Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

79 از 702 کارت

حذف فلترها
دو مرد به من خبر دادند که آنان در حجّة الوداع نزد پیامبر اکرم ﷺ آمدند، در حالی که ایشان صدقات را تقسیم می‌نمودند، آن دو از ایشان سهمی خواستند، پیامبر ﷺ چشمانش را [به آنان] دوخت و پایین آورد [و در حالشان اندیشید] و آنان را مردانی نیرومند یافت، پس فرمود: «اگر بخواهید به شما می‌دهم، ولی [بدانید] برای ثروتمند و برای فرد توانمندِ کسب‌کننده، بهره‌ای در [این] صدقات نیست».
صحیح است. ابو داود و نسایی آنرا روایت کرده اند.
در شبی بارانی و بسیار تاریک در پی رسول الله صلی الله علیه وسلم بیرون آمدیم تا برای ما نماز بگزارد، پس او را یافتم و ایشان فرمودند: «بگو» و من چیزی نگفتم، سپس فرمودند: «بگو» ولی من چیزی نگفتم، سپس فرمودند: «بگو» گفتم: چه بگویم؟ فرمودند: «هنگام شام و صبح {قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} و معوذتین را سه بار بگو، تو را از همه چیز کفایت می‌کند».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و نسایی روایت کرده اند.
«صف نخست را [ابتدا] کامل کنید، سپس صفی که پس از آن است، پس اگر کاستی بود، باید در صف واپسین باشد».
صحیح است. ابو داود و نسایی آنرا روایت کرده اند.
ای رسول الله، ام سعد وفات نمود، پس کدام صدقه بهتر است؟، فرمودند: آب، گفت: پس او چاه حفر نمود، و گفت: این برای ام سعد باشد.
با مجموع طريقه ها حديث حسن است. ابو داود و نسایی و ابن ماجه آنرا روایت کرده اند.
«إذا انْتَهى أَحَدُكُم إلى المجْلِسِ فَلْيُسَلِّم، فإذا أرادَ أن يقومَ فَلْيُسَلِّمْ، فَلَيْسَت الأُولَى بأحَقَّ مِن الآخِرَةِ». «هرگاه کسی از شما واردِ مجلسی می شود، بايد سلام کند و چون می خواست [به قصد ترک مجلس] برخيزد، بايد سلام نمايد؛ زيرا سلامِ نخست، بهتر و شايسته تر از سلامِ پايانی نيست».
حسن است. ابو داود و ترمذی و نسایی در الکبری و احمد روایت کرده اند.
«آبی که به اندازه ی دو "قُله" باشد، پلیدی را به خود نمی گیرد.
صحیح است. ابو داود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه و احمد آنرا روایت کرده اند.
هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم عطسه می زد دست يا لباسش را روی دهانش می گذاشت، و با آن از صدايش می کاست.
صحیح است. ابو داود و ترمذی و احمد روایت کرده اند.
«هر کس سه بار بگوید بِسْمِ اللهِ الَّذِي لا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ في الأرْضِ وَلا في السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِيعُ العَلِيمُ، ، تا صبح هیچ بلای ناگهانی به او نمی رسد، و هر کس آن را سه مرتبه در صبح بگوید، هیچ بلایی ناگهانی تا شام به او نمی رسد»، گفت: سپس ابان بن عثمان به بیماری فلج مبتلا شد، مردی که از او حدیث شنیده بود به او نگاه می کرد، برایش گفت: تو را چه شده که این گونه بسویم نگانه می کنی؟ به الله سوگند که به عثمان دروغ نگفته ام، و نه عثمان به پیامبر صلی الله علیه وسلم دروغ گفته است، مگر این که امروز من به این بیماری مبتلا شده ام قهر بودم و گفتن این دعاء را فراموش کردم.
صحیح است. ابو داود و ترمذی ونسایی در الکبری و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.