عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
702 Hadiths
Encyclopedia of Prophetic Hadiths
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
راوی
نمایش همه راویان (12)
« عمل ها شش اند، و مردم چهار دسته اند، دو عمل که واجب کننده است، و - دستۀ دیگر- مانند به مانند، و یک نیکی در برابر ده نیکی، و - دستۀ دیگر- یک نیکی در برابر هفت صد نیکی؛ پس آن دو عمل که واجب کننده است: این که در حالی بمیرد که با الله متعال چیزی را شریک نیاورده باشد به بهشت وارد می شود، و کسی در حالی بمیرد که با الله متعال چیزی را شریک آورده باشد به جهنم وارد می شود، و آنچه که مانند به مانند است: کسی که ارادۀ نیکی را داشته باشد تا این که در دل خود احساس آن را بکند و الله متعال از نیت او با خبر گردد، برای او نیکی نوشته می شود، و کسی که مرتکب گناه گردد همان گناه برایش نوشته می شود، و کسی که نیکی را انجام دهد ده برابر نیکی برایش نوشته می شود، و کسی که در راه الله متعال چیزی را خرچ کند، در برابر یک نیکی هفت صد نیکی برایش نوشته می شود، و آنچه مردم اند؛ یک دستۀ آنان کسانی اند که در دنیا در فراخی به سر می برند مگر در آخرت در مضیقت قرار می گیرد، - و دستۀ دیگر کسانی اند که - در دنیا در مضیقت به سر می برند مگر در قیامت در فراخی به سر می برند، -و دستۀ دیگر کسانی اند که- در دنیا و آخرت در تنگی به سر می برند، و- دستۀ دیگر کسانی اند که- در دنیا و آخرت در فراخی به سر می برند».
حسن است. احمد روایت کرده است.
ما در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم زکات فطر ما را از هر کودک و بزرگسال، آزاد و یا برده، یک پیمانه طعام و یا یک پیمانه کشک (قروت)، یا یک پیمانه جو، و یا یک پیمانه خرما، و یا یک پیمانه کشمش می دادیم، ما به همین شکل زکات فطر ما را می پرداختیم تا این که معاویه بن ابی سفیان برای ادای حج و یا عمره نزد ما آمد، از بالای منبر با مردم سخن گفت، و در ضمن سخنانش گفت: به نظر من دو مد گندم شام با یک پیمانه خرمای مناطق دیگر برابری است، پس مردم حرفش را پذیرفتند، ابوسعید می گوید: من آن را تا زمانی که زنده هستم همان طوری که قبلا می پرداختم می پردازم.
صحیح است. متفق علیه
«هر صاحبِ طلا و نقره ای که زکاتِ آن را ندهد، روز قیامت طلا و نقره اش به تکه هايی از آتش تبديل می شود و اين تکه ها را در آتش دوزخ، داغ می کنند و سپس با آن پهلوها، پيشانی و پُشت آن شخص را داغ می نهند و هر بار که اين تکه ها سرد شود، دوباره داغ می گردد و اين عذاب برای آن شخص در روزی که مقدارش به اندازه ی پنجاه هزار سال است، ادامه دارد تا آن که در ميان بندگان، حُکم می شود و سپس مسيرِ آن فرد به سوی بهشت يا به سوی دوزخ، مشخص می گردد».
صحیح است. متفق علیه
زنی با دو دخترش نزد من آمد و از من کمک خواست؛ اما چیزی جز یک خرما نداشتم که به آنها بدهم؛ همین خرما را به مادرشان دادم که آن را به دو نیمه تقسیم کرد، و هر قسمتی را به یکی از دخترانش داد، سپس برخاست و رفت، چون رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد ما آمد، ایشان را در جریان آنچه اتفاق افتاده بود، گذاشتم که فرمود: «مَنْ يَلِي مِنْ هَذِهِ البَنَاتِ شَيْئًا، فَأَحْسَنَ إِلَيْهِنَّ، كُنَّ لَهُ سِتْرًا مِنَ النَّارِ».
«هرکس با (سرپرستیِ) چنين دخترانی مورد آزمايش قرار گیرد و به ايشان نیکی کند، برای او حجاب و مانعی از آتش خواهند بود».
صحیح است. متفق علیه
«اسلام بر پنج [بنا] استوار است: شهادت دادن به اینکه معبودی [بهحق] نیست جز الله، و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست، و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانه [کعبه] و روزهٔ رمضان».
صحیح است. بخاری و مسلم آنرا روایت کرده اند.
هنگامی که پیامبر صلى الله عليه وسلم او را به سوی یمن فرستاد، به او دستور داد که از هر سی رأس گاو، یک «تَبِیع» (گاو نر یا ماده یکساله) بگیرد، و از هر چهل رأس گاو، یک «مُسِنَّه» (گاو دوساله) بگیرد، و از هر فرد بالغ (یعنی محتلم) یک دینار یا معادل آن از «مَعافِر» (پارچههای تولید یمن) دریافت کند.
صحیح است به شواهد آن. ابو داود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه و احمد آنرا روایت کرده اند.
عده ای از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم به ایشان گفتند: ای رسول الله، ثروتمندان همه ی پاداش ها را از آنِ خود ساخته اند؛ همانند ما نماز می خوانند، روزه می گيرند و از مال و ثروتی که مازاد بر نيازشان است، صدقه می دهند، رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مگر الله زمينه ای برای شما فراهم نکرده که بتوانيد صدقه دهيد؟ هر سبحان الله گفتن، يک صدقه است؛ هر الله اکبر گفتن، يک صدقه است؛ هر الحمدلله گفتن، يک صدقه است؛ هر لا اله الا الله گفتن، يک صدقه است؛ امر به معروف، صدقه است؛ نهی از منکر، صدقه است؛ و در نزديکی با همسران تان صدقه است»، گفتند: ای رسول الله، مگر برآورده نمودن شهوت برای ما پاداش دارد؟! فرمودند: «آيا اگر کسی آن را از راه حرام برآورده کند، گنهکار نمی شود؟ بنابراین اگر از راه حلال (از طريق ازدواج شرعی) ميل جنسی خود را برآورده سازد، برايش اجر و ثواب دارد».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
در حالی که با پیامبر صلی الله علیه وسلم در مسجد نشسته بودیم، مردی سوار بر شتری آمد، آن را در مسجد خواباند و بسته کرد، سپس به آنها گفت: کدام یک از شما محمد است؟ و پیغمبر صلی الله علیه وسلم در میان آنان در حال تکیه زده نشسته بود، ما گفتیم: این مرد سفید چهرۀ تکیه زده. آن مرد به او گفت: ای ابن عبدالمطلب، پیامبر صلی الله علیه وسلم به او فرمود: «اجابتت کردم». آن مرد به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: من از تو می پرسم و در سؤال بر تو سخت می گیرم، پس حرف هایم را به دل نگیرید؟ فرمود: «هر چه میخواهی بپرس»، سپس گفت: به پروردگارت و به پروردگار کسانی که پیش از تو بودند سوگند می دهم، آیا الله تو را به سوی همه مردم فرستاده است؟ فرمود: «بار الهی آری»، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که در شبانه روز نمازهای پنج گانه را ادا نماییم؟ فرمود: «بار الهی آری» گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده روزۀ این ماه را در سال بگیریم ؟ فرمود: «بار الهی آری»، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که این صدقه را از ثروتمندان ما بگیری و بین فقرای ما تقسیم کنی؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بار الهی آری». آن مرد گفت: من به آنچه که با خودآورده اید ایمان آوردم، و من از جانب قوم خود فرستاده ای هستم، و من ضمام بن ثعلبه برادر بنی سعد بن بکر هستم.
صحیح است. متفق علیه