Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

354 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (98)
أبو موسى الأشعري6 النعمان بن بشير5 ‌ابن عباس3 أبو مسعود3 جرير بن عبد الله3 حذيفة3 سهل بن سعد3 عبادة بن الصامت3 عمر بن الخطاب3 أبو أيوب الأنصاري2 أبو بكرة2 أبو قتادة2 أبو هريرة قال2 ‌أبي هريرة2 أسامة بن زيد2 البراء بن عازب2 ‌عائشة2 عقبة بن عامر2 علي2 عمر2 عمران بن حصين2 أبو أيوب1 أبو بردة الأنصاري1 أبو بردة بن أبي موسى1 أبو بشير الأنصاري1 أبو حازم بن دينار1 أبو حازم قال1 أبو حمزة أنس بن مالك1 أبو ذر1 أبو سعيد الخدري وعن أبي هريرة1 أبو شريح1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله النعمان بن بشير1 أبو عبس عبد الرحمن بن جبر1 أبو مسعود عقبة بن عمرو الأنصاري البدري1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 ‌أبي قتادة السلمي1 أبيه أبي موسى الأشعري1 أبيه قال1 أسماء بنت أبي بكر1 البراء1 الحسن قال1 المغيرة1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم عطية1 أمير المؤمنين أبي حفص عمر بن الخطاب1 ‌أنس بن مالك1 بريدة بن الحصيب1 جبير بن مطعم1 حارثة بن وهب الخزاعي1 حكيم بن حزام1 خولة الأنصارية1 رافع بن خديج1 زيد بن ثابت1 زيد بن خالد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سليمان بن صرد1 سهل بن سعد الساعدي1 شداد بن أوس1 صفوان بن محرز قال1 طلحة بن عبيد الله1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 ‌عبد الله بن زيد1 عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مالك ابن بحينة1 عبد الله بن مغفل1 عثمان1 عدي بن حاتم1 عمار بن ياسر1 عمر بن أبي سلمة1 عمرو بن سليم الأنصاري قال1 عمرو بن عامر عن ‌أنس بن مالك قال1 ‌قتادة رحمه الله قال1 مالك بن أوس بن الحدثان أنه قال1 ‌محمود بن لبيد1 مصعب بن سعد قال1 معاذ بن جبل1 معاوية1 معقل بن يسار المزني1 ميمونة أم المؤمنين1 ‌وراد كاتب المغيرة بن شعبة قال1 يحيى بن عمارة المازني قال1
با رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر گواهی دادن به اینکه معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است و برپا داشتن نماز و دادن زکات و سمع و طاعت و خیرخواهی برای هر مسلمان بیعت کردم.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَا يَزَالُ قَلْبُ الْكَبِيرِ شَابًّا فِي اثْنَتَيْنِ: فِي حُبِّ الدُّنْيَا وَطُولِ الْأَمَلِ». یعنی: «قلب پیرمرد در دو چیز جوان می‌ماند: در دوست داشتن دنیا و آرزوی دور و دراز».
صحیح است به روایت بخاری
«مَنْ جَهَّز غَازِياً فِي سَبِيلِ الله فَقَد غَزَا، وَمَنْ خَلَّف غَازِياً في أهلِه بخَير فقَد غزَا»: «هرکس مجاهدِ راه الله را تجهیز کند، [گويا] خود جهاد کرده است؛ و هرکس در غياب او، خانواده‌اش را به نيکی سرپرستی نمايد، [گويا] خود جهاد نموده است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَمْ يَقْرَأْ بِفَاتِحَةِ الكِتَابِ»: «برای کسی که فاتحة الکتاب را نخواند، نمازی نیست».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِذَا أَنْفَقَ الرَّجُلُ عَلَى أَهْلِهِ يَحْتَسِبُهَا فَهُوَ لَهُ صَدَقَةٌ»: «وقتی مرد [به عنوان سرپرست خانواده] به نیت اجر و پاداش برای خانواده‌اش هزینه کند، برای او صدقه به حساب می‌آید».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ»: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: شهادت دادن به اینکه معبود [به‌حقی] نیست جز الله و اینکه محمد بنده و فرستاده‌ی اوست؛ و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانه‌ی [کعبه] و روزهٔ رمضان».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«يُسَلِّمُ الرَّاكِبُ عَلَى المَاشِي، وَالمَاشِي عَلَى القَاعِدِ، وَالقَلِيلُ عَلَى الكَثِيرِ»: «سواره بر پیاده و پیاده بر نشسته و جمع کم بر جمع بسیار سلام می‌کند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إِنَّ اللَّهَ قَالَ: مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالحَرْبِ، وَمَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ، وَمَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ، فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ: كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ، وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، وَرِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا، وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ، وَلَئِنِ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ، وَمَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عَنْ نَفْسِ المُؤْمِنِ، يَكْرَهُ المَوْتَ وَأَنَا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»: «الله تعالی می‌فرماید: هر که با دوستی از دوستان من دشمنی ورزد با او اعلام جنگ کرده‌ام؛ و بنده‌ام با چیزی به من نزدیک نشده که برای من محبوب‌تر از آنچه بر او فرض کرده‌ام باشد؛ و بنده‌ام همواره با نوافل به من تقرب می‌جوید تا آنکه دوستش بدارم، پس چون دوستش داشتم من گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود و چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند و دست او می‌شوم که با آن می‌گیرد و پای او می‌شوم که با آن راه می‌رود و اگر از من بخواهد قطعا به او عطا خواهم کرد و اگر از من پناه بخواهد او را پناه خواهم داد و در کاری که انجامش می‌دهم به اندازهٔ گرفتن جان مؤمن تَرَدُّد نکرده‌ام، او مرگ را نمی‌پسندد و من هم آزار او را نمی‌پسندم».
صحیح است به روایت بخاری