Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

6 از 704 کارت

حذف فیلترها
«مَنْ أَصَابَ حَدًّا فَعُجِّلَ عُقُوبَتَهُ فِي الدُّنْيَا فَاللَّهُ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ يُثَنِّيَ عَلَى عَبْدِهِ الْعُقُوبَةَ فِي الْآخِرَةِ، وَمَنْ أَصَابَ حَدًّا فَسَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَفَا عَنْهُ فَاللَّهُ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَعُودَ فِي شَيْءٍ قَدْ عَفَا عَنْهُ». یعنی: «هر کس مرتکب گناهی مستوجب حد شود و مجازاتش زودتر در دنیا اجرا گردد، خداوند عادل‌تر از آن است که مجازات را بر بنده‌اش در آخرت تکرار کند. و هر کس مرتکب گناهی مستوجب حد شود و خداوند آن را بر او بپوشاند و از او درگذرد، پس خداوند کریم‌تر از آن است که به [مجازات] چیزی بازگردد که از آن درگذشته است».
حسن است به روایت ترمذی و ابن‌ماجه
«مَنْ حَمَلَ عَلَيْنَا السِّلَاحَ فَلَيْسَ مِنَّا»: «کسی که علیه ما سلاح بردارد از ما نیست».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«به‌راستی خداوند واجباتی را فرض کرده است، پس آن‌ها را ضایع نکنید؛ و حد و مرزهایی را تعیین کرده است، پس از آن‌ها تجاوز نکنید؛ و چیزهایی را حرام کرده است، پس آن‌ها را مرتکب نشوید؛ و دربارهٔ چیزهایی از روی رحمت برای شما نه از روی فراموشی سکوت کرده است، پس دربارهٔ آن‌ها جست‌وجو نکنید.»
نووی -رحمه الله- می‌گوید: حدیثی حسن است. به روایت دارقطنی در سنن و دیگران
گروهی از قبیلهٔ عُكْل یا عُرَینه آمدند و [آب و هوای] مدینه با آنان سازگار نبود. پس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم آنان را به نزد شتران شیرده فرستادند و دستور دادند که از ادرار و شیرشان بنوشند. آنان نیز رفتند. پس هنگامی که بهبود یافتند، چوپان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم را کشتند و شتران را به سرقت بردند. خبر در ابتدای روز رسید، پس [پیامبر] گروهی را در تعقیبشان فرستادند. هنگامی که روز بالا آمد، آنان را آوردند. پس ایشان دستور دادند که دست‌ها و پاهایشان قطع شود و چشمانشان [با میخ داغ] کور شود و در حره (منطقه‌ای سنگلاخی) رها شدند، در حالی که آب می‌خواستند و به آنان آبی داده نمی‌شد. ابوقلابه گفت: اینان دزدی کردند و کشتند و پس از ایمانشان کافر شدند و با خدا و رسولش جنگیدند.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«ریختن خون هیچ فرد مسلمانی حلال نیست مگر به یکی از این سه دلیل: شخص همسرداری که زنا کند، و کشتن کسی در برابر کسی (قصاص)، و کسی که دین خود را رها کرده و از جماعت مسلمانان جدا شود.»
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«تُقْطَعُ الْيَدُ فِي رُبُعِ دِينَارٍ فَصَاعِدًا». یعنی: «دست [دزد] برای ربع دینار (یک چهارم دینار) و بیشتر از آن، قطع می‌شود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند