از نشانه های توحید
بِسمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ الحمد لله ربِّ العالمين، والعاقبةُ للمُتَّقين، وأشهدُ أن لا إله إلَّا اللهُ وحدَه لا شريكَ له، وأشهد أنَّ مُحمَّدًا عبدُه ورسولُه، صلى الله وسلَّم عليه وعلى آله وأصحابه أجمعين، أمَّا بعد: بی گمان توحید، سرآغاز و فرجام دین است، باطن و ظاهر آن است، توحید پیام نخستین و واپسین پیامبران است، و معنی گفتن «لا إله إلا الله» را در بر دارد، برای همین حقیقت، آفرینش پدید آمده، پیامبران فرستاده شدند، کتاب های آسمانی نازل گشت و مردمان به دو دسته تقسیم شدند، مؤمنان و کافران، خوشبختان بهشتی و نگونبختان دوزخی، توحید نخستین وظیفه ای است که بر عهده هر مکلفی نهاده شده و حقیقت…
از نشانه های توحید
عبدالرازق بن عبدالمحسن البدر
بِسمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
الحمد لله ربِّ العالمين، والعاقبةُ للمُتَّقين، وأشهدُ أن لا إله إلَّا اللهُ وحدَه لا شريكَ له، وأشهد أنَّ مُحمَّدًا عبدُه ورسولُه، صلى الله وسلَّم عليه وعلى آله وأصحابه أجمعين، أمَّا بعد:
بی گمان توحید، سرآغاز و فرجام دین است، باطن و ظاهر آن است، توحید پیام نخستین و واپسین پیامبران است، و معنی گفتن «لا إله إلا الله» را در بر دارد، برای همین حقیقت، آفرینش پدید آمده، پیامبران فرستاده شدند، کتاب های آسمانی نازل گشت و مردمان به دو دسته تقسیم شدند، مؤمنان و کافران، خوشبختان بهشتی و نگونبختان دوزخی، توحید نخستین وظیفه ای است که بر عهده هر مکلفی نهاده شده و حقیقت دین اسلام است که الله متعال جز آن را از هیچکس نمی پذیرد، پس شأن توحید بسا والا و جایگاهش بی اندازه بلند است، و هر یک از ما نیازمند تذکر و بینایی در این راهیم، در این رساله «از نشانه های توحید»، به بیان گوشه هایی از مناره ها و نشانه های توحید، در روشنى مسائل زیل می پردازیم:
مسئله نخست: ویژگی ها و فضیلت های توحید.
مسئله دوم: حقیقت توحید.
مسئله سوم: تحقق بخشیدن و تکمیل توحید.
مسئله چهارم: نواقض و کاستی های توحید.
مسئله پنجم: مصادر و منابع توحید.
مسئله ششم: ثمرها و فواید توحید.
این شش مسئله، محور بحث این رساله است به شکل فشرده و کوتاه، هر یک از این مسائل نیازمند بيان تفصیل است، ولی من به اندازه برآوردن مقصود ـ به توفیق الله تبارک و تعالی ـ بسنده می کنم، یاری و توفیق را تنها از او می جویم:
مسئله نخست:
ویژگی ها و فضیلت های توحید
بدان که توحید ویژگی ها و فضیلت های بسیار دارد، که جایگاه بلند و منزلت رفیع آن را نشان می دهد، و در اینجا به ده مورد اشاره می کنم:
اول: توحید همان هدفی است که برای آن آفریده شده ایم و پدید آمده ایم تا به آن برسیم؛ چنانکه الله سبحانه و تعالی می فرماید: ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ 56 ﴾ و جن و انس را فقط برای این آفریدهام که مرا عبادت كنند. [سورة الذاريات] و معناى ﴿إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ ﴾ این است: «تا او را یكتا بدانند»، پس توحید هدف زندگی ما در این جهان است، و الله متعال ما را بی هوده نیافریده وما را رها نکرده است، بلکه آفریدگان را آفرید تا او را بپرستند و پدید آورد تا یگانه اش شمارند، همین برای عظمت و جایگاه والای توحید بسنده است.
دوم: توحید محور دعوت پیامبران و فرستادگان الهی است؛ یعنی هر پیامبری که الله متعال او را فرستاده، دعوتش بر توحید استوار بوده است، دلایل این امر فراوان است، از جمله فرموده الله سبحانه و تعالی: ﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّة رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ ﴾ یقیناً ما در هر امتی، پیامبری را [با این پیام] برانگیختیم که: «الله یکتا را عبادت کنید و از طاغوت [= معبودان غیر الله] دوری کنید». [النحل: 36]، و فرموده الله متعال: ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِيٓ إِلَيۡهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعۡبُدُونِ 25 ﴾ و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که [به مردم بگوید]: «معبودی [برحق] جز من [= الله] نیست؛ پس تنها مرا عبادت کنید». [سورة الأنبياء : 25]، و الله عزوجل فرموده اند: ﴿وَسۡـَٔلۡ مَنۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رُّسُلِنَآ أَجَعَلۡنَا مِن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ءَالِهَة يُعۡبَدُونَ 45 ﴾ از پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که آیا غیر از [الله] رحمان، معبودانی برای عبادت قرار دادهایم [مسلّماً چنین نیست]. [سورة الزخرف]، و الله متعال فرموده: ﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ ﴾ [ای پیامبر، سرگذشت هود،] برادر قوم عاد را یاد کن؛ آنگاه كه در سرزمین «احقاف» [= ریگزاری در جنوب شبه جزیرۀ عربستان] قومش را هشدار مىداد ـ در حالى كه هشدار دهندگان [دیگرى نیز] در گذشتههاى دور و نزدیک آمده بودند ـ [و چنین میگفت] كه: «تنها الله را عبادت کنید». [الأحقاف: 21] والنُّذرُ: یعنی پیامبران؛ بدین معنا که پیامبران پیشین و پسین، همگی بر این هدف اتفاق داشتند. ﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ ﴾، كه: «جز الله کسی را عبادت نکنید». پس توحید، پایۀ دعوت پیامبران و فرستاده گان است؛ از اینرو، نخستین سخنی که مردم از پیامبران خود می شنوند، دعوت به یگانگی الله متعال است؛ چراکه توحید اساسی است که دین بر آن بنا می شود؛ همانا دین را به درختی می توان تشبیه کرد که ریشه و شاخه دارد، و درخت جز با ریشه اش برپا نمی ماند، و دین جز با پایه اش ـ که توحید است ـ استوار نمی گردد. ﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلا كَلِمَة طَيِّبَة كَشَجَرَة طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِت وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ 24 ﴾ [ای پیامبر،] آیا ندیدی که الله چگونه مَثل زده است؟ کلمۀ پاک [لا اله الا الله] همچون درخت [نخل تنومند و] پاکی است که ریشهاش [در اعماق زمین] استوار است و شاخهاش بر آسمان [سر برآورده] است. [سورة إبراهيم : 24]، و همانگونه که اگر ریشۀ درختی بریده شود، آن درخت خواهد مُرد، دین نیز اگر بر پایه توحید استوار نباشد، سودی نخواهد داشت، پس جایگاه توحید در دین، همانند جایگاه ریشه ها برای درختان و ستون ها برای ساختمان هاست.
آنچه دلالت بر این دارد که توحید محور دعوت انبیا و رسولان و اساس رسالت آنان است، اين کلام پیامبر صلی الله علیه وسلم می باشد که به طور صحیح از ایشان نقل شده است: «الأَنْبِيَاءُ إِخْوَةٌ مِنْ عَلَّاتٍ، وَأُمَّهَاتُهُمْ شَتَّى، وَدِينُهُمْ وَاحِدٌ»([1]) «پیامبران باهم برادران علاتی هستند، و مادران شان گوناگون، ولی دین شان یکی است.»([1]) یعنی عقیدۀ ایشان یکی است، همگی دعوت کنندگان به یگانگی الله متعال اند، (وأُمَّهاتُهم شتَّى) مادران شان گوناگون است، یعنی شریعت های شان مختلف است، ﴿لِكُلّ جَعَلۡنَا مِنكُمۡ شِرۡعَة وَمِنۡهَاجاۚ ﴾ ما برای هر یک از شما [امتها] آیین و راهی روشن قرار دادیم> [المائدة: 48]. () مسلم (2365) از حدیث ابو هریر رضی الله عنه نقل نموده است.
سوم: از ویژگی های توحید آن است که نخستین واجبی بر شخص مکلف است؛ پس نخستین چیزی که بر انسان واجب می شود برای ورود به این دین، توحید است، و نخستین چیزی که انسان در دعوت به سوی الله سبحان بدان آغاز می کند، توحید است، بر این امر دلایل بسیار دلالت دارد؛ از جمله سخن پیامبر صلّی الله علیه وسلّم که فرمود: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللهُ». امر شدهام كه با مردم بجنگم تا آنکه شهادت دهند معبودی [به حق] جز الله نیست. حديث([2])، از آن جمله فرمودۀ او صلی الله علیه وسلم برای معاذ بن جبل هنگام فرستادن او به سوی یمن: «إِنَّكَ تَقْدَمُ عَلَى قَوْمٍ أَهْلِ كِتَابٍ، فَلْيَكُنْ أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ عِبَادَةُ الله عز وجل». «تو به سوی قومی از اهل کتاب می روی، پس اولین چیزی که آنها را به آن فرا میخوانی عبادت الله عزوجل باشد». حديث([3])؛ و در روایت به این لفظ آمده است: «إِنَّكَ تَقْدَمُ عَلَى قَوْمٍ مِنْ أَهْلِ كِتَابٍ، فَلْيَكُنْ أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَى أَنْ يُوَحِّدُوا الله تعالى»([4])، «تو به سوی قومی از اهل کتاب می روی، پس اولین چیزی که آنها را به آن فرا میخوانی توحید الله عزوجل باشد». و در روایت به این لفظ آمده است: «إِنَكَ سَتَأْتِي قَوْمًا أَهْلَ كِتَابٍ، فَإِذَا جِئْتَهُمْ، فَادْعُهُمْ إِلَى أَنْ يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَدًا رَسُولُ الله»([5])، تو به سوی قومی از اهل کتاب می آیی، پس چون به نزد آنان آمدی، آنان را فرابخوان تا این که گواهی دهند که معبودی جز الله نیست و محمد رسول الله است. پس توحید نخستین چیزی است که بر مکلفان واجب می شود که به آن آغاز نمایند، و نخستین چیزی است که انسان با آن وارد این دین می شود، پس دین بر توحید استوار است و توحید اساسی است که بر آن دین بنا می شود. () بخاری (25، 1399)، و مسلم (21، 22) از حديث ابو هريره و ابن عمر وغير آنان رضي الله عنهم نقل نموده اند. () بخاری (1458)، ومسلم (19) نقل نموده اند. () بخاری (7372) نقل نموده است. () بخاری (1496) نقل نموده است.
چهارم: از ویژگی های توحید آن است که سبب محفوظ بودن و هدایت در دنیا و آخرت می گردد، و این را در فرمودۀ الله سبحانه و تعالی بخوان: ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاْ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ 82 ﴾ کسانی که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به [هیچ] شرکی نیالودهاند، آنانند که امنیت [و آرامش] دارند و رهیافتگانند». [سورة الأنعام :82]، امن به دست الله است، و او سبحانه و تعالی آن را تنها به موحِّدی عطا می کند که دین را برای او خالص گرداند، هنگامی که این آیه نازل شد – چنانکه در حدیث صحیح آمده است – بر صحابه گران تمام شد و نزد پیامبر صلّی الله علیه وسلّم آمدند و گفتند: ای رسول الله! کدام یک از ما بر خود ستم نکرده ایم؟» (یعنی هر یک از ما به نحوی بر خویش ستم نموده ایم) حال آنکه الله متعال می فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاْ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ 82 ﴾، کسانی که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به [هیچ] شرکی نیالودهاند، آنانند که امنیت [و آرامش] دارند و رهیافتگانند». پس معنایش آن است که بهره ای از امنیت و هدایت نداریم؛ زیرا هر یک از ما بر خود ستم کرده ایم، پیامبر صلّی الله علیه وسلّم فرمود: «چنین نیست - یعنی مقصود از ظلم در این آیه آن نیست - مگر سخن بنده صالح (لقمان حکیم) را نخوانده اید که ﴿ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ 13﴾ یقیناً شرک، ستم بزرگی است. [سورة لقمان :13]»، پس او - عليه الصَّلاة والسَّلام - ظلم در این آیه را به شرک تفسیر نموده است؛ این سیاق نشان می دهد هر که ایمان آورد و شرک نورزيد، برای او در دنیا و آخرت امنیت و هدایت است، پس این از ویژگی های توحید است: هر که موحد باشد، الله سبحانه و تعالی به او امنیت و هدایت در دنیا و آخرت عطا می کند.
پنجم: از ویژگی های توحید آن است که در توحید سلامت از اضطراب و تناقض است، برخلاف دیگر باورها که آشفته و متناقض اند، كه بر این امر فرمودۀ الله سبحانه و تعالی دلالت دارد: ﴿وَلَوۡ كَانَ مِنۡ عِندِ غَيۡرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ ٱخۡتِلَٰفا كَثِيرا 82 ﴾ اگر از سوی [کسی] غیر از الله بود، قطعاً اختلاف [و تناقض] بسیاری در آن مییافتند. [سورة النساء :82]، پس باورهایی را که مردم می سازند و پدید می آورند، در آنها آشفتگی و تناقض بسیار است، اما ایمان صحیح و اعتقاد سلیم و استوار و توحید پایدار آن که از کتاب الله و سنت پیامبرش صلّی الله علیه وسلّم برگرفته شده، از همۀ این ها سالم است.
ششم: از ویژگی های توحید آن است که با فطرت های سالم و خردهای استوار هماهنگ و موافق است؛ پس توحید دین فطرت است، و اگر انسان را با فطرتش رها کنند، جز توحید را نخواهد پذیرفت؛ زیرا با فطرت همسوست، بلکه خود فطرت است چنانکه الله سبحانه و تعالی فرموده: ﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاۚ فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَاۚ لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ 30 ﴾ [ای پیامبر،] حقگرایانه و خالصانه به این دین روی آور. [این آیین پاک،] اسلام است که الله فطرت مردم را بر اساس آن سرشته است. هیچ تغییری در آفرینشِ الله نیست. این است [راه راست و] دین استوار؛ ولی بیشتر مردم [حقیقت را] نمیدانند. [سورة الروم]، امّا شرک، خروج از فطرت و انحراف از آن است، از اینرو در «صحیح مسلم» حدیث قدسی آمده است که الله متعال در آن می فرماید: «وإِنِّي خَلَقْتُ عِبَادِي حُنَفَاءَ كُلَّهُمْ، وَإِنَّهُمْ أَتَتْهُمُ الشَّيَاطِينُ فَاجْتَالَتْهُمْ عَنْ دِينِهِمْ»([6])؛ «همانا من بندگانم را حنیف آفریدم (همه را بر فطرت توحید)، امّا شیطان ها به سراغ شان آمدند و آنان را از دین شان منحرف ساختند». خلقتُ عبادي حنفاءَ: به معنای فطرتی است که همان توحید است، پس شیطان ها آمدند و ایشان را از دین شان برگرداندند (منحرف کردند). () مسلم (2865) از حديث عياض بن حمار المُجاشعي رضي الله عنه، نقل نموده است.
و در "صحیح" از حدیث ابو هریره رضی الله عنه نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا مِنْ مَوْلُودٍ إِلَّا يُولَدُ عَلَى الفِطْرَةِ، فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ، وَيُنَصِّرَانِهِ كَمَا تُنْتِجُونَ البَهِيمَةَ، هَلْ تَجِدُونَ فِيهَا مِنْ جَدْعَاءَ، حَتَّى تَكُونُوا أَنْتُمْ تَجْدَعُونَهَا؟»([7])، هیچ نوزادی نیست مگر آنکه بر فطرت [پاک] زاده می شود؛ پس این پدر و مادر او هستند که او را یهودی یا نصرانی می گردانند، همانگونه که شما چهارپایان را [آسیب دیده] می آورید، آیا در [نوزاد] آنها نقصی می یابید، مگر آنکه خود شما آن را ایجاد کرده باشید؟ و در روایت : «فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ، أَوَ يُنَصِّرَانِهِ، أَوَ يُمَجِّسَانِهِ، كَمَا تُنْتَجُ البَهِيمَةُ بَهِيمَةً جَمْعَاءَ، هَلْ تُحِسُّونَ فِيهَا مِنْ جَدْعَاءَ؟»([8])، پس پدر و مادر او هستند که وی را یهودی یا نصرانی می سازند، یا به آیین مجوس در می آورند؛ همانگونه که چهارپا، سالم و بی نقص زاده می شود، آیا در آن هنگام نقصی احساس می کنید؟. همانا چهارپا از شکم مادرش سالم و کامل، با گوش ها و اندام های تمام پا به دنیا می آید، پس اگر پا یا دست یا گوشی از آن بریده شده باشد، این از ذات آفرینشش نیست، بلکه نتیجهٔ کار مردم است پس از آن که کامل و بی عیب زاده شده است، پیامبر صلّی الله علیه وسلّم فرمودند: «حَتَّى تَكُونُوا أَنْتُمْ تَجْدَعُونَهَا» «تا آن که شما خود آن را نقصان می بخشید.» پس همین گونه نوزاد بر فطرت زاده می شود، و اگر نصرانی یا یهودی گردد، یا به مجوسیت گراید، یا در هرگونه انحراف و کجروی و گمراهی و باطل بیفتد، این همه به سبب کار پدر و مادر یا محیطی است که در آن پرورش می یابد. () بخاری (6599) نقل نموده است. () بخاری (1358)، ومسلم (2658) نقل نموده اند.
و جوانان ما بر همان چیزی رشد می کنند، که پدرشان آن را به ایشان عادت داده است.
پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: «فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ، أَوَ يُنَصِّرَانِهِ، أَوَ يُمَجِّسَانِهِ» پس پدر و مادر او هستند که وی را یهودی یا نصرانی می سازند، یا به آیین مجوس در می آورند. و نگفته است: «أو يُسَلِّمَانِه»، «یا او را مسلمان می کنند»، زیرا که او بر فطرت زاده و پرورش یافته است؛ پس توحید، دین فطرت است، اما شرک و دیگر گمراهی ها و باطل ها، همه با فطرت در ستیز و از آن بیگانه اند. و اما موافقت آن با عقل ها و خردهای استوار است، زیرا عقل مستقیم و استواری که از کژی و انحراف به دور است، جز به توحید راضی نمی شود و جز توحید را نمی پذیرد، پس کیست آن کس که عقل و خردی سلیم دارد و به چندگانگی معبودان یا دلبستگی به گنبدها و خاک رضایت می دهد؟ ﴿ءَأَرۡبَاب مُّتَفَرِّقُونَ خَيۡرٌ أَمِ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰاحِدُ ٱلۡقَهَّارُ 39 آیا معبودان پراکنده [و متعدد] بهترند، یا الله یگانۀ وقهار؟ مَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ أَسۡمَآء سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ ﴾. شما به جای او [معبودی را] عبادت نمیکنید، مگر نامهایی [بیمعنی] که خود و پدرانتان بر آنها نهادهاید. الله هیچ دلیلی بر [حقانیت] آنها نازل نکرده است. [سورة يوسف].
هنگامی که موحِّد جاهلیت زید بن عمرو بن نفیل از دین قومش جدا شد، گفت([9]): () «السِّيرة» از ابن اسحاق (2/96).
آیا یک پروردگار یا هزار پروردگار *** آنگاه که کارها تقسیم شود، به کدامین خواهم گرایید
لَات و عُزّی را یکسره کنار گذاردم *** همانگونه که مردِ استوار و شکیبا انجام می دهد
نه عُزّی را می پرستم و نه دو دخترش را *** و نه بت های خاندان عَمرو را می گردانم
و (پیامبر) بر قریش به خاطر قربانی هایشان خرده می گرفت و می فرمود: «گوسفند را الله متعال آفرید و از آسمان برایش آب فرود آورد و از زمین برایش رویانید، سپس شما آن را بیرون از نام الله سر می برید» — این سخن را از روی انکار و بزرگداشت آن انجام ميدهيد ([10]). () «صحيح بخاری» (3826).
پس در عقل ها هیچ چیز آشکارتر و درخشان تر از شناخت کمال آفرینندهٔ این جهان و تنزیه او از عیب ها و کاستی ها و ویژه گردانیدنِ بندگی و خضوع تنها به او وجود ندارد، و پیامبران با یادآوری و شرح این شناخت آمدند؛ پس نیکوییِ توحید و زشتیِ شرک، در عقل ها و فطرت ها جای گرفته و برای هر که دلی زنده و عقل سلیم و فطرت صحیح دارد، شناخته شده است.
هفتم: از ویژگی های توحید آن است که توحید، پیوندی راستین و پایدار و دوامدار در دنیا و آخرت است، و هیچ پیوندی میان مردم، مانند پیوند توحید نیست؛ زیرا این پیوند که میان اهل توحید و ایمان است، پیوندی پایدار و همیشگی و جاودان در دنیا و آخرت است. ﴿ٱلۡأَخِلَّآءُ يَوۡمَئِذِۭ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلۡمُتَّقِينَ 67 ﴾ دوستان [دنیایى،] در آن روز، دشمن یكدیگرند؛ مگر پرهیزگاران. [سورة الزخرف]، و در آیۀ دیگر می فرماید: ﴿وَتَقَطَّعَتۡ بِهِمُ ٱلۡأَسۡبَابُ 166 ﴾ و اسباب [و تمام روابطی که موجب نجاتشان میشد، همگی] قطع شود. [سورة البقرة] همهٔ پیوندها و رشته ها گسستنی، و هر دوستی نابودشونده و هر ارتباطی زوال پذیر است، مگر دوستی و پیوند و ارتباط در توحید و ایمان به الله عزوجل، آنچه برای الله باشد، پایدار می ماند و پیوسته است، و آنچه برای غیر او باشد، گسسته و جدا خواهد شد، هر اندازه که پیوندی نیرومند و ارتباطی ژرف باشد، بی گمان یا در دنیا یا در آخرت پایان می یابد، مگر پیوندی که بر توحید الله سبحانه و تعالی و ایمان نیک به او استوار باشد؛ پس این پیوندی است پایدار و جاودان در دنیا و آخرت.
هشتم: از ویژگی های توحید، سلامت سرچشمهٔ آن است، توحید از چشمه ای زلال و سرچشمه ای پاک گرفته شده؛ از کتاب الله ذو الجلال و سنت پیامبرش -صلوات الله وسلامه عليه- که از روی هوس سخن نمی گوید و جز وحیِ الهام شده نیست، برگرفته شده است. این یک بخش است که تفصیل آن خواهد آمد.
نهم: از ویژگی های توحید، ثبات و حفظ آن است، و الله -تبارک و تعالی، حفظ این توحید و این دین و بقای آن را ضمانت کرده است، الله عزوجل می فرماید: ﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُشۡرِكُونَ 33 ﴾ اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آن را بر همۀ ادیان پیروز گرداند؛ هر چند مشركان دوست نداشته باشند. [سورة التوبة]، و او جل جلاله می فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدَٰافِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ ﴾ الله از کسانی که ایمان آوردهاند قطعاً [در برابر دشمنانشان] دفاع میکند. [الحج: 38]، و الله سبحانه و تعالی می فرماید: ﴿وَكَانَ حَقًّا عَلَيۡنَا نَصۡرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ 47 ﴾ و یاریدادن مؤمنان [حقی] بر عهدۀ ما است. [سورة الروم]، و او تعالى می فرماید: ﴿يُثَبِّتُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡقَوۡلِ ٱلثَّابِتِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ ﴾ الله كسانى را كه ایمان آوردهاند در زندگى دنیا و در آخرت، با سخن استوار [توحید] ثابت مىگردانَد. [إبراهيم: 27].
دهم: یکی از خصوصیات توحید، مشتمل بودن آن به بسیاری از ثمرها، فضیلت های زیادی و تأثیرات متنوع در دنیا و آخرت می باشد، و در پایان این موضوع سخنی در این مورد خواهد آمد.
مسئله دوم:
حقیقت توحید
توحید از ریشۀ فعل وحَّد يوحِّد توحيدًا گرفته شده است، به معنای یگانه ساختن است و در اصل به مفهوم یکتایی و یگانگی دلالت می کند، و توحید الله سبحانه و تعالی، به معنای ویژه ساختن ذات مقدس او و نفی هرگونه شریک در حقوق و ویژگی های منحصر به او است، هیچ موجودی در هیچ یک از صفات و حقوق او سبحانه و تعالی با وی شریک نیست.
پس ربوبیت -که شامل آفرینش، روزی بخشی، زنده کردن و میراندن، و تدبیر جهان است-، از ویژگی های خاص الله عزوجل می باشد.
اسماء حسنٰی، صفات برتر، اراده نافذ، قدرت بی کران، علم گسترده و کمال مطلق در نامها و صفات، همگی از مختصات ذات اقدس الله عزوجل است، پس هر کس برای مخلوقی، سهمی از این ویژگی های الله متعال را قائل شود، توحید خود را نقض کرده است.
و حقوق الله سبحانه و تعالی بر بندگان، عبادت او و دوری از شرک است، چنانکه در حدیث معاذ رضی الله عنه آمده است: پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمودند: «ای معاذ، آیا میدانی که حق الله بر بندگانش و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و پیامبر او آگاهترند. فرمود: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لا يُعَذِّبَ مَنْ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»:«حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند، و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده عذاب ندهد». پس عبادت، حقی ویژه الله سبحانه و تعالی است؛ و هر کس بخشی از عبادت را به غیر الله اختصاص دهد توحید خود را باطل ساخته است. () بخاری (2856، 5967)، ومسلم (30) نقل نموده اند.
پس توحید: ویژه ساختن الله جل جلاله در حقوق و ویژگی های یگانه اش می باشد، و شرک: همتا قرار دادن غیر الله عزوجل با او در یکی حقوق یا ویژگی های او می باشد، پس این حقیقت توحید، همانا یگانگی پنداشتن الله سبحانه و تعالی و نفی هر شریکی برای اوست، آنگونه که الله عزوجل فرموده است: ﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡـٔاۖ ﴾ و الله را عبادت کنید و چیزی را با او شریک نگردانید. [النساء: 36]، و او جل جلاله می فرماید: ﴿وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُ ﴾ و پروردگارت چنین فرمان داده است که جز او را عبادت نکنید. [الإسراء: 23]، و الله سبحانه و تعالی می فرماید: ﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ ﴾ و آنان فرمان نیافتند جز اینکه الله را عبادت کنند در حالی که دین [خود] را برای او خالص گردانند . [البينة: 5]، و آیت ها در این معنا زیاد اند.
از این رو، توحید به سه بخش تقسیم می شود: توحید ربوبیت، توحید اسماء و صفات، و توحید الوهیت.
توحید ربوبیت: ویژه ساختن الله سبحانه و تعالی در اعتقاد به اینکه تنها او آفریننده، روزی دهنده، مالک، نعمت بخش و گردانندۀ جهان است، و هیچ شریکی در این امور ندارد، چنانکه الله متعال می فرماید: ﴿قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ قُلِ ٱللَّهُۚ ﴾ [ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «پروردگار آسمانها و زمین کیست؟» بگو: «الله». [الرعد: 16]، الله متعال می فرماید: (قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ (84) [ای پیامبر، به منکرانِ معاد] بگو: «اگر میدانید، [بگویید] زمین و هر کس در آن است از آنِ کیست؟ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ ۚ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (85) خواهند گفت: «[همه] از آنِ الله است». بگو: «پس آیا پند نمیگیرید؟ قُلۡ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ ٱلسَّبۡعِ وَرَبُّ ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡعَظِيمِ 86 بگو: «پروردگارِ هفت آسمان و پروردگار عرش بزرگ کیست؟» سَيَقُولُونَ لِلَّهِ ۚ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ (87) خواهند گفت: «[همه] از آنِ الله است». بگو: «پس آیا [از الله] پروا نمیکنید؟» قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ (88) بگو: «اگر میدانید، [بگویید] فرمانرواییِ همه چیز به دست کیست؟ و [کیست که] پناه میدهد و کسی در برابر [عذابِ] او پناهداده نمیشود؟ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ ۚ قُلْ فَأَنَّىٰ تُسْحَرُونَ) خواهند گفت: «[فرمانرواییِ همه چیز،] از آنِ الله است». بگو: «پس چگونه افسون میشوید [و نمیاندیشید]؟» [سورة المؤمنون]، الله متعال می فرماید: ﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡۖ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ﴾ این است الله، پروردگار شما؛ پس پر برکت و بزرگوار است الله که پروردگار جهانیان است. [سورة غافر]، الله متعال می فرماید: ﴿ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡء وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡء وَكِيل﴾. الله آفریدگار همه چیز است، و او بر همه چیز نگهبان است. [سورة الزمر] و غیر از این آیت های دیگر.
قسم دوم: توحید اسماء و صفات: ویژه ساختن الله سبحانه و تعالی در نام های نیک و صفات برتری است که در کتاب و سنت پیامبر او آمده است، الله متعال می فرماید: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ 8 ﴾ الله است که هیچ معبودی [بهحق] جز او نیست [و] نیکوترین نامها از آنِ اوست. [سورة طه]، و الله سبحانه و تعالی می فرماید: ﴿قُلِ ٱدۡعُواْ ٱللَّهَ أَوِ ٱدۡعُواْ ٱلرَّحۡمَٰنَ أَيّا مَّا تَدۡعُواْ فَلَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ ﴾ بگو: «الله» را بخوانید یا «رحمان» را بخوانید؛ هر كدام را که بخوانید، نیكوترین نامها براى اوست». [الإسراء: 110] ، الله متعال می فرماید: ﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۖ هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ 22 او الله است که معبودی [راستین] جز او نیست؛ دانای غیب و آشکار است؛ او بخشندۀ مهربان است. هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡقُدُّوسُ ٱلسَّلَٰمُ ٱلۡمُؤۡمِنُ ٱلۡمُهَيۡمِنُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡجَبَّارُ ٱلۡمُتَكَبِّرُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ 23 او الله است که معبودی [بهحق] جز او نیست؛ [اوست] فرمانروا، منزّه، بیعیب و نقص، تصدیقکنندۀ پیامبرانش، مراقب [اعمال بندگانش]، قدرتمندِ شکستناپذیر، شکوهمند و شکستدهندۀ مطلق، والامقام و شایستۀ عظمت. الله از چیزهایی که [برای او به عنوان] شریک میآورند، پاک و منزّه است. هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰالِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ 24 ﴾ او الله است: خالقِ هستی، آفریدگارِ آن از نیستی [و] شکلدهندۀ مخلوقات؛ نامهایی نیک دارد. آنچه در آسمانها و زمین است تسبیحِ او را میگویند، و او قدرتمندِ شکستناپذیر [و] حکیم است. [سورة الحشر].
قسم سوم: توحید الوهیت و آن ویژه ساختن الله سبحانه و تعالی در تمامی عبادت ها مانند دعا، امید، ترس، نذر، قربانی، نماز، روزه و عبادت های دیگر، و نیز خالص قرار دادن دین برای وی و بیزاری از شرک است، چنانکه الله جل جلاله فرموده اند: ﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ ﴾، و آنان فرمان نیافتند جز اینکه الله را عبادت کنند در حالی که دین [خود] را برای او خالص گردانند . و او عزوجل می فرماید: ﴿أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ ﴾ آگاه باشید که دین خالص [و خالی از شرک]، از آنِ الله است. [الزمر: 3]، و او عزوجل می فرماید: (قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (162) (بگو همانا نماز و طاعت و تمام اعمال من و زنده شدن و مردن من همه برای الله است که پروردگار جهانیان است). لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ ﴾ [همان ذاتی كه] شریكى ندارد؛ و به این [عبادت الله به یگانگی و خالصانه] دستور یافتهام. [سورة الأنعام]، و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ مَاتَ وَهُوَ يَدْعُو مِنْ دُونِ الله نِدًّا دَخَلَ النَّارَ»([12]) «هرکس درحالی بمیرد که به جای الله همتایی را به فریاد میخواند، به دوزخ در مى آید». این است توحید و حقیقت آن. () بخاری (4497) و لفظ از اوست، ومسلم (92) از حديث عبد الله بن مسعود رضي الله عنه نقل نموده اند.
و برای هر یک از این سه قسم (توحید)، نقیضی وجود دارد؛ «اگر بدانی که توحید ربوبیت، اقرار به این حقیقت است که تنها الله متعال آفریننده، روزی دهنده، زنده کننده، میراننده، مدبّر همه امور، و گرداننده تمام مخلوقات است و هیچ شریکی در فرمانروایی او نیست، نقیضِ این باور، اعتقاد بنده به وجود مدبّری همپایه الله متعال در اموری است که جز ذات اقدس الله متعال، کسی توان انجام آن را ندارد.
و اگر بدانی که توحید اسماء و صفات، به این معناست که الله متعال را تنها با نام هایی بخوانی که خودش بر خویش نهاده، و با صفاتی وصف کنی که خود یا رسولش محمد صلی الله علیه وسلم بیان کرده، و هرگونه تشبیه و تمثیل را از او نفی کنی، و نقیض این توحید دو چیز است که هر دو زیر عنوان «الحاد» (انحراف از حق) جای می گیرند:
نخست: نفی این صفات از الله عزوجل و محروم دانستن او از ویژگی های کمال و جلالی که در کتاب و سنت ثابت شده است.
دوم: تشبیه صفات الله متعال به صفات آفریدگان، چنانکه خود فرموده است: ﴿لَيۡسَ كَمِثۡلِهِ شَيۡء وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ ﴾ هیچ چیز همانند الله نیست و همو شنوا و بیناست. [سورة الشورى]، الله متعال می فرماید: ﴿يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِۦ عِلۡما ﴾ [الله] آنچه را که انسانها [در آخرت] در پیش دارند و آنچه را که [در دنیا] پشت سر گذاشتهاند [همه را] مىداند؛ ولی دانش آنان او را فرا نمیگیرد. [طه: 110].
و اگر بدانی که توحید الوهیت، ویژه ساختن الله متعال در تمامی انواع عبادت و نفی پرستش از هر آنچه غیر الله تبارک وتعالی است می باشد، نقیض آن، اختصاص دادن بخشی از عبادت به غیر الله عزوجل است، این همان چیزی است که بیشتر مشرکان بدان دچارند و ریشه نزاع تمام پیامبران با امت های شان در همین بوده است»([13]). () «معارج القبول» از شيخ حافظ الحكمي (1/418).
مسئله سوم:
تحقق بخشیدن و تکمیل توحید
تحقق توحید، مرتبه ای بلند و جایگاهی والا و رتبه ای شریف است، پیامبر اکرم صلى الله عليه وسلم در حدیث مشهور ابن عباس و دیگران ـ رضی الله عنهم ـ ذکر نموده اند که اهل توحید روز قیامت بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند، او صلی الله علیه وسلم می فرماید: «ومَعَهُمْ سَبْعُونَ أَلْفًا يَدْخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ ولَا عَذَابٍ» «هفتاد هزار تن با ایشان بی حساب و عذاب وارد بهشت می شوند». سپس این قول را به آنان تذکر داد: «هُمُ الَّذِينَ لاَ يَسْتَرْقُونَ، وَلا يَكْتَوُون، وَلاَ يَتَطَيَّرُونَ، وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»([14]) «آنها كسانی هستند كه درخواست دم نمی کنند، (و هنگامی که بيمار می شوند، از کسی) نمی خواهند که آنها را داغ کند، فال نمی گيرند و بر پروردگارشان توكل می نمايند». این، درجه ای عالی در توحید است که همانا تحقق و تکمیل توحید می باشد. () بخاری (5705)، ومسلم (220) نقل نموده اند.
مقصود از تحقق توحید: تمامیت و کمال آن و تصفیه آن و تمیز کردن از آلودگی های شرک، بدعت ها و گناهان است، این سه مانع را علماء «عوائق» می نامند؛ موانعی که راهرو را در مسیر حرکت به سوی الله متعال و سرای آخرت باز می دارند: مانع شرک، مانع بدعت و مانع معصیت هست.
• مانع شرک را با اخلاص در توحید و یکتاپرستی می توان زدود. • مانع بدعت را با پایبندی به سنت، پیروی از رسول الله صلى الله عليه وسلم و گام نهادن در روش ایشان می توان زدود. • اما مانع معصیت را با دوری گزیدن از گناه، حذر از افتادن در آن و توبۀ نصوح به سوی الله متعال می توان زدود، اگر در گناهان گرفتار شد، چنین بنده ای که بدین رتبه رسد، به تحقق توحید دست یافته است.
تحقق توحید -همچنان- خود دو رتبه دارد: تحقیق واجب و تحقیق مستحب، هر دو اهل این رتبه ها بی حساب و عذاب به بهشت وارد می شوند:
رتبۀ نخست از تحقق توحید: رتبه مقتصدان است، مقتصد: کسی است که واجبات را به جای آرد و محرمات را ترک کند، هرگاه بنده ای واجبات و فرایض را پاس دارد و از محرمات و گناهان کبیره بپرهیزد، توحید را به گونۀ واجب محقق ساخته و از مقتصدان شمرده می شود، که بی حساب و عذاب وارد بهشت می شوند.
رتبه دوم، برتر از نخستین است: تحقق توحید به گونۀ مستحب، که رتبه سبقت کننده گان در خیرات و نیکی ها است، اینان افزون بر پاسداری واجبات و دوری از کبائر و محرمات، در نوافل و مستحبات نیز پیشتازند.
این دو گروه محققان توحید ـ مقتصدان و سبقت کننده گان در خیرات و نیکی ها ـ همگی بی حساب و عذاب به بهشت درمیآیند. الله متعال می فرماید: ﴿ثُمَّ أَوۡرَثۡنَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَيۡنَا مِنۡ عِبَادِنَا فَمِنۡهُمۡ ظَالِم لِّنَفۡسِهِ وَمِنۡهُم مُّقۡتَصِد وَمِنۡهُمۡ سَابِقُۢ بِٱلۡخَيۡرَٰتِ بِإِذۡنِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ 32 آنگاه این کتاب [= قرآن] را به آن بندگانمان که [آنان را] برگزیدیم [= به امت محمد] به میراث دادیم؛ [برخی] از آنان در حق خویش ستمکارند و [برخی دیگر] از آنان میانهرو هستند و [برخی] از آنان به فرمان الله در نیکیها پیشتازند. این [مسلمانی و بهرهمندی از قرآن، فضیلت و] بخشایش بزرگ است. جَنَّٰتُ عَدۡن يَدۡخُلُونَهَا ﴾ [پاداششان] باغهای جاودان [بهشتی] است که به آن وارد میشوند. [سورة فاطر ] یعنی: به باغ های جاودان سه دستۀ از مردم وارد می شوند: کسی که در حق خویش ستمکار است، مقتصد و میانه رو، پیشتاز در خیر و نیکی ها.
اما مقتصد و سبقت کننده گان در نیکی ها، بی درنگ و بی حساب وارد بهشت می شوند.
اما ستمکار بر خویش ـ که گناهانی كمتر از شرک دارد ـ هرچند وارد بهشت می شود، نه در قدم نخست و نه بی حساب و عذاب، مانند مقتصد و سبقت کننده گان در نیکی ها؛ بلکه در معرض عذاب و حساب خواهد بود، و او تحت مشیت الهی قرار گرفته، اگر الله بخواهد عذابش کند و اگر بخواهد او را میامرزد.
مسئله چهارم:
نواقض و کاستی های توحید
توحید دارای نواقض و کاستی ها است، ناقض های توحید اموری هست که عمل را باطل و دین را به کلی نابود می کنند، مانند کفر به الله، شرک و نفاق خالص، کفر با انواع مختلف آن، شرک با اشکال گوناگون، و نفاق اکبر با انواع مختلف آن، همۀ این ها از ناقض های توحیدند که آن را از ریشه ویران می کنند، شرک اکبر با انواع آن، کفر اکبر با انواع آن، نفاق اکبر با انواع آن، همۀ این ها نقض کننده گان توحید و نابود کننده گان آن از ریشه هستند، الله متعال می فرماید: ﴿إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ فِي ٱلدَّرۡكِ ٱلۡأَسۡفَلِ مِنَ ٱلنَّارِ ﴾ همانا منافقان در پایینترین درجاتِ دوزخند. [النساء: 145]، الله متعال می فرماید: ﴿وَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلۡإِيمَٰنِ فَقَدۡ حَبِطَ عَمَلُهُۥ ﴾ و هر کس به [ارکان] ایمان کفر بورزد، قطعاً عملش تباه شده است. [المائدة: 5]، الله متعال فرمود: ﴿وَلَقَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ 65 ﴾ به تو و پیامبرانِ پیش از تو وحى شده است كه: «اگر شرک بورزى، [پاداشِ] کارهایت قطعاً بر باد خواهد رفت و زیانكار خواهى شد. [سورة الزمر]، توحید با شرک اکبر، نفاق اکبر و کفر اکبر در همه اشکال شان نقض شده و نابود می گردد، شرح این مفصل نیازمند بحثی گسترده است.
اما نقصان های توحید، اموری هستند که توحید را ناقص می سازند اما آن را به کلی باطل نمی کنند، از آن جمله کفر اصغر و نفاق عملی می باشد، چنانکه در حدیث آمده است: «آيَةُ المُنَافِقِ ثَلاَثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ»([15])؛ منافق سه نشانه دارد: هرگاه سخن بگوید، دروغ می گوید، هرگاه وعده بگذارد، وعده خلافی می کند، هرگاه برایش امانت داده شود، در آن خیانت می کند. این ها ناقص کننده های توحید اند که اگر در بنده ای یافت شود، توحید و ایمانش را ناقص می کنند، همچنین شرک اصغر و الفاظ شرک آمیزی که شخص قصد حقیقت آنها را ندارد، اما بر زبانش جاری می شود، این ها توحیدش را کاهش می دهند، اما اگر کسی حقیقت آنها را باور کند، از جمله شرک اکبر و ناقض توحید خواهد بود. () بخاری (33)، و مسلم (58) از حديث ابو هريره نقل نموده اند.
از این رو بر مؤمن واجب است که توحید خود را با دوری از هر ناقض و نقصانی پاك دارد.
شیخ عبدالرحمن بن حسن می گوید: «بدان که ضد توحید، شرک است و شرک سه نوع است؛ شرک اکبر، شرک اصغر و شرک خفی.
و دلیل بر شرک اکبر، این فرمودۀ الله متعال است: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُۚ وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلَۢا بَعِيدًا 116 ﴾ الله این [گناه] را كه به او شرک آورده شود، قطعاً نمىآمرزد و غیر آن [هر گناهی] را برای هر کس که بخواهد میآمرزد؛ و هر کس به الله شرک آورَد، بیتردید در گمراهی دور و درازی افتاده است. [سورة النساء : 116 ]، وقول الله متعال: ﴿وَقَالَ ٱلۡمَسِيحُ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمۡۖ إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ أَنصَار72 ﴾ کسانی که گفتند: «الله همان مسیح پسر مریم است» یقیناً کافر شدند؛ در حالی که [خودِ] مسیح گفت: «ای بنیاسرائیل، الله را عبادت کنید که پروردگار من و پروردگار شماست. بیتردید، هر کس به الله شرک ورزد، الله بهشت را بر او حرام کرده است و جایگاهش دوزخ است؛ و ستمکاران هیچ یاوری ندارند». [سورة المائدة:72].
و آن چهار نوع است:
نوع اول: شرک دعا است، دلیل آن این فرمودۀ الله متعال است: ﴿فَإِذَا رَكِبُواْ فِي ٱلۡفُلۡكِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ إِذَا هُمۡ يُشۡرِكُونَ 65 وقتی [مشرکان] در کشتی سوار میشوند، الله را با اخلاص میخوانند؛ اما چون آنان را به خشکی میرسانَد و [از خطرِ غرقشدن] میرهانَد، آنگاه [باز هم] شرک میورزند. لِيَكۡفُرُواْ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ وَلِيَتَمَتَّعُواْۚ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ 66 ﴾ [چنین میکنند] تا نسبت به نعمتهایی که به آنان دادهایم ناسپاسی کنند و [از لذتهای زندگی دنیا] بهرهمند باشند. به زودی [سرانجامِ دردناکشان را] خواهند دانست. [سورة العنكبوت:66].
نوع دوم: شرک در نیت است، که همانا اراده و قصد می باشد، دلیل بر آن این قول الله متعال است: ﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيۡهِمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ فِيهَا وَهُمۡ فِيهَا لَا يُبۡخَسُونَ 15 کسانی که زندگی دنیا و زیور آن را میخواهند، [پاداش] کارهایشان را در این [دنیا] به تمامی آنان میدهیم و در آن [پاداش، هیچ] کم و کاستی نخواهند دید. أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَيۡسَ لَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ إِلَّا ٱلنَّارُۖ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَٰطِل مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ 16 ﴾ اینان کسانی هستند که در آخرت جز آتش [دوزخ، هیچ نصیبی] نخواهند داشت و آنچه در دنیا انجام دادهاند، بر باد رفته است و آنچه میکردند، تباه است. [سورة هود].
نوع سوم: شرک طاعت است، و دلیل آن این قول الله متعال است: ﴿ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَٰنَهُمۡ أَرۡبَابا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِيحَ ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُوٓاْ إِلَٰها وَٰحِداۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَٰنَهُۥ عَمَّا يُشۡرِكُونَ 31 ﴾ [این مشرکان،] علماء و راهبان خود و [همچنین] مسیح ـ پسر مریم ـ را به جای الله [به عنوان] معبودان خویش قرار دادند؛ حال آنكه دستوری جز این نداشتند که فقط الله یگانه را عبادت کنند كه معبودى [بهحق] جز او نیست. او تعالی از آنچه [با وی] شریک قرار میدهند، منزه است. [سورة التوبة] تفسیر روشن این آیه، اطاعت از علما و عابدان در نافرمانی الله است، نه عبادت آنها، چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم برای عدی بن حاتم توضیح داد، زمانی که از وی پرسید: پس او گفت: ما آنان را نمی پرستیم، پس برایش تذکر داد و گفت که عبادت آنان، همان اطاعت شان در معصیت است.
نوع چهارم: شرک محبت، و دلیل بر آن این فرمودۀ الله متعال است: ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَندَادا يُحِبُّونَهُمۡ كَحُبِّ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَشَدُّ حُبّا لِّلّهِ وَلَوۡ يَرَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ إِذۡ يَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ أَنَّ ٱلۡقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعا وَأَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعَذَابِ 165 ﴾ [با وجود این آیات روشن،] برخی از مردم، همتایانی غیر از الله را [برای عبادت] برمیگزینند و آنها را همچون الله دوست میدارند؛ و[لی] کسانی که ایمان آوردهاند الله را بیشتر دوست دارند؛ و کسانی که [با ارتکاب شرک و گناهان، بر خود] ستم کردند، هنگامی که عذاب [قیامت] را ببینند، [خواهند دانست] که تمام قدرت از آنِ الله است و اینکه الله سختکیفر است. تا این فرمودۀ الله متعال: ﴿وَمَا هُم بِخَٰرِجِينَ مِنَ ٱلنَّارِ 167 ﴾ و [کافران] هرگز از آتش [دوزخ] بیرون نخواهند شد. [سورة البقرة ].
نوع دوم: شرک اصغر، که عبارت است از ریا و خودنمایی، دلیل بر آن این فرمودۀ الله متعال است: ﴿فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلا صَٰلِحا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا 110 ﴾ پس هر کس به دیدارِ پروردگارش [در آخرت] امید دارد، باید کار شایسته انجام دهد و هیچ کس را در عبادتِ پروردگارش شریک نسازد. [سورة الكهف].
نوع سوم: شرک خفی، و دلیل بر آن این فرمودۀ او صلی الله علیه وسلم است: «الشِّرْكُ في هَذِهِ الأُمَّةِ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ على الصَّفَاةِ السَّوْدَاءِ في ظُلْمَةِ اللَّيْلِ»، «شرک در این امت پنهان تر از حرکت مورچه بر سنگ سیاه در شب تاریک است». وكفاره آن این فرمودۀ او صلى الله عليه وسلم است: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أُشْرِكَ بكَ شَيْئًا وأَنَا أَعْلَمُ، وأَسْتَغْفِرُكَ من الذَّنْبِ الَّذِي لَا أَعْلَمُ». «الهی پناه می برم به تو از آن که دانسته به تو شرک ورزم، و از گناهی که نمی دانم آمرزش می طلبم ».
کفر دو نوع است:
کفری که از ملت خارج می کند، و آن پنج نوع است:
نوع اول: کفر تکذیب، و دلیل بر آن این فرمودۀ الله متعال است: ﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُۥٓۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوى لِّلۡكَٰفِرِينَ 68 ﴾ و کیست ستمکارتر از آن که بر الله دروغ میبندد یا حق را ـ آنگاه که به او میرسدـ دروغ میانگارد؟ آیا در دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟ [سورة العنكبوت].
نوع دوم: کفر استکبار و امتناع است با وجود تصدیق، و بدلیل این فرمودۀ الله متعال: ﴿وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰ وَٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ 34 ﴾ [یاد کن] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای [بزرگداشت و احترام، به] آدم سجده کنید»؛ پس [همگی] سجده کردند جز ابلیس که خودداری کرد و تکبر ورزید و از کافران شد. [سورة البقرة].
نوع سوم: کفر شک، که همانا کفر گمان است، و دلیل بر آن این فرمودۀ الله متعال است: (وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَٰذِهِ أَبَدًا (35) و او در حالی به باغ خویش داخل شد که [به خاطر کفر و غرور،] در حق خویش ستمکار بود؛ [پس رو به دوستش] گفت: «گمان نمیکنم که این [باغ] هرگز نابود گردد. وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَىٰ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا (36) و گمان نمیکنم که قیامت بر پا گردد؛ و اگر [قیامتی در کار باشد و] به سوی پروردگارم بازگردانده شوم، قطعاً جایگاهی بهتر از این مییابم». قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا (37) دوستش که با وی گفتگو میکرد به او گفت: «آیا به آن ذاتی که تو را از خاک [و] سپس از نطفه آفرید و سپس تو را مردی [کامل] سامان داد کافر شدهای؟ [سورة الكهف].
نوع چهارم: کفر اعراض، و دلیل بر آن این فرمودۀ الله متعال است: ﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَمَّآ أُنذِرُواْ مُعۡرِضُونَ 3 ﴾ و[لى] کافران از آنچه به آنان هشدار داده شده، رویگردانند. [سورة الأحقاف].
پنجم: کفر نفاق، و دلیل بر آن این فرمودۀ الله متعال است: (ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ) (3) این به خاطر آن است که آنها ایمان آوردند، سپس کافر شدند؛ آنگاه بر دلهایشان مُهر نهاده شده، پس درنمییابند. [سورة المنافقون].
اما کفر اصغر که از ملت خارج نمی کند، کفر نعمت است؛ و دلیل بر آن این فرمودۀ الله متعال است: ﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلا قَرۡيَة كَانَتۡ ءَامِنَة مُّطۡمَئِنَّة يَأۡتِيهَا رِزۡقُهَا رَغَدا مِّن كُلِّ مَكَان فَكَفَرَتۡ بِأَنۡعُمِ ٱللَّهِ فَأَذَٰقَهَا ٱللَّهُ لِبَاسَ ٱلۡجُوعِ وَٱلۡخَوۡفِ بِمَا كَانُواْ يَصۡنَعُونَ﴾ و الله شهری [همچون مکه] را مثال میزند که امن و آرام بود [و] روزیاش از هر سو به آسانی و فراوانی میرسید؛ ولی [مردمانش] نسبت به نعمتهای الهی ناسپاسی نمودند و آنگاه الله [نیز] به سزاى آنچه مرتکب میشدند، طعم گرسنگى و ترس را به [اهالی] آن چشانید. [النحل: 112]، و فرموده او تعالی: ﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَظَلُوم كَفَّار34 ﴾ به راستی که انسان، [در حق خویش،] ستمکار [و نسبت به الله،] ناسپاس است. [سورة إبراهيم].
اما نفاق به دو نوع است: نفاق اعتقادی، و نفاق عملی:
نفاق اعتقادی:
و آن شش نوع می باشد:
که شامل تکذیب رسول، و یا تکذیب بعضی آنچه را رسول آورده است، دشمنی با او، و یا دشمنی با آنچه رسول آورده است، و شادی از سستی دین رسول، و یا کراهت از پیروزی دین رسول می باشد، که صاحبش در پایینترین درک جهنم خواهد بود، از نفاق و شقاق به الله پناه می بریم.
و اما نفاق عملی:
و آن پنج نوع می باشد:
هرگاه سخن گوید، دروغ بندد؛ و چون و هرگاه ستيزه كند از حق تجاوز کند؛ و هرگاه پیمان بندد، نقض عهد کند؛ و هرگاه امین شمرده شود، خیانت ورزد؛ و چون وعده دهد، از عهد خویش بازماند. والله ـ أعلم»([16]). () «الدُّرر السَّنيَّة» (3/66).
مسئله پنجم:
سرچشمه توحید
توحید، دینی است راستین و ایمانی است استوار که از کتاب الله و سنت پیامبرش ـ عليه الصَّلاة والسَّلام ـ سرچشمه گرفته است، این یگانه دینی است که با وحی آسمانی نازل شده، و هر آنچه در میان مردم از باورهای ناسازگار و مخالف توحید وجود دارد، پندارهایی است که در زمین روییده و مردمان آن را برساخته و پدید آورده اند، توحید، تنها عقیده ای است که از آسمان به فرمان الله متعال وحی شده، و دین الله متعال است که برای بندگانش پسندیده است، الله متعال می فرماید: ﴿وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِيناۚ ﴾ و اسلام را [به عنوان بهترین] دین برایتان برگزیدم. [المائدة: 3]، الله متعال می فرمايد: ﴿وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِينا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ ﴾ هر کس دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد. [سورة آل عمران: 85]، الله متعال می فرمايد: (وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ) و چه کسی جز آن که خود را به [سبکسری و] نادانی میاندازد از آیین ابراهیم رویگردان میگردد؟ [البقرة: 130]، الله متعال می فرمايد: ﴿إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلۡإِسۡلَٰمُ﴾ در حقیقت، دین [پسندیده] نزد الله همان اسلام است. [آل عمران: 19]؛ توحید، وحیِ فروفرستاده شده از سوی الله عزوجل برای بنده گانش است، و دین اوست که آفریدگان را برای تحقق آن آفرید، از همین رو، چنانچه قبلا تذکر دادیم که الله متعال می فرمایند: ﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّة رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ ﴾ یقیناً ما در هر امتی، پیامبری را [با این پیام] برانگیختیم که: «الله یکتا را عبادت کنید و از طاغوت [= معبودان غیر الله] دوری کنید». [النحل: 36]، ﴿أَتَىٰٓ أَمۡرُ ٱللَّهِ فَلَا تَسۡتَعۡجِلُوهُۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ 1 [ای کافران، لحظۀ وقوع قیامت و] فرمانِ الله [برای عذابتان] نزدیک شده است؛ پس برای [رسیدنِ] آن شتاب نکنید. او منزّه است و از چیزهایی که با وی شریک میسازند برتر است. يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرُوٓاْ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱتَّقُونِ 2 ﴾ [الله] به فرمان خویش فرشتگان را با وحی بر هر یک از بندگانش که بخواهد نازل میکند [با این پیام] که: «[ای پیامبران، مردم را از شرک به الله] بیم دهید [و به آنان بگویید که] معبودی [بهحق] جز من نیست؛ پس [ای مردم،] از من پروا کنید». [سورة النحل].
اما دیگر عقاید غیر از توحید، باورهایی هستند که در زمین روییده و ساخته و پرداخته ی مردمند. از اینرو، روش پیامبران در باطل ساختن عقاید شرک آلود، کفرآمیز و نفاق آمیز و دیگر گمراهی ها این بوده که نشان می دادند هیچ وحی آسمانی بر آن ها نازل نشده است، چنانکه قبلا در مورد یوسف (علیه السلام) اشاره نمودیم که به دو زندانی همراهش گفت: ﴿ءَأَرۡبَاب مُّتَفَرِّقُونَ خَيۡرٌ أَمِ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ 39 آیا معبودان پراکنده [و متعدد] بهترند، یا الله یگانۀ پیروزمند؟ مَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ أَسۡمَآء سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ ﴾. شما به جای او [معبودی را] عبادت نمیکنید، مگر نامهایی [بیمعنی] که خود و پدرانتان بر آنها نهادهاید. الله هیچ دلیلی بر [حقانیت] آنها نازل نکرده است. [سورة يوسف]، و الله عزوجل در سورۀ النجم فرموده اند: ﴿أَفَرَءَيۡتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلۡعُزَّىٰ 19 [ای مشرکان،] آیا «لات» و «عُزّی» را دیدهاید؟ وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ 20 و «مَنات» آن سومین [نمادِ بیارزش] را؟ [آیا هیچ سود و زیانی به شما میرسانند؟] أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلۡأُنثَىٰ 21 آیا [ادعا میکنید كه] فرزند پسر برای شماست و دختر برای الله؟ تِلۡكَ إِذا قِسۡمَة ضِيزَىٰٓ 22 در این صورت، این تقسیمی ناعادلانه است. إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآء سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ ﴾ این[نماد]ها فقط اسمهایی [بىمعنا] هستند كه خود و پدرانتان با آنها [معبودهاى دروغین خود را] نام نهادهاید و الله هیچ دلیلی [بر حقانیت این کار] نازل نکرده است. [سورة النجم]، و هود علیه السلام برای قومش فرمود: ﴿أَتُجَٰدِلُونَنِي فِيٓ أَسۡمَآء سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّا نَزَّلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰن فَٱنتَظِرُوٓاْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُنتَظِرِينَ 71 ﴾ آیا دربارۀ اسمهایی که خودِ شما و پدرانتان آنها را [معبود] نام نهادهاید و الله هیچ دلیلی بر [حقانیتِ] آنها نازل نکرده است با من مجادله میکنید؟ پس منتظر باشید [که] بیگمان، من [نیز] با شما از منتظرانم [سورة الأعراف].
بنیاد توحید و سرچشمه آن کتاب الله عزوجل و سنت پیامبرش ـ صلی الله علیه وسلم ـ است، و از این چشمه ی زلال و سرشارِ پاکی گرفته شده است؛ اما سرچشمه ی باورهای مردم یا عقل های فاسد و اندیشه های نادرست خودشان، یا وحیِ شیطان های سرکش است، وحی دو گونه است: وحی رحمانی و وحی شیطانی، الله متعال می فرماید: ﴿وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِهِمۡ لِيُجَٰدِلُوكُمۡۖ وَإِنۡ أَطَعۡتُمُوهُمۡ إِنَّكُمۡ لَمُشۡرِكُونَ 121 ﴾ و در حقیقت، شیاطین به دوستان خود القا مىكنند که با شما [در این مورد] مجادله نمایند؛ و اگر از آنان اطاعت كنید، قطعاً شما [نیز در زمرۀ] مشرکان هستید. [سورة الأنعام]، الله متعال می فرماید: ﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّا شَيَٰطِينَ ٱلۡإِنسِ وَٱلۡجِنِّ يُوحِي بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡض زُخۡرُفَ ٱلۡقَوۡلِ غُرُوراۚ ﴾ و [ای پیامبر محمد، تو را با دشمنیِ مشرکان آزمودیم و] همچنین برای هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که برخی از آنان در نهان، به برخی دیگر سخنان فریبنده [و بیاساس] القا میکنند. [الأنعام: 112]، الله متعال می فرماید: ﴿هَلۡ أُنَبِّئُكُمۡ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ 221 ﴾ آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل میشوند؟ [سورة الشعراء]، حتی مختار بن ابی عبید نیز از این دسته بود تا جایی که به ابن عمر و ابن عباس، برای یکی از آنان گفته شد: «او ادعا می کند که به او وحی می شود؛ او گفت: ﴿وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِهِمۡ لِيُجَٰدِلُوكُمۡ﴾، و در حقیقت، شیاطین به دوستان خود القا مىكنند که با شما [در این مورد] مجادله نمایند. و به دیگری گفته شد: «او می گوید که بر او وحی نازل می شود ؛ او گفت: ﴿هَلۡ أُنَبِّئُكُمۡ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ 221 ﴾ ([17]). آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل میشوند؟ () «مجموع الفتاوى» ابن تيمية (13/75).
شیطان به گمراهان، عقاید و اندیشه ها و وسوسه هایی القا می کند که بدان ها ایمان می آورند و سپس مردم را به سوی این «وحیِ شیطانی» فرا می خوانند، یا گاه انسان ها با ذوق فاسد خود به اموری می رسند و بر اساس آن، اعمال، عبادات و مراسم می سازند و در توجیه آنها می گویند: «ما یا مشایخ مان آزموده ایم!» حال آنکه دین با تجربه به دست نمی آید، یا خواب هایی می بینند و بر پایه ی آن، دین و عقیدهای بنا می کنند، و به همین ترتیب سرچشمه های ناپاکی که بسیاری از مردم، باورهای بی اساس را از آن می گیرند، که الله متعال بر آن هیچ دلیل و برهانی نازل ننموده است.
پس عقیده ی مبارک؛ عقیدۀ توحید ـ که دین الله سبحانه و تعالی است که جز آن را نمی پذیرد ـ عقیدۀ که از چشمه ای زلال و سرچشمه ای پاک گرفته شده است، هر که از این سرچشمۀ زلال نخست بنوشد، دیگر منابع را تیره و آلوده می یابد، اما انسان تنها زمانی آلودگی این منابع را در می یابد که سرچشمه ی پاک و ناب، یعنی وحی و تنزیل الهی را بشناسد، از همین روست که بسیاری از مشرکان پس از هدایت و گرایش به توحید، پی می برند که مردمانی بی خرد بوده اند، در حالی که در زمان گمراهی و شرک، گمان می کردند بر عقل راستین و دین استوارند.
بر همین اساس، برخی صحابه گاه گرد هم می آمدند و از کارهای شگفت انگیز خود در دوران شرک یاد می کردند و سپاس الله متعال را بجا می آوردند، که به اسلام و توحید رهنمون شان شد، ابو عثمان نهدی ـ که دوران جاهلیت را درک کرد و در عهد رسول الله(صلی الله علیه وسلم) اسلام آورد در حالی که او را ندیده بود ـ می گوید: «در جاهلیت، سنگی را می پرستیدیم، روزی ندایی شنیدیم که فریاد زد: ای کاروانیان! پروردگارتان نابود شده است، پس پروردگاری دیگر بجویید، یعنی همان سنگی که همراه شان بود ناپدید و گم گردید، گفت: ما نیز به هر سو روانه شدیم، در این میان، ندا دهنده ای فریاد زد: پروردگارتان را یافتیم! و یا سنگی دیگر مانند آن یافتیم، گفت: زمانی که نزد او آمدیم و نگاه کردیم که سنگی است، و ما گوسفندان را در پای آن قربانی کردیم»([18])، پس سنگی دیگر همانند آن یافتند و آن را آوردند، روی به پرستشش نهادند، امیدها به او بستند و دعاها، آرزوها و قربانی های خویش را نثارش کردند، اینان چگونه خردی داشتند؟! () ابن ابو شيبة در «مصنَّف اش» (33914)، و ابن سعد در «الطَّبقات الكبرى» (7/97)، و ابو نعيم در «معرفة الصَّحابة» (4707) نقل نموده اند، واسناد آن حسن است.
در همان هنگام که این اعمال را انجام می دادند، پیامبران الله را دیوانه می خواندند و خود را خردمندان می پنداشتند، اما هنگامی که الله عزوجل دلهای شان را به نور توحید و ایمان روشن ساخت، دریافتند که مشرکان بر چه راه فسادی بوده اند و سرچشمه های اعتقادی آنان چقدر آلوده و آمیخته به باطل و گمراهی بوده است، و برای آنان روشن گردید که هر مشرک عقل فاسد دارد.
مسئله ششم:
ثمرات و فواید توحید
توحید، ثمرات و فوایدی بی حساب و بی پایانی دارد، الله متعال در قرآن اشاره فرموده است: ﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلا كَلِمَة طَيِّبَة كَشَجَرَة طَيِّبَةٍ أَصۡلُهَا ثَابِت وَفَرۡعُهَا فِي ٱلسَّمَآءِ 24 ﴾ [ای پیامبر،] آیا ندیدی که الله چگونه مَثل زده است؟ کلمۀ پاک [لا اله الا الله] همچون درخت [نخل تنومند و] پاکی است که ریشهاش [در اعماق زمین] استوار است و شاخهاش بر آسمان [سر برآورده] است. تُؤۡتِيٓ أُكُلَهَا كُلَّ حِينِۭ ﴾ میوهاش را هر لحظه به فرمان پروردگارش مىدهد. [سورة إبراهيم] یعنی ثمرات و فواید آن
پس فواید توحید در دنیا و آخرت برای بنده، بی حد و مرز است، به طور کلی می توان گفت:
هر خیری که بنده در دنیا و آخرت به آن می رسد، و هر شری که از آن رهایی می یابد، از ثمرات توحید است، از برجسته ترین ثمرات توحید، صحت و پذیرش اعمال است؛ زیرا هیچ عمل ـ هر اندازه که بزرگ هم باشد ـ بدون توحید پذیرفته نمی شود، توحید برای اعمال، همچون پایه ی ساختمان و ریشه ی درخت است، بنابرین الله متعال می فرماید: ﴿وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا وَهُوَ مُؤۡمِن فَأُوْلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورا 19 ﴾ و هر که طالب زندگی آخرت باشد و برای آن به قدر لزوم و توان بکوشد البته به شرط ایمان به الله، سعی چنین کسانی مقبول و مأجور خواهد بود. [سورة الإسراء]، و او عزوجل می فرماید: (مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِن فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰة طَيِّبَة وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ 97) هر کس ـ مرد یا زن ـ که کار نیک کند و مؤمن باشد، قطعاً او را [در دنیا] به زندگانی پاک و پسندیدهای زنده میداریم و [در آخرت نیز] بر اساس نیکوترین [طاعت و] كارى كه مىكردند، به آنان پاداش میدهیم. [سورة النحل]، پس توحید، اعمال را اصلاح و پاک می کند، هرچند انسان را اعمال بسیار و فراوان باشد؛ آن اعمال از او پذیرفته نمى شود، مگر آن که بر پایه ی توحید استوار باشد، الله متعال می فرماید: ﴿وَمَا مَنَعَهُمۡ أَن تُقۡبَلَ مِنۡهُمۡ نَفَقَٰتُهُمۡ إِلَّآ أَنَّهُمۡ كَفَرُواْ بِٱللَّهِ وَبِرَسُولِهِۦ ﴾ و هیچ چیز مانع قبول نفقه های شان نشد، جز این كه آنان به الله و پیامبرش كفر ورزیدند. [التوبة: 54]، الله متعال می فرمايد: ﴿وَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلۡإِيمَٰنِ فَقَدۡ حَبِطَ عَمَلُهُۥ ﴾ و هر کس به [ارکان] ایمان کفر بورزد، قطعاً عملش تباه شده است. [المائدة: 5]، و فرمودند: ﴿وَلَقَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ﴾ به تو و پیامبرانِ پیش از تو وحى شده است كه: «اگر شرک بورزى، [پاداشِ] کارهایت قطعاً بر باد خواهد رفت. [الزمر: 65]؛ توحید، اعمال را اصلاح میکند و تنها راه پذیرش آن است.
و توحید عامل رستگاری و بلندمرتبگی در دنیا و آخرت است. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدى مِّن رَّبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ 5 ﴾ اینان از جانب پروردگارشان از هدایت برخوردارند و رستگاران [واقعی] همینها هستند. [سورة البقرة]؛ پس اهل توحید، راه یافتگان و رستگارانند، و فلاح بزرگترین واژه ای است که برای بهره گیری از خیر و نیکی به کار می رود، مُفلح کسی است که خیر دنیا و آخرت را به چنگ آورد، و این جز با توحید و اخلاص در دین الله سبحانه و تعالی میسر نیست.
از دیگر ثمرات توحید، بهره مندی از کرامت الهی و بهشت، و نجات از عذاب و خشم اوست، هر که الله سبحانه و تعالی را با توحید ملاقات کند، وارد بهشت می گردد، و هر که الله سبحانه و تعالی با شرک ملاقات کند ـ والعياذ بالله ـ، وارد دوزخ گردیده و در آن جاودانه و تا ابد می ماند، الله عزوجل می فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُۚ ﴾ بیگمان الله این را که به او شرک آورده شود، نمیبخشد، و غیر از آن را برای هر کس بخواهد میبخشد. [النساء: 48]، پس توحید، از آثار و ثمراتش، رستگاری در بهشت و رهایی از دوزخ است.
اگر کسی توحید را به حد واجب یا مستحب محقق کند، از ورود به دوزخ نجات می یابد، اما اگر موحد باشد و گناهانی غیر از شرک مرتکب شده باشد، از جاودانگی در دوزخ رهایی می یابد؛ زیرا در دوزخ جز مشرک جاودان نمی ماند، چنانکه در حدیث آمده است: «الله متعال به فرشتگان فرمان می دهد، هر کس که ذره ای شرک نورزیده شایسته ی رحمت اوست، و او را از آتش بیرون آورند، کسانی که می گویند: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» ([19]). () بخاری (7437)، و مسلم (182) از حديث ابو هريره نقل نموده اند.
از دیگر ثمرات توحید، گشایش سینه است، هر چه توحید کاملتر و نیرومندتر باشد، سینه ی صاحبش گشاده تر خواهد بود.
الله تعالی فرموده است: ﴿أَفَمَن شَرَحَ ٱللَّهُ صَدۡرَهُۥ لِلۡإِسۡلَٰمِ فَهُوَ عَلَىٰ نُور مِّن رَّبِّهِ﴾ پس آیا كسى كه الله دلش را پذیراى اسلام كرده و از جانب پروردگارش، از نور [هدایت و بصیرت] برخوردار گشته. [الزمر: 22]، الله متعال می فرمايد: ﴿فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهۡدِيَهُۥ يَشۡرَحۡ صَدۡرَهُۥ لِلۡإِسۡلَٰمِۖ وَمَن يُرِدۡ أَن يُضِلَّهُۥ يَجۡعَلۡ صَدۡرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي ٱلسَّمَآءِۚ ﴾ پس هر کس که الله بخواهد او را هدایت کند، دلش را برای [پذیرش] اسلام میگشاید؛ و هر کس را بخواهد در گمراهی واگذارد، دلش را بسیار تنگ [و بسته] میسازد [و پذیرش حق را چنان برایش محال میگردانَد که] گویی میخواهد از آسمان بالا رود [ولی نمیتواند]. [الأنعام: 125]، هدایت و توحید از بزرگترین عوامل گشایش سینه هست، و شرک و گمراهی از عوامل اصلی تنگی آن هست.
همچنین از ثمرات توحید، این است که الله متعال به اهل توحید عزت، پیروزی در دنیا، توفیق اصلاح امور و حکمرانی بر زمین را وعده داده است، الله متعال می فرماید: ﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ كَمَا ٱسۡتَخۡلَفَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمۡ دِينَهُمُ ٱلَّذِي ٱرۡتَضَىٰ لَهُمۡ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّنۢ بَعۡدِ خَوۡفِهِمۡ أَمۡناۚ يَعۡبُدُونَنِي لَا يُشۡرِكُونَ بِي شَيۡـاۚ وَمَن كَفَرَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ 55 ﴾ الله به افرادی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده داده است که قطعاً آنان را در زمین جانشین [مشرکان] میسازد؛ همان گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند [نیز] جانشین [کافران و ستمگران] نمود؛ و [فرموده است] دینشان را که برای آنان پسندیده است، حتما برایشان استوار [و پیروزمند] میسازد و یقینا ترسشان را به آرامش و امنیت تبدیل میکند؛ [چرا که] تنها مرا عبادت میکنند و چیزی را با من شریک نمیسازند؛ و هر کس از این پس کفر بورزد، آنان نافرمانند. [سورة النور].
از دیگر ثمرات توحید، این است که توحید دروازه ی خیر، شادی، لذت، آرامش و سرور را به روی بنده می گشاید، الله متعال می فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكۡرِ ٱللَّهِۗ أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ 28 ﴾ [همان] کسانی که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد الله آرام میگیرد. آگاه باشید که تنها با یاد الله دلها آرام میگیرد. [سورة الرعد]، الله متعال می فرمايد: ﴿فَإِمَّا يَأۡتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدى فَمَنِ ٱتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشۡقَىٰ 123 اگر از [جانب] من رهنمودی برایتان رسید، [بدانید] هرکس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه میشود و نه [از عذابِ دوزخ] به رنج میافتد. وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى 124﴾ و کسی که از یاد من رویگردان شود، یقیناً زندگی سختی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا برمیانگیزیم. [سورة طه].
این بود اشاره ای کوتاه به این موضوع بزرگ، از الله متعال می خواهم که ما را از دانش خود بهره مند سازد، این نوشته را حجتی برای مان قرار دهد، و به راه راست هدایتمان کند.
والله أعلم، و صلَّى الله وسلَّم على عبده ورسوله نبيِّنا مُحمَّد وآله وصحبه أجمعين.