Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

36 از 704 کارت

حذف فیلترها
«از من دربارهٔ امر بس بزرگی پرسیدی و این برای کسی که الله برایش آسان کند، آسان است؛ اینکه الله را عبادت کنی و چیزی را با او شریک نیاوری و نماز را برپا داری و زکات را بپردازی و رمضان را روزه بگیری و به حج خانه [کعبه] بروی». سپس فرمود:«آیا تو را به دروازه‌های خیر راهنمایی نکنم؟ روزه سپر است و صدقه گناه را خاموش می‌کند چنانکه آب، آتش را؛ و نماز شخص در دل شب». سپس این آیه را خواند: ([در دل شب] پهلوهایشان از بسترها جدا می‌شوند و پروردگارشان را با بیم و امید [به نیایش] می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند. هیچکس نمی‌داند به [پاس] آنچه [این مؤمنان در دنیا] انجام می‌دهند، چه [بسیار مایهٔ] روشنی چشم‌ها برای‌شان نهفته است) سپس فرمود:«آیا تو را از راس و اساس امر و ستونش و نقطهٔ اوجش آگاه نمایم؟» گفتم: آری یا رسول الله. فرمود: «راس امر [و اساس آن] اسلام است و ستونش نماز و نقطهٔ اوجش جهاد می‌باشد». سپس فرمود: «آيا تو را از پايه و زيرساختِ همهٔ اين امور خبر ندهم؟» گفتم: آری ای پیامبر خدا. ایشان زبان خود را گرفت و فرمود: «مواظب این باش». گفتم: ای رسول خدا، مگر ما برای سخنانی که می‌گوييم، بازخواست می‌شويم؟ فرمود: «مادرت به عزایت بنشيند ای معاذ! مگر مردم را چيزی جز نتایج سخنان‌شان با چهره یا با بینی در دوزخ واژگون می‌سازد؟».
صحیح است به روایت ترمذی
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ»: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: شهادت دادن به اینکه معبود [به‌حقی] نیست جز الله و اینکه محمد بنده و فرستاده‌ی اوست؛ و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانه‌ی [کعبه] و روزهٔ رمضان».
صحیح است به روایت بخاری و مسلم
«أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَيُقِيمُوا الصَّلاَةَ، وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ»: «امر شده‌ام با مردم بجنگم تا آنکه شهادت دهند معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهٔ الله است و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند، پس اگر چنین کردند، جان‌ها و اموالشان از سوی من در امان خواهد بود مگر به حق اسلام؛ و حساب‌شان با الله است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
ایشان به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: نظرتان چیست اگر با مردی از کفار روبرو شدم و با هم جنگیدیم و با شمشیر یکی از دستانم را قطع کرد و سپس از من گریخت و به درختی پناه برد و گفت: برای الله اسلام آوردم؛ ای رسول خدا، آیا پس از گفتن این، او را بکشم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لاَ تَقْتُلْهُ»: «او را نکش». وی گفت: یا رسول الله، او یکی از دستانم را قطع کرده است و پس از قطع کردنش این را گفته است! رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لاَ تَقْتُلْهُ، فَإِنْ قَتَلْتَهُ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَتِكَ قَبْلَ أَنْ تَقْتُلَهُ، وَإِنَّكَ بِمَنْزِلَتِهِ قَبْلَ أَنْ يَقُولَ كَلِمَتَهُ الَّتِي قَالَ»: «او را نکش، زیرا اگر او را بکشی، او در جایگاه تو خواهد بود پیش از آنکه او را بکشی و تو در جایگاه او خواهی بود، پیش از آنکه سخنی را بگوید که گفت».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
گفتم: یا رسول الله، ابن جُدعان در جاهلیت پیوند خویشاوندی را پاس می‌داشت و به بینوا غذا می‌داد، آیا این به او سودی خواهند رساند؟ فرمود: «لَا يَنْفَعُهُ، إِنَّهُ لَمْ يَقُلْ يَوْمًا: رَبِّ اغْفِرْ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ»: «به او سودی نمی‌رساند؛ زیرا او روزی نگفت که پروردگارا گناه مرا در روز قیامت بیامرز».
صحیح است به روایت مسلم
«أَيُّمَا امْرِئٍ قَالَ لِأَخِيهِ: يَا كَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهَا أَحَدُهُمَا، إِنْ كَانَ كَمَا قَالَ، وَإِلَّا رَجَعَتْ عَلَيْهِ». یعنی: «هر کس به برادرش بگوید: ای کافر، پس آن [وصف] به یکی از آن دو بازگشته است؛ اگر همان‌گونه باشد که گفته، [به خودِ اوست] وگرنه به گوینده بازمی‌گردد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ، إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى»: «مثال مؤمنان در مودت و مهربانی و عطوفتی که با یکدیگر دارند مانند یک بدن است که اگر عضوی از آن به درد آید، بقیهٔ بدن با بی‌خوابی و تب با آن همراهی می‌کنند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«‌إِنَّ ‌أَثْقَلَ صَلَاةٍ عَلَى الْمُنَافِقِينَ صَلَاةُ الْعِشَاءِ وَصَلَاةُ الْفَجْرِ، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِيهِمَا لَأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْوًا، وَلَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ آمُرَ بِالصَّلَاةِ فَتُقَامَ، ثُمَّ آمُرَ رَجُلًا فَيُصَلِّيَ بِالنَّاسِ، ثُمَّ أَنْطَلِقَ مَعِي بِرِجَالٍ مَعَهُمْ حُزَمٌ مِنْ حَطَبٍ إِلَى قَوْمٍ لَا يَشْهَدُونَ الصَّلَاةَ، فَأُحَرِّقَ عَلَيْهِمْ بُيُوتَهُمْ بِالنَّارِ»: «سنگين‌ترين نماز براى منافقان نماز عشاء و نماز صبح است؛ و اگر مى‌دانستند در این دو [نماز چه پاداشى] هست، حتی سینه‌خیز هم شده براى ادای آنها به مسجد مى‌آمدند؛ و جدا تصمیم گرفتم كه امر كنم تا نماز برپا شود، سپس به يكى از مردان امر كنم براى مردم نماز بخواند، آنگاه همراه با مردانى كه بسته‌هايى از هيزم به همراه دارند، به سوى کسانی بروم كه براى نماز جماعت حاضر نمى‌شوند، تا خانه‌های‌شان را با آتش بر آنان بسوزانم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند