Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

5 از 702 کارت

حذف فلترها
در سفری همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم بودم، (هنگام وضو) خواستم موزه های رسول الله صلى الله عليه وسلم را بيرون بياورم که فرمودند: «آنها را بيرون نياور، چون آنها را پس از طهارت و وضو پوشيده ام»، سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم بر موزه هايش مسح نمود.
صحیح است. متفق علیه
«هرگاه یکی از شما وضو گرفت و بوت هایش را پوشید با آنها نماز بگذارد، و بر آنها مسح کند و اگر خواست، جز در اثر جنابت آنها را بیرون نکند».
صحیح است. الدار قطنی روایت کرده است.
نزد صفوان بن عسال مرادی رفتم تا دربارهٔ مسح بر خُفّین [پا پوش] از او بپرسم. گفت: چه چیز تو را ای زرّ به اینجا کشانده؟ گفتم: جستجوی دانش. او گفت: بی‌گمان فرشتگان بال‌های خویش را برای طالب علم می‌گسترانند [به نشانهٔ] خشنودی از آنچه می‌طلبد. گفتم: مسح بر خفّین پس از قضای حاجت [غائط و بول] در دلم شکافی ایجاد کرده بود [و مورد پرسش بود]، و تو از یاران پیامبر (صلی الله علیه وسلم) هستی، آمده‌ام از تو بپرسم: آیا از آن حضرت سخنی در این باره شنیده‌ای؟ گفت: آری، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به ما فرمان می‌دادند هنگامی که در سفر بودیم که سه روز و شبِ آن خفّهای (موزه هاى) خود را بیرون نیاوریم، مگر به سبب جنابت؛ ولی [می‌توانیم با وجود] غائط و بول و خواب [بر آن مسح کنیم]، گفتم: آیا از او دربارهٔ هوای [دل] چیزی شنیده‌ای؟ گفت: آری. ما با پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در سفر بودیم که ناگهان اعرابی با صدایی بلند او را ندا داد: ای محمّد! رسول الله (صلی الله علیه وسلم) با لهجه ى او به صدای او پاسخ داد: «بفرما»، ما به آن اعرابی گفتیم: وای بر تو! از صدایت کم کن، زیرا تو نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) هستی و از این کار [بلند صحبت کردن] نهی شده‌ای، گفت: به خدا کوتاه نمی‌آورم! آن اعرابی گفت: آدمی قومی را دوست دارد ولی هنوز به آنان نپیوسته است، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «انسان در قیامت با کسی است که او را دوست می‌دارد»، آنگاه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) همچنان برای ما سخن می‌گفت تا آنکه به دری از سمت مغرب اشاره کرد که پهنای آن چهل یا هفتاد سال مسیر رکاب‌زنی است.
صحیح است. ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
من با رسول الله صلی الله علیه وسلم بودم و به محل زباله های قومی رسید، و ایستاده ادرار کرد، من کنار رفتم و گفت: «نزدیک شو»، من نزدیک شدم و عقب پاهایش ایستاد شدم، وضو گرفت و بر موزه هایش مسح کرد.
صحیح است. متفق علیه
جریر ادرار کرد، سپس وضو گرفت و بر خُفّ‌هایش مسح کشید، به او گفته شد: آیا چنین می‌کنی؟ گفت: آری، من دیدم رسول الله صلی الله علیه وسلم ادرار کرد، سپس وضو گرفت و بر خُفّ‌هایش مسح کشید. اعمش گفت: ابراهیم می‌گفت: این حدیث را مردم دوست داشتند؛ زیرا اسلام جریر پس از نزول سوره مائده بود.
صحیح است. متفق علیه