عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
704 حدیث
دانشنامه احادیث نبوی
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
نمایش منابع دیگر
راوی
«اگر شما بر خداوند آنگونه که شایسته توکل بر اوست توکل میکردید، بیتردید همانگونه که پرندگان را روزی میدهد، شما را نیز روزی میداد؛ [پرندگان] صبحگاهان گرسنه بیرون میروند و شامگاهان سیر بازمیگردند.»
صحیح است به روایت احمد و ترمذی و نسائی و ابنماجه و ابنحبان در «صحیح» خود و حاکم
«الجاهِرُ بالقرآن كالجاهِرِ بالصَّدَقَةِ، والمُسِرُّ بالقرآن كالمُسِرِّ بالصَّدَقَة»: «کسی که قرآن را علنی میخواند مانند کسی است که صدقه را علنی میدهد و کسی که قرآن را پنهانی میخواند مانند کسی است که صدقه را پنهانی میدهد».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
مردی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد و گفت: اگر مردی به جهاد رود و خواهان پاداش و نام باشد، چه چیز برای اوست؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «لَا شَيْءَ لَهُ»: «هیچ چیزی برای او نخواهد بود». پس پرسش خود را سه بار تکرار کرد و رسول الله در پاسخش میفرمود: «لَا شَيْءَ لَهُ»: «هیچ چیزی برای او نخواهد بود». سپس فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَقْبَلُ مِنَ الْعَمَلِ إِلَّا مَا كَانَ لَهُ خَالِصًا، وَابْتُغِيَ بِهِ وَجْهُهُ»: «الله تعالی هیچ عملی را نمیپذیرد مگر آنکه خالص باشد و برای خشنودی او باشد».
صحیح است به روایت نسائی
«طِیَره (شوم انگاری) شرک است، طیره شرک است، طیره شرک است - و این را سه بار تکرار کردند -». و این چیزی است که ناگزیر در دل ما میافتد، اما الله عزوجل با توکل آن را از بین میبرد.
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و ابنماجه و احمد
«الْأَعْمَالُ سِتَّةٌ، وَالنَّاسُ أَرْبَعَةٌ، فَمُوجِبَتَانِ، وَمِثْلٌ بِمِثْلٍ، وَحَسَنَةٌ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، وَحَسَنَةٌ بِسَبْعِ مِائَةٍ، فَأَمَّا الْمُوجِبَتَانِ: فَمَنْ مَاتَ لَا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ مَاتَ يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ النَّارَ، وَأَمَّا مِثْلٌ بِمِثْلٍ: فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ حَتَّى يَشْعُرَهَا قَلْبُهُ، وَيَعْلَمَهَا اللهُ مِنْهُ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةً، وَمَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً، كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةً، وَمَنْ عَمِلَ حَسَنَةً فَبِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، وَمَنْ أَنْفَقَ نَفَقَةً فِي سَبِيلِ اللهِ فَحَسَنَةٌ بِسَبْعِ مِائَةٍ، وَأَمَّا النَّاسُ، فَمُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا مَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَمَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا مُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَمَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَمُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ»: «کارها شش [دسته] است و مردم [چهار] دسته، [کارها چنین است:] دو واجب کننده و مثل در مقابل مثل؛ و هر نیکی به اندازهٔ ده برابر آن، و یک حسنه به هفتصد تا؛ اما دو واجب کننده این است که: هرکس درحالی بمیرد که به الله چیزی را شریک نیاورده، وارد بهشت میشود؛ و هرکس درحالی بمیرد که چیزی را با او شریک نموده، وارد دوزخ میشود؛ اما مثل به مثل آن است که هرکس تصمیم جدی به انجام کار نیکی بگیرد تا آنکه دلش آن را احساس کند و الله آن را از او بداند (قصدش برای انجامش جدی است)، برایش یک حسنه در برابر آن نوشته میشود؛ و هرکس در راه الله انفاقی کند هر نیکی هفتصد برابر نوشته میشود؛ اما [دستههای] مردم چنین است: یکی در دنیا برایش گشایش است و در آخرت دچار تنگنا میشود و یکی در دنیا دچار تنگاست و در آخرت گشایش مییابد و یکی در دنیا و آخرت دچار تنگناست و یکی که در دنیا و آخرت از گشایش برخوردار است».
حسن است به روایت احمد
«لَو أَنَّكُمْ تَتَوَكَّلُونَ عَلَى اللهِ حَقَّ تَوَكُّلِهِ، لَرَزَقَكُمْ كَمَا يَرْزُقُ الطَّيْرَ، تَغْدُو خِمَاصًا وَتَرُوحُ بِطَانًا»: «اگر شما چنانکه شایستهٔ توکل است به الله توکل میکردید، بیشک همانند پرنده روزی داده میشدید که با شکم خالی صبح [از خانه] بیرون میرود و با شکم پر بازمیگردد».
صحیح است به روایت ترمذی و ابنماجه و احمد
«إِنَّ الْحَلَالَ بَيِّنٌ وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَهُمَا مُشْتَبِهَاتٌ لَا يَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ، أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، أَلَا وَإِنَّ حِمَى اللهِ مَحَارِمُهُ، أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ»: «حلال واضح و حرام واضح است؛ و در بين آنها مواردى مشتبه و پوشیده وجود دارد كه بسيارى از مردم از آنها بىخبرند؛ پس هر كسى از آن موارد مشتبه دورى جوید، دين و آبرويش را حفاظت کرده است؛ و هر كسى مرتكب شبهات شود، مرتكب حرام میشود، مانند: چوپانى كه در نزدیکی منطقهٔ ممنوعه [حیوانات خود را] میچراند و هر لحظه امكان دارد در داخل آن علفزار بچرند. بدانيد هر پادشاهى محدودهٔ حمايت شدهاى دارد و محدودهٔ حمايت شدهٔ الهى محرمات او هستند. بدانيد در بدن تكه گوشتى وجود دارد كه اگر اصلاح گرديد، كليهٔ بدن اصلاح شده است و اگر فاسد گرديد همهٔ بدن فاسد شده است، بدانيد كه آن قلب است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّ الْحَلَالَ بَيِّنٌ وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَهُمَا مُشْتَبِهَاتٌ لَا يَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ، أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، أَلَا وَإِنَّ حِمَى اللهِ مَحَارِمُهُ، أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ»: «حلال واضح و حرام واضح است؛ و در بين آنها مواردى مشتبه و پوشیده وجود دارد كه بسيارى از مردم از آنها بىخبرند؛ پس هر كسى از آن موارد مشتبه دورى جوید، دين و آبرويش را حفاظت کرده است؛ و هر كسى مرتكب شبهات شود، مرتكب حرام میشود، مانند: چوپانى كه در نزدیکی منطقهٔ ممنوعه [حیوانات خود را] میچراند و هر لحظه امكان دارد در داخل آن علفزار بچرند. بدانيد هر پادشاهى محدودهٔ حمايت شدهاى دارد و محدودهٔ حمايت شدهٔ الهى محرمات او هستند. بدانيد در بدن تكه گوشتى وجود دارد كه اگر اصلاح گرديد، كليهٔ بدن اصلاح شده است و اگر فاسد گرديد همهٔ بدن فاسد شده است، بدانيد كه آن قلب است».
صحیح است به روایت بخاری و مسلم