Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

6 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (75)
أبو ذر3 معاذ بن جبل3 ‌ابن عباس2 ‌أبي هريرة2 بريدة2 عبد الله بن عمرو بن العاص2 عمران بن حصين2 أبو الدرداء1 أبو الهياج الأسدي قال1 أبو برزة الأسلمي1 أبو بشير الأنصاري1 أبو صرمة1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عمرو- وقيل1 أبو محمد عبد الله بن عمرو بن العاص1 أبو مرثد الغنوي1 أبو موسى1 أبو نجيح العرباض بن سارية1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 أبو واقد الليثي1 أسماء بنت أبي بكر1 البراء1 البراء بن عازب1 ‌الزبير بن العوام قال1 العرباض بن سارية1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 المقدام بن معديكرب1 النبي صلى الله عليه وسلم قال1 النعمان بن بشير1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم سلمة أم المؤمنين1 ‌أنس بن مالك1 تميم الداري1 جرير بن عبد الله1 جندب1 حارثة بن وهب الخزاعي1 حذيفة1 حكيم بن حزام1 رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال1 زياد بن لبيد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 صفوان بن محرز قال1 طارق بن أشيم الأشجعي1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبادة بن الصامت1 عبد الرحمن بن سمرة1 عبد الله بن الشخير1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مسعود قال1 عثمان بن أبي العاص1 عدي بن حاتم1 عقبة بن عامر الجهني1 عمر1 ‌قتادة رحمه الله قال1 محمود بن لبيد1 مطر بن عكامس1 معاوية1
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَقُولُ لِأَهْلِ الجَنَّةِ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ؟ فَيَقُولُونَ: لَبَّيْكَ رَبَّنَا وَسَعْدَيْكَ، فَيَقُولُ: هَلْ رَضِيتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: وَمَا لَنَا لاَ نَرْضَى وَقَدْ أَعْطَيْتَنَا مَا لَمْ تُعْطِ أَحَدًا مِنْ خَلْقِكَ؟ فَيَقُولُ: أَنَا أُعْطِيكُمْ أَفْضَلَ مِنْ ذَلِكَ، قَالُوا: يَا رَبِّ، وَأَيُّ شَيْءٍ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ؟ فَيَقُولُ: أُحِلُّ عَلَيْكُمْ رِضْوَانِي، فَلاَ أَسْخَطُ عَلَيْكُمْ بَعْدَهُ أَبَدًا»: «الله متعال خطاب به بهشتيان می‌فرمايد: ای بهشتيان؟ آنان می‌گويند: گوش به فرمانیم ای پروردگار ما، آماده‌ی خدمتيم. پس می‌فرمايد: آيا راضی هستيد؟ می‌گويند: چرا راضی نباشيم درحالی‌که تو به ما چیزهایی ارزانی داشته‌ای که به هيچ‌يک از مخلوقاتت عنايت نکرده‌ای؟. آنگاه الله متعال می‌فرمايد: بهتر از این را به شما عطا خواهم کرد. آنان می‌گويند: پروردگارا، چه چيزی بهتر از اين است؟ پس می‌فرمايد: خشنودی‌ام را شامل حال شما می‌گردانم و بعد از آن، هرگز از شما ناخشنود نمی‌شوم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«الحَسَن والحُسَيْن سَيِّدا شَباب أهْل الجنة». «حسن و حسین، دو سرور جوانان اهل بهشت هستند».
صحیح است به روایت ترمذی و احمد
علی بن ابی طالب رضی الله عنه از یمن، قطعه طلای کوچکی را در چرمی دباغی شده که هنوز از خاکش پاک نشده بود، برای رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرستاد. [راوی] گفت: پس ایشان آن را میان چهار نفر تقسیم کردند: عُیَینة بن بدر، اقرع بن حابِس، زید الخیل و نفر چهارم یا علقمه بود یا عامر بن طُفیل. پس مردی از اصحاب گفت: ما به این [طلا] از اینان سزاوارتر بودیم. [راوی] گفت: این سخن به پیامبر صلی الله علیه و سلم رسید، پس فرمودند: «أَلاَ تَأْمَنُونِي وَأَنَا أَمِينُ مَنْ فِي السَّمَاءِ، يَأْتِينِي خَبَرُ السَّمَاءِ صَبَاحًا وَمَسَاءً» یعنی: «آیا مرا امین نمی‌دانید در حالی که من امینِ کسی هستم که در آسمان است و خبر آسمان هر صبح و شام به من می‌رسد؟». [راوی] گفت: پس مردی برخاست که چشمانی گود رفته، گونه‌هایی برجسته، پیشانی‌ای برآمده، ریشی انبوه، سری تراشیده و لنگی بالا زده داشت، و گفت: ای رسول الله، از خدا بترس! پیامبر فرمودند: «وَيْلَكَ، أَوَلَسْتُ أَحَقَّ أَهْلِ الأَرْضِ أَنْ يَتَّقِيَ اللَّهَ» یعنی: «وای بر تو، آیا من سزاوارترینِ اهل زمین نیستم که از خدا بترسد؟». [راوی] گفت: سپس آن مرد پشت کرد و رفت. خالد بن ولید گفت: ای رسول خدا، آیا گردنش را نزنم؟ فرمودند: «لاَ، لَعَلَّهُ أَنْ يَكُونَ يُصَلِّي» یعنی: «نه، شاید نماز می‌خواند». خالد گفت: و چه بسا نمازگزاری که با زبانش چیزی می‌گوید که در قلبش نیست. رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «إِنِّي لَمْ أُومَرْ أَنْ أَنْقُبَ عَنْ قُلُوبِ النَّاسِ وَلاَ أَشُقَّ بُطُونَهُمْ» یعنی: «من مأمور نشده‌ام که قلب‌های مردم بکاوم و شکم‌هایشان را بشکافم». [راوی] گفت: سپس در حالی که آن مرد پشت کرده بود و می‌رفت، به او نگریستند و فرمودند: «إِنَّهُ يَخْرُجُ مِنْ ضِئْضِئِ هَذَا قَوْمٌ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ رَطْبًا، لاَ يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ، يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ»، وَأَظُنُّهُ قَالَ: «لَئِنْ أَدْرَكْتُهُمْ لَأَقْتُلَنَّهُمْ قَتْلَ ثَمُودَ» یعنی: «همانا از نسل این شخص، گروهی پدید می‌آیند که کتاب خدا را به روانی می‌خوانند، اما از گلوهایشان فراتر نمی‌رود. از دین خارج می‌شوند همان‌گونه که تیر از شکار خارج می‌شود». و گمانم که فرمودند: «اگر آنان را درک کنم، هرآینه آنان را مانند قوم ثمود خواهم کشت».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«يُؤْتَى بِالْمَوْتِ كَهَيْئَةِ كَبْشٍ أَمْلَحَ، فَيُنَادِي مُنَادٍ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: هَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، ثُمَّ يُنَادِي: يَا أَهْلَ النَّارِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: وهَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، فَيُذْبَحُ ثُمَّ يَقُولُ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، وَيَا أَهْلَ النَّارِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، ثُمَّ قَرَأَ: {وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ} [مريم: 39]، وَهَؤُلاَءِ فِي غَفْلَةٍ أَهْلُ الدُّنْيَا {وَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ} [مريم: 39]»: «مرگ را در شکل و شمایل قوچی املح (سفید و سیاه) می‌آورند، سپس ندا‌دهنده‌ای صدا می‌زند: که ای اهل بهشت! پس اهل بهشت گردن‌های خود را کشیده و می‌نگرند؛ می‌گوید: آیا این را می‌شناسید؟ می‌گویند: آری، این مرگ است و همهٔ آنان او را دیده‌اند؛ سپس ندا می‌زند که ای اهل دوزخ! پس گردن‌های خود را می‌کشند و می‌نگرند؛ و می‌گوید: آیا این را می‌شناسید؟ پس می‌گویند: آری این مرگ است و همگی آن را دیده‌اند، سپس آن ذبح می‌شود؛ آنگاه می‌گوید: ای اهل بهشت، جاودانگی است و مرگی نیست و ای اهل دوزخ، جاودانگی است و مرگی نیست! سپس این آیه را خواند: ﴿وَأَنذِرهُم يَومَ الحَسرَةِ إِذ قُضِيَ الأَمرُ وَهُم في غَفلَةٍ} [مریم: ۳۹] (و [ای پیامبر،] به آنان دربارۀ روز [پشیمانی و] حسرت هشدار بده؛ آنگاه كه کار [داورى] انجام می‌گیرد؛ و [امروز‌] آنان در غفلتند) و آنان - اهل دنیا - در غفلت هستند {وَهُم لا يُؤمِنونَ} [مریم: ۳۹] {و آنان ایمان نمی‌آورند}».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ، شِبْرًا بِشِبْرٍ، وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ، حَتَّى لَوْ دَخَلُوا فِي جُحْرِ ضَبٍّ لَاتَّبَعْتُمُوهُمْ»: «حتما وجب به وجب و گز به گز از راه و روش کسانی که پیش از شما بودند پیروی خواهید کرد، تا جایی که اگر وارد لانهٔ سوسمار شوند، حتما در پی آنها خواهید رفت». گفتیم: یا رسول الله، آیا منظور شما یهودیان و نصرانیان هستند؟ فرمود: «فَمَنْ؟»: «پس چه کسی است؟».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِذَا وُضِعَتِ الْجِنَازَةُ وَاحْتَمَلَهَا الرِّجَالُ عَلَى أَعْنَاقِهِمْ فَإِنْ كَانَتْ صَالِحَةً قَالَتْ: قَدِّمُونِي، وَإِنْ كَانَتْ غَيْرَ صَالِحَةٍ قَالَتْ: يَا وَيْلَهَا أَيْنَ يَذْهَبُونَ بِهَا؟ يَسْمَعُ صَوْتَهَا كُلُّ شَيْءٍ إِلَّا الْإِنْسَانَ، وَلَوْ سَمِعَهُ صَعِقَ». یعنی: «هرگاه جنازه گذاشته شود و مردان آن را بر دوش‌هایشان حمل کنند، پس اگر [جنازهٔ شخص] صالحی باشد، می‌گوید: مرا پیش ببرید. و اگر غیر صالح باشد، می‌گوید: ای وای بر او! او را کجا می‌برند؟ همه چیز جز انسان، صدایش را می‌شنود، و اگر انسان آن را می‌شنید، بی‌هوش می‌شد».
صحیح است به روایت بخاری