Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

67 از 702 کارت

حذف فلترها
«شلوار مسلمان تا نصفِ ساق است و مانع يا گناهی ندارد که بين ساق و قوزک باشد و پايين تر از قوزک - چنانچه با شلوار پوشيده شود - در آتش است و الله به کسی که شلوار (لُنگ) خود را از روی تکبر بر زمين بکشد، نگاه نمی کند».
صحیح است. ابو داود و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
«مَنْ تَعَلَّمَ عِلْماً مِمَّا يُبْتَغَى بِهِ وَجْهُ اللهِ - عز وجل - لا يَتَعَلَّمُهُ إِلاَّ لِيُصِيبَ بِهِ عَرَضاً مِنَ الدُّنْيَا، لَمْ يَجِدْ عَرْفَ الجَنَّةِ يَوْمَ القِيَامَةِ» يَعْنِي رِيحَهَا. «هرکس علمی را که برای رضایت الله عز وجل فرا گرفته می شود، به خاطر دست يافتن به چيزی از دنيا بياموزد، روز قيامت بوی بهشت به مشامش نمی رسد».
صحیح است. ابو داود و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
پیامبر صلی الله علیه وسلم مطلبی را ذکر کرد و فرمود: « آن وقتی است که علم از بین می رود» گفتم: ای رسول الله، چگونه علم از بین می رود، در حالی که ما قرآن را می خوانیم و برای فرزندان خود می خوانیم و فرزندان ما برای فرزندان خود می خوانند تا روز قیامت؟ گفت: مادرت به عزایت بنشیند ای زیاد، من تو را فقیه ترین مرد شهر می دانستم، آیا این یهودیان و مسیحیان تورات و انجیل را نمی خوانند، در حالی که هیچ کدام از آنچه در آنهاست انجام نمی دهند؟!
صحیح لغیره است. ابن ماجه روایت کرده است.
«در دنيا زهد و پارسايی پيشه کن تا الله تو را دوست بدارد، و به آنچه مردم دارند، چشم طمع نداشته باش، مردم تو را دوست خواهند داشت».
نووی می گوید: حدیث حسن است. ابن ماجه و دیگران آنرا با اسانید حسن روایت کرده اند.
با جمعی از زنان انصار برای بیعت نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدم، گفتیم: ای رسول الله، ما با تو بیعت می کنیم که به الله چیزی را شریک قرار ندهیم، و دزدی نکنیم، و زنا نکنیم، و تهمتی نبندیم که بین دست و پای خود اختراع کرده اییم، و در کار های خیر نافرمانی تو را نکنیم، فرمود: «تا حدی که شما می توانید و طاقت آن را دارید، گفتیم: الله و رسولش بالای ما مهربان تر هستند، بفرما ای رسول الله تا همراه تو بیعت کنیم، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنِّي لَا أُصَافِحُ النِّسَاءَ، إِنَّمَا قَوْلِي لِمِائَةِ امْرَأَةٍ كَقَوْلِي لِامْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ، أَوْ مِثْلُ قَوْلِي لِامْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ». من به زنان دست نمی دهم، و قول من برای صد زن مانند قول من برای یک زن است، و یا مانند قول من به یک زن است.
صحیح است. ترمذی و نسایی و ابن ماجه آنرا روایت کرده اند.
نزد صفوان بن عسال مرادی رفتم تا دربارهٔ مسح بر خُفّین [پا پوش] از او بپرسم. گفت: چه چیز تو را ای زرّ به اینجا کشانده؟ گفتم: جستجوی دانش. او گفت: بی‌گمان فرشتگان بال‌های خویش را برای طالب علم می‌گسترانند [به نشانهٔ] خشنودی از آنچه می‌طلبد. گفتم: مسح بر خفّین پس از قضای حاجت [غائط و بول] در دلم شکافی ایجاد کرده بود [و مورد پرسش بود]، و تو از یاران پیامبر (صلی الله علیه وسلم) هستی، آمده‌ام از تو بپرسم: آیا از آن حضرت سخنی در این باره شنیده‌ای؟ گفت: آری، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به ما فرمان می‌دادند هنگامی که در سفر بودیم که سه روز و شبِ آن خفّهای (موزه هاى) خود را بیرون نیاوریم، مگر به سبب جنابت؛ ولی [می‌توانیم با وجود] غائط و بول و خواب [بر آن مسح کنیم]، گفتم: آیا از او دربارهٔ هوای [دل] چیزی شنیده‌ای؟ گفت: آری. ما با پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در سفر بودیم که ناگهان اعرابی با صدایی بلند او را ندا داد: ای محمّد! رسول الله (صلی الله علیه وسلم) با لهجه ى او به صدای او پاسخ داد: «بفرما»، ما به آن اعرابی گفتیم: وای بر تو! از صدایت کم کن، زیرا تو نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) هستی و از این کار [بلند صحبت کردن] نهی شده‌ای، گفت: به خدا کوتاه نمی‌آورم! آن اعرابی گفت: آدمی قومی را دوست دارد ولی هنوز به آنان نپیوسته است، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «انسان در قیامت با کسی است که او را دوست می‌دارد»، آنگاه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) همچنان برای ما سخن می‌گفت تا آنکه به دری از سمت مغرب اشاره کرد که پهنای آن چهل یا هفتاد سال مسیر رکاب‌زنی است.
صحیح است. ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
مردی از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید: یا رسول الله، ما به سفر دریایی می رویم و همراه خود آب شیرین اندکی بر می داریم؛ اگر بخواهیم با آن آب وضو بگیریم، تشنه می مانیم؛ آیا می توانیم با آب دریا وضو بگیریم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «آب دريا پاک است و (گوشت) مردهء آن حلال است».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه و احمد آنرا روایت کرده اند.
در سفر با پیامبر صلی الله علیه وسلم بودم و روزی در حال سیر بودیم و به وی نزدیک شدم، عرض کردم: ای رسول الله! مرا از عملی خبر بده که وارد بهشتم سازد و از آتش دوزخ دورم کند. فرمودند: «درباره ی امر بزرگی پرسيدی؛ هرچند برای کسی که الله متعال بر او آسان بگرداند، آسان است: اينکه الله را عبادت کنی و هيچ چيز و هيچکس را شريکش نگردانی و نماز بخوانی، زکات بدهی، ماه رمضان را روزه بگيری و حج بيت الله را بجا بیاوری»؛ سپس فرمودند: «آيا تو را به سوی دروازه های خير و نيکی رهنمایی نکنم؟ روزه سپری (در برابر آتش دوزخ) می باشد، و صدقه آتش گناهان را خاموش می کند، چنانکه آب آتش را فرو می نشاند. و نماز خواندن شخص در دل شب (نيز جزو دروازه های خير و نيکی است)»، سپس اين آيات را تلاوت کردند: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ، فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»: «[در دل شب] از بسترها برمی خیزند و پروردگارشان را با بیم و امید [به نیایش] می خوانند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند. هیچکس نمی داند به [پاس] آنچه [این مؤمنان در دنیا] انجام می دهند، چه [بسیار مایه ی] روشنی چشم ها برای شان نهفته است»، سپس فرمودند: «آيا تو را از اساس دين و ستون و بالاترين بخش آن آگاه نکنم؟» عرض کردم: بله، ای رسول الله! فرمودند: «اساس دين، اسلام (= شهادتين) است و ستونش نماز؛ و عالی ترین بخشِ آن جهاد می باشد». سپس افزودند: «آيا تو را از پايه و زيرساختِ همه ی اين امور آگاه نسازم؟» گفتم: بله، ای رسول الله! رسول الله صلى الله عليه وسلم زبان خویش را گرفته و فرمودند: «مواظبِ اين باش»، پرسيدم: ای رسول الله، مگر ما به خاطر سخنانی که می گوييم، بازخواست می شويم؟ فرمودند: «مادرت به عزایت بنشيند ای معاذ! مگر مردم را چيزی جز سخنان شان به چهره های شان در دوزخ واژگون می کند؟».
صحیح است از همه طرق آن. ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.