Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

9 از 704 کارت

حذف فیلترها
«لَوْلَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ -أَوْ: عَلَى أُمَّتِي- لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ عِنْدَ كُلِّ صَلَاةٍ»: «اگر بر مؤمنان - یا بر امتم - سخت و دشوار نمی‌بود، قطعاً آنان را امر می‌کردم که برای هر نماز مسواک بزنند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
هرگاه رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ عطسه می‌کرد دستش یا لباسش را روی دهانش قرار می‌داد و با آن صدای عطسه را کاهش می‌داد.
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و احمد
بیشترین وصیت رسول خدا صلی الله علیه و سلم هنگامی که مرگشان فرا رسید این بود: «الصَّلَاةَ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» یعنی: «نماز را و [حق] بردگانتان را [پاس بدارید]، نماز را و [حق] بردگانتان را». تا جایی که رسول خدا صلی الله علیه و سلم این [کلمات] را در سینه‌شان غرغره می‌کردند و زبانشان به سختی می‌توانست آن را بیان کند.
صحیح است رواه النسائي في السنن الكبرى وابن ماجه
گروهی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم از همسران ایشان دربارهٔ عملِ پنهانیِ ایشان پرسیدند. پس یکی از آنان گفت: من با زنان ازدواج نمی‌کنم. و دیگری گفت: من گوشت نمی‌خورم. و دیگری گفت: من بر بستر نمی‌خوابم. پس [این سخن به پیامبر رسید و ایشان] الله را ستود و بر او ثنا گفت، سپس فرمودند: «مَا بَالُ أَقْوَامٍ قَالُوا كَذَا وَكَذَا؟ لَكِنِّي أُصَلِّي وَأَنَامُ، وَأَصُومُ وَأُفْطِرُ، وَأَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي» «چه شده است گروهی را که چنین و چنان گفته‌اند؟ ولی من هم نماز می‌خوانم و هم می‌خوابم، و هم روزه می‌گیرم و هم افطار می‌کنم، و با زنان نیز ازدواج می‌کنم. پس هر کس از سنت (راه و روش) من رویگردان شود، از من نیست».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
درحالی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم چهل سال داشت، بر ایشان [وحی] نازل شد، پس سیزده سال در مکه ماند، سپس امر به هجرت شد و به مدینه هجرت کرد و بیست سال در آنجا ماند و آنگاه از دنیا رفت.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
ای ام المؤمنین، از اخلاق رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ به من خبر بده. ایشان فرمودند: آیا قرآن نمی‌خوانی؟ گفتم: آری. فرمود: اخلاق پیامبر -صلی الله علیه وسلم- قرآن بود.
صحیح است مسلم آن را در ضمنِ حدیثی طولانی روایت کرده است
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آغاز نمودن از سمت راست را در کفش پوشیدن و شانه زدن و وضو گرفتن و همهٔ امور خود دوست داشتند.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَأُعْطِيَنَّ هَذِهِ الرَّايَةَ غَدًا رَجُلًا يَفْتَحُ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ، يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ»: «فردا این پرچم را به کسی خواهم داد که الله به دست او فتح را رقم خواهد زد، الله و پیامبرش را دوست دارد و الله و پیامبرش او را دوست دارند». راوی می‌گوید: مردم شب را درحالی سپری کردند که به يکديگر می‌گفتند: کداميک از آنها پرچم را دريافت خواهد کرد. صبح که شد، مردم نزد رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ رفتند و هريک از آنها امید داشت پرچم به او واگذار شود که رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «أَيْنَ عليُّ بنُ أَبي طالب؟»: «علی بن ابی طالب کجاست؟» گفته شد: ای رسول خدا، چشمش درد می‌کند. فرمود: «فَأَرْسِلُوا إِلَيْهِ»: «به دنبال او بفرستيد». پس علی ـ رضی الله عنه ـ را آوردند و رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ از آب دهانش به چشمان علی ماليد و برای او دعا کرد که بلافاصله چنان علی ـ رضی الله عنه ـ بهبود يافت که گويا هيچ دردی نداشته است. آنگاه رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ پرچم را به او داد؛ پس علی گفت: ای رسول خدا، با انان بجنگم تا مثل ما باشند؟ رسول خدا فرمود: «انْفُذْ عَلَى رِسلِكَ حَتَّى تَنْزِلَ بِسَاحتِهِمْ، ثُمَّ ادْعُهُمْ إِلَى الإِسْلام، وَأَخْبرْهُمْ بِمَا يجِبُ عَلَيْهِمْ مِنْ حَقِّ اللَّهِ فِيهِ، فَواللَّه لأَنْ يَهْدِيَ اللَّه بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ يَكُونَ لَكَ حُمْرُ النَّعَمِ»: «بدون عجله به سوی آنها برو تا به منطقهٔ آنها برسی؛ سپس آنان را به سوی اسلام فرا بخوان و آنان را از حقوق الله متعال که در دين بر آنها واجب می‌شود، آگاه کن. به الله سوگند که اگر الله يک نفر را به وسيلهٔ تو هدايت نمايد، برای تو از شتران سرخ‌مو بهتر است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند