Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

14 از 704 کارت

حذف فیلترها
«مَا مِنْ يَوْمٍ يُصْبِحُ العِبَادُ فِيهِ إِلَّا مَلَكَانِ يَنْزِلاَنِ، فَيَقُولُ أَحَدُهُمَا: اللَّهُمَّ أَعْطِ مُنْفِقًا خَلَفًا، وَيَقُولُ الآخَرُ: اللَّهُمَّ أَعْطِ مُمْسِكًا تَلَفًا»: «هیچ روزی نیست که بندگان صبح کنند مگر آنکه دو فرشته نازل می‌شوند که یکی از آن‌دو می‌گوید: خداوندا، انفاق‌کننده را جایگزین عطا کن؛ و دیگری می‌گوید: خدایا آنکه دستش را از انفاق ‌نگه‌ داشته است، اتلاف و از بین رفتن مال عطا بفرما».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
ای رسول الله، مادر سعد از دنیا رفته است، پس چه صدقه‌ای بهتر است؟ فرمود: «الْمَاءُ»: «آب»؛ راوی می‌گوید: پس او چاهی حفر کرد و گفت: این برای مادر سعد است.
با مجموع طرق آن، حسن است به روایت ابوداوود و نسائی و ابن‌ماجه
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ»: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: شهادت دادن به اینکه معبود [به‌حقی] نیست جز الله و اینکه محمد بنده و فرستاده‌ی اوست؛ و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانه‌ی [کعبه] و روزهٔ رمضان».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول خدا صلی الله علیه و سلم زکات فطر را به اندازهٔ یک صاع (پیمانه) خرما، یا یک صاع جو، بر برده و آزاد، مرد و زن، و کوچک و بزرگ از مسلمانان، واجب کردند و دستور دادند که قبل از بیرون رفتن مردم به سوی نماز [عید]، پرداخت شود.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا سَيُكَلِّمُهُ اللهُ، لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَهُ تُرْجُمَانٌ، فَيَنْظُرُ أَيْمَنَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ أَشْأَمَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَلَا يَرَى إِلَّا النَّارَ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ، فَاتَّقُوا النَّارَ وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ»: «هیچ‌یک از شما نیست مگر اینکه پروردگارش با او سخن می‌گوید، درحالی‌که میان او و الله متعال مترجمی نیست؛ پس به سمت راست خود نگاه می‌کند، اما چیزی جز آنچه از پیش فرستاده، نمی‌بیند؛ و به سمت چپ خود نگاه می‌کند که چیزی جز آنچه از پیش فرستاده نمی‌بیند؛ و در برابر خود را می‌نگرد، جز دوزخ را در برابر چهره‌اش نمی‌بیند؛ پس از آتش دوزخ دوری کنید، هرچند با نصف خرمایی باشد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«دِينَارٌ أَنْفَقْتَهُ فِي سَبِيلِ اللهِ، وَدِينَارٌ أَنْفَقْتَهُ فِي رَقَبَةٍ، وَدِينَارٌ تَصَدَّقْتَ بِهِ عَلَى مِسْكِينٍ، وَدِينَارٌ أَنْفَقْتَهُ عَلَى أَهْلِكَ أَعْظَمُهَا أَجْرًا الَّذِي أَنْفَقْتَهُ عَلَى أَهْلِكَ» یعنی: «از میان دیناری که در راه الله هزینه کرده‌ای، و دیناری که برای آزادی برده‌ای هزینه کرده ای، و دیناری که به بینوایی صدقه داده‌ای، و دیناری که برای خانواده‌ات مصرف کرده‌ای، بیشترین اجر را آن دیناری دارد که برای خانواده‌ات مصرف کرده‌ای».
صحیح است به روایت مسلم
«الْأَعْمَالُ سِتَّةٌ، وَالنَّاسُ أَرْبَعَةٌ، فَمُوجِبَتَانِ، وَمِثْلٌ بِمِثْلٍ، وَحَسَنَةٌ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، وَحَسَنَةٌ بِسَبْعِ مِائَةٍ، فَأَمَّا الْمُوجِبَتَانِ: فَمَنْ مَاتَ لَا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ مَاتَ يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ النَّارَ، وَأَمَّا مِثْلٌ بِمِثْلٍ: فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ حَتَّى يَشْعُرَهَا قَلْبُهُ، وَيَعْلَمَهَا اللهُ مِنْهُ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةً، وَمَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً، كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةً، وَمَنْ عَمِلَ حَسَنَةً فَبِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، وَمَنْ أَنْفَقَ نَفَقَةً فِي سَبِيلِ اللهِ فَحَسَنَةٌ بِسَبْعِ مِائَةٍ، وَأَمَّا النَّاسُ، فَمُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا مَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَمَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا مُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَمَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَمُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ»: «کارها شش [دسته] است و مردم [چهار] دسته، [کارها چنین است:] دو واجب کننده و مثل در مقابل مثل؛ و هر نیکی به اندازهٔ ده برابر آن، و یک حسنه به هفتصد تا؛ اما دو واجب کننده این است که: هرکس درحالی بمیرد که به الله چیزی را شریک نیاورده، وارد بهشت می‌شود؛ و هرکس درحالی بمیرد که چیزی را با او شریک نموده، وارد دوزخ می‌شود؛ اما مثل به مثل آن است که هرکس تصمیم جدی به انجام کار نیکی بگیرد تا آنکه دلش آن را احساس کند و الله آن را از او بداند (قصدش برای انجامش جدی است)، برایش یک حسنه در برابر آن نوشته می‌شود؛ و هرکس در راه الله انفاقی کند هر نیکی هفتصد برابر نوشته می‌شود؛ اما [دسته‌های] مردم چنین است: یکی در دنیا برایش گشایش است و در آخرت دچار تنگنا می‌شود و یکی در دنیا دچار تنگاست و در آخرت گشایش می‌یابد و یکی در دنیا و آخرت دچار تنگناست و یکی که در دنیا و آخرت از گشایش برخوردار است».
حسن است به روایت احمد
زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و سلم در میان ما بودند، ما زکات فطر را از طرف هر کوچک و بزرگ، آزاد یا برده، به اندازهٔ یک صاع (پیمانه) از خوراک، یا یک صاع کشک، یا یک صاع جو، یا یک صاع خرما، یا یک صاع کشمش پرداخت می‌کردیم. و ما پیوسته آن را به همین شکل پرداخت می‌کردیم تا اینکه معاویة بن ابی سفیان رضی الله عنه برای حج یا عمره نزد ما آمد. پس بر منبر با مردم سخن گفت و از جملهٔ سخنانش با مردم این بود که گفت: من چنین می‌بینم که دو مُد (پیمانه‌ای کوچکتر) از گندم شام، معادل یک صاع خرماست. پس مردم این [نظر] را پذیرفتند. ابوسعید گفت: اما من، تا زمانی که زنده باشم، پیوسته آن را همان‌گونه که پرداخت می‌کردم، پرداخت خواهم کرد.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند