پيامبر اسلام محمد صلى الله عليه وسلم
كتاب "پيامبر اسلام محمد صلى الله عليه وسلم" زندگى پيامبر محمد صلى الله عليه وسلم را از نسب و پرورش وى تا ازدواج مبارک، آغاز وحى و شروع پيامبرى خاتم او به بررسى مى گيرد، و نشانه هاى پيامبرى و علامات راستگويى اش را بيان مى كند، و شريعت را كه آورده است و نقش آن را در حفظ حقوق انسان و كرامت او تشريح مى نمايد، و همچنان موقف هاى مخالفين او و گواهى هاى شان را در حق وى برجسته مى سازد، همراه با روشنى انداختن بر اخلاق نيكوى او كه وى را الگو براى مردم، و دعوتگرى بسوى توحيد آفريدگار گردانيد.
This PDF is generated automatically from the book's text; its layout may differ from the printed edition.
پيامبر اسلام محمد صلى الله عليه وسلم
كميته علمی ریاست امور دینی مسجد حرام و مسجد نبوی
بنام الله بخشنده ومهربان پارۀ مختصری پیرامون پیامبر اسلام محمد صلى الله عليه وسلم كه شامل نام، نسب، سرزمین، ازدواج، پيامبری، وآنچه كه بسوی آن دعوت نمود، ونشانه های پيامبری، وشريعت، وموقف مخالفين او ميباشد بيان ميكنم.
1-نام و نسب و سر زمینی که وی در آن تولد و پرورش یافته است.
پيامبر اسلام، او محمد فرزند عبدالله فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم از اولاد اسماعيل فرزند ابراهيم عليهم السلام ميباشد.
وقتیکه پیامبر الله، ابراهیم عليه السلام از شام به مكه آمد، وبا او همسرش هاجر وپسرش اسماعيل در حاليكه او در گهواره بود، آن دو را به امر الله در مکه مسکن گزین نمود، وقتيكه اين پسر جوان شد ابراهيم عليه السلام به مكه آمد، وی وپسرش اسماعيل عليهما السلام كعبه را بنا نمودند، ومردم در اطراف كعبه جانشين شدند، مكه مقصد الله پرستان كه پروردگار جهانيان است ، و ادا كنندكان مناسک حج است قرار گرفت، ومردم قرنها به پرستش الله متعال ويكتاپرستی در ملت ابراهيم عليه السلام پرداختند.
سپس انحراف رخ داد، جزيرۀ عرب همانند دیگر سرزمین های جهان دگرگون گرديد، پديدۀ بت پرستی سر بلند كرد: مانند پرستش بت ها، زنده به گور كردن دختران، ستم بالای زنان ، تهمت بستن، شراب نوشی، ارتكاب فحاشی ، خوردن مال يتيم وگرفتن سود مروج گرديد.
در اين سر زمين و در اين محيط در سال 571م پيامبر اسلام محمد فرزند عبدالله از اولاد اسماعيل فرزند ابراهيم چشم بدنيا گشود، پدرش قبل از ولادت او وفات گردید، وقتی شش ساله شد مادرش وفات گردید، او را كاكايش ابو طالب در كفالت خويش در آورد، يتيم وفقير پرورش یافت، كار می نمود، و از مزد دستش امرار معيشت می نمود.
2- ازدواج مبارک با خانم مبارک
زمانی كه بيست پنج ساله بود با بهترين بانوان وباشندگان مكه ازدواج كرد، كه وى خديجه بنت خويلد رضى الله عنها بود، و از وى چهار دختر و دو پسرنصيبش شد. پسرانش در خوردسالى وفات نمودند. روش وی باهمسر وخانواده اش پر از محبت ومهربانى بود، لذا همسرش خديجه رضي الله عنها وى را نهايت دوست داشت. همچنان او هم وى را نهایت دوست داشت، حتى بعد از وفاتش بعد از ساليانی كه گذشت فراموشش نكرد. پيامبر صلى الله علیه وسلم هرگاه گوسفند ذبح مى كرد، گوشت آن را به دوستان خديجه رضي الله عنها می فرستاد تا بدینوسیله از آنان اکرام نموده و با خدیجه رضی الله عنها نيكويى نموده و محبت او را حفظ کرده باشد.
3- آغاز وحى:
محمد صلى الله عليه وسلم از روز آفرينش اش داراى اخلاق بزرگ بود، و قومش وى را بنام راستگو و امين ياد مى كردند، و با آنها در كارهاى بزرگ سهم مى گرفت، و آنچه از بت پرستى را مى ديد در آن سهم نمى گرفت، بلكه از آن اظهار نفرت مى نمود.
وقتی به چهل سالگى رسید، وى در مكه بود كه الله متعال وى را به پيامبرى مبعوث نمود، جبريل عليه السلام نزد وى آمد، و آيات آغازین سورۀ قرآن كريم را بالايش نازل نمود و آن:
(و) انسان را از خون بسته آفرید (2)
آن چیزی را به انسان آموخت که نمیدانست (5))
وى نزد همسرش خديجه رضی الله عنها آمد در حالی كه قلبش مى تپيد، و جريان را برايش حكايت نمود. وى برايش دل داری داد، و وى را نزد پسر كاكايش ورقه بن نوفل برد- او نصرانى شده بود تورات و انجيل را مى خواند- خديجه رضی الله عنها برايش گفت: اى پسر كاكايم! از برادر زاده ات بشنو، ورقه برايش گفت، اى برادر زاده ام چه ديديد؟ پيامبر صلى الله عليه وسلم تمام جريان كه ديده بود برايش حكايت نمود، ورقه برايش گفت:
(اين همان فرشته ( جبريل) است كه الله متعال او را بالاى موسى عليه السلام فرود آورده بود، اى كاش جوان وتوانمند مى بودم، اى كاش زنده باشم زمانيكه قومت ترا از سر زمينت بيرون مى كنند. پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: ( آيا آنها من را بيرون مى كنند؟)، گفت : بلى، هيچ كسى چیزی را كه تو آوردی نیاورده است مگر اينكه با او دشمنى شده است، اگر در آن روز من زنده باشم حتما تو را يارى خواهم كرد).
در مرحلۀ مكى بالاى پيامبر صلى الله عليه وسلم قرآن کریم مرتبا نازل مى گرديد، جبريل عليه السلام آنرا از جانب پروردگار جهانيان نازل مى نمود، قسميكه تفاصيل اين رسالت بيان خواهد شد.
پیامبر صلى الله عليه وسلم قومش را بسوى اسلام دعوت مى نمود، ولى آنها وى را مى راندند، و با او دشمنى مى نمودند، آنها در مقابل ترک رسالتش به او مال وپادشاهى را پيشنهاد نمودند، ولى وى همه را رد نمود، وبرايش آنچه گفتند كه گذشتگان به پيامبران ايشان مى گفتند: جادوگر، دروغگو، افترا كننده. زمين را بالايش تنگ ساختند، حتى او را اذيت جسدى نمودند، وپيروانش را هم شكنجه نمودند.
پیامبر صلى الله عليه وسلم در مكه مردم را بسوى الله متعال دعوت می کرد، و منتظر موسم حج وبازارهاى موسمى عرب مى بود. با مردم ملاقات و ديدار مى نمود، و آنها را بسوى اسلام دعوت مى نمود. نه به دنيا و نه به رياست علاقه داشت، و نه با شمشير مردم را مى هراساند. داراى هیچ سلطه و قوتی نبود، و نه فرشتۀ بود. در آغاز دعوتش مخالفينش را چالش داد تا همانند قرآن كتاب بیاورند، و همیشه مخالفينش را به اين چالش روبرو مى ساخت، كه گروه از مردم (صحابۀ كرام رضی الله عنهم اجمعين) به وی ايمان آوردند،.
در مرحلۀ مکى الله متعال به وى معجزۀ بزرگ اسراء (سفر شب) به بيت المقدس را عطا فرمود، سپس عروج (بالا رفتن) بسوى آسمان ها را نصيبش نمود، طوریكه معلوم است الله متعال پیامبران هریک: الياس و عيسى عليهما السلام را بسوى آسمان فراخواند و بالا برد، همانگونه که نزد مسلمانان و نصرانیان ذکر گردیده.
و پيامبر صلى الله عليه وسلم در آسمان امر ادای نماز را از الله متعال بدست آورد. اين همان نمازی است كه مسلمانان آنرا روزانه پنج بار ادا مى کنند. و در مكه مكرمه معجزۀ بزرگ ديگرى هم رخ داد، كه بنام شق القمر (شكافتن مهتاب) ياد شده است، كه مشركين هم آنرا مشاهده نمودند.
كفار قريش تمام ابزار را بخاطر ممانعت وى بكار بردند، بخاطر دسيسه سازى و نفرت مردم از وى، و عنادا از وى مطالبه معجزه ها را مى كردند، در اين راستا از يهود هم استعانت خواستند، تا در مبارزه عليه پيامبر صلى الله عليه وسلم و باز داشتن مردم از وى، دلايل برايشان ارايه كنند.
زمانيكه شكنجۀ كفار بالاى مسلمانان به اوج خود رسيد، پيامبر صلى الله عليه وسلم برای شان اجازه هجرت بسوى حبشه را داد، و برای شان فرمود: در حبشه پادشاه عادل است، در آنجا بالاى هيچ كس ستم نمى شود. او پادشاه نصرانى بود، دو گروه از مسلمانان به حبشه هجرت نمودند، وقتی كه مسلمانان به حبشه رسيدند، و با نجاشى ملاقات كردند، او را به دين اسلام دعوت نمودند، و او اسلام را پذيرفت، و گفت: سوگند به الله كه اين دين و دين موسى عليه السلام از يک چراغدان بيرون شده اند، اين در حالی بود كه در مكه بالاى پيامبر صلى الله عليه وسلم و يارانش شكنجه روز به روز افزون تر مى شد.
از جمله کسانی که در موسم حج به وی ایمان آورده بودند گروهی بودند که از مدينه آمده بوند، و با پيامبر صلى الله عليه وسلم بر اسلام و نصرت وی هنگامی که به شهر آنان که آن زمان یثرب نامیده می شد برود، بيعت نمودند. صحابه كه در مكه باقى مانده بودند برايشان اجازه هجرت به مدينه را داد، آنجا هجرت كردند، و نور اسلام در مدينه بخش گرديد، هيچ خانه نبود مگر اينكه به اسلام مشرف شدند.
بعد از سيزده سال كه پيامبر صلى الله عليه وسلم در مكه سپرى كرد و مردم را بسوى الله دعوت مى نمود، الله متعال برایش اجازه نمود تا به مدينه منوره هجرت نمايد. پيامبر صلى الله عليه وسلم به مدينه هجرت نمود، و بسوى الله متعال مردم را دعوت مى نمود، و احكام تشريعى بالايش نازل مى گرديد، در اين مرحله سفرا و فرستاده هاى خويش را با نامه ها به بزرگان قبائل و پادشاهان مى فرستاد، و آنها را بسوى اسلام دعوت مى نمود، و از جمله كسان كه برايشان نامه فرستاد: پادشاه روم، پادشاه فارس، و پادشاه مصر بودند.
در مدينه حادثۀ كسوف (آفتاب گرفتگى) رخ داد، مردم هراسيدند، و اين مصادف با وفات ابراهيم فرزند پيامبر صلى الله عليه وسلم بود، مردم فكر كردند، آفتاب گرفتگى بخاطر وفات ابراهيم است، پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند:
(إن الشمس والقمر لا يكسفان لموت أحد، ولا لحياته، ولكنهما من آيات الله، يخوف الله بهما عباده)[1]، (آفتاب و مهتاب بخاطر مرگ و زندگى کسى گرفته نمى شود؛ بلكه آن هر دو از نشانه هاى الله اند، كه توسط آن بندهايش را متوجه مى سازد).
اگر پيامبر صلى الله عليه وسلم دروغگو و خودخواه مى بود، بخاطر تكذيب قومش آنها را هوشدار مى داد، و مى گفت كه آفتاب گرفتگى بخاطر مرگ فرزندم بود، پس چگونه خواهد بود فرجام مكذبان.
[1] صحيح مسلم (901)
پیامبر صلى الله عليه وسلم را پروردگارش به اخلاق نيكو آراسته ساخته بود، و وى را به اين وصف توصيف نمود:
وى به تمام اخلاق نيكو متصف بود، مانند راستگويى، اخلاص، شجاعت، عدل ، وفادارى حتى با مخالفين، سخاوتمندى، ودوست داشت تا به فقرا، مساکین، بيوه زنان، و مستمندان صدقه و خيرات بدهد. و به هدایت شان حريص بود، داراى مهربانى و فروتنى بود، حتى اين كه مرد نا آشنا مى آمد از يارانش در مورد وى مى پرسيد، كدام يكى از شما محمد هستيد؟ در حال كه وى در بين ايشان نشسته مى بود.
سيرۀ مطهرۀ وى بهترين نمونۀ تكاملى و هوشيارى در تعامل با ديگران بود: با دوست و دشمن ، دور و نزديک، خورد و بزرگ، مرد و زن، چهار پايان و پرنده گان تعامل نيک داشتند.
زمانی كه الله متعال دينش را تكميل نمود، و پيامبر صلى الله عليه وسلم او را به بهترين شيوه تبليغ نمود، در شصت سه سالگى، چهل سال قبل از نبوت و بيست سه سال بعد از نبوت و رسالت از دنيا چشم پوشيد.
سپس در مدينه منوره بخاک سپرده شد، و هيچ مال و ميراث از خود بجا نگذاشت، جز قاطر سفيد كه بالايش سوار مى شد، و زمين كه او را به مستمندان صدقه نمود.[2]
[2] صحيح بخار ى(4461) 6/15.
شمار زيادى به وى ايمان آوردند، و وی را تصديق نمودند، و کسانيكه با وى در حجة الوداع حج نمودند، بیشتر از صد هزار شخص بودند، و اين سه ماه قبل از وفات ايشان صورت گرفت، شايد اين پديده از رازهای حفظ و انتشار دين اسلام بوده باشد، و يارانش كه به اساسات دين آموزش ديده بودند؛ بهترين انسانها در عدل ، زهد، تقوا، وفادارى، و فداكارى در دين بشمار مى رفتند، آنها مؤمنان واقعى بودند.
بزرگترین یارانش رضی الله عنهم كه داراى ايمان، علم، عمل، اخلاص، تصديق ، شجاعت، و سخاوتمندى بود: ابوبكر الصديق ، عمر بن الخطاب، عثمان بن عفان، و على بن ابى طالب رضی الله عنهم بودند. آنها از نخستين مؤمنان بشمار مى روند و خلفاء بعد از وى بودند، آنانكه پرچم اسلام را بر افراشتند، و هيچ ويژگى پيامبرى را نداشتند، و آنان را نسبت به ديگر يارانش رضی الله عنهم به چیزی خاص ننموده بود.
الله متعال كتاب خويش و سنت پيامبر صلى الله عليه وسلم و سيرتی كه شامل گفتار و كردار وى بود و آن را تبليغ نمودند حفظ و نگهدارى نمود. در طول تاريخ سيرت هيچ شخص مانند سیرت او نگهدارى نشده است، حتى چگونگى خواب كردن، خوردن، نوشيدن، وخنده هايش حفظ گرديده است.
درخانه با خانواده اش چگونه روش داشت؟
تمام روش هايش در سيرتش نگاشته و نگهدارى شده است، وى بشر و پيامبر بود، و هيچ ويژگى خدايى را نداشت، حتی اختیار نفع و ضرر را برای خود نداشت.
4- رسالت وی:
الله متعال، محمد صلى الله عليه وسلم را زمانی فرستاد كه شرک، كفر، ونادانى همه جا را فرا گرفته بود، و در روى زمين كسى جز تعداد محدودی از اهل کتاب نبود كه پرستش الله را نمايد، وبه وى چيزی را شريک نسازد، الله متعال محمد صلى الله عليه وسلم را آخرين پيامبران ورسولان به هدايت و دين حق به تمام جهانيان فرستاد، تا دينش را بالاى تمام اديان پيروز نمايد، و تا مردم را از تاريكی هاى بت پرستی، كفر، و نادانى بسوى نور يكتاپرستى و ايمان بكشاند، و رسالتش متمم رسالت هاى پيامبران گذشته بود عليهم الصلاة والسلام.
و بسوى آنچه فرا خواند كه پيامبران و رسولان گذشته عليهم السلام بسوى آن دعوت داده بودند مانند: نوح، ابراهيم، موسى، سليمان، داود، و عيسى- عليهم السلام، و ايمان داشتن بر اين كه پروردگار ما الله است، كه خالق، رازق، زنده كننده است او می میراننده و مالک الملک مى باشد. و او تدبير كننده جهان است، و وى بخشنده و مهربان است، الله متعال آفريدگار تمام آنچه در جهان است مى باشد اگر آن را ما مى بينيم و يا نمى بينيم، و هر آنچه غير او است مخلوق مى باشند.
همچنان بسوى پرستش يگانه الله، و ترک پرستش غير او خواند، و اين را روشن ساخت كه الله ذات يكتا است، كه هيچ شريک در عبادت، پادشاهى، آفرينش، و تدبير ندارد، و روشن نمود كه الله متعال از کسی زاده نشده و نه از وى كسى زاده شده است، و هيچ همتا و مانند ندارد، و در هيچ مخلوقش مدغم و مجسم نگرديده است.
و ايمان داشتن به كتابهاى الهى و صحيفه هاى ابراهيم و موسى عليهم السلام و تورات و زبور و انجيل فرا خواند، همچنان به ايمان داشتن به همه پيامبران عليهم السلام فرا خواند، و اگر كسى به يک پيامبر كفر ورزد در حقيقت او به تمام پيامبران عليهم السلام كفر ورزيده است.
و همه مردم را به رحمت الهى مژده داده است، و الله متعال در دنيا احتياجات آنها را فراهم مى كند، و الله متعال پروردگار مهربان است، و وى يگانه ذاتیست كه بنده هايش را در روز قيامت زمانی كه از قبرها بيرون مى آيند محاسبه مى كند، و وى ذاتی است كه پاداش اعمال نيک مؤمنان را ده برابر برايشان مى دهد، و گناه را به اندازه گناه جزا مى دهد، براى مؤمنان نعمت هاى جاويدان است در آخرت، و كسى كه كفر ورزيد و گناه نمود جزاى كرده اش را در دنيا و آخرت مى بيند.
محمد صلى الله عليه وسلم در تبليغ رسالتش نه قبيله و نه شهر و نه شخص خويش را ستوده است، بلكه در قرآن كريم نامهاى پيامبران مانند نوح موسى و عيسى عليهم السلام بيشتر از نام وى ياد شده است، و نه نام مادر و نه نام همسرانش در قرآن كريم ياد شده است، در قرآن كريم فقط نام مادر موسى چند بار، و نام مريم سى پنچ بار ياد شده است.
محمد صلى الله عليه وسلم از هر آنچه كه مخالف شرع، عقل و فطرت باشد، و يا عقل سليم آن را نپذيرد معصوم مى باشد، چرا كه پيامبران در آنچه از جانب الله متعال تبليغ مى كنند معصوم مى باشند، بخاطرى كه آنها مكلف اند تا اوامر الهى را تبليغ نمايند، پيامبران هيچ ويژگى الوهيت و ربوبيت را ندارند، بلكه آنها همانند ديگران بشر هستند كه الله متعال بالايشان وحى نازل نموده است.
و از بزرگترين نشانه ها بر اینکه رسالت محمد صلى الله عليه وسلم وحی الهی است، اینست که این دین چنانچه در حيات ايشان موجود بود، تا امروزهم موجود است، و بيشتر از یک مليارد مسلمان پيرو آن هستند، كه واجبات مانند نماز، زکات، روزه، حج وغیره را انجام می دهند، بدون اين كه در آن تغيير و تحريف صورت گرفته باشد.
5-معجزهاى پيامبرى او، نشانه ها و دلايل آن:
الله متعال پيامبران را به معجزهاى كه دلالت به نبوت آنها مى كند تأييد مى نمايد، و دلايل و شواهد را بخاطر صدق رسالت ايشان عرض مى كند، الله متعال به هر پيامبر معجزه داده است تا مردم به وى ايمان آورند، و بزرگترين معجزه هاى پيامبران معجزه هاى محمد صلى الله عليه وسلم است، الله متعال برايش قرآن كريم را عنایت فرمود كه تا روز قيامت به شكل نمونه از معجزه هاى پيامبران باقى خواهد ماند، قسميكه الله متعال برايش معجزه هاى بزرگ زيادى داده است، از آن جمله:
اسراء ومعراج، انشقاق القمر (شكافتن مهتاب)، وبارها فرود آمدن باران بعد از دعای استسقاء، تا مردم بعد از خشكسالى وقحطى سيراب شوند.
افزايش در خوراک و آب كم، كه شمار زيادى آنرا خوردند و نوشيدند.
و خبر دادن از امور غیبی گذشته، كه هيچ كس به تفاصيل آن آگاهى نداشت، الله متعال وى را از آن آگاه ساخت، مانند داستانهاى پيامبران عليهم السلام با اقوام ايشان، وداستان اصحاب الكهف.
و خبرهاى غیبی كه در آينده رخ مى دهد، كه الله متعال وى را از آن آگاه نموده بود، مانند خبر آتش كه در سر زمين حجاز رخ مى دهد، حتى اين كه اهل شام آنرا مشاهده نمودند، و بلند منزلهاى كه مردم در آن از يكديگر سبقت مى ورزند.
حمایت الهى و حفاظت او از مردم.
و محقق شدن وعده هايش با يارانش، مانند اين فرمودۀ وى:
(لتفتحن عليكم فارس والروم، ولتنفقن كنوزهما في سبيل الله). ( فارس و روم فتح خواهد شد، و از گنجهاى آن در راه الله خرچ خواهيد كرد).
تاييد الله از وى توسط فرشتگان.
مژدۀ پيامبران عليهم الصلاة والسلام اقوام ايشان را به پيامبرى محمد صلى الله عليه وسلم، و از جمله پيامبران كه مژدۀ پیامبرى وى را داده بودند: موسى، داود، سليمان، و عيسى عليهم الصلاة والسلام وغيره پيامبران بنى اسرائيل.
و با دلايل عقلى، و مثالهاى كه عقل سليم [3] آنرا مى پذيرد.
[3] مانند اين فرموده الله متعال: (ای مردم! مثالی بیان می شود؛ پس به آن گوش بسپارید. بی گمان معبودانی که عوض الله می خوانید، هرگز نمی توانند مگسی بیافرینند؛ هرچند همۀ آنها برای آفریدن مگس جمع شوند. و اگر مگس، چیزی از آنان برباید، نمی توانند آن را از او پس بگیرند. عبادت گذاران و معبودان (باطل)، همه ضعیف و ناتوانند) [سورة الحج:73]
این آیات و دلايل و مثالهاى عقلى در قرآن كريم و سنت نبوى زیاد است، و نشانه هاى آن بيشتر و بى شما رمى باشد، و اگر كسى مى خواهد مطلع شود به قرآن كريم و كتابهاى سنت و سيرت نبوى مراجعه نمايد، كه به قدر كافى در اين مورد بحث شده است.
اگر اين معجزه هاى بزرگ صورت نمى گرفت، دشمنان وى از جمله كفار قريش و يهود و نصارا كه در جزيرۀ عرب زندگى مى كردند، به تكذيب وى مى پرداختند، و مردم را از وى مى هراسند.
قرآن کریم كتاب الله متعال است كه او را بالاى محمد صلى الله عليه وسلم نازل نموده است، و آن كلام رب العالين است، كه چالش بود براى انسان ها و جن ها تا همانند اين كتاب و يا يک سورۀ آن را بياورند، و اين چالش تا امروز پا برجا است، و قرآن كريم پاسخگوى پرسشهاى مهمى زياد است كه مليونها انسان را به حيرت در آورده است، و قرآن كريم تا امروز به همان زبان عربى كه نازل گرديده محفوظ مى باشد، يک حرف آن هم از او كم نگرديده است، و كتاب چاپ و توزيع شده است، آن كتاب بزرگ و معجزه است، و بزرگترين كتاب است كه به مردم نازل گرديده است، سزاوار اين است كه بايد خوانده شود و ترجمه گردد، و كسى كه از ايمان آوردن به اين كتاب، و فهم معانى آن بى بهره ماند، در حقيقت از تمام خير محروم گرديده است.
سنت و رهنمایی ها و سيرت محمد صلى الله عليه وسلم هم محفوظ و توسط راويان موثق و معتبر نقل گرديده است، و به زبان عربى كه پيامبر صلى الله عليه وسلم به آن صحبت مى نمود به چاپ رسيده است، و آنگونه موجود است همانند اين كه وى با ما فعلا زندگى مى كند، و به زبانهاى زيادى ترجمه گرديده، قرآن كريم و سنت پيامبر صلى الله عليه وسلم هر دو يگانه مصادر و احكام تشريعى و اسلام مى باشد.
6- شريعتی که محمد صلى الله عليه وسلم آن را آورده است
شريعتی كه محمد صلى الله عليه وسلم آن را آورده ، شريعت اسلام است، و اين شريعت پايان شريعت هاى ربانى و رسالت هاى الهى مى باشد، و در اصول همانند شرايع پيامبران گذشته بوده، اگرچه در كيفيت متفاوت مى باشد.
و این شریعت متکامل است، كه سازگار هر زمان و مكان مى باشد، در آن خوبی هاى دين و دنيای مردم نهفته است، و شامل تمام عبادات است كه بالاى بنده هاى الله از جانب پروردگار فرض گرديده است، مانند نماز و زكات، و بيان گر تمام معامله هاى جايز و ناجايز، مالى اقتصادى اجتماعى سياسى جنگى و محيط زيست مى باشد، وغيره مسايل كه نيازمندی هاى زندگى مردم و معاد ايشان را بيان مى نمايد.
اين شريعت حافظ دين، جان، ناموس، مال، عقل و نسل مردم است، و شامل هر شايستگی ها و نيكويی هاست، و از هر بدى و زشتی ها بر حذر مى دارد، بسوى كرامت انسانى، ميانه روى، عدل، اخلاص، پاكى، مهارت، محبت، خير خواهى مردم، جلوگیرى از خون ريزى، آرامش سرزمين ها، و حرام پنداشتن ارهاب و ترساندن مردم را فرا مى گیرد. محمد صلى الله عليه وسلم در مقابل هر نوع فساد، طغيان، خرافات، و گوشه نشينى و رهبانيت اعلان جنگ نمود.
محمد صلى الله عليه وسلم روشن ساخت كه انسان اعم از مرد و زن داراى كرامت انسانى مى باشند، و تمام حقوق وى را ضمانت نموده، و وى مسؤول تمام اختيارات افعال و تصرفات خويش مى باشد، و مسؤول هر کاری كه زيان آن به خود و يا به ديگران برسد، مى باشد، زن و مرد يک برابر اند، البته در مسايل ايمان و مسؤوليت و ثواب و جزاء، در شریعت اسلام به زن توجه خاص شده است اگر همسر باشد يا دختر و يا خواهر.
شريعتی كه محمد صلى الله عليه وسلم آنرا آورده است، در آن تاكيد به حفظ عقل شده است، و هر آنچه كه عقل را فاسد می سازد مانند نوشىيدن شراب، حرام قرار داده است. اسلام دين را نور قرار داده است، كه راه را براى عقل روشن مى سازد، تا انسان پرستش پروردگار خويش را با آگاهى و بصيرت انجام دهد. اسلام جايگاه عقل را بلند پنداشته است و آن را شرط تكليف شرعى قرار داده است، و آن را از زنجير هاى خرافات و بت پرستی ها رهایی بخشیده است.
اسلام علم نافع را گرامى داشته است، و به تلاش هاى علمى دور از هوا و هوس تشويق نموده است. اسلام به انديشيدن در نفس و جهان فرا خوانده است، و هر آن نتايج علمى صحيح كه با شريعت محمد صلى الله عليه وسلم در تضاد نباشد مورد تاييد قرار داده است.
در شريعت اسلام هيچ نژاد بالاى نژاد ديگرى، و هيچ قومی بالاى قوم ديگرى برترى ندارد، بلكه همه در مقابل احكام يكسان اند، زیرا انسان ها در اصل باهم يكسان اند، هيچ نژاد بالاى نژاد ديگر و هيچ قوم بالاى قوم ديگرى برترى ندارد، جز به تقوا وپرهيزگارى. پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: هر نوزاد در حالت اسلام به دنيا مى آيد، و هيچ نوزاد گنهگار تولد نمى شود، و نه بار گناه ديگران را به ميراث مى برد.
در شريعت اسلام، الله متعال توبه را مشروع نموده است: توبه به معنى ترک گناه و بازگشت بسوى پروردگار است. اسلام تمام گناهان قبلى را محو و نابود مى سازد. توبه تمام گناهاى قبلى را محو مى كند، نياز نيست كه انسان در مقابل ديگران به گناه خويش اعتراف نمايد. در اسلام رابطۀ انسان با پروردگارش مى باشد، نياز نيست كه بين تو و الله متعال كسى ديگرى واسطۀ شود، اسلام از اینکه بشر را معبودان خويش قرار دهيم و يا آنها را با الله متعال در ربوبيت والوهيت شريک سازيم منع نموده است.
شریعت محمد صلى الله عليه وسلم ناسخ تمام شريعت هاى قبلى مى باشد، زیرا كه شريعت محمد صلى الله عليه وسلم آخرين شرايع الهى است كه تا روز قيامت باقى خواهد ماند، و اين شريعت براى كافۀ جهانيان است، لذا ناسخ ماقبل آن مى باشد، قسميكه شرايع قبلى يكديگر را نسخ مى نمود. الله متعال جز اسلام هيچ شريعت ديگرى را نمى پذيرد، و جز دين محمد هيچ دين ديگرى را نمى پسندد، و كسى كه جز اسلام به دين ديگرى گرايش پيدا كرد، هرگز از او پذيرفته نمى شود. اگر كسى مى خواهد اطلاع بيشتر در مورد احكام اين شريعت داشته باشد، از مراجع معتبر آن استفاده كند، كه بنام مراجع اسلام ياد مى شود.
هدف شريعت اسلامى همان هدف تمام رسالت هاى الهى است، كه دين حق انسان را به مرحلۀ عبوديت خالص به پروردگارش كه آفريدگار جهانيان است برساند، و او را از بندگى انسان و يا ماده و خرافات آزاد سازد.
شریعت اسلام سازگار هر زمان و مكان است، و در آن هيچ چيزى سراغ نمى شود، كه با مصالح صحیح انسان در تضاد باشد، چرا كه آن از جانب الله متعال نازل گرديده است كه مصالح بنده هايش را بهتر و بيشتر مى داند. مردم به شريعتی نياز دارند كه در اصل درست باشد، و در آن تناقض وجود نداشته باشد، و براى تمام بشريت ساز گار باشد، و وضع کنندۀ آن بشر نباشد، بلكه از جانب الله متعال نازل شده باشد، و مردم را بسوى خوبی ها و رشادت ها رهنمايى كند، وهرگاه مردم در وقت منازعه به آن رجوع كنند، بسوى آسايش مى روند، و از ستم همديگر در امان مى مانند.
7- موقفگيرى مخالفان وى، وگواهى آنها به حقانيت وى:
بدون شک هر پيامبرى مخالفين داشت كه با وى دشمنى كردند، و در راه دعوت وى ايستادند، و مردم را از ايمان آوردن به وى باز داشتند. محمد صلى الله عليه وسلم در زندگى و بعد از رحلت ايشان دشمنان و مخالفين زيادی داشتند، كه الله متعال وى را بالاى ايشان پيروز نمود. دلايل گواهى قبلى و فعلى آنها به تواتر رسيده است، كه وی پيامبر است، و وی آنچه را آورده است كه پيامبران گذشته عليهم الصلاة والسلام آورده بودند، و می دانند كه وی برحق است، اما موانع ايمان آوردن ايشان زياد می باشد: مانند دل بستن به رياست، و يا ترس از مردم و جامعه، و يا از دست دادن پول و ثروت كه از راه منصب خويش آنر ابه بدست مى آوردند.
والحمد لله رب العالمين.
Related books
All books
طریقۀ نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم79 زبانطریقۀ نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم
در کتابِ "طریقۀ نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم"، جناب شیخ عبد العزیز بن باز رحمه الله وصف نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم را با اسلوبی آسان و منهجی دقیق، و با استناد به نصوص صحیح خلاصه نموده است تا برای مسلمان در نمازش رهنماى باشد، و در آن ارکان نماز، سنتها و وصفهای آن را از وضو تا سلام دادن بیان کرده، میان دلیل و بیان جمع نموده، و به اقتدای کامل به پیامبر صلی الله علیه وسلم در بزرگترین عبادت دعوت نموده است.
مختصر مفيد برای مسلمان جدید32 زبانمختصر مفيد برای مسلمان جدید
ترتیب محمد الشهري 1441 – 2020 بنام الله بخشاینده و مهربان پیشگفتار
اذكار صبح وشام57 زباناذكار صبح وشام
بسم الله الرحمن الرحيم (اللَّهُ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلا يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ) الله که جز او معبود برحقی نيست، زنده و برپادارنده است، نه خواب سبك او را فرو مى گيرد و نه خواب گران، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است از آن اوست. كيست آن كس كه جز به اذن او در…
الإسلام دين رب العالمين