Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

7 از 704 کارت

حذف فیلترها
«لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ وَالنَّارَ أَرْسَلَ جِبْرِيلَ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِلَى الْجَنَّةِ، فَقَالَ: انْظُرْ إِلَيْهَا وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَرَجَعَ، فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَا يَسْمَعُ بِهَا أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَهَا. فَأَمَرَ بِهَا فَحُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ، فَقَالَ: اذْهَبْ إِلَيْهَا فَانْظُرْ إِلَيْهَا وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا، فَإِذَا هِيَ قَدْ حُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ، فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ لَا يَدْخُلَهَا أَحَدٌ. قَالَ: اذْهَبْ فَانْظُرْ إِلَى النَّارِ وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَإِذَا هِيَ يَرْكَبُ بَعْضُهَا بَعْضًا، فَرَجَعَ فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَا يَدْخُلُهَا أَحَدٌ. فَأَمَرَ بِهَا فَحُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ، فَقَالَ: ارْجِعْ فَانْظُرْ إِلَيْهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَإِذَا هِيَ قَدْ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ، فَرَجَعَ وَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ لَا يَنْجُوَ مِنْهَا أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَهَا»: «چون الله بهشت و دوزخ را آفرید جبرئیل علیه السلام را فرستاد به بهشت، و فرمود: به آن و آنچه برای اهل آن آماده کرده‌ام بنگر. پس به آن نگریست و برگشت و گفت: سوگند به عزت تو که کسی درباره‌اش نمی‌شنود مگر آنکه وارد آن خواهد شد. پس امر نمود که با ناخوشی‌ها پوشانده شد و فرمود: به آنجا برو و آن و آنچه را برای اهل آن آماده کرده‌ام بنگر. پس آن را دید که با ناخوشی‌ها پوشانده شده است؛ پس گفت: قسم به عزت تو که بیم دارم کسی به آنجا وارد نشود. فرمود: پس برو و به آتش و آنچه برای اهل آن آماده کرده‌ام، بنگر. پس آن را دید که هر بخش آن بر بخش دیگر سوار است آنگاه برگشت و گفت: به عزت تو قسم که کسی وارد آن نمی‌شود! پس امر کرد و دوزخ با شهوت‌ها پوشانده شد، سپس فرمود: برگرد و به آن بنگر. پس به آن نگریست و دید که با شهوت‌ها پوشانده شده است، آنگاه برگشت و گفت: به عزت تو سوگند، بیم دارم که کسی از آن نجات نیابد مگر آنکه وارد آن شود».
حسن است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
«فِي الْجَنَّةِ مِائَةُ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ كُلِّ دَرَجَتَيْنِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ، وَالْفِرْدَوْسُ أَعْلَاهَا دَرَجَةً وَمِنْهَا تُفَجَّرُ أَنْهَارُ الْجَنَّةِ الْأَرْبَعَةُ، وَمِنْ فَوْقِهَا يَكُونُ الْعَرْشُ، فَإِذَا سَأَلْتُمُ اللَّهَ فَسَلُوهُ الْفِرْدَوْسَ». یعنی: «در بهشت صد درجه است که میان هر دو درجه، مانند فاصلهٔ میان آسمان و زمین است. و فردوس، بالاترین درجهٔ آن است و چهار نهر بهشت از آنجا سرچشمه می‌گیرد و بالای آن، عرش قرار دارد. پس هرگاه از الله [چیزی] خواستید، از او فردوس را بخواهید».
صحیح است به روایت ترمذی
«مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِرًا، أَوْ وَضَعَ لَهُ، أَظَلَّهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَحْتَ ظِلِّ عَرْشِهِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ»: «هركس به بدهكارى مهلت دهد، يا از بدهى او كم كند، الله متعال در روز قيامت او را زير سايهٔ عرش خود قرار مى‌دهد، روزى كه هيچ سايه‌اى جز سايهٔ آن نيست».
صحیح است به روایت ترمذی و احمد
«أَلَا هَلْ عَسَى رَجُلٌ يَبْلُغُهُ الْحَدِيثُ عَنِّي وَهُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى أَرِيكَتِهِ فَيَقُولُ: بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ كِتَابُ اللهِ، فَمَا وَجَدْنَا فِيهِ حَلَالًا اسْتَحْلَلْنَاهُ، وَمَا وَجَدْنَا فِيهِ حَرَامًا حَرَّمْنَاهُ، وَإِنَّ مَا حَرَّمَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَمَا حَرَّمَ اللهُ»: «بدانید که چه بسا حدیث من درحالی‌ به مردی برسد که بر اریکهٔ خود تکیه زده، پس بگوید: میان ما و شما کتاب الله است! هر حلالی که در آن یافتیم آن را حلال می‌شماریم و هر حرامی که در آن یافتیم آن را حرام می‌دانیم. [حال آنکه] آنچه رسول الله صلی الله علیه وسلم حرام نموده همانند آنچه الله حرام نموده است».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و ابن‌ماجه
«إِنَّ اللهَ سَيُخَلِّصُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِي عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، فَيَنْشُرُ عَلَيْهِ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ سِجِلًّا، كُلُّ سِجِلٍّ مِثْلُ مَدِّ الْبَصَرِ، ثُمَّ يَقُولُ: أَتُنْكِرُ مِنْ هَذَا شَيْئًا؟ أَظَلَمَكَ كَتَبَتِي الْحَافِظُونَ؟ فَيَقُولُ: لَا يَا رَبِّ، فَيَقُولُ: أَفَلَكَ عُذْرٌ؟ فَيَقُولُ: لَا يَا رَبِّ، فَيَقُولُ: بَلَى إِنَّ لَكَ عِنْدَنَا حَسَنَةً، فَإِنَّهُ لَا ظُلْمَ عَلَيْكَ الْيَوْمَ، فَتُخْرَجُ بِطَاقَةٌ فِيهَا: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، فَيَقُولُ: احْضُرْ وَزْنَكَ، فَيَقُولُ: يَا رَبِّ مَا هَذِهِ الْبِطَاقَةُ مَعَ هَذِهِ السِّجِلَّاتِ؟ فَقَالَ: إِنَّكَ لَا تُظْلَمُ، قَالَ: فَتُوضَعُ السِّجِلَّاتُ فِي كِفَّةٍ، وَالْبِطَاقَةُ فِي كِفَّةٍ، فَطَاشَتِ السِّجِلَّاتُ، وَثَقُلَتِ الْبِطَاقَةُ، فَلَا يَثْقُلُ مَعَ اسْمِ اللهِ شَيْءٌ»: «الله در روز قیامت و در برابر خلایق، مردی از امت مرا برخواهد گزید. و برای او نود و نه کارنامه را می‌گشاید که هر کارنامه تا جایی که چشم می‌بیند گسترده است، سپس می‌فرماید: آیا چیزی از این را انکار می‌کنی؟ آیا نویسندگان ثبت کنندهٔ من به تو ظلم کرده‌اند؟ او می‌گوید: نه ای پروردگار. پس می‌فرماید: آیا عذری داری؟ می‌گوید: نه ای پروردگار. می‌فرماید: اما تو نزد ما یک حسنه داری و امروز ظلمی بر تو نمی‌شود. پس تکه کاغذ و کارتی بیرون آورده می‌شود که در آن نوشته شده: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله. به او گفته می‌شود: آماده‌ی وزن شدن باش. وی می‌گوید: پروردگارا این تکه کاغذ در برابر آن کارنامه‌ها چه حساب می‌شود؟! می‌فرماید: به تو ستم نخواهد شد. پس کارنامه‌ها در یک کفه [ترازو] گذاشته می‌شود و آن تکه کاغذ در یک کفه و کارنامه‌ها سبک می‌شوند و آن تکه کاغذ سنگینی می‌کند؛ چون همراه با نام الله چیزی سنگینی نمی‌کند».
صحیح است به روایت ترمذی و ابن‌ماجه
«لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ القِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ، وَعَنْ عِلْمِهِ فِيمَ فَعَلَ، وَعَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَفِيمَ أَنْفَقَهُ، وَعَنْ جِسْمِهِ فِيمَ أَبْلَاهُ»: «در روز قیامت، گام‌های بنده‌ای از جای خود حرکت نخواهد کرد تا آنکه دربارهٔ عمرش از او پرسیده شود که چگونه آن را به سر کرده است و دربارهٔ علمش که چگونه به آن عمل کرده است و دربارهٔ مالش که آن را از کجا به دست آورده و در چه راهی خرجش کرده است، و دربارهٔ بدنش که در چه راهی آن را پیر کرده است».
صحیح است به روایت ترمذی
وقتی آیهٔ {ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ} [تکاثر: ۸] (آنگاه قطعاً در آن روز، از [تمام] نعمت‌ها بازخواست خواهید شد) نازل شد، زبیر گفت: یا رسول الله، از کدام نعمت پرسیده خواهد شد؟ حال آنکه چیزی نیست دو سیاه، خرما و آب؟ فرمود: «أَمَا إِنَّهُ سَيَكُونُ»: «بلکه آن [سوال] خواهد بود».
حسن است به روایت ترمذی و ابن‌ماجه