عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
702 Hadiths
Encyclopedia of Prophetic Hadiths
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
راوی
نمایش همه راویان (23)
مردی بود که من سراغ نداشتم کسی به اندازه ی او از مسجد دور باشد؛ ولی هيچ نمازی از او فوت نمی شد، به او گفتند يا من به او گفتم: کاش الاغی می خريدی و در تاريکی و گرما (برای پيمودن زمين داغ) بر آن سوار می شدی. گفت: دوست ندارم خانه ام در کنارِ مسجد باشد؛ می خواهم قدم هايی که به سوی مسجد برمی دارم و نيز پاداش بازگشتم به نزد خانواده ام، برايم نوشته شود. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم (به او) فرمود: «قَدْ جمع اللَّهُ لكَ ذلِكَ كُلَّهُ».
«الله همه ی اينها را برای تو فراهم کرده است».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
ای پیامبر الله! چه فکر می کنید اگر امیران از ما حق خود را مطالبه کنند و حق ما را ندهد، در این صورت برای ما چه دستور می دهید؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم از او رو گردان شدند، بار دیگر پرسید، باز هم ازو رو گردانیدند، در بار دوم و یا سوم اشعث بن قیس او را بسوی خود کشید، سپس ایشان فرمودند: «گوش کنید و اطاعت کنید، آنها مسئولیت خود را بدوش دارند و شما مسئولیت خود را بدوش دارید».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان ما برخاست، و ما را موعظهای رسا فرمودند که دلها از آن لرزید، و چشمها اشکآلود شد، پس گفتند: یا رسول الله، ما را موعظهٔ کسی گفتی که در حال وداع باشد، پس ما را توصیهای کن، فرمودند: «شما را به تقوای الله و گوش سپردن و اطاعت کردن امر میکنم حتی اگر [امیرتان] بردهای حبشی بود، و پس از من اختلافی شدید خواهید دید، پس سنت من و سنت خلفای راشدین هدایت شده را برگیرید و با بُن دندان آن را بگیرید، و از امور نوپیدا برحذر باشید زیرا هر بدعتی گمراهی است».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
«آنگاه فتنه هایی خواهد بود، فتنۀ کسی که از آن نشسته باشد، بهتر از آن است که در آن میرود، و کسی که در آن میرود، بهتر از کسی است که به سوی آن می شتابد، پس هرگاه نازل و یا واقع گردید، هر که شتر دارد به شترانش بپیوندد، و هر که گوسفند دارد به گوسفندانش بپیوندد، و هر که زمین دارد به زمین خود بپیوندد، گفت: مردی گفت: ای رسول الله اگر کسی شتر و گوسفند و زمین نداشته باشد؟ فرمودند: شمشیر خود را بردارد و لبۀ برندۀ آن را با سنگ ضربه بزند، سپس اگر توانست فرار کند و خود را نجات دهد، الهی آیا ابلاغ کردم؟ الهی آیا ابلاغ کردم؟ الهی آیا ابلاغ کردم؟ گفت: پس مردی گفت: ای رسول الله، اگر مرا به یکی از دو صف یا یکی از آن دو گروه ببرند؟ و مردی با شمشیرش مرا بزند و یا تیری بیاید و مرا بکشد؟ فرمودند: گناه خود و تو را بر دوش می کشد، و از دوزخیان خواهد بود».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«هرگز رستگار نخواهند شد قومی که امر خود را به زنی بسپارند».
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.
پيامبر صلى الله عليه وسلم شخصی از طايفه ی «بنی سلیم»، به نام «ابن لُتبيّه» را برای جمع آوری زکات فرستاد و چون بازگشت با او محاسبه نمود، گفت: اينها، (اموال زکات و) مالِ شماست و اين را هم به من هديه داده اند. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر واقعاً راست می گويی، چرا در خانه ی پدر و مادرت نمی نشينی تا هديه ات برایت بیاید. سپس پيامبر صلى الله عليه وسلم بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنای الله فرمود: «أَمَّا بعْدُ، فَإِنِّي أَسْتعْمِلُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ على الْعمَلِ مِمَّا ولاَّنِي اللَّه، فَيَأْتِي فَيَقُول: هَذَا لَكُمْ، وَهَذَا هَدِيَّةٌ أُهْدِيَت إِلَيَّ، أَفَلا جلس في بيتِ أَبيهِ أَوْ أُمِّهِ حتَّى تأْتِيَهُ هدیته إِنْ كَانَ صادقاً، واللَّه لا يأْخُذُ أَحدٌ مِنْكُمْ شَيْئًا بِغَيْرِ حقِّهِ إلاَّ لَقِيَ اللَّه تَعالَى، يَحْمِلُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، فَلا أَعْرفَنَّ أَحداً مِنْكُمْ لَقِيَ اللَّه يَحْمِلُ بعِيرًا لَهُ رغَاء، أَوْ بَقرة لَهَا خُوار، أَوْ شاةً تيْعَرُ». «اما بعد؛ من يکی از شما را بر کاری می گمارم که الله به من سپرده است؛ او (پس از انجام مأموريتش) می آيد و می گويد: اين، از آن شماست و اين را به من هديه داده اند. پس اگر واقعاً راست می گويد، چرا در خانه ی پدر و مادرش نمی نشيند تا هديه اش به او برسد؟ به الله سوگند که هرکس چيزی را به ناحق بخورد، روز قيامت الله را در حالی ملاقات می کند که آن را بر دوشِ خويش حمل می کند؛ مبادا هيچ يک از شما را ببينم که الله را در حالی ملاقات کند که شتر يا گاو يا گوسفندی که بانگ می زند، بر دوش او باشد». سپس دستانش را به اندازه ای بالا گرفت که سفيدی زيرِ بغلش ديده شد و فرمود: «اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ»: «يا الله، آيا تبليغ کردم؟». چشمانم دید و گوش هایم شنید.
صحیح است. متفق علیه
«هرگاه مردم ظالمی را ببينند و دستش را نگيرند (و او را از ظلم و ستم باز ندارند)، انتظار می رود که الله همه ی آنها را به عذاب خويش گرفتار کند».
صحیح است. ابو داود و ترمذی ونسایی در الکبری و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد من بود که حولاء دختر تُوَيت بن حبيب بن اسد بن عبدالعزی از کنارم گذشت. گفتم: اين حَوْلاء دختر تويت است. مردم گمان می کنند او شب ها نمی خوابد (عبادت می کند). پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لَا تَنَامُ اللَّيْلَ! خُذُوا مِنْ الْعَمَلِ مَا تُطِيقُونَ، فَوَاللَّهِ لَا يَسْأَمُ اللَّهُ حَتَّى تَسْأَمُوا»: «شب ها نمی خوابد؟! اعمالی را انجام دهيد که توان آن را داشته باشيد. سوگند به الله که الله خسته نمی شود اما شما خسته می شويد».
صحیح است. متفق علیه