Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

234 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (93)
علي3 أبو ذر2 أبو قتادة2 أبو موسى الأشعري2 ‌أبي هريرة2 سهل بن سعد2 عبادة بن الصامت2 عقبة بن عامر2 ‌ابن أبي أوفى1 ‌ابن عباس1 أبو الجعد الضمري1 أبو أمامة1 أبو أمامة إياس بن ثعلبة الحارثي1 أبو أيوب الأنصاري1 أبو بردة بن أبي موسى1 أبو بن كعب1 أبو ثعلبة الخشني جرثوم بن ناشر1 أبو حازم بن دينار1 أبو شريح1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو مالك الأشعري1 أبو مالك الحارث بن عاصم الأشعري1 أبو مرثد الغنوي1 أبو موسى1 أبو هريرة رضي لله عنه قال1 أبو هريرة قال1 أبو يعلى شداد بن أوس1 ‌أبي الزبير قال1 ‌أبي حميد أو عن ‌أبي أسيد قال1 ‌أبي قتادة السلمي1 أبيه أبي موسى الأشعري1 البراء1 البراء بن عازب1 المغيرة1 النعمان بن بشير1 أم حبيبة1 أم عطية1 بريدة1 بريدة بن الحصيب1 ثوبان1 ‌حطان بن عبد الله الرقاشي قال1 خريم بن فاتك1 رافع بن خديج1 زيد بن ثابت1 سالم بن أبي الجعد قال1 سعد بن أبي وقاص1 سعد بن عبادة1 شداد بن أوس1 شريح بن هانئ قال1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 ‌عبد الله بن زيد1 عبد الله بن سلام1 عبد الله بن عمر وأبي هريرة1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مسعود قال1 عبد الله بن مغفل1 عثمان بن أبي العاص1 عثمان بن أبي العاص الثقفي1 عثمان بن عفان1 عدي بن حاتم1 عقبة بن عامر الجهني1 علي بن أبي طالب1 عمار بن ياسر1 عمر1 عمر بن الخطاب1 عمران بن حصين1 عمرو بن سليم الأنصاري قال1 عمرو بن شعيب عن أبيه عن جده قال1 عمرو بن عامر عن ‌أنس بن مالك قال1 قيس بن عاصم1 كعب بن عجرة1 مالك بن أوس بن الحدثان أنه قال1 ‌محمود بن لبيد1 مطر بن عكامس1 معاذ بن جبل1 معاوية1 معاوية القشيري1 ميمونة أم المؤمنين1 وائل بن حجر1 وابصة1 ‌وراد كاتب المغيرة بن شعبة قال1 يحيى بن عمارة المازني قال1
«لَا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا عَجَّلُوا الْفِطْرَ». یعنی: «مردم همواره در خیر به سر می برند، تا هنگامی که در افطار عجله کنند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَغْتَسِلَ فِي كُلِّ سَبْعَةِ أَيَّامٍ يَوْمًا، يَغْسِلُ فِيهِ رَأْسَهُ وَجَسَدَهُ»: «بر هر مسلمانی لازم است که در هر هفت روز، یک روز غسل کند و در آن روز سر و بدن خود را بشوید».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
ساقیِ گروهی در خانهٔ ابی‌طلحه بودم و شرابشان در آن روز «فضیخ» بود. پس رسول خدا صلی الله علیه و سلم به منادی‌ای دستور دادند که ندا دهد: «هان! همانا شراب حرام شد». [انس] گفت: پس ابی‌طلحه به من گفت: برو بیرون و آن را بریز. من نیز بیرون رفتم و آن را ریختم، و [شراب] در کوچه‌های مدینه جاری شد. پس برخی از آن گروه گفتند: گروهی کشته شده‌اند در حالی که آن [شراب] در شکم‌هایشان بود. پس خداوند این آیه را نازل کرد: {لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا} (بر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، گناهی در آنچه [پیش از این] خورده‌اند، نیست) [مائده: ۹۳] تا پایان آیه.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«قَالَ اللهُ: أَنْفِقْ يَا ابْنَ آدَمَ أُنْفِقْ عَلَيْكَ»: «الله متعال فرموده است: اى فرزند آدم انفاق كن، بر تو انفاق می‌شود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي النِّدَاءِ وَالصَّفِّ الْأَوَّلِ ثُمَّ لَمْ يَجِدُوا إِلَّا أَنْ يَسْتَهِمُوا عَلَيْهِ لَاسْتَهَمُوا، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي التَّهْجِيرِ لَاسْتَبَقُوا إِلَيْهِ، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي الْعَتَمَةِ وَالصُّبْحِ لَأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْوًا». یعنی: «اگر مردم می‌دانستند چه [فضیلتی] در اذان و صف اول است، سپس [برای به دست آوردن آن] راهی جز قرعه‌کشی نمی‌یافتند، هرآینه بر سر آن قرعه‌کشی می‌کردند. و اگر می‌دانستند چه [فضیلتی] در زود رفتن [به نماز] است، هرآینه به سوی آن از یکدیگر سبقت می‌گرفتند. و اگر می‌دانستند چه [فضیلتی] در نماز عشاء و صبح است، قطعا به سوی آن دو می‌آمدند، حتی اگر چهار دست و پا باشد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ كَانَ لَهُ ذِبْحٌ يَذْبَحُهُ فَإِذَا أُهِلَّ هِلَالُ ذِي الْحِجَّةِ، فَلَا يَأْخُذَنَّ مِنْ شَعْرِهِ، وَلَا مِنْ أَظْفَارِهِ شَيْئًا حَتَّى يُضَحِّيَ». یعنی: «هر کس قربانی‌ای دارد که می‌خواهد آن را ذبح کند، پس هرگاه هلال ماه ذی‌الحجه دیده شد، نباید چیزی از موی خود و نه از ناخن‌هایش بگیرد تا زمانی که قربانی کند».
صحیح است به روایت مسلم
«أُمِرْتُ أَنْ أَسْجُدَ عَلَى سَبْعَةِ أَعْظُمٍ: عَلَى الْجَبْهَةِ وَأَشَارَ بِيَدِهِ عَلَى أَنْفِهِ، وَالْيَدَيْنِ، وَالرُّكْبَتَيْنِ، وَأَطْرَافِ الْقَدَمَيْنِ، وَلَا نَكْفِتَ الثِّيَابَ وَالشَّعَرَ»: «به من امر شده كه بر روى هفت استخوان سجده کنم: بر پيشانى و با دستش به بينى اشاره نمود؛ و دو دست و دو زانو و انگشتان پاها؛ و اينكه لباس و موها(ی سر خود) را [در داخل نماز] جمع نكنيم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردانی نزد سَهل بن سَعد ساعِدی آمدند و دربارهٔ منبر [پیامبر] که چوبش از چیست بحث کرده بودند و از او در این زمینه پرسیدند که ایشان گفت: به الله سوگند من می‌دانم که از چیست و آن را در اولین روزی که نهاده شد و اولین روزی که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر آن نشست، دیدم. رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نزد فلان زن - زنی از انصار که سهل نام وی را برد - فرستاد و خطاب به ایشان فرمود: «غلامت را که نجار است دستور بده تا برای من چوب‌هایی (منبری از چوب) بسازد تا هنگام سخن گفتن با مردم بر آن بنشینم» پس آن زن او را امر کرد و او از درختان طَرَفهٔ غابه (محلی در بیرون مدینه به سمت شام) آن را ساخت و سپس آورد. آن زن آن را نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرستاد و ایشان نیز امر کرد تا اینجا نهاده شود. سپس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ را دیدم که [برای آموزش مردم] بر آن [منبر] نماز خواند و درحالی‌که بر آن بود تکبیر گفت و سپس درحالی‌که بر آن بود به رکوع رفت و سپس به پشت سر پایین آمد و در [کنار] پایهٔ منبر سجده کرد و سپس [به روی آن] بازگشت و وقتی که [نمازش را] به پایان رساند، رو به مردم کرد و فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا صَنَعْتُ هَذَا لِتَأْتَمُّوا وَلِتَعَلَّمُوا صَلَاتِي»: «ای مردم، برای این چنین کردم که از من تبعیت کنید و نماز مرا فرا گیرید».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند