Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

17 از 702 کارت

حذف فلترها
«اگر بر مومنان -و یا بر امتم- دشوار نمی شد، به آنها دستور می دادم برای هر نماز مسواک بزنند».
صحیح است. متفق علیه
با رسول الله صلی الله علیه وسلم در غار بودیم که به پاهای مشرکان نگاه کردم درحالی که بالای سر ما بودند؛ گفتم: یا رسول الله، اگر یکی از آنها زیر پایش را نگاه کند، ما را می بینید؛ پس فرمود: «مَا ظَنُّكَ يَا أَبَا بَكرٍ بِاثنَينِ الله ثَالِثُهُمَا»: «ای ابو بکر، در باره ی دو نفری که سومين آنها الله است، چه گمان می کنی؟».
صحیح است. متفق علیه
«همانا من نفرین‌کننده فرستاده نشده‌ام، بلکه رحمتی [برای جهانیان] فرستاده شده‌ام».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
عده ای از صحابه در مورد عمل رسول الله صلى الله عليه وسلم در نهان، از همسران ایشان سوال کردند؛ سپس برخی از آنها گفتند: با زنان ازدواج نمی کنم، و برخی گفتند: دیگر گوشت نمی خورم؛ و عده ای گفتند: دیگر بر رختخواب نمی خوابم، چون خبر آنها به رسول الله صلی الله علیه وسلم رسید، پس از حمد و ستایش الله متعال فرمودند: «چرا برخی از مردم چنين سخنانی می گويند؟! من هم نماز می خوانم و هم می خوابم؛ بعض از روزها، روزه می گيرم و بعض روزها را روزه نمی گیرم، و با زنان ازدواج می کنم؛ پس هرکس از سنت من روی بگرداند، از من نيست».
صحیح است. متفق علیه
در چهل سالگی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم وحی نازل شد ، و سیزده سال در مکه ماند، سپس به هجرت امر کرده شد، و به مدینه هجرت کرد، و ده سال در آنجا ماند، سپس او صلی الله علیه وسلم از دنیا رحلت نمود.
صحیح است. متفق علیه
هیچکس را ندیدم که همچو رسول الله -صلی الله علیه وسلم- موهایی پایین تر از نرمی گوش هایش و لباسی سرخ به تن داشته باشد، و از ایشان زیباتر باشد. ایشان موهایی تا سر شانه هایش و شانه هایی پهن و عریض داشت و نه کوتاه قامت بود و نه بلند قامت.
صحیح است. متفق علیه
اولین وحی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم به صورت رؤیای صادقه بود که در خواب بر وی الهام شده و در بیداری همچون سپیده صبح محقق می باشد، آنگاه او علاقه مند به انزوا و خلوت شده و چندین روز و شب در غار حرا می ماند قبل از این که به خانوادۀ خود برگردد و زاد و متاعی با خود بیارد، سپس برای این روزها به سوی خدیجه رضی الله عنها بر می گشت برای گرفتن زاد و متاع، تا این که حق بسوی او آمد در حالی که او در غار حراء بود، وقتی فرشته الهی آمد و برایش گفت بخوان، گفت: من قادر به خواندن نیستم، گفت: در این هنگام آن‌چنان مرا فشرد که بی رمق شدم، سپس رهایم نمود و گفت بخوان، من گفتم: قادر به خواندن نیستم، در این هنگام آن‌چنان مرا فشرد که بی رمق شدم و باز رهایم نمود؛ تا آنکه آن فرشته در مرتبه سوم مرا فشرد و رها نمود و گفت: {اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ}»، [العلق:1-3]، بخوان به نام پروردگارت که [هستی را] آفرید؛ [همان پروردگاری که] انسان را از خونِ بسته آفرید. بخوان و پروردگارت [ كه از همه] بزرگوار‌تر است. پیامبر صلی‌ الله ‌علیه ‌وسلّم به منزل آمد در حالی که قلبش مضطرب و ترسان بود، و برای خدیجه رضی الله عنها فرمود: مرا بپوشان، خدیجه رضی الله عنها ایشان را پوشانید تا اینکه ترس ایشان برطرف شد؛ پیامبر صلی الله علیه وسلم به همسرشان فرمودند من از خودم می‌ترسم [شاید اتفاقی برایم رخ دهد]، خدیجه رضی الله عنها گفت: هرگز نى، الله متعال تو را خوار نمی‌کند زیرا تو صله رحم به‌جا می‌آوری و بار فقیران را به دوش می‌کشی و به مستمندان کمک می‌کنی و مهمان نواز هستی و در حوادث، حق را یاری می‌کنی، خدیجه رضی الله عنها او را نزد پسر عمویش ورقة بن نوفل برد وی در دوران جاهلیت آیین مسیحیت گزیده بود، ورقة گفت: ای برادرزاده ام چه می‌بینی؟ رسول الله صلی‌ الله ‌علیه ‌و سلّم آنچه دیده بود بیان داشت، ورقه به او گفت: این همان ناموسی است که الله متعال نزد موسی علیه‌ السّلام فرستاد، ای کاش زمانی که قوم شما را بیرون مى کند من توانا و زنده باشم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «یا آنان مرا بیرون می کنند؟»، گفت: بله، هیچ کس تا به حال با چیزی مانند آنچه شما آورده اید نیامده است مگر این که با او دشمنی شده است، اگر آن روز تو را دریابم بشکل بسیار قوی از تو حمایت خواهم کرد. سپس دیری نگذشت که ورقه بن نوفل وفات نمود، و وحی برای مدتی به تأخیر افتاد.
صحیح است. متفق علیه
«هنگامی که راه می‌رفتم، ناگهان صدایی از آسمان شنیدم، پس چشمانم را بلند کردم، ناگاه آن فرشته‌ای که در حراء نزد من آمده بود [= جبرئیل] را دیدم که بر کرسی‌ای میان آسمان و زمین نشسته بود، پس سخت هراسان شدم و بازگشتم و گفتم: مرا بپوشانید! پس الله متعال این آیات را نازل فرمود: {يَا أَيُّهَا المُدَّثِّرُ1 قُمْ فَأَنْذِرْ}[المدثر: 2]، "ای جامه‌ به‌خود پیچیده! برخیز و هشدار ده... تا آنجا که می‌فرماید: {وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ}[المدثر: 5]، و از پلیدی دوری کن"، و از آن پس وحی پیوسته و مستمر نازل شد».
صحیح است. متفق علیه