عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
702 Hadiths
Encyclopedia of Prophetic Hadiths
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
راوی
نمایش همه راویان (23)
«هر روز که خورشيد طلوع می کند، در ازای هريک از مفاصل انسان صدقه ای لازم است؛ همين که ميان دو نفر به عدالت صلح و آشتی برقرار کند صدقه است؛ يا اگر به کسی کمک کند تا سوار مرکبش شود يا بارش را برای او روی مرکبش بگذارد، صدقه است، سخن نيکو صدقه است، و هر گامی که به سوی نماز برمی دارد صدقه است، و اين که خار و خاشاک (و هر چيز آزاردهنده ای) را از سر راه بردارد صدقه به شمار می رود».
صحیح است. متفق علیه
"دين نصيحت كردن است" گفتيم: براى چه كسى؟ فرمودند: "براى الله متعال، و كتابش، و رسولش، و امامان مسلمانان، و عموم آنان".
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
هنگامی که وفات ابوطالب فرا رسید، رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد او آمد و ابوجهل و عبدالله بن ابی اُمیه بن مغیره را نزد او یافت، پس فرمودند: «ای عمو، بگو لا اله الا الله، کلمهای که با آن نزد الله از تو دفاع کنم»، پس ابوجهل و عبدالله بن ابی امیه گفتند: آیا از دین عبدالمطلب رویگردانی میکنی؟ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم همچنان این سخن را بر او عرضه میکرد، و آنان نیز آن سخن را تکرار میکردند تا آنکه ابوطالب در آخرین سخنش به آنان گفت: بر دین عبدالمطلب [هستم] و از گفتن لا اله الا الله ابا ورزید. راوی میگوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «به الله سوگند تا وقتی که نهی نشوم برایت استغفار می خواهم» پس الله تعالی این آیه را نازل کرد: {ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذينَ آمَنوا أَن يَستَغفِروا لِلمُشرِكينَ} [توبة: ١١٣] (برای پیامبر و کسانی که ایمان آوردند سزاوار نیست که برای مشرکان آمرزش بخواهند…) و الله دربارهٔ ابوطالب این آیه را خطاب به پیامبر صلی الله علیه وسلم نازل کرد: {إِنَّكَ لا تَهدي مَن أَحبَبتَ وَلكِنَّ اللَّهَ يَهدي مَن يَشاءُ} [قصص: ۵۶] ([ای پیامبر،] بیتردید، تو نمیتوانی هر کس را دوست داشته باشی [به اجبار به راه راست] هدایت کنی؛ بلکه الله است که هر کس را بخواهد هدایت میکند).
صحیح است. متفق علیه
ترس از مردم مانع یکی از شما نشود که هرگاه حق را ببیند و یا بداند و از گفتن آن و یا امر به آن خودداری کند.
صحیح است. ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
«هر مهرهای (مفصل) از استخوانهای انسان بر او صدقهای واجب است، هر روز که خورشید در آن طلوع میکند، دادگری میان دو تن [و برقرار کردن صلح] صدقه است، و کمک به مرد در مرکبش — چه سوار کردن او بر آن و چه برداشتن متاعش بر آن — صدقه است، و سخن نیک صدقه است، و هر گامی که به سوی نماز برداری صدقه است، و برداشتن آزار و آلودگی از راه، صدقه است».
صحیح است. بخاری و مسلم آنرا روایت کرده اند.
در سفری همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم بوديم؛ وقتی ایشان برای قضای حاجت رفت، پرنده ای ديديم که دو جوجه داشت؛ جوجه هايش را گرفتيم و پرنده ی مادر اطراف جوجه هايش می گشت، وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد، فرمود: «مَنْ فَجَعَ هذِهِ بِوَلَدِهَا؟ رُدُّوا وَلَدَهَا إِلَيْها»: «چه کسی اين پرنده را با گرفتن جوجه هايش آزرده ساخته است؟ بچه هايش را به او برگردانيد». و رسول الله صلى الله عليه وسلم لانه ی مورچه هايی را ديد که آن را آتش زده بوديم؛ پرسيد: «مَنْ حَرَّقَ هذِهِ؟»: «چه کسی اين را آتش زده است؟» پاسخ داديم: ما. فرمود: «إنَّهُ لا يَنْبَغِي أنْ يُعَذِّبَ بالنَّارِ إِلا رَبُّ النَّارِ»: «شايسته - و روا - نيست کسی با آتش عذاب دهد مگر پروردگارِ آتش».
صحیح است. ابو داود روایت کرده است.
رسول الله صلی الله علیه وسلم گروهی را برای مأموریت جنگی اعزام کرد و مردی از انصار را فرمانده آنان قرار داد و به افراد دستور داد تا از او اطاعت کنند. (در طی مأموریت) آن فرمانده (به دلیلی) خشمگین شد و گفت: مگر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به شما دستور نداده است که از من اطاعت کنید؟ گفتند: «چرا، دستور داده است. گفت: «پس برای من هیزم جمع کنید، آنان هیزم جمع کردند، سپس گفت: آتش بیفروزید، آنان آتش افروختند، آنگاه گفت: در آتش درآیید! آنان قصد انجام دادن این دستور را کردند، اما برخی دست و پای دیگران را گرفتند و (مانع شدند) و به یکدیگر گفتند: «ما تنها برای فرار از آتش (دوزخ) به سوی پیامبر (صلی الله علیه وسلم) پناه آوردهایم، آنان همچنان در این حال بودند تا اینکه آتش خاموش شد و خشم فرمانده نیز فرو نشست، این ماجرا به پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رسید، ایشان فرمودند: «اگر در آن آتش داخل میشدند، هرگز تا روز قیامت از آن خارج نمیشدند؛ چرا که اطاعت تنها در کار نیک و پسندیده واجب است».
صحیح است. متفق علیه
«مثال کسی که نزد حدود الهی ایستاده [و به آن وارد نمیشود] و آنکه در آن واقع شده مانند گروهی است که [برای نشستن] در یک کشتی قرعه کشیدند، پس نصیب برخی ( طبقه) بالای آن شد و نصیب دیگران ( طبقه) پایین آن، پس آنان که در پایین بودند هرگاه نیازمند آب بودند از نزد کسانی که بالا بودند میگذشتند، پس [با خود] گفتند: اگر در قسمتی که سهم ما است سوراخی ایجاد کنیم و مزاحم کسانی که بالای ما هستند نشویم. حال اگر آنان را با قصدی که دارند رها کنند همه هلاک میشوند، و اگر مانع آنان شوند هم خودشان هم همهٔ آنها نجات یابند».
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.