Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

27 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (205)
عبد الله بن عمرو بن العاص8 عمر بن الخطاب7 أبو ذر6 أبو موسى الأشعري6 النعمان بن بشير6 علي6 أبو الدرداء5 ‌أبي هريرة5 حذيفة5 عبادة بن الصامت5 عقبة بن عامر5 ‌ابن عباس4 جرير بن عبد الله4 سهل بن سعد4 عمران بن حصين4 معاذ بن جبل4 أبو قتادة3 أبو مسعود3 البراء3 عقبة بن عامر الجهني3 أبو أمامة2 أبو أيوب الأنصاري2 أبو بكرة2 أبو بن كعب2 أبو هريرة قال2 أسامة بن زيد2 البراء بن عازب2 العباس بن عبد المطلب2 المقدام بن معدي كرب2 النبي صلى الله عليه وسلم قال2 النواس بن سمعان الأنصاري2 أم سلمة أم المؤمنين2 بريدة2 تميم الداري2 ثوبان2 سعد بن أبي وقاص2 شداد بن أوس2 صهيب2 ‌عائشة2 عبد الله بن بسر2 عبد الله بن مسعود قال2 عثمان2 عمر2 معاوية2 أبان بن عثمان قال1 ‌ابن أبي أوفى1 ‌ابن عمر1 أبو الجعد الضمري1 أبو الحوراء السعدي قال1 أبو العباس سهل بن سعد الساعدي1 أبو الهياج الأسدي قال1 أبو أمامة الباهلي1 أبو أمامة إياس بن ثعلبة الحارثي1 أبو أمامة قال1 أبو أيوب1 أبو بردة الأنصاري1 أبو بردة بن أبي موسى1 أبو برزة الأسلمي1 أبو بشير الأنصاري1 أبو بكر الصديق1 أبو ثعلبة الخشني جرثوم بن ناشر1 أبو حازم بن دينار1 أبو حازم قال1 أبو حمزة أنس بن مالك1 أبو رقية تميم بن أوس الداري1 أبو زهير عمارة بن رؤيبة1 أبو سعيد1 أبو سعيد الخدري قال1 أبو سعيد الخدري وأبي هريرة1 أبو سعيد الخدري وعن أبي هريرة1 أبو سعيد سعد بن مالك بن سنان الخدري1 أبو شريح1 أبو صرمة1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن السلمي رحمه الله قال1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله الجدلي قال1 أبو عبد الله النعمان بن بشير1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عبس عبد الرحمن بن جبر1 أبو عمرو- وقيل1 أبو مالك الأشعري1 أبو مالك الحارث بن عاصم الأشعري1 أبو محمد عبد الله بن عمرو بن العاص1 أبو مرثد الغنوي1 أبو مسعود الأنصاري1 أبو مسعود عقبة بن عمرو الأنصاري البدري1 أبو نجيح العرباض بن سارية1 أبو هريرة رضي لله عنه قال1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 أبو واقد الليثي1 أبو يعلى شداد بن أوس1 ‌أبي الزبير قال1 ‌أبي بن كعب1 ‌أبي حميد أو عن ‌أبي أسيد قال1 ‌أبي قتادة السلمي1 أبيه أبي موسى الأشعري1 أبيه قال1 أسماء بنت أبي بكر1 الأغر1 الحسن قال1 الحسين بن علي بن أبي طالب1 ‌الزبير بن العوام قال1 العرباض بن سارية1 المغيرة1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 المقدام بن معديكرب1 النواس بن سمعان1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم حبيبة1 أم عطية1 أمير المؤمنين أبي حفص عمر بن الخطاب1 ‌أنس بن مالك1 بريدة بن الحصيب1 بهز بن حكيم عن أبيه عن جده قال1 جبير بن مطعم1 جرير1 جندب1 جندب بن عبد الله القسري1 حارثة بن وهب الخزاعي1 ‌حطان بن عبد الله الرقاشي قال1 حكيم بن حزام1 خريم بن فاتك1 خولة الأنصارية1 خولة بنت حكيم السلمية قالت1 رافع بن خديج1 رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال1 رسول الله صلى الله عليه وسلم قال1 زياد بن لبيد1 زيد بن ثابت1 زيد بن خالد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سالم بن أبي الجعد قال1 سعد1 سعد بن عبادة1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 سلمان1 سلمة بن الأكوع1 سليمان بن صرد1 سمرة بن جندب1 سمرة بن جندب والمغيرة بن شعبة1 سهل بن حنيف1 سهل بن سعد الساعدي1 سهل بن معاذ بن أنس عن أبيه قال1 شريح بن هانئ قال1 صفوان بن محرز قال1 طارق بن أشيم الأشجعي1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 عبد الرحمن بن سمرة1 عبد الله بن الشخير1 عبد الله بن خبيب1 ‌عبد الله بن زيد1 عبد الله بن سلام1 عبد الله بن عمر وأبي هريرة1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مالك ابن بحينة1 عبد الله بن مغفل1 عبيد الله بن محصن الأنصاري1 عثمان بن أبي العاص1 عثمان بن أبي العاص الثقفي1 عثمان بن عفان1 عدي بن حاتم1 عرفجة1 علي بن أبي طالب1 علي قال1 عمار بن ياسر1 عمر بن أبي سلمة1 عمرو بن سليم الأنصاري قال1 عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده قال1 عمرو بن عامر عن ‌أنس بن مالك قال1 ‌قتادة رحمه الله قال1 قيس بن عاصم1 كعب بن عجرة1 مالك بن أوس بن الحدثان أنه قال1 ‌محمود بن لبيد1 محمود بن لبيد1 مصعب بن سعد قال1 مطر بن عكامس1 معاوية القشيري1 معدان بن أبي طلحة اليعمري قال1 معقل بن يسار1 معقل بن يسار المزني1 ميمونة أم المؤمنين1 هانئ مولى عثمان1 وائل الحضرمي قال1 وائل بن حجر1 وابصة1 ‌وراد كاتب المغيرة بن شعبة قال1 يحيى بن عمارة المازني قال1
روزی پیامبر صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم بر منبر نشسته بود و ما نیز گِرد ایشان نشسته بودیم، پس فرمودند: «از جمله چیزهایی که پس از خود بر شما بیمناکم، شکوفه‌ها و زینت‌های دنیاست که به رویتان گشوده می‌شود». مردی گفت: «ای رسول خدا، آیا خیر، شر به همراه می‌آورد؟» پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم سکوت کردند. پس به آن مرد گفته شد: «تو را چه می‌شود؟ با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم سخن می‌گویی و ایشان با تو سخن نمی‌گویند؟» پس دانستیم که بر ایشان وحی نازل می‌شود. [راوی] گفت: سپس ایشان عرق را از چهره‌شان پاک کردند و فرمودند: «پرسشگر کجاست؟» و گویی که او را ستودند. آنگاه فرمودند: «همانا خیر، شر به همراه نمی‌آورد. و بی‌گمان برخی از آنچه بهار می‌رویاند، می‌کُشد یا به مرگ نزدیک می‌کند، مگر [حیوان] خورنده گیاه تازه را، [که] می‌خورد تا آنگاه که دوطرف شکمش [از سیری] ورم کند، رو به خورشید می‌کند، پس سرگین می‌اندازد و ادرار می‌کند و [دوباره] می‌چرد. و همانا این مال، سبز و شیرین است؛ پس چه نیکو یاوری است برای مسلمانی که از آن به تهیدست و یتیم و در راه مانده ببخشد - یا چنان‌که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند - و همانا هر کس آن را به ناحق بگیرد، مانند کسی است که می‌خورد و سیر نمی‌شود، و آن مال در روز قیامت گواهی بر ضد او خواهد بود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لاَ تُسَافِرِ المَرْأَةُ مَسِيرَةَ يَوْمَيْنِ إِلَّا وَمَعَهَا زَوْجُهَا أَوْ ذُو مَحْرَمٍ، وَلاَ صَوْمَ فِي يَوْمَيْنِ: الفِطْرِ وَالأَضْحَى، وَلاَ صَلاَةَ بَعْدَ الصُّبْحِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ، وَلاَ بَعْدَ العَصْرِ حَتَّى تَغْرُبَ، وَلاَ تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَّا إِلَى ثَلاَثَةِ مَسَاجِدَ: مَسْجِدِ الحَرَامِ، وَمَسْجِدِ الأَقْصَى، وَمَسْجِدِي هَذَا»: «زن مسیر دو روز را به سفر نمی‌رود مگر آنکه همسرش یا محرمی همراه او باشد؛ و در دو روز، روزه روا نیست: فطر و قربان؛ و پس از [نماز] صبح، نمازی نیست تا آنکه خورشید طلوع کند و پس از [نماز] عصر، تا آنکه خورشید غروب کند؛ و بار سفر بسته نمی‌شود مگر به سوی سه مسجد: مسجد الحرام و مسجد الاقصی و این مسجد من».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«ای گروه زنان، صدقه بدهید، زیرا من شما را بیشترین اهل آتش دیدم.» گفتند: ای رسول خدا، به چه دلیل؟ فرمودند: «زیاد نفرین می‌کنید و از همسرانتان ناسپاسی می‌کنید. من کسی را ندیده‌ام که با وجود کاستی در عقل و دین، در ربودن عقل یک مرد هوشیار و دوراندیش، تواناتر از یکی از شما (زنان) باشد». گفتند: ای رسول خدا، کاستی در دین و عقل ما چیست؟ فرمودند: «آیا گواهیِ زن، مانند نصف گواهیِ مرد نیست؟» گفتند: آری. فرمودند: «این از نقصان عقل اوست. آیا چنین نیست که هرگاه زن حیض می‌شود، نه نماز می‌خواند و نه روزه می‌گیرد؟» گفتند: آری. فرمودند: «پس این از نقصان دین اوست».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِذَا رَأَى أَحَدُكُمُ الرُّؤْيَا يُحِبُّهَا فَإِنَّهَا مِنَ اللَّهِ، فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَيْهَا وَلْيُحَدِّثْ بِهَا، وَإِذَا رَأَى غَيْرَ ذَلِكَ مِمَّا يَكْرَهُ، فَإِنَّمَا هِيَ مِنَ الشَّيْطَانِ، فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ شَرِّهَا، وَلاَ يَذْكُرْهَا لِأَحَدٍ، فَإِنَّهَا لَنْ تَضُرَّهُ»: «هرگاه یکی از شما رؤیایی دید که دوستش داشت، از سوی الله است؛ پس باید برای آن خداوند را حمد و ستایش گوید و آن را تعریف کند، اما اگر رویایی جز این دید که نمی‌پسندید، آن از سوی شیطان است؛ پس باید از شر آن به الله پناه برد و برای کسی تعریفش نکند که [در این صورت] به او زیانی نخواهد رساند».
صحیح است به روایت بخاری
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَقُولُ لِأَهْلِ الجَنَّةِ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ؟ فَيَقُولُونَ: لَبَّيْكَ رَبَّنَا وَسَعْدَيْكَ، فَيَقُولُ: هَلْ رَضِيتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: وَمَا لَنَا لاَ نَرْضَى وَقَدْ أَعْطَيْتَنَا مَا لَمْ تُعْطِ أَحَدًا مِنْ خَلْقِكَ؟ فَيَقُولُ: أَنَا أُعْطِيكُمْ أَفْضَلَ مِنْ ذَلِكَ، قَالُوا: يَا رَبِّ، وَأَيُّ شَيْءٍ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ؟ فَيَقُولُ: أُحِلُّ عَلَيْكُمْ رِضْوَانِي، فَلاَ أَسْخَطُ عَلَيْكُمْ بَعْدَهُ أَبَدًا»: «الله متعال خطاب به بهشتيان می‌فرمايد: ای بهشتيان؟ آنان می‌گويند: گوش به فرمانیم ای پروردگار ما، آماده‌ی خدمتيم. پس می‌فرمايد: آيا راضی هستيد؟ می‌گويند: چرا راضی نباشيم درحالی‌که تو به ما چیزهایی ارزانی داشته‌ای که به هيچ‌يک از مخلوقاتت عنايت نکرده‌ای؟. آنگاه الله متعال می‌فرمايد: بهتر از این را به شما عطا خواهم کرد. آنان می‌گويند: پروردگارا، چه چيزی بهتر از اين است؟ پس می‌فرمايد: خشنودی‌ام را شامل حال شما می‌گردانم و بعد از آن، هرگز از شما ناخشنود نمی‌شوم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
حیای پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از دختر باکره در پرده‌نشین بیشتر بود، پس اگر چیزی را می‌دید که ناپسندش می‌دانست، اثر آن را در چهره‌اش احساس می‌کردیم.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّ مِنْ أَعْظَمِ الجِهَادِ كَلِمَةَ عَدْلٍ عِنْدَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ»: «از بزرگ‌ترین (انواع) جهاد، بیان سخن عادلانه نزد حاکم ستمگر است».
حسن لغیره است به روایت ابوداوود و ترمذی و ابن‌ماجه و احمد
«الحَسَن والحُسَيْن سَيِّدا شَباب أهْل الجنة». «حسن و حسین، دو سرور جوانان اهل بهشت هستند».
صحیح است به روایت ترمذی و احمد