Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

28 از 702 کارت

حذف فلترها

راوی

نمایش همه راویان (136)
عبد الله بن عمرو6 أبو ذر5 علي5 عمر بن الخطاب5 حذيفة4 عبد الله بن عمرو بن العاص4 عقبة بن عامر4 أبو قتادة3 أبو موسى الأشعري3 البراء3 أم عطية3 جرير بن عبد الله3 صهيب3 عبادة بن الصامت3 أبو الدرداء2 ‌أبي هريرة2 البراء بن عازب2 أم سلمة أم المؤمنين2 حكيم بن حزام2 سعد2 سعد بن أبي وقاص2 سهل بن سعد2 عمر2 إبراهيم النخعي عن همام بن الحارث قال1 ‌ابن عباس1 أبو أمامة الباهلي1 أبو أمامة إياس بن ثعلبة الحارثي1 أبو أيوب الأنصاري1 أبو بردة الأنصاري1 أبو بردة بن أبي موسى1 أبو بكر الصديق1 أبو بن كعب1 أبو حازم قال1 أبو حمزة أنس بن مالك1 أبو حميد الساعدي1 أبو رقية تميم بن أوس الداري1 أبو زهير عمارة بن رؤيبة1 أبو سعيد1 أبو سعيد الخدري قال1 أبو سعيد الخدري وأبي هريرة1 أبو سعيد الخدري وعن أبي هريرة1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله النعمان بن بشير1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عمرو- وقيل1 أبو مالك الأشعري1 أبو مالك الحارث بن عاصم الأشعري1 أبو هريرة رضي لله عنه قال1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 أبو هريرة قال1 أبو يعلى شداد بن أوس1 ‌أبي بن كعب1 أبيه أبي موسى الأشعري1 أبيه قال1 أسامة بن زيد1 أسماء بنت أبي بكر1 الأغر1 الحسن قال1 العباس بن عبد المطلب1 المغيرة1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن الأسود1 المقداد بن عمرو الكندي1 النواس بن سمعان1 النواس بن سمعان الأنصاري1 أم الدرداء و أبي الدرداء1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم قيس بنت محصن1 أمير المؤمنين أبي حفص عمر بن الخطاب1 تميم الداري1 ثوبان1 جابر بن سمرة1 جرير1 جندب1 جويرية أم المؤمنين1 حارثة بن وهب الخزاعي1 رافع بن خديج1 زيد بن أرقم1 زيد بن ثابت1 زيد بن خالد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 سفينة1 سلمان1 سلمة بن الأكوع1 سليمان بن صرد1 سمرة بن جندب والمغيرة بن شعبة1 ‌سهل1 سهل بن حنيف1 سهل بن سعد الساعدي1 شداد بن أوس1 شريح بن هانئ قال1 صفوان بن محرز قال1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 ‌عائشة1 عبادة1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 عبد الرحمن بن سمرة1 عبد الله بن عمر وأبي هريرة1 عبد الله بن مالك ابن بحينة1 عبد الله بن مسعود قال1 عبد الله بن مغفل1 عبد الله بن يزيد الخطمي قال1 عثمان1 عثمان بن أبي العاص الثقفي1 عدي بن حاتم1 عقبة بن عامر الجهني1 عمار بن ياسر1 عمران بن حصين1 عمرو بن سليم الأنصاري قال1 عياض بن حمار أخي بني مجاشع1 ‌قتادة رحمه الله قال1 كعب بن عجرة1 مالك بن أوس بن الحدثان أنه قال1 معاذ بن جبل1 معاذة قالت1 معاوية1 معدان بن أبي طلحة اليعمري قال1 معقل بن يسار1 ميمونة أم المؤمنين1 هشام بن حكيم بن حزام1 وائل الحضرمي قال1 يحيى بن عمارة المازني قال1
«صف های تان را راست کنيد، که راست کردن صف ها بخشی از کامل بودن نماز است».
صحیح است. متفق علیه
«هرکس دو دختر را سرپرستی کند تا به سن بلوغ برسند، روز قيامت درحالی (به ميدان حشر) می آيد که من و او مانند اين دو خواهيم بود» و انگشتانش را به هم چسباند.
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
در کوتاه کردن سبیل، و کوتاه کردن ناخن، و کندن زیر بغل، و تراشیدن موهای ناحیه شرمگاه، زمان مشخصی به ما داده شده است که بیشتر از چهل شب نگذاریم.
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«الله متعال در نیکی بر مؤمن ظلم نمی کند، در دنیا به او پاداش داده می شود و در آخرت نیز به او پاداش آن می رسد، و برای کافر در برابر کارهای نیک که برای الله انجام داده است روزی داده می شود، و هر گاه بسوی آخرت سوق داده شود، هیج نیکی را دریافت نمی نماید که در برابر آن برایش پاداش داده شود».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«لَوْ كَانَ لِابْنِ آدَمَ وَادِيَانِ مِنْ مَالٍ لَابْتَغَى وَادِيًا ثَالِثًا، وَلَا يَمْلَأُ جَوْفَ ابْنِ آدَمَ إِلَّا التُّرَابُ، وَيَتُوبُ اللهُ عَلَى مَنْ تَابَ». «اگر انسان دو دره ی پر از مال داشته باشد، آرزو داشت که صاحب سه دره ی مال باشد، و فقط خاک است که دهان انسان را پُر می كند؛ و هرکس توبه نمايد، الله توبه اش را می پذيرد».
صحیح است. متفق علیه
پیامبر صلی الله علیه وسلم هرگاه وارد خلا می‌شدند می‌فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الخُبُثِ وَالخَبَائِثِ» یعنی: «ای الله از خبیثی‌های نر و ماده به تو پناه می‌برم».
صحیح است. متفق علیه
بَيْنَمَا نَحْنُ فِي الْمَسْجِدِ مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذْ جَاءَ أَعْرَابِيٌّ، فَقَامَ يَبُولُ فِي الْمَسْجِدِ، فَقَالَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: مَهْ مَهْ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَا تُزْرِمُوهُ، دَعُوهُ» فَتَرَكُوهُ حَتَّى بَالَ، ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دَعَاهُ فَقَالَ لَهُ: «إِنَّ هَذِهِ الْمَسَاجِدَ لَا تَصْلُحُ لِشَيْءٍ مِنْ هَذَا الْبَوْلِ، وَلَا الْقَذَرِ إِنَّمَا هِيَ لِذِكْرِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَالصَّلَاةِ وَقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ» أَوْ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: فَأَمَرَ رَجُلًا مِنَ الْقَوْمِ فَجَاءَ بِدَلْوٍ مِنْ مَاءٍ فَشَنَّهُ عَلَيْهِ. در مسجد همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بودیم که بادیه نشینی آمد و در مسجد ادرار کرد؛ اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم با دیدن این صحنه گفتند: دست نگهدار، این کار را نکن. گفت اما رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ادرارش را قطع نکنيد و او را به حال خودش بگذاريد». بنابر این او را رها کردند تا ادرار نمود، سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم او را صدا زده و به وی فرمود: «چیزی مانند ادرار و گندگی شایسته ی این مساجد نیست؛ بلکه آن برای نماز و قرآن و ذکر ساخته شده است». گفت: سپس مردى از مردم را امر كرد و سطلى آب را آورد و بر آن ریختاند.
صحیح است. متفق علیه
روزی مردی در هنگام خطبهٔ جمعه از دروازه یی که به سوی دارالقضاء بود، وارد مسجد شد در حالی که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) مشغول ایراد خطبه بودند، آن مرد رو به روی پیامبر ایستاد و گفت: ای رسول الله! اموال نابود شده و راه‌ها قطع گردیده، از الله بخواه تا برای ما باران رحمت فرستد، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) دستان مبارک را بلند کردند و سه بار فرمودند: «الهی برای ما باران بفرست، الهی برای ما باران بفرست، الهی برای ما باران بفرست»، انس می‌گوید: به الله سوگند که در آسمان حتی تکّه ابری یا اثری از ابر نبود و بین ما و کوه سلع نیز هیچ خانه یا ساختمانی وجود نداشت، ناگهان ابری همچون سپر از پشت کوه پدیدار شد و وقتی به وسط آسمان رسید، گسترده شد و شروع به باریدن کرد، به الله قسم که تا شش روز خورشید را ندیدیم، پس از آن، در جمعهٔ بعد مردی دیگر از همان دروازه وارد شد در حالی که پیامبر مشغول خطبه بودند، او رو به روی پیامبر ایستاد و گفت: «ای رسول الله! اموال نابود شده و راه‌ها قطع گردیده، از الله بخواه تا باران را از ما بازدارد، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) دستان مبارک را بلند کرده و دعا فرمودند: «الهی باران را به اطراف ما بفرست نه بر سر ما! بر بلندی‌ها و تپه‌ها و دره‌ها و رویشگاه‌های درختان بباران»، انس گوید: باران قطع شد و ما در آفتاب راه رفتیم، شریک (یکی از راویان) می‌گوید: از انس بن مالک پرسیدم: آیا این مرد، همان مرد اول بود؟ گفت: «نمی دانم».
صحیح است. متفق علیه