عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
702 Hadiths
Encyclopedia of Prophetic Hadiths
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
راوی
نمایش همه راویان (67)
من بر عقب پیامبر صلی الله علیه وسلم سوار بر الاغی به نام عفیر بودم که فرمود:
«ای معاذ، آیا می دانی حق الله بر بندگانش و حق بندگان بر الله چیست؟» گفتم: الله و رسولش داناترند، فرمود: «حق الله بر بندگان این است که او را بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند، و حق بندگان بر الله این است که کسانی را که به او شرک نمیورزند عذاب نکند»، گفتم ای رسول الله آیا مردم را به آن مژده ندهم؟ فرمود: «آنها را مژده نده، چون به آن اتکا می کنند».
صحیح است. متفق علیه
به راستی که از امر عظیمی پرسیدی، و البته [این عمل] بر کسی که الله بر او آسان گرداند، آسان است: که الله را بپرستی و چیزی را شریک او نگردانی، و نماز را برپا داری، و زکات بدهی، و رمضان را روزه بگیری، و به حج خانه [ی الله] بروی، سپس فرمود: آیا تو را به درهای خیر راهنمایی ننمایم؟ روزه سپر [از آتش] است، و صدقه گناه را میزداید چنانکه آب آتش را خاموش میکند، و نماز مرد در ژرفای شب، سپس این آیات را تلاوت فرمود: "پهلوهایشان از بسترها دور میشود..." تا آنجا که میفرمایند: "آنچه میکردهاند"، سپس فرمودند: آیا تو را از سرِ امر [دین] و ستون آن و اوج کوهان آن آگاه نکنم؟ گفتم: چرا، ای رسول الله! فرمودند: سرِ امر، اسلام است، و ستون آن نماز، و اوج کوهان آن جهاد است، سپس فرمودند: آیا تو را از کلیدِ همهٔ اینها آگاه نکنم؟ گفتم: چرا، ای رسول الله! پس [پیامبر] زبان خویش را گرفت و فرمودند: این را نگه دار، گفتم: ای پیامبر الله! آیا ما به سبب آنچه میگوییم بازخواست میشویم؟ فرمودند: مادرت به عزایت بنشیند! آیا مردم را — جز محصول زبانهایشان — به روی چهرههایشان (یا فرمود: بر بینیهایشان) در آتش نمیافکنند؟!»
صحیح است. ترمذی روایت کرده است.
در سفر با پیامبر صلی الله علیه وسلم بودم و روزی در حال سیر بودیم و به وی نزدیک شدم، عرض کردم: ای رسول الله! مرا از عملی خبر بده که وارد بهشتم سازد و از آتش دوزخ دورم کند. فرمودند: «درباره ی امر بزرگی پرسيدی؛ هرچند برای کسی که الله متعال بر او آسان بگرداند، آسان است: اينکه الله را عبادت کنی و هيچ چيز و هيچکس را شريکش نگردانی و نماز بخوانی، زکات بدهی، ماه رمضان را روزه بگيری و حج بيت الله را بجا بیاوری»؛ سپس فرمودند: «آيا تو را به سوی دروازه های خير و نيکی رهنمایی نکنم؟ روزه سپری (در برابر آتش دوزخ) می باشد، و صدقه آتش گناهان را خاموش می کند، چنانکه آب آتش را فرو می نشاند. و نماز خواندن شخص در دل شب (نيز جزو دروازه های خير و نيکی است)»، سپس اين آيات را تلاوت کردند: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ، فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»: «[در دل شب] از بسترها برمی خیزند و پروردگارشان را با بیم و امید [به نیایش] می خوانند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند. هیچکس نمی داند به [پاس] آنچه [این مؤمنان در دنیا] انجام می دهند، چه [بسیار مایه ی] روشنی چشم ها برای شان نهفته است»، سپس فرمودند: «آيا تو را از اساس دين و ستون و بالاترين بخش آن آگاه نکنم؟» عرض کردم: بله، ای رسول الله! فرمودند: «اساس دين، اسلام (= شهادتين) است و ستونش نماز؛ و عالی ترین بخشِ آن جهاد می باشد». سپس افزودند: «آيا تو را از پايه و زيرساختِ همه ی اين امور آگاه نسازم؟» گفتم: بله، ای رسول الله! رسول الله صلى الله عليه وسلم زبان خویش را گرفته و فرمودند: «مواظبِ اين باش»، پرسيدم: ای رسول الله، مگر ما به خاطر سخنانی که می گوييم، بازخواست می شويم؟ فرمودند: «مادرت به عزایت بنشيند ای معاذ! مگر مردم را چيزی جز سخنان شان به چهره های شان در دوزخ واژگون می کند؟».
صحیح است از همه طرق آن. ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.