عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
704 حدیث
دانشنامه احادیث نبوی
دستهبندیها
دستهبندیها (14)
درجه حدیث
منبع روایت
نمایش منابع دیگر
راوی
نمایش همه راویان (93)
«لَا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا عَجَّلُوا الْفِطْرَ». یعنی: «مردم همواره در خیر به سر می برند، تا هنگامی که در افطار عجله کنند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَغْتَسِلَ فِي كُلِّ سَبْعَةِ أَيَّامٍ يَوْمًا، يَغْسِلُ فِيهِ رَأْسَهُ وَجَسَدَهُ»: «بر هر مسلمانی لازم است که در هر هفت روز، یک روز غسل کند و در آن روز سر و بدن خود را بشوید».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
ساقیِ گروهی در خانهٔ ابیطلحه بودم و شرابشان در آن روز «فضیخ» بود. پس رسول خدا صلی الله علیه و سلم به منادیای دستور دادند که ندا دهد: «هان! همانا شراب حرام شد». [انس] گفت: پس ابیطلحه به من گفت: برو بیرون و آن را بریز. من نیز بیرون رفتم و آن را ریختم، و [شراب] در کوچههای مدینه جاری شد. پس برخی از آن گروه گفتند: گروهی کشته شدهاند در حالی که آن [شراب] در شکمهایشان بود. پس خداوند این آیه را نازل کرد: {لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا} (بر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، گناهی در آنچه [پیش از این] خوردهاند، نیست) [مائده: ۹۳] تا پایان آیه.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«قَالَ اللهُ: أَنْفِقْ يَا ابْنَ آدَمَ أُنْفِقْ عَلَيْكَ»: «الله متعال فرموده است: اى فرزند آدم انفاق كن، بر تو انفاق میشود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي النِّدَاءِ وَالصَّفِّ الْأَوَّلِ ثُمَّ لَمْ يَجِدُوا إِلَّا أَنْ يَسْتَهِمُوا عَلَيْهِ لَاسْتَهَمُوا، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي التَّهْجِيرِ لَاسْتَبَقُوا إِلَيْهِ، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي الْعَتَمَةِ وَالصُّبْحِ لَأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْوًا». یعنی: «اگر مردم میدانستند چه [فضیلتی] در اذان و صف اول است، سپس [برای به دست آوردن آن] راهی جز قرعهکشی نمییافتند، هرآینه بر سر آن قرعهکشی میکردند. و اگر میدانستند چه [فضیلتی] در زود رفتن [به نماز] است، هرآینه به سوی آن از یکدیگر سبقت میگرفتند. و اگر میدانستند چه [فضیلتی] در نماز عشاء و صبح است، قطعا به سوی آن دو میآمدند، حتی اگر چهار دست و پا باشد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ كَانَ لَهُ ذِبْحٌ يَذْبَحُهُ فَإِذَا أُهِلَّ هِلَالُ ذِي الْحِجَّةِ، فَلَا يَأْخُذَنَّ مِنْ شَعْرِهِ، وَلَا مِنْ أَظْفَارِهِ شَيْئًا حَتَّى يُضَحِّيَ». یعنی: «هر کس قربانیای دارد که میخواهد آن را ذبح کند، پس هرگاه هلال ماه ذیالحجه دیده شد، نباید چیزی از موی خود و نه از ناخنهایش بگیرد تا زمانی که قربانی کند».
صحیح است به روایت مسلم
«أُمِرْتُ أَنْ أَسْجُدَ عَلَى سَبْعَةِ أَعْظُمٍ: عَلَى الْجَبْهَةِ وَأَشَارَ بِيَدِهِ عَلَى أَنْفِهِ، وَالْيَدَيْنِ، وَالرُّكْبَتَيْنِ، وَأَطْرَافِ الْقَدَمَيْنِ، وَلَا نَكْفِتَ الثِّيَابَ وَالشَّعَرَ»: «به من امر شده كه بر روى هفت استخوان سجده کنم: بر پيشانى و با دستش به بينى اشاره نمود؛ و دو دست و دو زانو و انگشتان پاها؛ و اينكه لباس و موها(ی سر خود) را [در داخل نماز] جمع نكنيم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردانی نزد سَهل بن سَعد ساعِدی آمدند و دربارهٔ منبر [پیامبر] که چوبش از چیست بحث کرده بودند و از او در این زمینه پرسیدند که ایشان گفت: به الله سوگند من میدانم که از چیست و آن را در اولین روزی که نهاده شد و اولین روزی که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر آن نشست، دیدم. رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نزد فلان زن - زنی از انصار که سهل نام وی را برد - فرستاد و خطاب به ایشان فرمود: «غلامت را که نجار است دستور بده تا برای من چوبهایی (منبری از چوب) بسازد تا هنگام سخن گفتن با مردم بر آن بنشینم» پس آن زن او را امر کرد و او از درختان طَرَفهٔ غابه (محلی در بیرون مدینه به سمت شام) آن را ساخت و سپس آورد. آن زن آن را نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرستاد و ایشان نیز امر کرد تا اینجا نهاده شود. سپس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ را دیدم که [برای آموزش مردم] بر آن [منبر] نماز خواند و درحالیکه بر آن بود تکبیر گفت و سپس درحالیکه بر آن بود به رکوع رفت و سپس به پشت سر پایین آمد و در [کنار] پایهٔ منبر سجده کرد و سپس [به روی آن] بازگشت و وقتی که [نمازش را] به پایان رساند، رو به مردم کرد و فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا صَنَعْتُ هَذَا لِتَأْتَمُّوا وَلِتَعَلَّمُوا صَلَاتِي»: «ای مردم، برای این چنین کردم که از من تبعیت کنید و نماز مرا فرا گیرید».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند