Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

704 کارت

راوی

نمایش همه راویان (205)
عبد الله بن عمرو بن العاص8 عمر بن الخطاب7 أبو ذر6 أبو موسى الأشعري6 النعمان بن بشير6 علي6 أبو الدرداء5 ‌أبي هريرة5 حذيفة5 عبادة بن الصامت5 عقبة بن عامر5 ‌ابن عباس4 جرير بن عبد الله4 سهل بن سعد4 عمران بن حصين4 معاذ بن جبل4 أبو قتادة3 أبو مسعود3 البراء3 عقبة بن عامر الجهني3 أبو أمامة2 أبو أيوب الأنصاري2 أبو بكرة2 أبو بن كعب2 أبو هريرة قال2 أسامة بن زيد2 البراء بن عازب2 العباس بن عبد المطلب2 المقدام بن معدي كرب2 النبي صلى الله عليه وسلم قال2 النواس بن سمعان الأنصاري2 أم سلمة أم المؤمنين2 بريدة2 تميم الداري2 ثوبان2 سعد بن أبي وقاص2 شداد بن أوس2 صهيب2 ‌عائشة2 عبد الله بن بسر2 عبد الله بن مسعود قال2 عثمان2 عمر2 معاوية2 أبان بن عثمان قال1 ‌ابن أبي أوفى1 ‌ابن عمر1 أبو الجعد الضمري1 أبو الحوراء السعدي قال1 أبو العباس سهل بن سعد الساعدي1 أبو الهياج الأسدي قال1 أبو أمامة الباهلي1 أبو أمامة إياس بن ثعلبة الحارثي1 أبو أمامة قال1 أبو أيوب1 أبو بردة الأنصاري1 أبو بردة بن أبي موسى1 أبو برزة الأسلمي1 أبو بشير الأنصاري1 أبو بكر الصديق1 أبو ثعلبة الخشني جرثوم بن ناشر1 أبو حازم بن دينار1 أبو حازم قال1 أبو حمزة أنس بن مالك1 أبو رقية تميم بن أوس الداري1 أبو زهير عمارة بن رؤيبة1 أبو سعيد1 أبو سعيد الخدري قال1 أبو سعيد الخدري وأبي هريرة1 أبو سعيد الخدري وعن أبي هريرة1 أبو سعيد سعد بن مالك بن سنان الخدري1 أبو شريح1 أبو صرمة1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن السلمي رحمه الله قال1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله الجدلي قال1 أبو عبد الله النعمان بن بشير1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عبس عبد الرحمن بن جبر1 أبو عمرو- وقيل1 أبو مالك الأشعري1 أبو مالك الحارث بن عاصم الأشعري1 أبو محمد عبد الله بن عمرو بن العاص1 أبو مرثد الغنوي1 أبو مسعود الأنصاري1 أبو مسعود عقبة بن عمرو الأنصاري البدري1 أبو نجيح العرباض بن سارية1 أبو هريرة رضي لله عنه قال1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 أبو واقد الليثي1 أبو يعلى شداد بن أوس1 ‌أبي الزبير قال1 ‌أبي بن كعب1 ‌أبي حميد أو عن ‌أبي أسيد قال1 ‌أبي قتادة السلمي1 أبيه أبي موسى الأشعري1 أبيه قال1 أسماء بنت أبي بكر1 الأغر1 الحسن قال1 الحسين بن علي بن أبي طالب1 ‌الزبير بن العوام قال1 العرباض بن سارية1 المغيرة1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 المقدام بن معديكرب1 النواس بن سمعان1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم حبيبة1 أم عطية1 أمير المؤمنين أبي حفص عمر بن الخطاب1 ‌أنس بن مالك1 بريدة بن الحصيب1 بهز بن حكيم عن أبيه عن جده قال1 جبير بن مطعم1 جرير1 جندب1 جندب بن عبد الله القسري1 حارثة بن وهب الخزاعي1 ‌حطان بن عبد الله الرقاشي قال1 حكيم بن حزام1 خريم بن فاتك1 خولة الأنصارية1 خولة بنت حكيم السلمية قالت1 رافع بن خديج1 رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال1 رسول الله صلى الله عليه وسلم قال1 زياد بن لبيد1 زيد بن ثابت1 زيد بن خالد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سالم بن أبي الجعد قال1 سعد1 سعد بن عبادة1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 سلمان1 سلمة بن الأكوع1 سليمان بن صرد1 سمرة بن جندب1 سمرة بن جندب والمغيرة بن شعبة1 سهل بن حنيف1 سهل بن سعد الساعدي1 سهل بن معاذ بن أنس عن أبيه قال1 شريح بن هانئ قال1 صفوان بن محرز قال1 طارق بن أشيم الأشجعي1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 عبد الرحمن بن سمرة1 عبد الله بن الشخير1 عبد الله بن خبيب1 ‌عبد الله بن زيد1 عبد الله بن سلام1 عبد الله بن عمر وأبي هريرة1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مالك ابن بحينة1 عبد الله بن مغفل1 عبيد الله بن محصن الأنصاري1 عثمان بن أبي العاص1 عثمان بن أبي العاص الثقفي1 عثمان بن عفان1 عدي بن حاتم1 عرفجة1 علي بن أبي طالب1 علي قال1 عمار بن ياسر1 عمر بن أبي سلمة1 عمرو بن سليم الأنصاري قال1 عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده قال1 عمرو بن عامر عن ‌أنس بن مالك قال1 ‌قتادة رحمه الله قال1 قيس بن عاصم1 كعب بن عجرة1 مالك بن أوس بن الحدثان أنه قال1 ‌محمود بن لبيد1 محمود بن لبيد1 مصعب بن سعد قال1 مطر بن عكامس1 معاوية القشيري1 معدان بن أبي طلحة اليعمري قال1 معقل بن يسار1 معقل بن يسار المزني1 ميمونة أم المؤمنين1 هانئ مولى عثمان1 وائل الحضرمي قال1 وائل بن حجر1 وابصة1 ‌وراد كاتب المغيرة بن شعبة قال1 يحيى بن عمارة المازني قال1
«اگر شما بر خداوند آن‌گونه که شایسته توکل بر اوست توکل می‌کردید، بی‌تردید همان‌گونه که پرندگان را روزی می‌دهد، شما را نیز روزی می‌داد؛ [پرندگان] صبحگاهان گرسنه بیرون می‌روند و شامگاهان سیر بازمی‌گردند.»
صحیح است به روایت احمد و ترمذی و نسائی و ابن‌ماجه و ابن‌حبان در «صحیح» خود و حاکم
«نیکی: خوش‌خویی است، و گناه آن است که در دلَت احساس ناراحتی کنی و کراهت داشته باشی که مردم بر آن آگاه شوند.»
صحیح است حدیث اول: به روایت مسلم، و حدیث دوم: به روایت احمد و دارمی.
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم او (ابو موسی اشعری) را به یمن فرستاد. او از پیامبر دربارهٔ نوشیدنی‌هایی که در آنجا ساخته می‌شد پرسید. پیامبر فرمود: «آن‌ها چیست؟» گفت: «بِتْع و مِزر.» به ابو برده گفته شد: بِتْع چیست؟ گفت: شرابی است که از عسل گرفته می‌شود. و مِزر شرابی است که از جو تهیه می‌گردد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود: «هر چیزی که مست‌کننده باشد، حرام است.» روایت بخاری
صحیح است به روایت بخاری و مسلم
«زبانت همواره مشغول به یاد خدا باشد.»
صحیح است به روایت احمد و ترمذی و ابن‌ماجه و ابن‌حبان
«چهار چیز است که هر کس آن‌ها را داشته باشد، منافق است؛ و اگر یکی از این خصلت‌ها در او باشد، در او خصلتی از نفاق وجود دارد تا زمانی که آن را ترک کند: هنگامی که سخن بگوید دروغ می‌گوید، و چون وعده دهد خلاف می‌کند، و چون دشمنی کند از حد می‌گذرد، و چون پیمان بندد خیانت می‌ورزد.»
صحیح است به روایت بخاری و مسلم
«لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ وَالنَّارَ أَرْسَلَ جِبْرِيلَ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِلَى الْجَنَّةِ، فَقَالَ: انْظُرْ إِلَيْهَا وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَرَجَعَ، فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَا يَسْمَعُ بِهَا أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَهَا. فَأَمَرَ بِهَا فَحُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ، فَقَالَ: اذْهَبْ إِلَيْهَا فَانْظُرْ إِلَيْهَا وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا، فَإِذَا هِيَ قَدْ حُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ، فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ لَا يَدْخُلَهَا أَحَدٌ. قَالَ: اذْهَبْ فَانْظُرْ إِلَى النَّارِ وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَإِذَا هِيَ يَرْكَبُ بَعْضُهَا بَعْضًا، فَرَجَعَ فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَا يَدْخُلُهَا أَحَدٌ. فَأَمَرَ بِهَا فَحُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ، فَقَالَ: ارْجِعْ فَانْظُرْ إِلَيْهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَإِذَا هِيَ قَدْ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ، فَرَجَعَ وَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ لَا يَنْجُوَ مِنْهَا أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَهَا»: «چون الله بهشت و دوزخ را آفرید جبرئیل علیه السلام را فرستاد به بهشت، و فرمود: به آن و آنچه برای اهل آن آماده کرده‌ام بنگر. پس به آن نگریست و برگشت و گفت: سوگند به عزت تو که کسی درباره‌اش نمی‌شنود مگر آنکه وارد آن خواهد شد. پس امر نمود که با ناخوشی‌ها پوشانده شد و فرمود: به آنجا برو و آن و آنچه را برای اهل آن آماده کرده‌ام بنگر. پس آن را دید که با ناخوشی‌ها پوشانده شده است؛ پس گفت: قسم به عزت تو که بیم دارم کسی به آنجا وارد نشود. فرمود: پس برو و به آتش و آنچه برای اهل آن آماده کرده‌ام، بنگر. پس آن را دید که هر بخش آن بر بخش دیگر سوار است آنگاه برگشت و گفت: به عزت تو قسم که کسی وارد آن نمی‌شود! پس امر کرد و دوزخ با شهوت‌ها پوشانده شد، سپس فرمود: برگرد و به آن بنگر. پس به آن نگریست و دید که با شهوت‌ها پوشانده شده است، آنگاه برگشت و گفت: به عزت تو سوگند، بیم دارم که کسی از آن نجات نیابد مگر آنکه وارد آن شود».
حسن است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
«مَنْ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الدُّنْيَا نَفَّسَ اللهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَمَنْ يَسَّرَ عَلَى مُعْسِرٍ يَسَّرَ اللهُ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَمَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَاللهُ فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَا كَانَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ، وَمَنْ سَلَكَ طَرِيقًا يَلْتَمِسُ فِيهِ عِلْمًا سَهَّلَ اللهُ لَهُ بِهِ طَرِيقًا إِلَى الْجَنَّةِ، وَمَا اجْتَمَعَ قَوْمٌ فِي بَيْتٍ مِنْ بُيُوتِ اللهِ يَتْلُونَ كِتَابَ اللهِ وَيَتَدَارَسُونَهُ بَيْنَهُمْ إِلَّا نَزَلَتْ عَلَيْهِمِ السَّكِينَةُ، وَغَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ، وَحَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ، وَذَكَرَهُمُ اللهُ فِيمَنْ عِنْدَهُ، وَمَنْ بَطَّأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ». یعنی: «هر کس غمی از غم‌های دنیا را از مؤمنی برطرف سازد، خداوند گرفتاری و غمی از غم‌های روز قیامت را از او برطرف می‌سازد، و هر کس بر تنگدستی آسان بگیرد، خداوند در دنیا و آخرت بر او آسان می‌گیرد، و هر کس [عیب] مسلمانی را بپوشاند، خداوند در دنیا و آخرت [عیب] او را می‌پوشاند، و خداوند در کمک بنده است تا زمانی که بنده در کمک برادرش باشد، و هر کس راهی را بپیماید که در آن دانشی بجوید، خداوند به وسیلهٔ آن، راهی به سوی بهشت را برایش آسان می‌گرداند، و هیچ گروهی در خانه‌ای از خانه‌های خدا گرد هم نمی‌آیند تا کتاب خدا را تلاوت کنند و آن را میان خود بیاموزند، مگر آنکه آرامش بر آنان نازل می‌شود، و رحمت آنان را فرامی‌گیرد، و فرشتگان آنان را در بر می‌گیرند، و خداوند آنان را نزد کسانی که نزد اویند (فرشتگان مقرب) یاد می‌کند، و هر کس عملش او را [از رسیدن به درجات عالی] باز دارد، نسبش به سرعت او را [به آن درجات] نخواهد رساند».
صحیح است به روایت مسلم
«صَلَاةُ الرَّجُلِ فِي جَمَاعَةٍ تَزِيدُ عَلَى صَلَاتِهِ فِي بَيْتِهِ وَصَلَاتِهِ فِي سُوقِهِ بِضْعًا وَعِشْرِينَ دَرَجَةً، وَذَلِكَ أَنَّ أَحَدَهُمْ إِذَا تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ، ثُمَّ أَتَى الْمَسْجِدَ لَا يَنْهَزُهُ إِلَّا الصَّلَاةُ، لَا يُرِيدُ إِلَّا الصَّلَاةَ، فَلَمْ يَخْطُ خَطْوَةً إِلَّا رُفِعَ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَحُطَّ عَنْهُ بِهَا خَطِيئَةٌ، حَتَّى يَدْخُلَ الْمَسْجِدَ، فَإِذَا دَخَلَ الْمَسْجِدَ كَانَ فِي الصَّلَاةِ مَا كَانَتِ الصَّلَاةُ هِيَ تَحْبِسُهُ، وَالْمَلَائِكَةُ يُصَلُّونَ عَلَى أَحَدِكُمْ مَا دَامَ فِي مَجْلِسِهِ الَّذِي صَلَّى فِيهِ، يَقُولُونَ: اللهُمَّ ارْحَمْهُ، اللهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، اللهُمَّ تُبْ عَلَيْهِ، مَا لَمْ يُؤْذِ فِيهِ، مَا لَمْ يُحْدِثْ فِيهِ»: «نماز مرد در جماعت بر نمازش در خانه‌اش و نمازش در (محل کارش در) بازار بیست و چند درجه برتری دارد، چنانکه اگر یکی از آنها خوب وضو بگیرد و سپس به مسجد بیاید و انگيزه‌ای جز نماز بلندش نکرده باشد و قصدی جز نماز نداشته باشد، گامی برنمی‌دارد مگر آنکه با آن یک درجه بر درجات او افزوده می‌شود و یک گناه از او پاک می‌شود تا آنکه وارد مسجد شود؛ و چون وارد مسجد شد تا وقتی که در انتظار نماز است، در حال نماز خواهد بود؛ و تا وقتی که یکی از شما در جایی باشد که در آن نماز خوانده است ملائکه بر او درود می‌فرستند و می‌گویند: بارالها، او را مورد رحمت قرار ده، یا الله، او را بیامرز، بارالها، توبه‌اش را بپذیر؛ تا وقتی که در آن مجلس، آزار نرساند و وضویش باطل نشود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند