Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

14 از 704 کارت

حذف فیلترها
«الذَّهَبُ بِالذَّهَبِ، وَالْفِضَّةُ بِالْفِضَّةِ، وَالْبُرُّ بِالْبُرِّ، وَالشَّعِيرُ بِالشَّعِيرِ، وَالتَّمْرُ بِالتَّمْرِ، وَالْمِلْحُ بِالْمِلْحِ، مِثْلًا بِمِثْلٍ، سَوَاءً بِسَوَاءٍ، يَدًا بِيَدٍ، فَإِذَا اخْتَلَفَتْ هَذِهِ الْأَصْنَافُ، فَبِيعُوا كَيْفَ شِئْتُمْ، إِذَا كَانَ يَدًا بِيَدٍ». یعنی: «طلا در برابر طلا، و نقره در برابر نقره، و گندم در برابر گندم، و جو در برابر جو، و خرما در برابر خرما، و نمک در برابر نمک، باید همانند یکدیگر، برابر با یکدیگر و دست به دست باشد. پس هرگاه این انواع متفاوت بودند، هرگونه که خواستید بفروشید، به شرطی که دست به دست باشد».
صحیح است به روایت مسلم
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نذر نهی کرده و فرمودند: «إِنَّهُ لَا يَأْتِي بِخَيْرٍ، وَإِنَّمَا يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ»: «نذر خیری نمی‌آورد، بلکه با آن (مقداری) از (مال) بخیل بیرون آورده می‌شود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
ای رسول الله، مادر سعد از دنیا رفته است، پس چه صدقه‌ای بهتر است؟ فرمود: «الْمَاءُ»: «آب»؛ راوی می‌گوید: پس او چاهی حفر کرد و گفت: این برای مادر سعد است.
با مجموع طرق آن، حسن است به روایت ابوداوود و نسائی و ابن‌ماجه
«مَا زَالَ يُوصِينِي جِبْرِيلُ بِالْجَارِ، حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُ»: «همواره جبرئيل در مورد همسايه به من سفارش مى‌كرد تا جایی كه گمان بردم همسايه از همسايه ارث مى‌برد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثَةٍ: إِلَّا مِنْ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ، أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ»: «هرگاه فرزند آدم بمیرد عملش از او قطع می‌شود مگر از سه راه: صدقهٔ جاریه، یا علمی که مثمر ثمر باشد، یا فرزند صالحی که برای او دعا کند».
صحیح است به روایت مسلم
«مَنِ اقْتَطَعَ حَقَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ بِيَمِينِهِ، فَقَدْ أَوْجَبَ اللهُ لَهُ النَّارَ، وَحَرَّمَ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ» فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: وَإِنْ كَانَ شَيْئًا يَسِيرًا يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: «وَإِنْ قَضِيبًا مِنْ أَرَاكٍ». یعنی: «هر کس با سوگند خود، حقِ مرد مسلمانی را پایمال کند، خداوند آتش را بر او واجب و بهشت را بر او حرام کرده است». پس مردی به ایشان گفت: ای رسول خدا، هرچند چیز ناچیزی باشد؟ فرمودند: «هرچند شاخه‌ای از درخت اراک (مسواک) باشد».
صحیح است به روایت مسلم
«مَنْ حَلَفَ عَلَى يَمِينٍ وَهُوَ فِيهَا فَاجِرٌ لِيَقْتَطِعَ بِهَا مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، لَقِيَ اللَّهَ وَهُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانُ». قَالَ: فَقَالَ الْأَشْعَثُ: فِيَّ وَاللَّهِ كَانَ ذَلِكَ؛ كَانَ بَيْنِي وَبَيْنَ رَجُلٍ مِنَ الْيَهُودِ أَرْضٌ، فَجَحَدَنِي، فَقَدَّمْتُهُ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَلَكَ بَيِّنَةٌ؟» قُلْتُ: لَا. قَالَ: فَقَالَ لِلْيَهُودِيِّ: «احْلِفْ». قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِذَنْ يَحْلِفَ وَيَذْهَبَ بِمَالِي. فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا}. إِلَى آخِرِ الْآيَةِ. یعنی: «هر کس بر سوگندی در حالی که در آن دروغگوست، قسم بخورد تا با آن مال مرد مسلمانی را پایمال کند، الله را در حالی ملاقات خواهد کرد که بر او خشمگین است». [راوی] گفت: پس اشعث گفت: به خدا سوگند این دربارهٔ من بود؛ میان من و مردی از یهود، زمینی بود و او [مالکیت] مرا انکار کرد. پس او را نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم بردم. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم به من فرمودند: «آیا دلیلی داری؟». گفتم: نه. [راوی] گفت: پس به آن یهودی فرمودند: «قسم بخور». [اشعث] گفت: من گفتم: ای رسول خدا، در این صورت او قسم می‌خورد و مال مرا می‌برد. پس خداوند متعال [این آیه را] نازل کرد: {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا} (همانا کسانی که پیمان خدا و سوگندهایشان را به بهایی اندک می‌فروشند) تا آخر آیه.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ وَلَا فِضَّةٍ، لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا، إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ، صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْمِيَ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ، فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ وَجَبِينُهُ وَظَهْرُهُ، كُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ، فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ الْعِبَادِ، فَيَرَى سَبِيلَهُ، إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ»: «هر صاحبِ طلا و نقره‌ای که حق (زکاتِ) آن را ندهد، روز قیامت [طلا و نقره‌اش] برای او به ورق‌هايی از آتش تبديل می‌شود و اين ورق‌ها را در آتش دوزخ داغ می‌کنند و سپس با آن پهلو، پيشانی و پُشت او را داغ می‌نهند و هر بار که اين ورق‌ها سرد شود، دوباره داغ می‌گردد و اين عذاب برای آن شخص در روزی که مقدارش به اندازهٔ پنجاه هزار سال است، ادامه دارد تا آن که در ميان بندگان، قضاوت می‌شود و سپس مسيرِ آن فرد به سوی بهشت يا به سوی دوزخ مشخص می‌گردد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند