Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

7 از 704 کارت

حذف فیلترها
«أَسْرِعُوا بِالْجِنَازَةِ، فَإِنْ تَكُ صَالِحَةً فَخَيْرٌ تُقَدِّمُونَهَا، وَإِنْ يَكُ سِوَى ذَلِكَ، فَشَرٌّ تَضَعُونَهُ عَنْ رِقَابِكُمْ» یعنی: «جنازه را هرچه زودتر [برای غسل دادن و خاک سپاری] آماده کنيد؛ اگر نيکوکار باشد، پس خيری است که او را زودتر به آن می‌رسانيد. و اگر جز اين باشد، شرّی است که آن را از گردن خود برمی‌داريد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَعَنَ اللَّهُ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى، اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ مَسَاجِدَ» قَالَتْ: فَلَوْلَا ذَاكَ أُبْرِزَ قَبْرُهُ، غَيْرَ أَنَّهُ خُشِيَ أَنْ يُتَّخَذَ مَسْجِدًا. یعنی: «خداوند یهود و نصاری را لعنت کند که قبرهای پیامبرانشان را مسجد قرار دادند». [عایشه] گفت: پس اگر به خاطر آن [نهی] نبود، قبر ایشان آشکار ساخته می‌شد، جز آنکه ترسیده شد که [قبرشان] مسجد قرار داده شود.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
ابوموسی به دردی شدید مبتلی شد و از هوش رفت در حالی که سرش بر دامان زنی از خانواده‌اش بود. [آن زن شروع به شیون کرد و] ابوموسی نتوانست پاسخی به او بدهد. پس هنگامی که به هوش آمد، گفت: من از کسی بیزارم که رسول خدا صلی الله علیه و سلم از او بیزار است. همانا رسول خدا صلی الله علیه و سلم از زن «صالقه» (فریادکش)، «حالقه» (مو تراش) و «شاقّه» (جامه‌در) بیزار است.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثَةٍ: إِلَّا مِنْ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ، أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ»: «هرگاه فرزند آدم بمیرد عملش از او قطع می‌شود مگر از سه راه: صدقهٔ جاریه، یا علمی که مثمر ثمر باشد، یا فرزند صالحی که برای او دعا کند».
صحیح است به روایت مسلم
«لَا تَسُبُّوا الْأَمْوَاتَ، فَإِنَّهُمْ قَدْ أَفْضَوْا إِلَى مَا قَدَّمُوا»: «به مردگان ناسزا نگوييد، زیرا آنها به نتيجهٔ اعمال خود رسيده‌اند».
صحیح است به روایت بخاری
«إِذَا قَضَى اللَّهُ لِعَبْدٍ أَنْ يَمُوتَ بِأَرْضٍ جَعَلَ لَهُ إِلَيْهَا حَاجَةً»: «اگر الله برای بنده‌ای مقدر کند که در سرزمینی بمیرد، برای او در آنجا نیازی فراهم می‌کند».
صحیح است به روایت ترمذی
«أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِسَبْعٍ، وَنَهَانَا عَنْ سَبْعٍ: أَمَرَنَا بِعِيَادَةِ الْمَرِيضِ، وَاتِّبَاعِ الْجَنَازَةِ، وَتَشْمِيتِ الْعَاطِسِ، وَإِبْرَارِ الْقَسَمِ، أَوِ الْمُقْسِمِ، وَنَصْرِ الْمَظْلُومِ، وَإِجَابَةِ الدَّاعِي، وَإِفْشَاءِ السَّلَامِ، وَنَهَانَا عَنْ خَوَاتِيمَ -أَوْ عَنْ تَخَتُّمٍ- بِالذَّهَبِ، وَعَنْ شُرْبٍ بِالْفِضَّةِ، وَعَنِ الْمَيَاثِرِ، وَعَنِ الْقَسِّيِّ، وَعَنْ لُبْسِ الْحَرِيرِ وَالْإِسْتَبْرَقِ وَالدِّيبَاجِ.» یعنی: «رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم ما را به هفت چیز امر کردند و از هفت چیز نهی کردند: ما را به عیادت بیمار، تشییع جنازه، دعا برای عطسه‌کننده، عمل کردن به سوگندِ سوگندخورنده و تصدیق او، یاری مظلوم، پذیرش دعوتِ دعوت‌کننده و آشکار کردن سلام امر کردند. و ما را از انگشترهای طلا - یا انگشتر به دست کردن از - طلا، و از نوشیدن در [ظروف] نقره، و از «میاثر» (بالشچه‌های یا زین‌پوش‌های ابریشمی)، و از «قسیّ» (پارچهٔ مخلوط با ابریشم)، و از پوشیدن حریر و استبرق و دیبا نهی کردند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند