Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

10 از 702 کارت

حذف فلترها
روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان ما برخاست، و ما را موعظه‌ای رسا فرمودند که دل‌ها از آن لرزید، و چشم‌ها اشک‌آلود شد، پس گفتند: یا رسول الله، ما را موعظهٔ کسی گفتی که در حال وداع باشد، پس ما را توصیه‌ای کن، فرمودند: «شما را به تقوای الله و گوش سپردن و اطاعت کردن امر می‌کنم حتی اگر [امیرتان] برده‌ای حبشی بود، و پس از من اختلافی شدید خواهید دید، پس سنت من و سنت خلفای راشدین هدایت شده را برگیرید و با بُن دندان آن را بگیرید، و از امور نوپیدا برحذر باشید زیرا هر بدعتی گمراهی است».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
«آگاه باشید که چه بسا حدیث من به مردی برسد و او در حالی که به تخت و تكيه‏ گاه خود تکیه زده بگوید: کتاب الله میان من و شماست، پس هر آنچه در آن حلال یافتیم حلالش می دانیم، و هرآنچه در آن حرام یافتیم حرامش می دانیم، [حال آنکه] آنچه رسول الله حرام بگرداند مانند چیزی است که الله حرام کرده است».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و ابن ماجه روایت کرده اند.
«طِیَره (شوم انگاری) شرک است، طیره شرک است، طیره شرک است - و این را سه بار تکرار کردند -» و این چیز ناگزیر در دل ما می‌افتد، اما الله عزوجل آن را با توکل از بین می‌برد.
صحیح است. ابو داود و ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
رسول الله صلى الله عليه وسلم بر مردی که لباس زنانه می پوشد و بر زنی که مانند مردان لباس بپوشد، لعنت فرستاد.
صحیح است. نسایی در الکبری و ابن ماجه به معنای آن و احمد آنرا روایت کرده اند.
«ما آخرین امت‌ها هستیم و اولین کسانی هستیم که مورد حساب قرار می‌گیرند، گفته می‌شود: امت اُمی و پیامبرشان کجایند؟ پس ما آخرین [امت] و اولین [در حساب] هستیم».
صحیح است. ابن ماجه روایت کرده است.
مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و در باره‌ای بعضی امور با او صحبت کرد و سپس گفت: آنچه الله بخواهد و تو بخواهی، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «آیا مرا هم ردهٔ الله قرار دادی؟ بگو: تنها آنچه الله بخواهد».
اسنادش حسن است. رواه ابن ماجه والنسائي في الكبرى وأحمد
«همانا الله متعال برای امت من از سه مورد گذشت نموده است: خطا، فراموشی و آنچه به آن مجبور شده‌اند».
نووی می گوید: حدیث حسن است. از ابن ماجه و بیهقی و دیگران روایت کرده اند.
«الله متعال مردی را از امت من در محضر تمام مخلوقات در روز قیامت بر می گزیند و جلوش نود نه صحیفه (سند) را قرار می دهد، در حالی که هر صحیفه (سند) به درازی دید چشم می باشد، سپس برایش گفته می شود: آیا تو از این موارد چیزی را انکار می کنی؟ آیا نویسندگان حافظ من به شما ظلم کرده اند؟ او می گوید: نه پروردگارا، و برایش گفته می شود: آیا عذری داری؟ او می گوید: نه پروردگارا، سپس او تعالی می فرماید: آری تو نزد ما یک نیکی داری، زیرا امروز بر شما ستمی نیست، پس کارتی بیرون آورده می شود که در آن: (أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ)، یعنی شهادت می دهم که معبودی برحق جز الله نیست و شهادت می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست، سپس برایش گفته می شود: وزنت را بیاور، او می گوید: پروردگارا، این کارت در برابر این صحیفه ها (سند ها) چه کاری خواهد کرد؟ او تعالی می فرماید: یقینا که به شما ستم نمی شود، فرمود: صحیفه ها (سند ها) روی یک تابه (پله) قرار داده می شود، و کارت روی تابه (پله) دیگری، اینجاست که تابه (پله) صحیفه ها (سند ها) بالا می رود و کم وزن می شود، و کارت سنگینی می کند، چون هیچ چیز در برابر نام الله سنگینی نمی تواند».
صحیح است. ترمذی و ابن ماجه روایت کرده اند.