Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

148 از 702 کارت

حذف فلترها

راوی

نمایش همه راویان (66)
عمر بن الخطاب3 أبو أمامة الباهلي2 أبو قتادة2 أبو موسى2 عبد الله بن بسر2 أبو أمامة1 أبو حمزة أنس بن مالك1 أبو ذر1 أبو سعيد1 أبو سعيد الخدري قال1 أبو سعيد الخدري وعن أبي هريرة1 أبو عبد الرحمن السلمي رحمه الله قال1 أبو عبد الله الجدلي قال1 أبو عبد الله النعمان بن بشير1 أبو مسعود1 أبو مسعود عقبة بن عمرو الأنصاري البدري1 أبو موسى الأشعري1 أبو هريرة قال1 أبو يعلى شداد بن أوس1 ‌أبي بن كعب1 ‌أبي هريرة1 الأغر1 البراء1 البراء بن عازب1 المغيرة1 المقدام بن معدي كرب1 النعمان بن بشير1 النواس بن سمعان1 النواس بن سمعان الأنصاري1 أم الدرداء و أبي الدرداء1 إياس بن عبد الله بن أبي ذباب1 بهز بن حكيم عن أبيه عن جده قال1 ثوبان1 جرير1 حذيفة1 حذيفة بن اليمان1 خريم بن فاتك1 رسول الله صلى الله عليه وسلم قال1 سلمة بن الأكوع1 سليمان بن صرد1 سمرة بن جندب والمغيرة بن شعبة1 سهل بن سعد الساعدي1 شداد بن أوس1 ‌عائشة1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 عبد الله بن سلام1 عبد الله بن عمرو بن العاص1 عقبة بن عامر1 عقبة بن عامر الجهني1 عمر1 عمران بن حصين1 عياض بن حمار أخي بني مجاشع1 معاذ بن جبل1 معقل بن يسار1 هشام بن حكيم بن حزام1 وحشي بن حرب1
در سفری همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم بودم، (هنگام وضو) خواستم موزه های رسول الله صلى الله عليه وسلم را بيرون بياورم که فرمودند: «آنها را بيرون نياور، چون آنها را پس از طهارت و وضو پوشيده ام»، سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم بر موزه هايش مسح نمود.
صحیح است. متفق علیه
زنی با دو دخترش نزد من آمد و از من کمک خواست؛ اما چیزی جز یک خرما نداشتم که به آنها بدهم؛ همین خرما را به مادرشان دادم که آن را به دو نیمه تقسیم کرد، و هر قسمتی را به یکی از دخترانش داد، سپس برخاست و رفت، چون رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد ما آمد، ایشان را در جریان آنچه اتفاق افتاده بود، گذاشتم که فرمود: «مَنْ يَلِي مِنْ هَذِهِ البَنَاتِ شَيْئًا، فَأَحْسَنَ إِلَيْهِنَّ، كُنَّ لَهُ سِتْرًا مِنَ النَّارِ». «هرکس با (سرپرستیِ) چنين دخترانی مورد آزمايش قرار گیرد و به ايشان نیکی کند، برای او حجاب و مانعی از آتش خواهند بود».
صحیح است. متفق علیه
«از گمان(بد) برحذر باشید، زیرا که گمان دروغ‌ترین سخن است، و در پی پوشیده‌ها [ی مردم] نباشید، و تجسس نکنید، و با یکدیگر حسادت نورزید، و به هم پشت نکنید، و با هم کینه نورزید، و بندگان الله [و] برادران هم باشید».
صحیح است. متفق علیه
ما در یکی از غزوات بودیم، مردی از مهاجرین، مردی از انصار را [از پشت] لگد زد، انصاری فریاد زد: «ای انصار! [به فریادم برسید]» و مهاجری گفت: «ای مهاجرین! [مرا یاری کنید]»، الله متعال این سخن را به گوش رسولش ﷺ رسانید، فرمودند: «این چیست؟» گفتند: مردی از مهاجرین، مردی از انصار را لگد زد، انصاری گفت: «ای انصار!» و مهاجری گفت: «ای مهاجرین!». آنگاه پیامبر ﷺ فرمود: «این [گونه دعوت‌ها] را رها کنید که آن [عملی] متعفن است» جابر گفت: انصار زمانی که پیامبر ﷺ به مدینه آمدند بیشتر بودند، سپس مهاجرین بعداً زیاد شدند، عبدالله بن اُبّی [سرکرده منافقان] گفت: آیا واقعاً کار به اینجا کشیده؟! به الله سوگند اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً عزیزتر ذلیلتر را از آنجا بیرون خواهد کرد، عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت: ای رسول الله! اجازه دهید گردن این منافق را بزنم، پیامبر ﷺ فرمود: «او را رها کن! مبادا مردم سخن گویند که محمد اصحاب خود را می‌کشد».
صحیح است. متفق علیه
«عبادت در هنگام هرج و مرج مانند هجرت به سوی من است».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«مَثَلُ مَا بَعَثَنِي اللَّهُ بِهِ مِنَ الهُدَى وَالعِلْمِ كَمَثَلِ الغَيْثِ الكَثِيرِ أَصَابَ أَرْضًا، فَكَانَ مِنْهَا نَقِيَّةٌ، قَبِلَتِ المَاءَ، فَأَنْبَتَتِ الكَلَأَ وَالعُشْبَ الكَثِيرَ، وَكَانَتْ مِنْهَا أَجَادِبُ، أَمْسَكَتِ المَاءَ، فَنَفَعَ اللَّهُ بِهَا النَّاسَ، فَشَرِبُوا وَسَقَوْا وَزَرَعُوا، وَأَصَابَتْ مِنْهَا طَائِفَةً أُخْرَى، إِنَّمَا هِيَ قِيعَانٌ لاَ تُمْسِكُ مَاءً وَلاَ تُنْبِتُ كَلَأً، فَذَلِكَ مَثَلُ مَنْ فَقُهَ فِي دِينِ اللَّهِ وَنَفَعَهُ مَا بَعَثَنِي اللَّهُ بِهِ، فَعَلِمَ وَعَلَّمَ، وَمَثَلُ مَنْ لَمْ يَرْفَعْ بِذَلِكَ رَأْسًا، وَلَمْ يَقْبَلْ هُدَى اللَّهِ الَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ». «مثال هدايت و دانشی كه الله مرا با آن مبعوث گردانيده، مانند بارانی است كه بر زمين می بارد؛ زمينی كه حاصل خيز باشد، آب باران را در خود جذب می كند و در نتيجه در آن علف و گياهان فراوانی می رويد، و زمينی كه سخت است، آب را بر روی خود نگه می دارد و الله مردم را از اين آب بهره مند می سازد و از اين آب می نوشند و با آن کشاورزی و آبياری می کنند. اما شوره زار و زمين خشک، بارانی را که در آن می بارد، در خود نگه نمی دارد و هيچ گياهی به بار نمی آورد. زمين حاصلخيز، مثال کسی است که از دانش و بینش دينی برخوردار می شود و الله او را از هدايت و دانشی که مرا با آن برانگيخته، بهره مند می سازد؛ لذا خود می آموزد و به ديگران نيز آموزش می دهد. اما زمين شوره زار، مثال كسی است كه به احكام و علوم دينی توجهی نمی کند و رهنمودهايی را كه از سوی الله آورده ام نمی پذيرد».
صحیح است. متفق علیه
«إنّما مَثَلُ صَاحبِ الْقُرْآنِ كَمَثَلِ الإِبِلِ المُعَقَّلَةِ، إنْ عَاهَدَ عَلَيْهَا أمْسَكَهَا، وَإنْ أطْلَقَهَا ذَهَبَتْ». «همانا مثال حافظ قرآن مانند صاحب شترِ بسته است که اگر از آن مواظبت کند، می تواند آن را نگه دارد و اگر رهايش نمايد، می رود».
صحیح است. متفق علیه
«کسی که به عمد بر من دروغ بندد، جایگاه خود را در آتش مهیا سازد».
صحیح است. متفق علیه