Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

170 از 702 کارت

حذف فلترها

راوی

نمایش همه راویان (67)
أبو ذر3 معاذ بن جبل3 ‌أبي هريرة2 عبد الله بن عمرو بن العاص2 ‌ابن عباس1 أبو الدرداء1 أبو برزة الأسلمي1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عمرو- وقيل1 أبو محمد عبد الله بن عمرو بن العاص1 أبو موسى1 أبو نجيح العرباض بن سارية1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 أبو واقد الليثي1 أسماء بنت أبي بكر1 البراء1 البراء بن عازب1 العرباض بن سارية1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن الأسود1 المقداد بن عمرو الكندي1 المقدام بن معديكرب1 النبي صلى الله عليه وسلم قال1 النعمان بن بشير1 أم الدرداء و أبي الدرداء1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم سلمة أم المؤمنين1 بريدة1 تميم الداري1 جرير بن عبد الله1 جندب1 حارثة بن وهب الخزاعي1 حذيفة1 حكيم بن حزام1 زياد بن لبيد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 صفوان بن محرز قال1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 عبادة1 عبادة بن الصامت1 عبد الرحمن بن سمرة1 عبد الله بن الشخير1 عبد الله بن مسعود قال1 عدي بن حاتم1 عقبة بن عامر الجهني1 علي1 عمر1 عمران بن حصين1 ‌قتادة رحمه الله قال1 محمود بن لبيد1 مطر بن عكامس1 معاوية1
رسول الله صلى الله عليه وسلم بر مردی که لباس زنانه می پوشد و بر زنی که مانند مردان لباس بپوشد، لعنت فرستاد.
صحیح است. نسایی در الکبری و ابن ماجه به معنای آن و احمد آنرا روایت کرده اند.
مردی از اهالیِ نجد، با موهايی ژوليده نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد؛ پژواک صدايش را از دور می شنيديم، ولی نمی فهميديم چه می گويد تا اينکه به رسول الله صلى الله عليه وسلم نزديک شد و دريافتيم که درباره ی اسلام می پرسد. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «در شبانه روز پنج وقت نماز است». پرسيد: آيا جز اين پنج نماز ديگری هم بر من واجب است؟ فرمودند: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی نماز بخوانی». آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم افزودند: «و روزه ی رمضان نيز واجب است». آن مرد سؤال کرد: آيا روزه ی ديگری هم بر من واجب است؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی روزه بگیری». سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم زکات را برايش ذکر کردند، آن مرد پرسيد: آيا جز زکات، صدقه ی ديگری هم بر من واجب است؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی صدقه بدهی»، آنگاه مرد مذکور درحالی بازگشت که می گفت: به الله سوگند بر اين واجبات نه چيزی می افزايم و نه چيزی از آنها می کاهم. این بود که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «اگر راست بگويد، رستگار است».
صحیح است. متفق علیه
«من سرور و آقای مردم در روز قيامت هستم؛ آيا علتش را می دانيد؟ الله اولين و آخرينِ انسان ها را در يک ميدان جمع می كند؛ به گونه ای که صدا به همه ی آنها می رسد و چشم، همه ی آنها را می بيند و خورشيد نزديک می شود، مردم به اندازه ای ناراحت و غمگين می شوند كه تاب و تحمل خود را از دست می دهند، و می گويند: آيا نمی بينيد كه به چه مشقتی گرفتار شده ايد؟ آيا كسی را نمی يابيد كه نزد پروردگارتان برای شما شفاعت كند؟ آنگاه برخی از آنها به برخی ديگر می گويند: نزد پدرتان آدم(عليه السلام) برويد، پس نزد آدم(عليه السلام) می روند و به او می گويند: ای آدم(عليه السلام)! تو ابوالبشر هستی، الله تو را با دست خويش خلق کرد و از روحی که خود آفريد، در تو دميد و به ملائکه دستور داد كه تو را سجده كنند و آنها نيز برای تو سجده کردند؛ آيا برای ما نزد پروردگارت شفاعت نمی كنی؟ آيا نمی بينی که چه حال و روزی داريم و به چه مشقتی گرفتار شده ايم؟ آدم (عليه السلام) می گويد: امروز، پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين هرگز چنين خشمگين نشده است و پس از اين هم هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، او مرا از خوردن ميوه ی ممنوعه بازداشت؛ اما من نافرمانی کردم - و از آن خوردم؛ لذا - من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، نزد كسی ديگر برويد، نزد نوح(عليه السلام) برويد، پس آنها نزد نوح (عليه السلام) می روند و می گويند: ای نوح(عليه السلام)! تو نخستين پيامبرِ مرسَل به سوی ساكنان زمين هستی و الله تو را بنده ی سپاس گزار ناميده است، می بينی كه چه حالی داريم؟ نزد پروردگارت برای ما شفاعت كن، نوح (عليه السلام) می گويد: امروز پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين هرگز چنين خشمگين نشده و پس از اين هم، هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، من اين دعا را در سابقه ی خود دارم که برای نابودی قوم خويش دعا کردم و اينک به حال خود گرفتارم، به حال خود گرفتارم، به حال خود گرفتارم، نزد كسی ديگر برويد، نزد ابراهيم (عليه السلام) برويد، پس آنها نزد ابراهيم (عليه السلام) می روند و می گويند: ای ابراهيم! تو پيامبرِ الله و دوستِ برگزيده اش در ميان اهل زمين هستی و اينک می بينی كه چه حال و روزی داريم؛ نزد پروردگارت برای ما شفاعت كن، ابراهيم می گويد: امروز پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين، هرگز چنين خشمگين نشده و پس از اين هم، هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، من سه دروغ گفته ام و اينک به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم. نزد كسی ديگر برويد، نزد موسی(عليه السلام) برويد، پس آنها نزد موسی (عليه السلام) می روند و می گويند: ای موسی! تو فرستاده ی الله هستی، الله تو را با رسالت و كلا مِ خود - يعنی با هم صحبتیِ خويش - بر ساير مردم برتری داده است، می بينی كه چه حال و روزی داريم؛ آيا نزد پروردگارت برای ما شفاعت نمی كنی؟ موسی (عليه السلام) می گويد: امروز پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين، هرگز چنين خشمگين نشده و پس از اين هم هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، من انسانی را كشتم كه دستورش را نداشتم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، نزد كسی ديگر برويد، نزد عيسی (عليه السلام) برويد، پس آنها نزد عيسی (عليه السلام) می روند و می گويند: ای عيسی (عليه السلام)! تو فرستاده ی الله و کلمه ی اویی که به مريم القا كرد و نيز روحی از سوی الله هستی - که جبرئيل - عليه السلام - در مريم دميد-؛ و در كودكی، آنگاه كه در گهواره بودی، با مردم سخن گفتی، می بينی كه چه حال و روزی داريم؛ آيا نزد پروردگارت برای ما شفاعت نمی كنی؟ عيسی(عليه السلام) می گويد: امروز پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين هرگز چنين خشمگين نشده و پس از اين هم، هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، عيسی (عليه السلام) اگرچه گناهی ذكر نمی كند، اما می گويد: من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، نزد كسی ديگر برويد، نزد محمد صلى الله عليه وسلم برويد، پس مردم نزد من می آيند و می گويند: ای محمد! تو فرستاده ی الله و خاتم پيامبران هستی، و الله گناهان اول و آخرت را بخشيده است؛ نزد پروردگارت برای ما شفاعت كن، آيا نمی بينی كه چه حال و روزی داريم؟ آنگاه من به راه می افتم و زير عرش می روم و برای پروردگارم به سجده می افتم، سپس الله دروازه های حمد و ثنايش را به روی من می گشايد؛ به گونه ای که پيش تر برای هيچکس نگشوده است، آنگاه به من گفته می شود: ای محمد! سرت را بلند كن و درخواست خود را مسألت نما که به تو داده می شود و شفاعت كن كه پذيرفته می گردد، پس من سرم را بلند می كنم و می گويم: پروردگارا! امتم، پروردگارا! امتم، پروردگارا! امتم، آنگاه به من گفته می شود: ای محمد! آن دسته از امتت را كه حساب و كتابی ندارند، از دروازه ی راست درهای بهشت، به درون بهشت ببر، همچنين آنها در ساير دروازه های بهشت با ساير مردم شريکند - و می توانند از ساير دروازه ها نيز وارد بهشت شوند-»، سپس افزودند: «سوگند به ذاتی كه جانم در دست اوست، فاصله ی هر دو پله از پله های درهای بهشتی، به اندازه ی فاصله ی ميان "مكه" و "هَجَر" يا به اندازه ی فاصله ی ميان "مكه" و "بُصری" است».
صحیح است. متفق علیه
«مَنْ كَانتْ عِنْدَه مَظْلمَةٌ لأَخِيه، مِنْ عِرْضِهِ أَوْ مِنْ شَيْء، فَلْيتَحَلَّلْه ِمنْه الْيوْمَ قَبْلَ أَنْ لا يكُونَ دِينَارٌ ولا دِرْهَم، إنْ كَانَ لَهُ عَملٌ صَالحٌ أُخِذَ مِنْهُ بِقَدْرِ مَظْلَمَتِهِ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ أُخِذَ مِنْ سيِّئَاتِ صاحِبِهِ فَحُمِلَ عَلَيْهِ». «هرکس ظلمی به برادرش نموده، خواه به آبروی او لطمه زده يا هر حقّ ديگری از او پايمال کرده است، همين امروز و پيش از فرارسيدن روزی که درهم و ديناری وجود ندارد، از او حلاليت بخواهد. اگر اعمال نيکی داشته باشد، (روز قيامت) به اندازه ی ظلمی که نموده، از نيکی هايش کسر می شود (و به حسابِ کسی که به او ظلم کرده، منظور می گردد)، و اگر اعمال نيکی نداشته باشد، از گناهان مظلوم می گیرند و بر دوش ظالم می گذارند».
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.
«کسی که بغیر الله سوگند یاد کند کفر و یا شرک ورزیده است».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و احمد روایت کرده اند.
«إِنَّ اللهَ يَرْضَى لَكُمْ ثَلَاثًا، وَيَكْرَهُ لَكُمْ ثَلَاثًا، فَيَرْضَى لَكُمْ: أَنْ تَعْبُدُوهُ، وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَأَنْ تَعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا، وَيَكْرَهُ لَكُمْ: قِيلَ وَقَالَ، وَكَثْرَةَ السُّؤَالِ، وَإِضَاعَةِ الْمَالِ». الله متعال سه خصلت شما را دوست دارد، و سه خصلت شما را دوست ندارد، پس خصلت های شما را که دوست دارد: عبادت او را بکنید، و با او شریک نیاورید، و به ریسمان الله چنگ بزنید و با هم تفرقه نکنید، و آنچه را که دوست ندارد: گفتگوی بی معنی، کثرت سوال، و ضایع نمودن مال.
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای اشج اشج عبدالقیس فرمودند: «إِنَّ فيكَ خَصْلَتَيْنِ يُحِبُّهُمَا اللَّه: الحِلْمُ وَالأَنَاة». «در تو دو خصلت وجود دارد که الله متعال آنان را دوست دارد: بردباری و درنگ در کارها (سنجيده عمل کردن)».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«اين پرچم را به مردی خواهم داد که الله و رسولش را دوست دارد، و الله فتح را به دست او رقم خواهد زد» عمر رضی الله عنه می گويد: هيچگاه امارت و فرماندهی را دوست نداشتم جز روز خيبر که خودم را بالا گرفتم تا مرا بدين منظور صدا بزنند. اما رسول الله صلى الله عليه وسلم علی بن ابی طالب رضی الله عنه را فراخواندند، و پرچم را به او داده و فرمودند: «برو و روی بر نگردان تا الله تو را پيروز بگرداند»، گفت، علی رضی الله عنه حرکت کرد و مقداری جلو رفت؛ آنگاه ايستاد و بدون اينکه روی بگرداند، با صدای بلند پرسيد: ای رسول الله بر سرِ چه چيزی با آنها بجنگم؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «با آنان بجنگ تا گواهی دهند معبود راستينی جز الله وجود ندارد و محمد فرستاده ی اوست، اگر گواهی دادند، جان و مال شان را از تو در امان نگه داشته اند؛ مگر به حق آن و حساب شان با الله است».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.