Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

49 از 704 کارت

حذف فیلترها
«اگر شما بر خداوند آن‌گونه که شایسته توکل بر اوست توکل می‌کردید، بی‌تردید همان‌گونه که پرندگان را روزی می‌دهد، شما را نیز روزی می‌داد؛ [پرندگان] صبحگاهان گرسنه بیرون می‌روند و شامگاهان سیر بازمی‌گردند.»
صحیح است به روایت احمد و ترمذی و نسائی و ابن‌ماجه و ابن‌حبان در «صحیح» خود و حاکم
«لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ وَالنَّارَ أَرْسَلَ جِبْرِيلَ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِلَى الْجَنَّةِ، فَقَالَ: انْظُرْ إِلَيْهَا وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَرَجَعَ، فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَا يَسْمَعُ بِهَا أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَهَا. فَأَمَرَ بِهَا فَحُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ، فَقَالَ: اذْهَبْ إِلَيْهَا فَانْظُرْ إِلَيْهَا وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا، فَإِذَا هِيَ قَدْ حُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ، فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ لَا يَدْخُلَهَا أَحَدٌ. قَالَ: اذْهَبْ فَانْظُرْ إِلَى النَّارِ وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَإِذَا هِيَ يَرْكَبُ بَعْضُهَا بَعْضًا، فَرَجَعَ فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَا يَدْخُلُهَا أَحَدٌ. فَأَمَرَ بِهَا فَحُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ، فَقَالَ: ارْجِعْ فَانْظُرْ إِلَيْهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَإِذَا هِيَ قَدْ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ، فَرَجَعَ وَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ لَا يَنْجُوَ مِنْهَا أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَهَا»: «چون الله بهشت و دوزخ را آفرید جبرئیل علیه السلام را فرستاد به بهشت، و فرمود: به آن و آنچه برای اهل آن آماده کرده‌ام بنگر. پس به آن نگریست و برگشت و گفت: سوگند به عزت تو که کسی درباره‌اش نمی‌شنود مگر آنکه وارد آن خواهد شد. پس امر نمود که با ناخوشی‌ها پوشانده شد و فرمود: به آنجا برو و آن و آنچه را برای اهل آن آماده کرده‌ام بنگر. پس آن را دید که با ناخوشی‌ها پوشانده شده است؛ پس گفت: قسم به عزت تو که بیم دارم کسی به آنجا وارد نشود. فرمود: پس برو و به آتش و آنچه برای اهل آن آماده کرده‌ام، بنگر. پس آن را دید که هر بخش آن بر بخش دیگر سوار است آنگاه برگشت و گفت: به عزت تو قسم که کسی وارد آن نمی‌شود! پس امر کرد و دوزخ با شهوت‌ها پوشانده شد، سپس فرمود: برگرد و به آن بنگر. پس به آن نگریست و دید که با شهوت‌ها پوشانده شده است، آنگاه برگشت و گفت: به عزت تو سوگند، بیم دارم که کسی از آن نجات نیابد مگر آنکه وارد آن شود».
حسن است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
«الجاهِرُ بالقرآن كالجاهِرِ بالصَّدَقَةِ، والمُسِرُّ بالقرآن كالمُسِرِّ بالصَّدَقَة»: «کسی که قرآن را علنی می‌خواند مانند کسی است که صدقه را علنی می‌دهد و کسی که قرآن را پنهانی می‌خواند مانند کسی است که صدقه را پنهانی می‌دهد».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
«أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الرَّبُّ مِنَ العَبْدِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ الآخِرِ، فَإِنْ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَذْكُرُ اللَّهَ فِي تِلْكَ السَّاعَةِ فَكُنْ»: «پروردگار در دل [یک سوم] پایانی شب بیش از هر زمان دیگری به بنده‌اش نزدیک است، پس اگر توانستید در آن مدت از جمله کسانی باشید که الله را یاد می‌کنند، چنین باشید».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
مردی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد و گفت: اگر مردی به جهاد رود و خواهان پاداش و نام باشد، چه چیز برای اوست؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «لَا شَيْءَ لَهُ»: «هیچ چیزی برای او نخواهد بود». پس پرسش خود را سه بار تکرار کرد و رسول الله در پاسخش می‌فرمود: «لَا شَيْءَ لَهُ»: «هیچ چیزی برای او نخواهد بود». سپس فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَقْبَلُ مِنَ الْعَمَلِ إِلَّا مَا كَانَ لَهُ خَالِصًا، وَابْتُغِيَ بِهِ وَجْهُهُ»: «الله تعالی هیچ عملی را نمی‌پذیرد مگر آنکه خالص باشد و برای خشنودی او باشد».
صحیح است به روایت نسائی
در شبی بارانی و بسیار تاریک در پی رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیرون آمدیم تا برای ما نماز بگزارد، پس او را یافتم و ایشان فرمودند: «قُلْ»: «بگو» و من چیزی نگفتم، سپس فرمود: «قُلْ»: «بگو» ولی من چیزی نگفتم، سپس فرمود: «قُلْ»: «بگو» گفتم: چه بگویم؟ فرمود: «{قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} وَالْمُعَوِّذَتَيْنِ حِينَ تُمْسِي وَتُصْبِحُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، تَكْفِيكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ»: «هنگام صبح و شام سه بار {قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} و معوذتین را بخوان، تو را از همه چیز کفایت می‌کند».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
«أَفْضَلُ الذِّكْرِ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَفْضَلُ الدُّعَاءِ: الْحَمْدُ لِلهِ»: «بهترین ذکر: لا اله الا الله و بهترین دعا: الحمدلله است».
حسن است به روایت ترمذی و نسائی در «السنن الکبری» و ابن‌ماجه
ای رسول الله، مادر سعد از دنیا رفته است، پس چه صدقه‌ای بهتر است؟ فرمود: «الْمَاءُ»: «آب»؛ راوی می‌گوید: پس او چاهی حفر کرد و گفت: این برای مادر سعد است.
با مجموع طرق آن، حسن است به روایت ابوداوود و نسائی و ابن‌ماجه