Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

475 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (146)
أبو ذر6 أبو موسى الأشعري5 ‌أبي هريرة4 النعمان بن بشير4 جرير بن عبد الله4 عبادة بن الصامت4 عقبة بن عامر4 عمر بن الخطاب4 أبو قتادة3 حذيفة3 عبد الله بن عمرو بن العاص3 علي3 ‌ابن عباس2 أبو الدرداء2 أبو أيوب الأنصاري2 أبو بكرة2 أبو مسعود2 أبو هريرة قال2 أسامة بن زيد2 البراء2 البراء بن عازب2 أم سلمة أم المؤمنين2 ثوبان2 سعد بن أبي وقاص2 سهل بن سعد2 صهيب2 عمر2 معاوية2 ‌ابن أبي أوفى1 أبو الهياج الأسدي قال1 أبو أمامة إياس بن ثعلبة الحارثي1 أبو أيوب1 أبو بردة الأنصاري1 أبو بردة بن أبي موسى1 أبو بشير الأنصاري1 أبو حازم بن دينار1 أبو حازم قال1 أبو حمزة أنس بن مالك1 أبو رقية تميم بن أوس الداري1 أبو زهير عمارة بن رؤيبة1 أبو سعيد الخدري قال1 أبو سعيد الخدري وأبي هريرة1 أبو سعيد الخدري وعن أبي هريرة1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله النعمان بن بشير1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عمرو- وقيل1 أبو مالك الأشعري1 أبو مالك الحارث بن عاصم الأشعري1 أبو مرثد الغنوي1 أبو مسعود الأنصاري1 أبو هريرة رضي لله عنه قال1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 أبو يعلى شداد بن أوس1 ‌أبي الزبير قال1 ‌أبي بن كعب1 ‌أبي حميد أو عن ‌أبي أسيد قال1 ‌أبي قتادة السلمي1 أبيه أبي موسى الأشعري1 أبيه قال1 أسماء بنت أبي بكر1 الأغر1 الحسن قال1 العباس بن عبد المطلب1 المغيرة1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 النبي صلى الله عليه وسلم قال1 النواس بن سمعان1 النواس بن سمعان الأنصاري1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أمير المؤمنين أبي حفص عمر بن الخطاب1 ‌أنس بن مالك1 تميم الداري1 جبير بن مطعم1 جرير1 جندب1 جندب بن عبد الله القسري1 حارثة بن وهب الخزاعي1 ‌حطان بن عبد الله الرقاشي قال1 حكيم بن حزام1 خولة بنت حكيم السلمية قالت1 رافع بن خديج1 رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال1 زيد بن ثابت1 زيد بن خالد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سعد1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 سلمة بن الأكوع1 سليمان بن صرد1 سمرة بن جندب1 سمرة بن جندب والمغيرة بن شعبة1 سهل بن حنيف1 سهل بن سعد الساعدي1 شداد بن أوس1 شريح بن هانئ قال1 صفوان بن محرز قال1 طارق بن أشيم الأشجعي1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 ‌عائشة1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 عبد الرحمن بن سمرة1 عبد الله بن عمر وأبي هريرة1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مالك ابن بحينة1 عبد الله بن مسعود قال1 عبد الله بن مغفل1 عثمان1 عثمان بن أبي العاص1 عثمان بن أبي العاص الثقفي1 عثمان بن عفان1 عدي بن حاتم1 عرفجة1 عقبة بن عامر الجهني1 عمار بن ياسر1 عمر بن أبي سلمة1 عمران بن حصين1 عمرو بن سليم الأنصاري قال1 ‌قتادة رحمه الله قال1 كعب بن عجرة1 مالك بن أوس بن الحدثان أنه قال1 ‌محمود بن لبيد1 معاذ بن جبل1 معدان بن أبي طلحة اليعمري قال1 معقل بن يسار1 معقل بن يسار المزني1 ميمونة أم المؤمنين1 وائل الحضرمي قال1 ‌وراد كاتب المغيرة بن شعبة قال1 يحيى بن عمارة المازني قال1
«مؤمن در روز قیامت به پروردگارش عزوجل نزدیک کرده می‌شود، تا آنجا که [پروردگار] پوشش و حمایت خود را بر او قرار می‌دهد و او را به گناهانش وادار به اقرار می‌کند. پس می‌فرماید: آیا [این گناه را] می‌شناسی؟ [بنده] پاسخ می‌دهد: آری، پروردگارم، می‌شناسم. [پروردگار] می‌فرماید: همانا من آن گناهان را در دنیا برایت پوشاندم و امروز نیز آنها را برایت می‌آمرزم. سپس نامهٔ اعمال نیکش به او داده می‌شود. و اما کافران و منافقان، در برابر همگان ندا داده می‌شود: اینان کسانی هستند که بر الله دروغ بستند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّهَا سَتَكُونُ فِتَنٌ، أَلَا ثُمَّ تَكُونُ فِتْنَةٌ الْقَاعِدُ فِيهَا خَيْرٌ مِنَ الْمَاشِي فِيهَا، وَالْمَاشِي فِيهَا خَيْرٌ مِنَ السَّاعِي إِلَيْهَا، أَلَا فَإِذَا نَزَلَتْ أَوْ وَقَعَتْ فَمَنْ كَانَ لَهُ إِبِلٌ فَلْيَلْحَقْ بِإِبِلِهِ، وَمَنْ كَانَتْ لَهُ غَنَمٌ فَلْيَلْحَقْ بِغَنَمِهِ، وَمَنْ كَانَتْ لَهُ أَرْضٌ فَلْيَلْحَقْ بِأَرْضِهِ» یعنی: «همانا به زودی فتنه‌هایی خواهد بود، هان! سپس فتنه‌ای خواهد بود که نشسته‌ در آن از راه‌رونده در آن بهتر است، و راه‌رونده در آن از شتابنده به سوی آن بهتر است. هان! پس هرگاه [فتنه] فرود آمد یا واقع شد، هر کس شتری دارد به شترانش بپیوندد، و هر کس گوسفندی دارد به گوسفندانش بپیوندد، و هر کس زمینی دارد به زمینش بپیوندد» [راوی] گفت: پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر کسی نه شتری، نه گوسفندی و نه زمینی داشت، چه؟ فرمودند: «يَعْمِدُ إِلَى سَيْفِهِ فَيَدُقُّ عَلَى حَدِّهِ بِحَجَرٍ، ثُمَّ لِيَنْجُ إِنِ اسْتَطَاعَ النَّجَاءَ، اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟ اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟ اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟» یعنی: «به سراغ شمشیرش برود و لبهٔ آن را با سنگی بکوبد [تا کند شود]، سپس اگر توانست، نجات یابد. خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟» [راوی] گفت: پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر به اجبار به یکی از دو صف یا یکی از دو گروه برده شوم و مردی با شمشیرش مرا بزند، یا تیری بیاید و مرا بکشد، چه؟ فرمودند: «يَبُوءُ بِإِثْمِهِ وَإِثْمِكَ، وَيَكُونُ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ» یعنی: «[قاتل] با گناه خود و گناه تو بازمی‌گردد و از اصحاب آتش خواهد بود».
صحیح است به روایت مسلم
وی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ رفت و گفت: یا رسول الله، شیطان میان من و نمازم حائل شده و در قرائتم اشکال ایجاد می‌کند. پس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «ذَاكَ شَيْطَانٌ يُقَالُ لَهُ خِنْزَِبٌ، فَإِذَا أَحْسَسْتَهُ فَتَعَوَّذْ بِاللهِ مِنْهُ، وَاتْفُلْ عَلَى يَسَارِكَ ثَلَاثًا»: «آن شیطانی است که به او خِنزَب گفته می‌شود، پس هرگاه احساسش کردی از او به الله پناه ببر (اعوذ بالله بگو) و سه بار به سمت چپت تف کن». عثمان می‌گوید: چنین کردم و الله آن را از من برطرف نمود. (منظور از تف کردن، فوت کردن با اندکی آب دهان است.)
صحیح است به روایت مسلم
«قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: يُؤْذِينِي ابْنُ آدَمَ يَسُبُّ الدَّهْرَ وَأَنَا الدَّهْرُ، بِيَدِي الْأَمْرُ أُقَلِّبُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ». یعنی: «خداوند عز و جل فرمود: فرزند آدم مرا می‌آزارد، [زیرا] دهر (روزگار) را دشنام می‌دهد در حالی که من دهر هستم. کارها به دست من است و من شب و روز را می‌گردانم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ يُحْرَمِ الرِّفْقَ يُحْرَمِ الْخَيْرَ»: «هرکس از نرم‌خویی محروم شود، از خیر و خوبی محروم می‌شود».
صحیح است به روایت مسلم
مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: یا رسول الله، دو واجب کننده چه هستند؟ فرمود: «مَنْ مَاتَ لَا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ مَاتَ يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ النَّارَ»: «هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک نیاورده، وارد بهشت می‌شود؛ و هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک آورده، وارد دوزخ می‌شود».
صحیح است به روایت مسلم
رسول خدا صلی الله علیه و سلم در سجدهٔ خود می‌فرمودند: ««اللهُمَّ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي كُلَّهُ دِقَّهُ، وَجِلَّهُ، وَأَوَّلَهُ وَآخِرَهُ وَعَلَانِيَتَهُ وَسِرَّهُ». یعنی: «خداوندا، همهٔ گناهانم را بیامرز؛ کوچک و بزرگش را، اول و آخرش را و آشکار و پنهانش را».
صحیح است به روایت مسلم
«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَاطِعُ رَحِمٍ»: «قطع کنندهٔ پیوند خویشاوندی وارد بهشت نمی‌شود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند