عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
702 Hadiths
Encyclopedia of Prophetic Hadiths
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
نمایش منابع دیگر
راوی
نمایش همه راویان (63)
«صف های تان را راست کنيد، که راست کردن صف ها بخشی از کامل بودن نماز است».
صحیح است. متفق علیه
در کوتاه کردن سبیل، و کوتاه کردن ناخن، و کندن زیر بغل، و تراشیدن موهای ناحیه شرمگاه، زمان مشخصی به ما داده شده است که بیشتر از چهل شب نگذاریم.
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
پیامبر صلی الله علیه وسلم هرگاه وارد خلا میشدند میفرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الخُبُثِ وَالخَبَائِثِ» یعنی: «ای الله از خبیثیهای نر و ماده به تو پناه میبرم».
صحیح است. متفق علیه
بَيْنَمَا نَحْنُ فِي الْمَسْجِدِ مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذْ جَاءَ أَعْرَابِيٌّ، فَقَامَ يَبُولُ فِي الْمَسْجِدِ، فَقَالَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: مَهْ مَهْ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَا تُزْرِمُوهُ، دَعُوهُ» فَتَرَكُوهُ حَتَّى بَالَ، ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دَعَاهُ فَقَالَ لَهُ: «إِنَّ هَذِهِ الْمَسَاجِدَ لَا تَصْلُحُ لِشَيْءٍ مِنْ هَذَا الْبَوْلِ، وَلَا الْقَذَرِ إِنَّمَا هِيَ لِذِكْرِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَالصَّلَاةِ وَقِرَاءَةِ الْقُرْآنِ» أَوْ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: فَأَمَرَ رَجُلًا مِنَ الْقَوْمِ فَجَاءَ بِدَلْوٍ مِنْ مَاءٍ فَشَنَّهُ عَلَيْهِ.
در مسجد همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بودیم که بادیه نشینی آمد و در مسجد ادرار کرد؛ اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم با دیدن این صحنه گفتند: دست نگهدار، این کار را نکن. گفت اما رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ادرارش را قطع نکنيد و او را به حال خودش بگذاريد». بنابر این او را رها کردند تا ادرار نمود، سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم او را صدا زده و به وی فرمود: «چیزی مانند ادرار و گندگی شایسته ی این مساجد نیست؛ بلکه آن برای نماز و قرآن و ذکر ساخته شده است». گفت: سپس مردى از مردم را امر كرد و سطلى آب را آورد و بر آن ریختاند.
صحیح است. متفق علیه
روزی مردی در هنگام خطبهٔ جمعه از دروازه یی که به سوی دارالقضاء بود، وارد مسجد شد در حالی که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) مشغول ایراد خطبه بودند، آن مرد رو به روی پیامبر ایستاد و گفت: ای رسول الله! اموال نابود شده و راهها قطع گردیده، از الله بخواه تا برای ما باران رحمت فرستد، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) دستان مبارک را بلند کردند و سه بار فرمودند: «الهی برای ما باران بفرست، الهی برای ما باران بفرست، الهی برای ما باران بفرست»، انس میگوید: به الله سوگند که در آسمان حتی تکّه ابری یا اثری از ابر نبود و بین ما و کوه سلع نیز هیچ خانه یا ساختمانی وجود نداشت، ناگهان ابری همچون سپر از پشت کوه پدیدار شد و وقتی به وسط آسمان رسید، گسترده شد و شروع به باریدن کرد، به الله قسم که تا شش روز خورشید را ندیدیم، پس از آن، در جمعهٔ بعد مردی دیگر از همان دروازه وارد شد در حالی که پیامبر مشغول خطبه بودند، او رو به روی پیامبر ایستاد و گفت: «ای رسول الله! اموال نابود شده و راهها قطع گردیده، از الله بخواه تا باران را از ما بازدارد، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) دستان مبارک را بلند کرده و دعا فرمودند: «الهی باران را به اطراف ما بفرست نه بر سر ما! بر بلندیها و تپهها و درهها و رویشگاههای درختان بباران»، انس گوید: باران قطع شد و ما در آفتاب راه رفتیم، شریک (یکی از راویان) میگوید: از انس بن مالک پرسیدم: آیا این مرد، همان مرد اول بود؟ گفت: «نمی دانم».
صحیح است. متفق علیه
گروهی از مردم عُکل یا عُرینه به مدینه آمدند و دچار بیماری شدند، پیامبر صلی الله علیه و سلم به آنها دستور داد که برای درمان به شتری بروند و ادرار و شیر آن را بنوشند، آنها رفتند و پس از بهبودی، گله بان پیامبر را کشتند و شتران را ربودند، خبر در اول روز رسیده بود، به دنبال آنها چند تن را فرستاد و آنها را گرفتند، و هنگامی که روز به پایان رسید، دستور داد دست و پایشان را قطع کنند و چشمهایشان را درآورند، زیرا آنها این کار را با گلهبان انجام دادند، و آنها را در حرة پرتاب نمودند، که هر قدر طلب آب کردند ولی آب برای شان داده نشد، ابوقِلاَبَه گفت: اینان دزدیدند و قتل کردند، و بعد از ایمان آوردن، کافر شدند و با الله و رسول او جنگیدند.
صحیح است. متفق علیه
من در خانه ابوطلحه برای مردم شراب می دادم، و شراب شان در آن روز از خرمای نا رس بود، پس رسول الله صلی الله علیه وسلم به منادی دستور داد که ندا کند: آگاه باشید که شراب حرام قرار داده شد، گفت: سپس ابوطلحه به من گفت: بیرون برو و آن را بریز، پس بیرون رفتم و آن را ریختاندم، و در کوچه های مدینه سرازیر شد، عده ای از صحابه گفتند: کسانی که در شکم خود شراب دارند کشته شدند، پس الله متعال وحی کرد: {لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا}، بر کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، [ایراد و] گناهی در آنچه [پیش از حکم تحریم شراب] خوردهاند نیست [المائدة: 93] الآيَةَ.
صحیح است. متفق علیه
وقت پيامبر صلى الله عليه وسلم به محل قضای حاجت می رفت، من و پسر بچه ای همانند من، ظرف (کوچک) آب و چوب دستی برای پيامبر می برديم و ايشان با آب استنجاء می کرد.
صحیح است. متفق علیه