رسالة واحدة فقط!

رسالة واحدة فقط!

كتيب يتكلم عن رسالة التوحيد الواحدة التي حملها جميع الانبياء - عليهم السلام - ويمتاز الكتاب بإثبات توحيد وحدانية الله من كتب اليهود والنصارى.

Language: lang_fa
Prepared by:
Version: 1.0
Translations 13
Amharic Czech Greek Persian +9
Attachments 7
PDF
Audio
Video
+3

فقط یک پیام!

دکتر ناجي بن إبراهيم العرفج

تقدیم به

جویندگان صادق و مخلص حقیقت

کسانی که ذهن آگاه دارند.

سوالات پیش از مطالعهٔ این کتاب:

۱) منظور از این یک پیام چیست؟

2) کتاب مقدس در مورد آن چه می گوید؟

3) قرآن در مورد آن چه می گوید؟

4) پس از این نظر شما در مورد آن چیست؟

در اصل موضوع:

پس از خلقت آدم و در طول تاریخ بشر، یک پیام اصلی به دوش مردم نهاده شد و برای یادآوری این پیام و بازگرداندن مردم به راه درست، خدای یگانه پیامبران و رسولانی مانند: آدم، نوح، ابراهیم و موسی و عیسی و محمد (عليهم الصلاة و السلام) را برای آن ها فرستاد تا صرفا همان یک پیام را به آن ها ابلاغ کنند؛ و آن یک پیام عبارت است از:

تنها یک معبود بر حق وجود دارد، پس فقط او را عبادت کنید.

برای تبلیغ این پیام [پیامبرانی را] فرستاد:

نوح: «معبود شما معبودی یکتا است، پس تنها او را عبادت کنید».

ابراهیم: «معبود شما معبودی یکتا است، پس تنها او را عبادت کنید».

موسی: «معبود شما معبودی یکتا است، پس تنها او را عبادت کنید».

عیسی: «معبود شما معبودی یکتا است، پس تنها او را عبادت کنید».

محمد: «معبود شما معبودی یکتا است، پس تنها او را عبادت کنید».

خداوند متعال پیامبران اولوالعزم و همچنین پیامبران دیگری که می شناسیم و نیز پیامبرانی که آن ها را نمی شناسیم را برای ادای امور مهمی فرستاد، از جمله:

۱) دریافت وحی الهی و ابلاغ آن به اقوام و پیروانشان.

۲) آموزش توحید و اخلاص در عبادت برای الله متعال.

۳) ارائهٔ الگویی نیک در گفتار و کردار، تا این که مردم در مسیرشان به سوی خداوند به آن ها اقتدا کنند.

۴) راهنمایی پیروانشان به تقوای الهی و اطاعت از او و پیروی از احکامش.

۵) آموزش احکام دین و مکارم اخلاقی به پیروانشان.

۶) هدایت سرکشان و مشرکان بت پرستان و دیگران.

۷) آگاه سازی مردم به این‌که پس از مرگ برانگیخته می‌شوند و در روز قیامت بر اساس اعمال خود محاسبه می‌شوند و کسی که به خدا ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد پاداشش بهشت ​​است و کسی که برای خدا شریک قرار دهد و نافرمانی کند جایگاهش جهنم است.

این انبیا و فرستادگان را خداوند یگانه آفریده و به سوی مردم فرستاده است. جهان هستی و مخلوقاتش از وجود خداوند خالق سخن می گویند و بر یگانگی او گواهی می دهند. بنابراین الله خالق هستی و همه انسان ها و حیوانات و چهارپایان و حشرات است. بلکه او خالق مرگ، زندگی فانی و زندگی ابدی است.

کتب مقدس یهودیان، مسیحیان و مسلمانان همگی بر وجود الله و توحید او گواهی می‌دهند.

کسی که در جستجوی حقیقت باشد اگر با تامل و اخلاص خداوند را در کتاب مقدس و قرآن کریم مطالعه کند، می‌تواند صفات منحصر به فردی را که مخصوص خداوند است را مشاهده و تشخیص دهد که سایر خدایان ساختگی بهره‌ای از آن صفات ندارند. برخی از این صفات عبارتند از:

۱) اله و معبود بر حق، خالق است و مخلوق نیست.

۲) اله و معبود برحق، یکتاست و شریکی ندارد، متعدد (چندتا) نیست، و نه پدر است و نه فرزند.

۳) الله از تصورات مخلوقات پاک و منزه است، و دیدگان در این دنیا او را درنمی‌یابند.

۴) الله ازلی است و هرگز نمی‌میرد و نابود نمی‌شود و در هیچ یک از مخلوقاتش حلول و یا تجسیم نمی‌یابد.

۵) الله صمد و بی نیاز و قائم به ذات خویش است، از مخلوقاتش بی نیاز است و نیازی به آن‌ها ندارد، نه پدری دارد و نه مادری، و نه همسر و نه فرزندی، و نیازی به خوراکی و نوشیدنی و یا کمک کسی ندارد. اما مخلوقاتی که الله آن ها را خلق کرده است به او نیاز دارند.

۶) الله متعال در صفات جلال و کمال و جمالش یکتاست و شریکی ندارد و هیچ یک از مخلوقات او در آن صفات شریک یا شبیه او نیستند، چرا که هیچ چیز شبیه و مثل او نیست.

ما می‌توانیم از این معیارها و صفات [و سایر صفاتی که مخصوص خداوند هستند] برای بطلان و رد و تکذیب هر گونه خدای دروغین استفاده کنیم.

اکنون بگذارید به بحث خودمان پیرامون بررسی یک پیام که در بالا بدان اشاره شد بپردازیم و به برخی نصوص وارده از کتاب مقدس و قرآن کریم در مورد وحدانیت خداوند متعال بپردازیم. اما قبل از این‌که وارد این مطلب شویم دوست دارم در مورد مساله‌ای تامل کنیم:

برخی از مسیحیان با تعجب می‌پرسند: واضح و روشن است که الله یکی است و ما به خدای یکتا ایمان داریم، پس مشکل کجاست؟

حقیقت این است که از طریق مطالعات و پژوهش‌های گسترده‌ای که دربارهٔ مسیحیت و گفتگوهای فراوانی که با آن ها داشته‌ام، دریافتم که «الله» نزد آن ها [طبق تصور برخی از آن ها] شامل مفاهیم زیر است:

۱) خدای پدر.

۲) خدای پسر.

۳) خدای روح القدس.

عقل سالم و منطق درست، هر پژوهشگری را وامی‌دارد تا در این باره این سوالات را از نصاری بپرسند:

معنای این که می گوئید «الله یکتاست» چیست؟ در حالی که به سه معبود و اله اشاره می‌کنید؟

آیا خدای یکتا در سه اله حلول کرده یا این که سه اله در یک اله حلول کرده‌اند؟

علاوه بر این و بر اساس برخی از باورهای مسیحیان، هر کدام از این سه اله، وظایف و اختیارات و جنبه‌های متفاوتی دارند و صورت‌های مختلفی دارند.

۱) خدای پدر = او خالق است

۲) خدای پسر = او نجات‌دهنده است (ناجی است)

۳) خدای روح القدس = او مشاور (تقویت کننده) است.

این ادعا که مسیح پسر خدا یا یک خداست یا جزئی از خداست، کاملاً با آنچه در متون تورات و انجیل آمده بود تناقض دارد. چرا که تورات و انجیل می‌گوید در این جهان هیچ کس نمی‌تواند خدا را بیند.

«شما هرگز صدایش را نشنیده و چهره‌اش را نمی‌بینید».

(انجیل یوحنا ۳۷:۵)

«نه هیچ‌کس او را دیده و نه هیچ‌کس می‌تواند او را ببیند.».

(رسالهٔ اول به تیموثاوس ۱۶:۶)

«هیچ کس نمی تواند مرا ببیند و زنده بماند.».

(خروج ۲۰:۳۳).

بر اساس این نصوص و نصوص دیگر، من در کمال صداقت و صمیمیت در شگفتم و می‌پرسم، چگونه می‌توانیم سخنان کسانی که می‌گویند عیسی خداست را با متون کتاب مقدس که تأیید می‌کند که هیچ کس نه خدا را دیده و نه صدای او را شنیده، جمع بسته و تطبیق دهیم؟

آیا یهودیان در آن زمان و خانواده عیسی و پیروانش، عیسی مسیح (خدای پسر چنانکه برخی بر این اعتقادند) او را ندیده و صدایش را نشنیدند؟

چگونه تورات و انجیل بیان می‌کنند که هیچ کس خدا را ندیده و یا صدایش را نشنیده، اما کسانی را می‌یابیم که معتقدند که عیسی را دیده و صدای او را شنیده‌اند و او خدا یا پسر خداست؟ آیا رازی پنهان در مورد حقیقت خداوند وجود دارد؟

اما تاکید تورات بر خلاف این است آن جا که از خداوند نقل می‌کند: «إنني أنا الرب وليس هناك من إله آخر. وإنني لم أتكلم بالسر ولم أجعل هدفي مستترا .. إنني أنا الله وإني أنطق بالحق، وإنني أعلن ما هو صدق.» یعنی: «من پروردگار هستم و اله و معبود دیگری نیست. من مخفیانه سخن نگفته‌ام و هدفم را پنهان و پوشیده قرار نداده‌ام... من الله هستم و من سخن حق می‌گویم و آنچه راست است را بیان می‌کنم» (إشعياء ۱۹:۴۵)

پس حقیقت چیست؟ لطفا متن گذشته را بارها بخوان و اندکی در آن تامل کن.

اکنون به حقیقت الله در کتاب مقدس و قرآن کریم می‌پردازیم؛ امیدوارم دیدگاه و نظرات شما را پس از تدبر در آیات و نصوص و خواندن این کتابچهٔ کوچک با نگاه نقد و درک درست و منصفانه، دریافت کنم. طبق ترتیب و رعایت موضوعات اکنون دلایل را بدون هرگونه حاشیه و تعلیقی ذکر می‌کنیم به این امید که با تامل و دقت و درک درست و به دور از هرگونه تصور یا پیش‌فرضی در آنها تدبر شود.

برای رعایت بی‌طرفی، شواهد را بدون هیچ اظهارنظری ارائه خواهم کرد، به این امید که با دقت و به خودی خود مورد بررسی قرار گیرد، نه با توجه به عقاید یا دیدگاه‌های قبلی.

خداوند یکتای حق و یگانه در کتاب مقدس (عهد قدیم):

«بشنو ای اسرائیل: پروردگاری که اله و معبود ماست، پروردگار یکتاست».

(تثنية ۴:۶)

«آیا خدای یکتا روح زندگی را برای ما خلق نکرد و ما را روزی نداد؟»

(ملاخی ۱۵:۲)

«باید بدانید و و به من ایمان آورید. و بدانید که من، من هستم و من همان الله است. اله و معبودی پیش از من نبوده است و هرگز اله و معبودی پس از من نخواهد بود؛ من رب و پروردگار هستم و نجات دهنده‌ای جز من نیست.»

(إشعياء ۴۳ :۱۰-۱۱)

«من اول و آخر هستم و اله و معبود [بر حقی] جز من نیست. چه کسی شبیه من است؟»

(إشعياء ۶:۴۴)

«آیا من رب و پروردگار نیستم و معبودی جز من است؟ نیکوکار و نجات دهنده ای که دیگری مانند او نیست».

(إشعياء ۴۵: ۲۱)

آیا نصوص دیگری همانند این‌ها را به یاد می‌آوری؟

خداوند یکتای حق و یگانه در کتاب مقدس (عهد جدید):

«زندگی ابدی این است که بشناسند تو تنها معبود بر حق هستی و اینکه بدانند مسیح را تو فرستادی».

(انجیل یوحنا ۳:۱۷)

«تنها الله پروردگارتان را عبادت کنید و برای او خدمت کنید».

(انجیل متی ۱۰:۴)

«بشنو ای اسرائیل: پروردگار معبود ما، پروردگار یکتاست... به‌راستی که الله یکتاست و معبودی (بر حق) جز او نیست».

(انجیل مرقس: ۱۲:۲۸-۳۳)

«به‌راستی که خداوند یکتاست و واسطهٔ میان خدا و مردم یکی است و او انسان، مسیح یسوع است.»

(نامه اول به تیموتاوس ۲:۵)

«فردی نزد عیسی آمده و به او گفت: سرور نیکوکارم، چه کار نیکی را انجام دهم تا زندگی ابدی را بدست آورم؟ پس عیسی به او پاسخ داد: چرا مرا صالح خواندی؟ فقط یک نفر صالح است و او خداوند است.» (انجیل متی ۱۹:۱۶-۱۷ بنابر نسخهٔ شاه جیمز)

آیا می‌توانی نصوص دیگری را ذکر کنی که تاکید داشته باشند که خداوند فقط یکی است؟ (و سه نفر نیست!)

خداوند یکتای حق و یگانه در قرآن کریم:

«[ای پیامبر] بگو: او الله یکتا و یگانه است. الله بی‌نیاز است. نه [فرزندی] زاده و نه زاده شده است. و هیچ کس همانند و همتای او نبوده و نیست».

(سوره ۱۱۳: آیات ۱ تا۴)

«معبودی جز من نیست، پس تنها مرا عبادت کنید».

(سوره ۲۱ : آیه ۲۵)

«آن‌ها که گفتند: الله سومین [اقنوم] ثلاثه است به یقین کافر شدند، معبودی ]به حق] جز معبود یگانه نیست و اگر از آنچه می‌گویند باز نایستند، قطعاً به کافران شان عذاب دردناکی خواهد رسید».

(سوره ۵: آیه ۷۳)

«معبود شما یکی است».

(سوره ۳۷: آیه ۴)

«آیا معبود دیگری با الله است؟! [ای پیامبر!] بگو: اگر راست می‌گویید دلیل‌تان را بیاورید». (سوره ۲۷: آیه ۶۴)

در حقیقت این رسالت (توحید خداوند) موضوع اصلی در قرآن کریم است.

پایان

این نصوص و صدها دلیل دیگر در کتاب مقدس و قرآن کریم تاکید می‌کند که الله یکتاست و معبود بر حقی جز او نیست به گونه‌ای که هیچ جایی برای شک و تردید باقی نمی‌گذارد. چنانکه کتاب مقدس می‌گوید: «اسمع يا إسرائيل : الرب إلهنا رب واحد... فإن الله واحدٌ وليس آخر سواه».: «بشنو ای اسرائیل: پروردگار معبود ما، پروردگار یکتاست... به‌راستی که الله یکتاست و معبودی [بر حق] جز او نیست». (انجيل مرقس ۲۸:۱۲ - ۳۳). و قرآن کریم در این مورد بیان می‌دارد: «[ای پیامبر] بگو: او الله یکتا و یگانه است». (سورهٔ ۱۱۳: آیهٔ ۱).

بلکه کتاب مقدس تنها بر این تاکید ندارد که الله یکتاست بلکه تاکید می‌کند فقط الله خالق و نجات‌دهنده است: «باید بدانید و به من ایمان بیاورید. و بدانید که من، همان الله هستم. اله و معبودی پیش از من نبوده است و هرگز اله و معبودی پس از من نیز نخواهد بود؛ من همان رب و پروردگار جهانیان هستم و نجات دهنده‌ای جز من نیست». (إشعياء ۴۳ :۱۰-۱۱).

با این توضیح روشن شد که سندی برای الوهیت عیسی یا روح القدس یا ... وجود ندارد و دلیلی برای آن نیست و آنها نیز همچون دیگر مخلوقات الهی، مخلوق هستند که چیزی از امور در دست آنها نیست؛ بنابراین نه اله و معبود هستند و نه تجلیاتی از خداوند و نه صورت جسمانی از او؛ چراکه چیزی مثل و مانند او نیست چنانکه کتاب مقدس و قرآن کریم ذکر می‌کند.

خداوند متعال بر یهود خشم گرفت، چرا که آن‌ها گمراه شده و به عبادت غیر الله روی آوردند. «خشم خداوند آنان را دربرگرفت». (اعداد ۳:۲۵) و اینگونه بود که موسی (درود خدا بر او باد) گوسالهٔ طلایی آنان را نابود کرد.

از سوی دیگر گروهی از نصاری که موحد بودند با شکنجه و اذیت و آزار روبرو شدند چراکه آنان به توحید الهی ایمان آورده و تحریف و تبدیل آموزه‌های توحیدی عیسوی را نپذیرفتند و بدعت تثلیث را که توسط پولس و پیروانش ایجاد شده بود، انکار کردند.

خلاصهٔ کلام آن‌که: خداوند متعال آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و بلکه تمام انبیا و رسولان (سلام و درود خدا بر تمامی آن‌ها) را فرستاد تا مردم را به ایمان به الله و اخلاص در عبادت تنها برای او دعوت دهند؛ که خداوند یگانه شریک و همتا و مثل و مانندی ندارد. پس این رسالت آن‌ها یکی بود که:

معبود بر حق فقط یکی است پس او را عبادت کنید.

و از آن جایی که رسالت انبیا و رسولان یکی است بنابراین دین‌شان نیز یکی است. اما دین این انبیاء و رسولان چه بوده است؟

جوهر رسالت آنها بر «تسلیم» در برابر الله بنا شده است؛ کلمه‌ای که در زبان عربی در معنای «اسلام»و مفهوم آن بدان تعبیر می‌شود.

قرآن کریم تاکید می‌کند که دین تمام انبیا و رسولان اسلام بوده است. و می‌توان این حقیقت قرآنی را در کتاب مقدس نیز دنبال کرد. (ان شاءالله به‌زودی به این حقیقت در کتاب مقدس در کتابچه ای دیگر می‌پردازیم).

در پایان در راستای نایل شدن به پایانی نیکو بر ما واجب است که این پیام را با صدق و اخلاص و ایمان به آن دریافت نموده و فرا گیریم. اما این به تنهایی کافی نیست! بلکه بر ما واجب است به تمام انبیا و رسولان ایمان بیاوریم. (و این شامل ایمان به رسول خدا محمد صلى الله عليه وسلم نیز می‌شود) و از راه و روش آنها پیروی نموده و به آن عمل کنیم. و این راه رسیدن به زندگی ابدی سعادتمندانه می‌باشد.

پس ای کسی که با اخلاص، حقیقت را جستجو می‌کنی و پایان نکویی را خواستاری، باید اکنون در این مورد بیندیشی و الان در آن تامل کنی، قبل از فوت وقت، قبل از مرگی که ناگهانی فرا می‌رسد! چه کسی وقت فرارسیدنش را می‌داند؟

بعد از تفکر و دقت نظر در این امر مهم و حیاتی و با آگاهی کامل و قلبی صادق می توانی اقرار نموده و اعتراف کنی که الله یکتاست و شریکی برای او نیست و فرزندی ندارد و به او ایمان آورده و تنها او را عبادت می‌کنی و ایمان می‌آوری که محمد نبی و رسولی است چون نوح و ابراهیم و موسی و عیسی.

اکنون - اگر بخواهی - می‌توانی این کلمات را به زبان بیاوری:

أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمداً رسول الله یعنی: شهادت می‌دهم که معبود برحقی جز الله وجود ندارد و شهادت می‌دهم که محمد فرستادهٔ الله است.

این گواهی، اولین گام عملی در مسیر زندگی ابدی سعادتمندانه است و این گواهی کلید حقیقی درهای بهشت می‌باشد.

و اگر تصمیم گرفتی که این راه را انتخاب کنی، می‌توانی از کمک دوست یا همسایه مسلمانت یا نزدیک‌ترین مسجد یا مرکز اسلامی کمک بگیری یا اینکه از طریق تلفن یا پیام با من ارتباط برقرار کنی (با این کار مرا خوشحال خواهی کرد).

{قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ} ([ای پیامبر، از جانب من] بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف [و ستم] کرده‌اید! از رحمت الله ناامید نشوید، همانا الله همهٔ گناهان را می‌بخشد، یقیناً او بسیار آمرزندهٔ مهربان است ﴿۵۳﴾ و به سوی پروردگار‌تان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، آنگاه [از سوی هیچ کس] یاری نشوید ﴿۵۴﴾ و از نیکو‌ترین چیزی که از جانب پروردگار‌تان بر شما نازل شده پیروی کنید، پیش از آنکه ناگهان عذاب به سراغ شما آید، در حالی‌که شما از آن بی‌خبرید) قرآن کریم - سورهٔ ۳۹: آیهٔ ۵۳

یک چیز دیگر هم هست...

نکتهٔ پایانی:

پس از خواندن این پیام با تدبر و اندیشه، گاهی صادقان جدی سوالاتی را مطرح می کنند:

ان شاءالله در فرصت دیگر، به مناقشه و بررسی این سوالات و سوالات دیگر در کتاب‌های بعدی‌ام می‌پردازم.

برای اطلاعات، سوالات و یا پیشنهادات بیشتر، لطفا با نویسنده به آدرس زیر تماس بگیرید:

صندوق پستی: 418 – الهفوف – الأحساء 31982 المملكة العربية السعودية [email protected] / [email protected]

یا دفتر..............

از هرگونه پیشنهاد یا تصحیح استقبال می‌کنیم