Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

49 از 704 کارت

حذف فیلترها
«إِنَّ الْعَهْدَ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ»: «پیمانی که میان ما و آنهاست نماز است؛ پس هر که ترکش گوید کافر شده است».
صحیح است به روایت ترمذی و نسائی و ابن‌ماجه و احمد
روزی رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نماز صبح را با ما ادا کرد، سپس فرمود: «أشاهِد فُلان؟»: «آیا فلانی حاضر است؟» گفتند: خیر؛ فرمود: «أشاهِدٌ فُلان؟»: «آیا فلانی حاضر است؟» گفتند: خیر. فرمود: «إنَّ هاتيَنِ الصَّلاتين أثقَلُ الصَّلَواتِ على المُنافقين، ولو تعلمون ما فيهما لأتيتُمُوهما ولو حَبْوًا على الرُّكب، وإن الصفَّ الأوّلَ على مِثلِ صَفِّ الملائكة، ولو عَلِمتُم ما فضيلتُه لابتَدَرتُموهُ، وإنّ صلاةَ الرجل مع الرجل أزكى من صلاتِه وحدَه، وصلاتَه مع الرجلَين أزكى من صلاتِه مع الرجل، وما كَثُرَ فهو أحبُّ إلى الله تعالى»: «این دو نماز، سنگین‌ترین نمازها برای منافقان هستند و اگر می‌دانستید که در آن دو [چه فضیلت و اجری] است حتی خزیده بر زانوهای‌تان در آن حاضر می‌شدید و صف اول همچون صف ملائکه است و اگر فضیلت آن را می‌دانستید برای آن از یکدیگر سبقت می‌گرفتید؛ و نماز مرد با مردی دیگر، بهتر از نماز وی به تنهایی است و نماز او با دو مرد بهتر از نماز وی با یک مرد است و هر چه [تعداد کسانی که با هم نماز جماعت می‌خوانند] بیشتر باشد، نزد الله تعالی محبوب‌تر است».
صحیح است به روایت ابوداوود و نسائی و احمد
«لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الرَّجُلَ يَلْبَسُ لِبْسَةَ الْمَرْأَةِ، وَالْمَرْأَةَ تَلْبَسُ لِبْسَةَ الرَّجُلِ». یعنی: «رسول خدا صلی الله علیه و سلم مردی را که لباس زنانه بپوشد و زنی را که لباس مردانه بپوشد، لعنت کردند».
صحیح است به روایت نسائی در «السنن الکبری» و احمد، و ابن‌ماجه آن را با همین معنا روایت کرده است
«دَعْ مَا يَرِيبُكَ إِلَى مَا لاَ يَرِيبُكَ، فَإِنَّ الصِّدْقَ طُمَأْنِينَةٌ، وَإِنَّ الكَذِبَ رِيبَةٌ»: «آنچه تو را به شک می‌اندازد رها کن و چیزی را برگیر که تو را به شک نمی‌اندازد، زیرا راستی آرامش است و دروغ عامل تردید».
صحیح است به روایت ترمذی و نسائی و احمد
بیشترین وصیت رسول خدا صلی الله علیه و سلم هنگامی که مرگشان فرا رسید این بود: «الصَّلَاةَ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» یعنی: «نماز را و [حق] بردگانتان را [پاس بدارید]، نماز را و [حق] بردگانتان را». تا جایی که رسول خدا صلی الله علیه و سلم این [کلمات] را در سینه‌شان غرغره می‌کردند و زبانشان به سختی می‌توانست آن را بیان کند.
صحیح است رواه النسائي في السنن الكبرى وابن ماجه
«مَا مِنْ رَجُلٍ يُذْنِبُ ذَنْبًا، ثُمَّ يَقُومُ فَيَتَطَهَّرُ، ثُمَّ يُصَلِّي، ثُمَّ يَسْتَغْفِرُ اللهَ، إِلَّا غَفَرَ اللهُ لَهُ»: «مردی نیست که گناهی مرتکب شود، سپس برخیزد و وضو بگیرد، آنگاه نماز بگزارد و پس از آن از الله آمرزش بخواهد، مگر آنکه الله او را می‌بخشد». سپس این آیه را تلاوت کرد: {وَالَّذينَ إِذا فَعَلوا فاحِشَةً أَو ظَلَموا أَنفُسَهُم ذَكَرُوا اللَّهَ فَاستَغفَروا لِذُنوبِهِم﴾ [آل عمران: ۱۳۵] (و [همان] کسانی که چون مرتکب کار زشتی شدند یا بر خود ستم کردند، الله را یاد می‌کنند و برای گناهان‌شان آمرزش می‌خواهند).
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی در «السنن الکبری» و ابن‌ماجه و احمد
رسول الله صلی الله علیه وسلم این دعاها را به هنگام شامگاه و صبحگاه ترک نمی‌کرد: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْعَافِيَةَ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْعَفْوَ وَالْعَافِيَةَ فِي دِينِي وَدُنْيَايَ وَأَهْلِي وَمَالِي، اللَّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتِي - أَو: عَوْرَاتِي - وَآمِنْ رَوْعَاتِي، اللَّهُمَّ احْفَظْنِي مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ، وَمِنْ خَلْفِي، وَعَنْ يَمِينِي، وَعَنْ شِمَالِي، وَمِنْ فَوْقِي، وَأَعُوذُ بِعَظَمَتِكَ أَنْ أُغْتَالَ مِنْ تَحْتِي»: «بارالها، از تو عافیت در دنیا و آخرت را می‌خواهم؛ بارالها، از تو بخشش و عافیت در دین و دنیا و خانواده و مالم را خواهانم؛ بارالها، عیب‌ و نقص‌های مرا بپوشان و ترس‌هایم را به امنیت تبدیل بفرما؛ بار الها، مرا از جلو و از پشت سرم و از سمت راستم و از سمت چپم و از بالای سرم حفظ بفرما؛ و به عظمت و بزرگی تو پناه می‌آورم که از زیر پایم ناگهانی کشته شوم».
صحیح است به روایت ابوداوود و نسائی و ابن‌ماجه و احمد
مردی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد و در باره‌ای بعضی امور با او گفتگو کرد و سپس گفت: آنچه الله بخواهد و تو بخواهی؛ پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «أَجَعَلْتَنِي لِلَّهِ عَدْلًا؟ قُلْ: مَا شَاءَ اللهُ وَحْدَهُ»: «آیا مرا هم ردیف الله قرار دادی؟ بگو: تنها آنچه الله بخواهد».
سند آن حسن است رواه ابن ماجه والنسائي في الكبرى وأحمد