)؛ ابو داود، کتاب الفتن و ملاحم (۴۲۵۲)؛ ابن ماجه، کتاب الفتن (۳۹۵۲)؛ احمد (۵/۲۷۹). [۶] ابن ماجه، کتاب الفتن (۳۹۹۲).

ذکر کسانی که از این عقیده منحرف شده و مسیر متضاد و مخالف آن‌را در پیش گرفتند.

اقسام آن‌ها

اما کسانی که از این عقیده منحرف شده‌اند و در مسیر متضاد آن گام برداشته‌اند، اصناف زیادی را تشکیل می‌دهند. برخی از آن‌ها بت‌پرست‌ها، تندیس‌‌پرست‌ها، ملائکه‌پرست‌ها، اولیا‌پرست‌ها، جن‌پرست‌ها، درخت و سنگ‌ و اشیاء‌پرست‌ها هستند. اینان دعوت پیامبران را اجابت نکردند و به آن‌ها پاسخ مثبت ندادند، بلکه با آن‌ها مخالفت کرده و به عناد و لجبازی با آن روی آوردند، چنانکه قریش و اقوام عرب با پیامبر ما محمد -صلى الله عليه وسلم- چنین رفتاری داشتند؛ و از معبودهای خود برای رفع نیازها، درمان بیماران و پیروزی بر دشمنان یاری می‌خواستند و برای آن‌ها قربانی و نذر می‌کردند. و هنگامی که رسول الله -صلى الله عليه وسلم- از این کارها ابراز انزجار کرد و از آن‌ها خواست که عبادت را تنها برای خداوند متعال خالص کنند، این خواسته را عجیب دانستند و آن را انکار کرده و گفتند: «آیا معبودان [مختلف] را [تبدیل به] معبودی یگانه کرده است؟ این واقعاً چیز عجیبی است» [ص: ۵]. اما همواره و پیوسته پیامبر خدا -صلی ‌الله عليه وسلم- آنان را به سوی خدا دعوت می‌کرد و از شرک بیم می‌داد و حقیقت دعوتی را که به آن فرامی‌خواند برای آنان توضیح می‌داد، تا اینکه خداوند برخی از آن‌ها را هدایت کرد. پس از آن، مردم به تدریج، دسته دسته به دین خدا گرویدند و دین اسلام پس از دعوت مستمر و جهاد طولانی که پیامبر خدا -صلی الله عليه وسلم- و صحابه‌اش -رضی الله عنهم- و پیروان نیک آن‌ها انجام دادند، بر سایر ادیان غالب شد. سپس شرایط تغییر کرد و جهل بر بیشتر مردم غلبه کرد تا جایی که بسیاری از آن‌ها دوباره به دین جاهلیت بازگشتند؛ چنانکه در مورد پیامبران و اولیا غلو کرده و آن‌ها را می‌خواندند و از آن‌ها کمک می‌خواستند و مرتکب انواع مختلف شرک می‌شدند. و به این ترتیب آن‌ها دیگر معنای «لا اله الا الله» را چنانکه کفار عرب می‌دانستند، نمی‌دانستند. والله المستعان

و این شرک همچنان در میان مردم تا عصر و دوران ما رواج پیدا نمود و پخش گردید که دلیل آن غلبه‌ی جهل و فاصله طولانی از دوران نبوت بود.

شبههٔ متأخران که برخی از آن‌ها همان شبهه‌های پیشینیان است و ذکر برخی از عقاید کفرآمیز

شبهه متأخران همان شبهه کسانی است که پیش از آن‌ها بودند؛ اینکه آن‌ها می‌گفتند: «این‌ها شفیعان ما نزد خدا هستند، ما آن‌ها را عبادت نمی‌کنیم مگر برای این که ما را به خدا نزدیک کنند.» ولی خداوند این شبهه را باطل کرده و بیان داشته که هرکس جز او را عبادت کند، هر که باشد، درواقع شرک ورزیده و کافر شده است، چنانکه می‌فرماید: «و [مشرکان] به جای الله چیزهایی را عبادت می‌کنند که نه به آنان زیانی می‌‌رساند و نه سودی به آنان می‌بخشد و می‌گویند: "این‌ها، [واسطه‌ها و] شفاعتگرانِ ما نزد الله هستند"». [يونس: ۱۸]. خداوند در پاسخ به آن‌ها فرمود: «[ای پیامبر،] بگو: "آیا [به گمان خود،] الله را از چیزی [= شریکی] آگاه می‌سازید که در آسمان‌ها و زمین [برایش قائلید و خود] نمی‌داند؟" او تعالی منزّه است و از چیزهایی که با وی شریک می‌سازند، برتر است». [يونس: ۱۸]. در این آیه خداوند متعال بیان می‌کند که عبادت غیرِ او، چه عبادت پیامبران و اولیا باشد یا دیگران، شرک اکبر است هرچند کسانی که مرتکب آن می‌شوند نام دیگری بر آن بگذارند، خداوند متعال می‌فرماید: «و افرادى كه غیر الله را [دوست و] كارساز خود انتخاب كرده‌اند [پندارشان این است كه:] آنها را فقط به این دلیل عبادت می‌کنیم كه ما را به الله نزدیک ‌گردانند [و منزلت‌مان را بیشتر کنند]». [الزمر: ۳]. خداوند در پاسخ به آن‌ها می‌فرماید: «الله در مواردی که با هم اختلاف دارند میان آنان [و موحدانِ راستین] داورى خواهد كرد. بی‌تردید، الله كسى را كه دروغگوی ناسپاس باشد، هدایت نخواهد كرد». [الزمر: ۳]. در اینجا خداوند به وضوح بیان می‌کند که عبادت کردن غیرِ او از طریق دعا، ترس، امید و امثال آن، کفر ورزیدن به اوست. و سخن آنان را که می‌گویند «معبودان‌شان آن‌ها را به خدا نزدیک می‌کنند»، تکذیب می‌کند.

از جمله اعتقادات کفرآمیز و مخالفِ عقیده‌ی صحیح که مخالفت پیام و دعوت پیامبران -علیهم السلام- هم هست، باورهای ملحدان این عصر از جمله پیروان مارکس، لنین و داعیان کفر و الحاد است. این افراد ممکن است آن را سوسیالیسم، کمونیسم، بعثیسم یا هر نام دیگری بنامند؛ اما یکی از اصول این ملحدان آن است که خدا وجود ندارد و تنها ماده است که حقیقت زندگی را تشکیل می‌دهد. هر کسی نگاهی به کتاب‌های آن‌ها داشته باشد و اعتقاد و باور و اندیشه‌ی آنها را مطالعه نماید، به یقین این موضوع را درک خواهد کرد که از اصول آنها انکار معاد، انکار بهشت و جهنم و کافر بودن به تمام ادیان است. و هیچ شکی نیست که این عقیده مخالف تمامی ادیان آسمانی است و پیروانش را با عواقب وخیمی در دنیا و آخرت روبرو خواهد کرد.

از جمله عقاید مخالف و متضاد حقیقت، اعتقادی است که برخی از باطنی‌ها و برخی صوفیان دارند؛ اینکه برخی از افرادی که «اولیا» می‌نامند، در تدبیر امور عالم با خدا شریک هستند و در امور جهان تصرف می‌کنند. این افراد را به نام‌های «أقطاب»، «أوتاد»، «أغواث» و سایر نام‌هایی می‌نامند که برای خدایان و معبودان خود اختراع کرده‌اند. این یکی از زشت‌ترین انواع شرک در ربوبیت و بلکه بدتر از شرک جاهلیت عرب‌هاست، زیرا عرب‌هایِ کافرِ عصر جاهلیت، در ربوبیت شرک نورزیدند، بلکه شرک آن‌ها در عبادت بوده است. شرک آن‌ها در زمان رفاه و آسایش بود، اما در زمان سختی و بحران، عبادت را تنها به خداوند اختصاص می‌دادند، چنانکه خداوند متعال فرموده است: «وقتی [مشرکان] در کشتی سوار می‌شوند، الله را با اخلاص می‌خوانند؛ اما چون آنان را به خشکی می‌رسانَد و [از خطرِ غرق‌شدن] می‌رهانَد، آنگاه [باز هم] شرک می‌ورزند». [العنكبوت: ۶۵]. اما آن‌ها به توحید ربوبیت فقط برای الله اعتراف داشتند، چنانکه خداوند متعال می‌فرماید: «و اگر از مشرکان بپرسی چه کسی آنان را آفریده است، مسلّماً می‌گویند: "الله"».. [الزخرف: ۸۷]. و الله تعالی می‌فرماید: «[ای پیامبر، به مشرکان] بگو: "كیست كه از آسمان و زمین به شما روزى مى‌بخشد؟ یا كیست كه بر گوش‌ها و دیدگان حاكم است؟ و كیست كه [موجودِ] زنده را از [مادۀ] بی‌جان بیرون مى‌آورد و [مادۀ] بی‌جان مرده را از [موجودِ] زنده خارج مى‌سازد؟ و كیست كه كار [جهان و جهانیان‌] را تدبیر مى‌كند؟" خواهند گفت: "الله". پس بگو: "آیا پروا نمى‌كنید؟"» [یونس: ۳۱]. و آیات در این معنا بسیارند.

آنچه مشرکان اخیر بر شرک مشرکان نخستین افزودند.

مشركان اخیر در دو زمینه نسبت به مشرکان عصر نخستین اسلام دچار انحراف بیشتری شده‌اند: اول اینکه برخی از آن‌ها در ربوبیت نیز شرک ورزیده‌اند؛ و دوم اینکه در زمان رفاه و سختی به شرک روی آورده‌اند. کسانی که با آن‌ها مراوده داشتند و احوال آن‌ها را بررسی کرده باشند، به‌ خوبی این موضوع را می‌دانند. و این افراد را در کنار قبری مانند قبر حسین، بدوی و دیگران در مصر، قبر عیدروس در عدن، قبر هادی در یمن، قبر ابن عربی در شام، قبر شیخ عبدالقادر جیلانی در عراق و سایر قبور معروف دیده‌اند که چه کارهایی انجام داده و چگونه در حق آن‌ها غلو می‌کنند و بسیاری از حقوق خداوند عزوجل را به آن‌ها اختصاص داده‌اند. این درحالی است که کم‌تر کسی پیدا می‌شود به آن‌ها گوشزد کند که این اعمال، نادرست و ناروا هستند و حقیقت توحیدی را برای آن‌ها بیان کند که خداوند پیامبرش -صلى الله عليه وسلم- و پیش از او پیامبران دیگر را با آن فرستاده است؛ إنا لله وإنا إليه راجعون. از خداوند متعال می‌خواهیم که آن‌ها را به راه راست بازگرداند و دعوتگرانِ هدایت را در میان‌شان بیشتر کند و رهبران و علماى مسلمانان را توفیق دهد تا با این شرک مبارزه کنند و آن را به همراه وسایل و مقدمات آن از بین ببرند. یقیناً خداوند شنوا و نزدیک است.

یکی از باورهای مخالف و متضاد با عقیده‌ی صحیح در باب اسماء و صفات، باورهای اهل بدعت از جمله جهمیه، معتزله و کسانی است که راه آنان را در پیش گرفته‌اند و صفات خداوند عزوجل را انکار نموده و او را فاقد صفات کمال دانسته‌اند و او را با صفات موجودات معدوم، جمادات و امور غیرممکن توصیف کرده‌اند. خداوند از گفته‌های آنان منزه و بسیار برتر است. و کسانی که برخی صفات را نفی کرده و برخی را اثبات کرده‌اند، مانند اشاعره، چنین هستند. زیرا در صفاتی که اثبات کرده‌اند، همان چیزی بر آن‌ها لازم می‌آید که از آن در صفات نفی شده فرار کرده‌ و دلایل آنها را تأویل کرده‌اند و به این ترتیب با دلایل نقلی و عقلی مخالفت کرده و در این زمینه دچار تناقض آشکاری شده‌اند. اما اهل سنت و جماعت اسماء و صفاتی که خداوند برای خود اثبات کرده یا پیامبرش محمد -صلى الله عليه وسلم- برای او اثبات کرده است، بر وجه کمال پذیرفته‌اند و او را از هرگونه مشابهت با مخلوقش پاک و منزه دانسته‌اند؛ تنزیهی که از شائبه‌ی تعطیل صفات به دور می‌باشد؛ و اینگونه به تمام دلایل شرعی عمل کرده‌اند، بی‌آنکه دچار تحریف و تعطیل صفات شوند و از تناقضی که دیگران به آن دچار شدند در امان ماندند. و این راه نجات و خوشبختی در دنیا و آخرت و همان راه راستی است که پیشینیان و امامان این امت پیموده‌اند؛ و آخر این امت اصلاح نمی‌شود مگر به همان چیزی که اول امت اصلاح شد؛ و آن پیروی از قرآن و سنت و ترک هر چیزی است که با آن‌ها مخالف باشد.

وجوب عبادت الله به یگانگی و بیان اسباب پیروزی بر دشمنان الله

مهم‌ترین واجبِ انسان مکلف و بزرگ‌ترین فریضه‌ی او این است که پروردگارش را عبادت کند؛ پروردگار آسمان‌ها و زمین و پروردگار عرش بزرگ که در کتاب گرامی‌اش قرآن می‌فرماید: «[ای مردم،] بی‌گمان، پروردگار شما الله است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس [آن گونه كه شايسته جلال و عظمت اوست] بر عرش قرار گرفت. [تاریکیِ] شب را با [روشناییِ] روز می‌پوشانَد که [هریک،] آن [دیگری] را شتابان می‌جوید و خورشید و ماه و ستارگان را [پدید آورد] كه [همگی] به فرمانِ او به خدمت [انسان] گماشته شده‌اند. آگاه باشید! آفرینش و فرمانروایی، از آنِ اوست. پربرکت [و بزرگ] است الله که پروردگار جهانیان است». [الأعراف: ۵۴]. و خداوند در جای دیگر فرموده است که انسان‌ها و جنیان را برای عبادتش آفریده است. «و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا عبادت کنند». [الذاريات: ۵۶]. این عبادتی که خداوند جن و انسان را برای آن آفریده است، همان یکتا و یگانه شمردن او در انواع عبادات از جمله نماز، روزه، زکات، حج، رکوع، سجود، طواف، قربانی، نذر، ترس، امید، به فریاد خواستن، یاری جستن، پناه خواستن و همه‌ی عبادت‌هایی می‌باشد که انواع مختلفی دارند. همچنین شامل اطاعت از دستورات خداوند در تمامی اوامر و پرهیز از نواهی اوست که قرآن کریم و سنت پیامبر گرامی‌اش محمد -صلی الله علیه وسلم- بر آن‌ها دلالت دارند. و خداوند همهٔ انسان‌ها و جنیان را به این عبادت امر نموده که برای آن آفریده شده‌اند؛ و اینکه پیامبران را فرستاده و کتاب‌های آسمانی را نازل نموده، همه برای بیان این عبادت و شرح آن و دعوت به سوی آن و امر به اخلاص در آن برای خداوند بوده است، چنانکه می‌فرماید: «ای مردم، پروردگار خویش را عبادت کنید؛ همان ذاتی که شما و پیشینیان‌تان را آفرید؛ باشد که پرهیزگار شوید». [البقرة: ۲۱]. و خدای عزوجل می‌فرماید: و پروردگارت چنین فرمان داده است که: «جز او را عبادت نکنید و به پدر و مادر[تان] نیکی کنید». [الإسراء: ۲۳]. و معنای (قضی) در این آیه این است که دستور داده و توصیه کرده است. و الله تعالی می‌فرماید: «و آنان فرمان نیافتند جز اینکه الله را عبادت کنند درحالی‌‌که دین خود را برای او خالص گردانند [و از شرک و عبادت معبودان باطل،] به توحید روی آورند؛ و نماز برپا دارند و زکات بپردازند؛ و این است آیین راستین و مستقیم». [البينة: ۵]. و آیات قرآن در این معنا بسیار است، الله عزوجل می‌فرماید: «و آنچه رسول الله به شما داد، بگیرید و از آنچه شما را از آن نهی کرد دست بردارید؛ و از الله پروا کنید که الله سخت‌کیفر است». [الحشر: ۷]. و الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: «ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، از الله و پیامبر و کارگزاران [و فرماندهان مسلمانِ] خود اطاعت کنید و اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به [کتاب] الله و [سنت] پیامبر بازگردانید. اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید، [یقین داشته باشید که] این [بازگشت به قرآن و سنت، برای‌تان] بهتر و خوش‌فرجام‌تر است». [النساء: ۵۹]. و خدای عزوجل می‌فرماید: «آنکه از پیامبر اطاعت کند، درحقیقت از الله اطاعت کرده است». [النساء: ۸۰].

و الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: «و درحقیقت در میان هر امتی فرستاده‌ای برانگیختیم [تا بگوید فقط] الله را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید». [النحل: ۳۶]. و الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: «و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر آن که به او وحی کردیم که: معبودی [به ‏حق] جز من نیست؛ پس تنها مرا عبادت کنید». [الأنبياء: ۲۵]. و الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: «الر [= الف. لام. را]. این [قرآن،] كتابى است كه آیات آن استحكام یافته است و سپس از جانب حكیمى آگاه، به روشنى بیان شده است.* [پیام پیامبر این است] که جز الله را عبادت نکنید [که] بی‌تردید، من از سوی او برای‌تان بیم‌دهنده و بشارتگر هستم». [هود: ۱-۲].

این آیات محکم در قرآن و دیگر آیاتی که در این معنا آمده، همه به وجوب اخلاص در عبادت فقط برای خداوند دلالت دارند و اینکه اخلاص در عبادت، اصل دین و اساس امت است؛ کما اینکه بر این دلالت دارند که حکمت از آفرینش جنیان و انسان‌ها و ارسال پیامبران و فرستادن کتاب‌های آسمانی همین بوده است؛ بنابراین بر همهٔ مکلفان واجب است که به این موضوع توجه کنند و آن‌را بیاموزند و از اشتباهاتی که بسیاری از منتسبان به اسلام مرتکب شده و از مصادیق انواع شرک اکبر هستند، پرهیز کنند؛ از مواردی چون غلو در پیامبران و صالحان و ساختن گنبد و بارگاه و مسجد بر روی قبرهای‌شان؛ و ‌درخواست نمودن از آن‌ها، به فریادخواندن و کمک خواستن از آن‌ها، پناه بردن به آن‌ها، درخواست رفع حاجات و از بین بردن مشکلات و شفای بیماران و پیروزی بر دشمنان از آن‌ها و... در احادیث صحیح روایاتی از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- موافق با این دلالت قرآنی وجود دارد، برای نمونه در صحیحین از معاذ -رضی الله عنه- روایت است که پیامبر -صلی الله علیه وسلم- خطاب به او فرمودند: «آیا می‌دانی حق خداوند بر بندگان و حق بندگان بر خداوند چیست؟» معاذ می‌گوید: گفتم: الله و رسولش بهتر می‌دانند؛ پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «حق خداوند بر بندگان این است که او را عبادت نموده و چیزی را با او شریک نسازند؛ و حق بندگان بر خداوند این است که کسی که چیزی را با او شریک نکرده، عذاب ندهد». و در صحیح بخاری از ابن مسعود -رضی الله عنه- روایت است که پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «هرکس درحالی بمیرد که برای خدا همتایی گرفته است، وارد آتش دوزخ خواهد شد». و مسلم در صحیح خود از جابر -رضی الله عنه- روایت کرده است که پیامبر -صلی الله علیه وسلم- فرمودند: «هرکس درحالی با خداوند ملاقات کند که چیزی را با او شریک نکرده باشد، وارد بهشت خواهد شد؛ و هرکس درحالی خداوند را ملاقات کند که چیزی را با او شریک کرده باشد، وارد دوزخ خواهد شد». احادیث زیادی در این زمینه وجود دارد و این مسأله یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مسائل است. خداوند پیامبرش محمد -صلى الله عليه وسلم- را با دعوت به توحید و نهی از شرک فرستاده است. و پیامبر -صلى الله عليه وسلم- تمام مواردی را که خداوند به او فرمان داده بود، به کامل‌ترین وجه ابلاغ نمود و در راه الله شدیدترین اذیت و آزار‌ها را متحمل شد و بر آن‌ها صبر نمود؛ و اصحاب و یارانش -رضی الله عنهم- با او بر تبلیغ دعوت صبر کردند تا اینکه خداوند متعال تمام بت‌های جزیرة العرب را نابود کرد و از بین برد و مردم گروه گروه به دین خدا گرویدند و مجسمه‌ها و بت‌های پیرامون کعبه و داخل آن شکسته شدند. بت‌های لات، عزى و مناة نابود شدند و تمامی بت‌های قبایل عرب شکسته شدند. همچنین بت‌هایی که نزدشان بود از بین رفت و کلمه‌ی خداوند چیره شد و اسلام در جزیرة العرب غالب گردید. پس از آن مسلمانان برای دعوت و جهاد رهسپار خارج شبه جزیره شدند و خداوند به ‌وسیلهٔ آن‌ها بندگانی که به آن‌ها ارادهٔ لطف داشت و خوشبختی آن‌ها را مقدر کرده بود هدایت نمود و حق و عدالت را توسط آن‌ها در سراسر جهان منتشر ساخت؛ و به این ترتیب امامان هدایت و رهبران حق و دعوتگران عدالت و اصلاح شدند. و تابعین و پیروان نیک آن‌ها امامان هدایت و دعوتگران حق، راه آنان را ادامه داده و دین خدا را منتشر ساختند و مردم را به توحید الهی فراخوانده و با جان و مال خود در راه خدا جهاد کردند بدون اینکه از سرزنش کسی پروا داشته باشند، پس خداوند آن‌ها را حمایت و یاری کرد و آن‌ها را بر دشمنان‌شان غالب گرداند و وعده‌ای را که به آن‌ها داده بود محقق ساخت، آنجا که فرموده بود: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر [دین و پیامبر] الله را یاری کنید، او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌های‌تان را [ثابت و] استوار می‌دارد». [محمد: ۷]. و اینکه فرموده بود: «و الله کسی را ‌که [دین] او را یاری دهد، یقیناً یاری می‌کند. بی‌تردید، الله قدرتمندِ شکست‌ناپذیر است.* [همان] کسانی ‌که هرگاه در زمین به آنان قدرت [و حکومت] ببخشیم، نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و [مردم را] به نیکی فرمان می‌دهند و از ناپسند بازمی‌دارند؛ و سرانجامِ کارها از آنِ الله است». [الحج: ۴۰-۴۱]. اما بعد از آن مردم تغییر کردند و دچار تفرقه شدند و در رابطه با موضوع جهاد سهل‌انگاری کردند و راحتی و پیروی از شهوت‌ها را ترجیح دادند؛ و انواع کارهای بد و منکر در میان‌شان آشکار شد، مگر در میان کسانی که خداوند حفظ‌شان کرده بود؛ پس خداوند اوضاع‌شان را تغییر داد و بخاطر کردارشان دشمن‌شان را بر آن‌ها مسلط کرد؛ و خداوند در حق بندگانش ستم نمی‌کند؛ او می‌فرماید: «این [كیفر سخت،] از آن روست كه الله هرگز بر آن نبوده است كه نعمتى را كه بر مردمى ارزانى داشته است دگرگون كند؛ مگر آنکه آنان [رفتار موحدانۀ] خود را تغییر دهند [و کفر و ناسپاسی بورزند]؛ و بی‌تردید، الله شنوای داناست». [الأنفال: ۵۳]. بنابراین بر همهٔ دولت‌ها و ملت‌ها واجب است که به ‌سوی خداوند بازگشته و عبادت را تنها برای خداوند خالص بگردانند و از کوتاهی‌ها و گناهان گذشته توبه کنند و واجبات الهی را انجام داده و از کارهای حرام دوری کنند و یکدیگر را به نیکی سفارش نموده و با هم در کارهای نیک همکاری کنند. [۷] بخاری، کتاب الاستئذان (۵۹۱۲)؛ مسلم، کتاب الإيمان (۳۰)؛ ترمذی، کتاب الإيمان (۲۶۴۳)؛ ابن ماجه، کتاب الزهد (۴۲۹۶)؛ احمد (۵/۲۳۸). [۸] بخاری، کتاب تفسیر قرآن (۴۲۲۷)؛ مسلم، کتاب الإيمان (۹۲)؛ احمد (۱/۳۷۴). [۹] بخاری، کتاب العلم (۱۲۹)؛ مسلم، کتاب الإيمان (۳۲)؛ احمد (۳/۱۵۷).

و از مهم‌ترین مسائلی که باید به آن توجه شود، اقامه‌ی حدود شرعی و اجرای شریعت اسلامی در تمامی جنبه‌های زندگی مردم است. اینکه باید بر اساس شریعت، حکم و داوری کرد و قوانین وضعی که مخالف شریعت خداوند هستند کنار گذاشت و مردم را به عدم تبعیت از آن‌ها و پیروی از حکم شرع ملزم نمود. همچنین، بر علما واجب است که مردم را در دین خود آگاه سازند و روند بیداری اسلامی را در میان آنان گسترش دهند و یکدیگر را به حق و صبر توصیه کنند، امر به معروف و نهی از منکر نمایند و حاکمان را به انجام این امور تشویق کنند. چنانکه باید با اصول و مبانی مخرب مانند سوسیالیسم، بعثی‌گری، تعصب‌های قومی و دیگر اصول و مکاتب مخالف شریعت مبارزه شود. بدین ترتیب، خداوند آنچه را که فاسد شده اصلاح می‌کند و آنچه را که از دست رفته، به مسلمانان باز می‌گرداند و عزت از دست‌ رفته‌ی‌شان را به آن‌ها باز می‌گرداند و آنان را در برابر دشمنان‌شان پیروز می‌کند؛ و به آن‌ها در زمین قدرت می‌دهد، چنانکه در قرآن فرموده است و او راستگوترین است: «و یاری‌دادن مؤمنان [حقی] بر عهدۀ ما است». [الروم: ۴۷]. و الله تعالی می‌فرماید: «الله به افرادی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که قطعاً آنان را در زمین جانشین [مشرکان] می‌سازد؛ چنانکه کسانی را که پیش از آنان بودند [نیز] جانشین [کافران و ستمگران] نمود؛ و [فرموده است] دین‌شان را که برای آنان پسندیده است، حتما برای‌شان استوار [و پیروزمند] می‌سازد و یقینا ترس‌شان را به آرامش و امنیت تبدیل می‏‌کند؛ [چرا که] تنها مرا عبادت می‌کنند و چیزی را با من شریک نمی‌سازند؛ و هرکس از این پس کفر بورزد، اینانند که نافرمانند». [النور: ۵۵]. و الله سبحانه وتعالی می‌فرماید: «بی‌گمان، ما پیامبران خویش و اهل ایمان را در زندگى دنیا و روزى كه گواهان [به شهادت] برمی‌خیزند، یارى می‌کنیم.* [غافر: ۵۱]. روزى كه عذرخواهىِ ستمگران سودى به حال‌شان نخواهد داشت؛ آنان از رحمت الهی به دورند و دشوارى عذاب آخرت را [در پیش] دارند». [غافر: ۵۲].

از الله سبحان می‌خواهیم رهبران مسلمانان و همه مسلمانان را اصلاح نموده و فهم دین را به آنان عنایت کند؛ و آن‌ها را بر تقوی متحد نموده و همهٔ آن‌ها را به راه راست خود هدایت کند؛ و حق را به‌وسیلهٔ آنان یاری داده و باطل را به‌وسیلهٔ آنان خوار و ذلیل نماید؛ و به همهٔ آنان توفیق دهد در کارهای نیک و تقوا با هم همکاری کنند؛ و به حق و صبر سفارش کنند، همانا خداوند ولی و قادر بر آن است. و درود خداوند بر بنده و پیامبر و بهترین آفریده‌اش پیامبر ما، امام و سرور ما محمد بن عبدالله و بر خاندان و یاران او و هر کسی که راه و روش او را در پیش بگیرد. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته.