Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

7 از 704 کارت

حذف فیلترها
وی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ رفت و گفت: یا رسول الله، شیطان میان من و نمازم حائل شده و در قرائتم اشکال ایجاد می‌کند. پس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «ذَاكَ شَيْطَانٌ يُقَالُ لَهُ خِنْزَِبٌ، فَإِذَا أَحْسَسْتَهُ فَتَعَوَّذْ بِاللهِ مِنْهُ، وَاتْفُلْ عَلَى يَسَارِكَ ثَلَاثًا»: «آن شیطانی است که به او خِنزَب گفته می‌شود، پس هرگاه احساسش کردی از او به الله پناه ببر (اعوذ بالله بگو) و سه بار به سمت چپت تف کن». عثمان می‌گوید: چنین کردم و الله آن را از من برطرف نمود. (منظور از تف کردن، فوت کردن با اندکی آب دهان است.)
صحیح است به روایت مسلم
فاطمه ـ رضی الله عنها ـ نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد تا از رنجی که دستش به دلیل آسیاب می‌کشد به ایشان شکایت کند و به او خبر رسیده بود که بردگانی برای پیامبر صلی الله علیه وسلم آورده‌اند؛ اما ایشان را ملاقات نکرد، پس این مساله را با عایشه در میان گذاشت؛ پس چون ایشان ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد، عایشه در این مورد به ایشان خبر داد. علی می‌گوید: درحالی پیامبر نزد ما آمد که در بستر خواب خود بودیم، خواستیم برخیزیم که فرمود: «عَلَى مَكَانِكُمَا»: «در جای خود بمانید». پس آمد و بین من و فاطمه نشست تا جایی که سرمای پاهای ایشان را بر شکم خود احساس کردم، آنگاه فرمود: «أَلاَ أَدُلُّكُمَا عَلَى خَيْرٍ مِمَّا سَأَلْتُمَا؟ إِذَا أَخَذْتُمَا مَضَاجِعَكُمَا -أَوْ أَوَيْتُمَا إِلَى فِرَاشِكُمَا- فَسَبِّحَا ثَلاَثًا وَثَلاَثِينَ، وَاحْمَدَا ثَلاَثًا وَثَلاَثِينَ، وَكَبِّرَا أَرْبَعًا وَثَلاَثِينَ، فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمَا مِنْ خَادِمٍ»: «آیا شما را به چیزی بهتر از آنچه خواستید راهنمایی نکنم؟ هرگاه به رختخواب رفتید سی و سه بار تسبیح بگویید و سی و سه بار حمد بگویید و سی و چهار بار تکبیر بگویید که این برای‌تان از خدمتکار بهتر است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَا تَسُبُّوا الرِّيحَ، فَإِذَا رَأَيْتُمْ مَا تَكْرَهُونَ فَقُولُوا: اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ هَذِهِ الرِّيحِ وَخَيْرِ مَا فِيهَا وَخَيْرِ مَا أُمِرَتْ بِهِ، وَنَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ هَذِهِ الرِّيحِ وَشَرِّ مَا فِيهَا وَشَرِّ مَا أُمِرَتْ بِهِ». یعنی: «باد را دشنام ندهید، پس هرگاه چیزی را دیدید که ناخوش می‌دارید، بگویید: خداوندا، ما از تو خیر این باد و خیر آنچه در آن است و خیر آنچه به آن فرمان داده شده را می‌خواهیم، و به تو پناه می‌بریم از شر این باد و شر آنچه در آن است و شر آنچه به آن فرمان داده شده است».
صحیح است به روایت ترمذی
«رَغِمَ أَنْفُ رَجُلٍ ذُكِرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيَّ، وَرَغِمَ أَنْفُ رَجُلٍ دَخَلَ عَلَيْهِ رَمَضَانُ ثُمَّ انْسَلَخَ قَبْلَ أَنْ يُغْفَرَ لَهُ، وَرَغِمَ أَنْفُ رَجُلٍ أَدْرَكَ عِنْدَهُ أَبَوَاهُ الكِبَرَ فَلَمْ يُدْخِلاَهُ الجَنَّةَ». یعنی: «به خاک مالیده باد بینیِ مردی که من نزد او یاد شوم و بر من درود نفرستد، و به خاک مالیده باد بینیِ مردی که رمضان بر او وارد شود و قبل از آنکه آمرزیده شود، [ماه] به پایان رسد، و به خاک مالیده باد بینیِ مردی که پدر و مادرش در نزد او به پیری رسند و او را وارد بهشت نکنند».
صحیح است به روایت ترمذی و احمد
همراه با پیامبر صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم نشسته بودم که دو مرد به یکدیگر ناسزا گفتند و صورت یکی از آنان قرمز شد و رگ‌های گردنش بیرون زد، پس پیامبر صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم فرمود: «إِنِّي لَأَعْلَمُ كَلِمَةً لَوْ قَالَهَا ذَهَبَ عَنْهُ مَا يَجِدُ، لَوْ قَالَ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، ذَهَبَ عَنْهُ مَا يَجِدُ»: «من سخنی را می‌دانم که اگر آن را بگوید، این حالتش برطرف می‌شود؛ اگر بگوید: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، این حالتش برطرف می‌شود». پس به او گفتند: پیامبر صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «از شیطان به الله پناه ببر» و او گفت: مگر من دیوانه‌ام؟
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«الْبَخِيلُ مَنْ ذُكِرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيَّ»: «بخیل کسی است که هرگاه من نزد او یاد شوم، بر من درود نفرستد».
صحیح است به روایت ترمذی و نسائی در «السنن الکبری» و احمد
«مَنْ نَزَلَ مَنْزِلًا ثُمَّ قَالَ: أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، لَمْ يَضُرَّهُ شَيْءٌ حَتَّى يَرْتَحِلَ مِنْ مَنْزِلِهِ ذَلِكَ»: «هركس در مكانى اتراق نموده و بگوید: أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (پناه می‌برم به کلمات کامل الله از شر آنچه آفریده است)، تا زمانى كه در آن مكان اتراق دارد، هيچ چيزى به او زيان نمى‌رساند».
صحیح است به روایت مسلم