عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
702 Hadiths
Encyclopedia of Prophetic Hadiths
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
نمایش منابع دیگر
راوی
نمایش همه راویان (66)
در سفری همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم بودم، (هنگام وضو) خواستم موزه های رسول الله صلى الله عليه وسلم را بيرون بياورم که فرمودند: «آنها را بيرون نياور، چون آنها را پس از طهارت و وضو پوشيده ام»، سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم بر موزه هايش مسح نمود.
صحیح است. متفق علیه
زنی با دو دخترش نزد من آمد و از من کمک خواست؛ اما چیزی جز یک خرما نداشتم که به آنها بدهم؛ همین خرما را به مادرشان دادم که آن را به دو نیمه تقسیم کرد، و هر قسمتی را به یکی از دخترانش داد، سپس برخاست و رفت، چون رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد ما آمد، ایشان را در جریان آنچه اتفاق افتاده بود، گذاشتم که فرمود: «مَنْ يَلِي مِنْ هَذِهِ البَنَاتِ شَيْئًا، فَأَحْسَنَ إِلَيْهِنَّ، كُنَّ لَهُ سِتْرًا مِنَ النَّارِ».
«هرکس با (سرپرستیِ) چنين دخترانی مورد آزمايش قرار گیرد و به ايشان نیکی کند، برای او حجاب و مانعی از آتش خواهند بود».
صحیح است. متفق علیه
«از گمان(بد) برحذر باشید، زیرا که گمان دروغترین سخن است، و در پی پوشیدهها [ی مردم] نباشید، و تجسس نکنید، و با یکدیگر حسادت نورزید، و به هم پشت نکنید، و با هم کینه نورزید، و بندگان الله [و] برادران هم باشید».
صحیح است. متفق علیه
ما در یکی از غزوات بودیم، مردی از مهاجرین، مردی از انصار را [از پشت] لگد زد، انصاری فریاد زد: «ای انصار! [به فریادم برسید]» و مهاجری گفت: «ای مهاجرین! [مرا یاری کنید]»، الله متعال این سخن را به گوش رسولش ﷺ رسانید، فرمودند: «این چیست؟» گفتند: مردی از مهاجرین، مردی از انصار را لگد زد، انصاری گفت: «ای انصار!» و مهاجری گفت: «ای مهاجرین!». آنگاه پیامبر ﷺ فرمود: «این [گونه دعوتها] را رها کنید که آن [عملی] متعفن است» جابر گفت: انصار زمانی که پیامبر ﷺ به مدینه آمدند بیشتر بودند، سپس مهاجرین بعداً زیاد شدند، عبدالله بن اُبّی [سرکرده منافقان] گفت: آیا واقعاً کار به اینجا کشیده؟! به الله سوگند اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً عزیزتر ذلیلتر را از آنجا بیرون خواهد کرد، عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت: ای رسول الله! اجازه دهید گردن این منافق را بزنم، پیامبر ﷺ فرمود: «او را رها کن! مبادا مردم سخن گویند که محمد اصحاب خود را میکشد».
صحیح است. متفق علیه
«عبادت در هنگام هرج و مرج مانند هجرت به سوی من است».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«مَثَلُ مَا بَعَثَنِي اللَّهُ بِهِ مِنَ الهُدَى وَالعِلْمِ كَمَثَلِ الغَيْثِ الكَثِيرِ أَصَابَ أَرْضًا، فَكَانَ مِنْهَا نَقِيَّةٌ، قَبِلَتِ المَاءَ، فَأَنْبَتَتِ الكَلَأَ وَالعُشْبَ الكَثِيرَ، وَكَانَتْ مِنْهَا أَجَادِبُ، أَمْسَكَتِ المَاءَ، فَنَفَعَ اللَّهُ بِهَا النَّاسَ، فَشَرِبُوا وَسَقَوْا وَزَرَعُوا، وَأَصَابَتْ مِنْهَا طَائِفَةً أُخْرَى، إِنَّمَا هِيَ قِيعَانٌ لاَ تُمْسِكُ مَاءً وَلاَ تُنْبِتُ كَلَأً، فَذَلِكَ مَثَلُ مَنْ فَقُهَ فِي دِينِ اللَّهِ وَنَفَعَهُ مَا بَعَثَنِي اللَّهُ بِهِ، فَعَلِمَ وَعَلَّمَ، وَمَثَلُ مَنْ لَمْ يَرْفَعْ بِذَلِكَ رَأْسًا، وَلَمْ يَقْبَلْ هُدَى اللَّهِ الَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ».
«مثال هدايت و دانشی كه الله مرا با آن مبعوث گردانيده، مانند بارانی است كه بر زمين می بارد؛ زمينی كه حاصل خيز باشد، آب باران را در خود جذب می كند و در نتيجه در آن علف و گياهان فراوانی می رويد، و زمينی كه سخت است، آب را بر روی خود نگه می دارد و الله مردم را از اين آب بهره مند می سازد و از اين آب می نوشند و با آن کشاورزی و آبياری می کنند. اما شوره زار و زمين خشک، بارانی را که در آن می بارد، در خود نگه نمی دارد و هيچ گياهی به بار نمی آورد. زمين حاصلخيز، مثال کسی است که از دانش و بینش دينی برخوردار می شود و الله او را از هدايت و دانشی که مرا با آن برانگيخته، بهره مند می سازد؛ لذا خود می آموزد و به ديگران نيز آموزش می دهد. اما زمين شوره زار، مثال كسی است كه به احكام و علوم دينی توجهی نمی کند و رهنمودهايی را كه از سوی الله آورده ام نمی پذيرد».
صحیح است. متفق علیه
«إنّما مَثَلُ صَاحبِ الْقُرْآنِ كَمَثَلِ الإِبِلِ المُعَقَّلَةِ، إنْ عَاهَدَ عَلَيْهَا أمْسَكَهَا، وَإنْ أطْلَقَهَا ذَهَبَتْ». «همانا مثال حافظ قرآن مانند صاحب شترِ بسته است که اگر از آن مواظبت کند، می تواند آن را نگه دارد و اگر رهايش نمايد، می رود».
صحیح است. متفق علیه
«کسی که به عمد بر من دروغ بندد، جایگاه خود را در آتش مهیا سازد».
صحیح است. متفق علیه