Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

9 از 702 کارت

حذف فلترها
ای پیامبر الله! چه فکر می کنید اگر امیران از ما حق خود را مطالبه کنند و حق ما را ندهد، در این صورت برای ما چه دستور می دهید؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم از او رو گردان شدند، بار دیگر پرسید، باز هم ازو رو گردانیدند، در بار دوم و یا سوم اشعث بن قیس او را بسوی خود کشید، سپس ایشان فرمودند: «گوش کنید و اطاعت کنید، آنها مسئولیت خود را بدوش دارند و شما مسئولیت خود را بدوش دارید».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«آنگاه فتنه هایی خواهد بود، فتنۀ کسی که از آن نشسته باشد، بهتر از آن است که در آن می‌رود، و کسی که در آن می‌رود، بهتر از کسی است که به سوی آن می شتابد، پس هرگاه نازل و یا واقع گردید، هر که شتر دارد به شترانش بپیوندد، و هر که گوسفند دارد به گوسفندانش بپیوندد، و هر که زمین دارد به زمین خود بپیوندد، گفت: مردی گفت: ای رسول الله اگر کسی شتر و گوسفند و زمین نداشته باشد؟ فرمودند: شمشیر خود را بردارد و لبۀ برندۀ آن را با سنگ ضربه بزند، سپس اگر توانست فرار کند و خود را نجات دهد، الهی آیا ابلاغ کردم؟ الهی آیا ابلاغ کردم؟ الهی آیا ابلاغ کردم؟ گفت: پس مردی گفت: ای رسول الله، اگر مرا به یکی از دو صف یا یکی از آن دو گروه ببرند؟ و مردی با شمشیرش مرا بزند و یا تیری بیاید و مرا بکشد؟ فرمودند: گناه خود و تو را بر دوش می کشد، و از دوزخیان خواهد بود».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
پيامبر صلى الله عليه وسلم شخصی از طايفه ی «بنی سلیم»، به نام «ابن لُتبيّه» را برای جمع آوری زکات فرستاد و چون بازگشت با او محاسبه نمود، گفت: اينها، (اموال زکات و) مالِ شماست و اين را هم به من هديه داده اند. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر واقعاً راست می گويی، چرا در خانه ی پدر و مادرت نمی نشينی تا هديه ات برایت بیاید. سپس پيامبر صلى الله عليه وسلم بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنای الله فرمود: «أَمَّا بعْدُ، فَإِنِّي أَسْتعْمِلُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ على الْعمَلِ مِمَّا ولاَّنِي اللَّه، فَيَأْتِي فَيَقُول: هَذَا لَكُمْ، وَهَذَا هَدِيَّةٌ أُهْدِيَت إِلَيَّ، أَفَلا جلس في بيتِ أَبيهِ أَوْ أُمِّهِ حتَّى تأْتِيَهُ هدیته إِنْ كَانَ صادقاً، واللَّه لا يأْخُذُ أَحدٌ مِنْكُمْ شَيْئًا بِغَيْرِ حقِّهِ إلاَّ لَقِيَ اللَّه تَعالَى، يَحْمِلُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، فَلا أَعْرفَنَّ أَحداً مِنْكُمْ لَقِيَ اللَّه يَحْمِلُ بعِيرًا لَهُ رغَاء، أَوْ بَقرة لَهَا خُوار، أَوْ شاةً تيْعَرُ». «اما بعد؛ من يکی از شما را بر کاری می گمارم که الله به من سپرده است؛ او (پس از انجام مأموريتش) می آيد و می گويد: اين، از آن شماست و اين را به من هديه داده اند. پس اگر واقعاً راست می گويد، چرا در خانه ی پدر و مادرش نمی نشيند تا هديه اش به او برسد؟ به الله سوگند که هرکس چيزی را به ناحق بخورد، روز قيامت الله را در حالی ملاقات می کند که آن را بر دوشِ خويش حمل می کند؛ مبادا هيچ يک از شما را ببينم که الله را در حالی ملاقات کند که شتر يا گاو يا گوسفندی که بانگ می زند، بر دوش او باشد». سپس دستانش را به اندازه ای بالا گرفت که سفيدی زيرِ بغلش ديده شد و فرمود: «اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ»: «يا الله، آيا تبليغ کردم؟». چشمانم دید و گوش هایم شنید.
صحیح است. متفق علیه
«امرایی خواهند بود که [برخی از کارهای آنان را به نیکی] می‌شناسید و برخی را منکر می‌بینید، پس آنکه [اعمال بد آنان را به بدی] شناخت، [از گناه] پاک مانده، و آنکه انکار کرد در امان مانده، اما [گناهکار] کسی [است] که به آن خشنود شده و پیروی کرده است» گفتند: آیا با آنان نجنگیم؟ فرمود: «نه، تا وقتی که نماز می‌گزارند».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«هریک از شما مسئولید و دربارهٔ رعیت خود پرسیده خواهید شد، بنابراین امیری که بر مردم گمارده شده مسئول آنان است و دربارهٔ آنان پرسیده خواهد شد، و مرد مسئول اهل خانهٔ خود است و دربارهٔ آنان پرسیده خواهد شد، و زن مسؤول خانهٔ شوهر خود است و دربارهٔ آنان پرسیده خواهد شد، و برده مسؤول مال آقای خود است و دربارهٔ آن پرسیده خواهد شد، پس بدانید که همهٔ شما مسؤولید و همهٔ شما دربارهٔ رعیت خود مورد پرسش قرار خواهید گرفت».
صحیح است. متفق علیه
"دين نصيحت كردن است" گفتيم: براى چه كسى؟ فرمودند: "براى الله متعال، و كتابش، و رسولش، و امامان مسلمانان، و عموم آنان".
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
"دين نصيحت كردن است" گفتيم: براى چه كسى؟ فرمودند: "براى الله متعال، و كتابش، و رسولش، و امامان مسلمانان، و عموم آنان".
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
رسول الله صلی الله علیه وسلم گروهی را برای مأموریت جنگی اعزام کرد و مردی از انصار را فرمانده آنان قرار داد و به افراد دستور داد تا از او اطاعت کنند. (در طی مأموریت) آن فرمانده (به دلیلی) خشمگین شد و گفت: مگر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به شما دستور نداده است که از من اطاعت کنید؟ گفتند: «چرا، دستور داده است. گفت: «پس برای من هیزم جمع کنید، آنان هیزم جمع کردند، سپس گفت: آتش بیفروزید، آنان آتش افروختند، آنگاه گفت: در آتش درآیید! آنان قصد انجام دادن این دستور را کردند، اما برخی دست و پای دیگران را گرفتند و (مانع شدند) و به یکدیگر گفتند: «ما تنها برای فرار از آتش (دوزخ) به سوی پیامبر (صلی الله علیه وسلم) پناه آورده‌ایم، آنان همچنان در این حال بودند تا اینکه آتش خاموش شد و خشم فرمانده نیز فرو نشست، این ماجرا به پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رسید، ایشان فرمودند: «اگر در آن آتش داخل می‌شدند، هرگز تا روز قیامت از آن خارج نمی‌شدند؛ چرا که اطاعت تنها در کار نیک و پسندیده واجب است».
صحیح است. متفق علیه