Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

11 از 704 کارت

حذف فیلترها
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم او (ابو موسی اشعری) را به یمن فرستاد. او از پیامبر دربارهٔ نوشیدنی‌هایی که در آنجا ساخته می‌شد پرسید. پیامبر فرمود: «آن‌ها چیست؟» گفت: «بِتْع و مِزر.» به ابو برده گفته شد: بِتْع چیست؟ گفت: شرابی است که از عسل گرفته می‌شود. و مِزر شرابی است که از جو تهیه می‌گردد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود: «هر چیزی که مست‌کننده باشد، حرام است.» روایت بخاری
صحیح است به روایت بخاری و مسلم
«كل مُسْكِرٍ خَمْرٌ، وكل مُسْكِرٍ حرام، ومن شرِب الخمر في الدنيا فمات وهو يُدْمِنُهَا لَمْ يَتُبْ، لَمْ يَشْرَبْهَا في الآخرة»: «هر چیزی که مست‌کننده باشد، خمر است، و هر مست‌کننده‌ای حرام است. و کسی که در دنیا خمر بنوشد و درحالی بمیرد که به آن معتاد بوده و توبه نکرده باشد، در آخرت آن را نخواهد نوشید».
صحیح است به روایت مسلم؛ و بخاری جملهٔ پایانیِ آن را تخریج کرده است.
«همانا خداوند نیکی [و احسان] را بر هر چیزی واجب کرده است؛ پس هرگاه کشتید، نیکو بکشید، و هرگاه ذبح کردید، نیکو ذبح نمایید. و باید یکی از شما تیغهٔ کارد خود را تیز کند و ذبیحه‌اش را راحت [ذبح]کند.»
صحیح است به روایت مسلم
«مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ». «هر آنچه بسیارِ آن مست کند، اندکِ آن نیز حرام است».
حسن است به روایت ابوداوود و ترمذی و ابن‌ماجه و احمد
ساقیِ گروهی در خانهٔ ابی‌طلحه بودم و شرابشان در آن روز «فضیخ» بود. پس رسول خدا صلی الله علیه و سلم به منادی‌ای دستور دادند که ندا دهد: «هان! همانا شراب حرام شد». [انس] گفت: پس ابی‌طلحه به من گفت: برو بیرون و آن را بریز. من نیز بیرون رفتم و آن را ریختم، و [شراب] در کوچه‌های مدینه جاری شد. پس برخی از آن گروه گفتند: گروهی کشته شده‌اند در حالی که آن [شراب] در شکم‌هایشان بود. پس خداوند این آیه را نازل کرد: {لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا} (بر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، گناهی در آنچه [پیش از این] خورده‌اند، نیست) [مائده: ۹۳] تا پایان آیه.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
ما همراه با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم در ذوالحلیفه بودیم که مردم دچار گرسنگی شدند. پس شتران و گوسفندانی [به عنوان غنیمت] به دست آوردند. [راوی] گفت: و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم در انتهای گروه [در حرکت] بودند. پس [مردم] شتاب کردند و [حیوانات را] ذبح نمودند و دیگ‌ها را برپا کردند. پس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم دستور دادند دیگ‌ها واژگون کرده شوند. سپس [غنایم را] تقسیم کردند و ده گوسفند را معادل یک شتر قرار دادند. پس شتری از میان آنها رمید. به دنبالش رفتند اما آنان را خسته کرد [و نتوانستند بگیرندش]. و در میان گروه، اسبان اندکی بود. پس مردی از آنان تیری به سویش رها کرد و خداوند آن [شتر] را متوقف ساخت. سپس [پیامبر] فرمودند: «إِنَّ لِهَذِهِ الْبَهَائِمِ أَوَابِدَ كَأَوَابِدِ الْوَحْشِ، فَمَا غَلَبَكُمْ مِنْهَا فَاصْنَعُوا بِهِ هَكَذَا» یعنی: «همانا این چهارپایان [اهلی] نیز گاهی مانند حیوانات وحشی، رم می‌کنند. پس هر کدام از آنها که بر شما چیره شد [و رمید]، با آن چنین کنید». [رافع] گفت: من گفتم: ما امیدواریم - یا می‌ترسیم - که فردا با دشمن روبرو شویم و کاردی همراه نداریم، آیا با [چوب] نی ذبح کنیم؟ فرمودند: «مَا أَنْهَرَ الدَّمَ، وَذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَكُلُوهُ، لَيْسَ السِّنَّ وَالظُّفُرَ، وَسَأُحَدِّثُكُمْ عَنْ ذَلِكَ: أَمَّا السِّنُّ فَعَظْمٌ، وَأَمَّا الظُّفُرُ فَمُدَى الْحَبَشَةِ» یعنی: «هر آنچه خون را جاری کند و نام الله بر آن ذکر شود، از آن بخورید، به جز دندان و ناخن. و به زودی شما را از [علت] آن آگاه خواهم کرد: اما دندان، استخوان است، و اما ناخن، کاردِ حبشیان است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
از [خوردن گوشت] همهٔ درندگان نیش‌دار و پرندگان چنگال‌دار (گوشتخوار) منع فرمودند.
صحیح است به روایت مسلم
رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ دو قوچ سفيد و سیاه و شاخ‌دار را قربانی کرد. آن دو را با دستان خود ذبح کرد و بسم الله و الله اکبر گفت و پایش را بر يک طرف گردن آنها گذاشت.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند