عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
704 حدیث
دانشنامه احادیث نبوی
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
راوی
نمایش همه راویان (14)
مردی از اهالیِ نجد، با موهايی ژوليده نزد رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ آمد؛ پژواک صدايش را از دور میشنيديم، ولی نمیفهميديم چه میگويد تا اينکه به رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ نزديک شد و دريافتيم که دربارهٔ اسلام میپرسد. پس رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «خَمْسُ صَلَواتٍ في اليَوْمِ وَاللَّيْلَةِ»: «پنج نماز در شبانه روز». پرسيد: آيا جز اين پنج وعده، نماز ديگری هم بر من واجب است؟ فرمود: «لا، إِلا أنْ تَطَّوَّعَ، وَصِيامُ شَهْرِ رَمَضَانَ»: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی نماز بخوانی؛ و روزهٔ ماه رمضان [نيز واجب است]». آن مرد پرسید: آيا روزهٔ ديگری هم بر من واجب است؟ رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «لا، إِلا أنْ تَطَّوَّعَ»: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی روزه بگیری». سپس رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ زکات را برايش ذکر کرد. آن مرد پرسيد: آيا جز زکات، صدقهٔ ديگری هم بر من واجب است؟ رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «لا، إِلا أنْ تَطَّوَّعَ»: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی صدقه بدهی». آنگاه مرد مذکور درحالی بازگشت که میگفت: به الله سوگند نه بر اين واجبات چيزی میافزايم و نه چيزی از آنها میکاهم. پس رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «أفْلَحَ إنْ صَدَقَ»: «اگر راست بگويد، رستگار است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردمی از اهل شرک که در قتل و زنا زیادهروی کرده بودند نزد محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمدند و گفتند: آنچه تو میگویی و به آن فرا میخوانی قطعا نیکوست، ای کاش به ما خبر دهی که آنچه ما انجام دادهایم کفارهای دارد، پس این آیه نازل شد: {وَالَّذينَ لا يَدعونَ مَعَ اللَّهِ إِلهًا آخَرَ وَلا يَقتُلونَ النَّفسَ الَّتي حَرَّمَ اللَّهُ إِلّا بِالحَقِّ وَلا يَزنونَ وَمَن يَفعَل ذلِكَ يَلقَ أَثامًا} [الفرقان: ۶۸] (و کسانی که معبود دیگری با الله نمیخوانند و کسی که الله [کشتنش را] حرام کرده است، جز بهحق نمیکشند و زنا نمیکنند؛ و هرکس این [گناهان] را مرتکب شود، کیفرِ گناه [خویش] را میبیند) و این آیه نازل شد: {قُل يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسرَفوا عَلى أَنفُسِهِم لا تَقنَطوا مِن رَحمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغفِرُ الذُّنوبَ جَميعًا إِنَّهُ هُوَ الغَفورُ الرَّحيمُ} [الزمر: ۵۳] {[ای پیامبر،] به بندگانم که [در ارتکاب شرک و گناه] زیادهروی کردهاند، بگو: از رحمت الهی مأیوس نباشید؛ چرا که [اگر توبه کنید،] الله همۀ گناهانتان را میبخشد. به راستی که او تعالی بسیار آمرزندهی مهربان است).
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله صلی الله علیه وسلم در پی بارانی که شب آمده بود، نماز صبح را در حُدیبیه برای ما برگزار کرد و چون نماز را به پایان رساند، رو به مردم کرد و فرمود: «آیا میدانید پروردگارتان چه فرموده است؟» گفتند: الله و پیامبرش آگاهترند. فرمود: «از میان بندگانم گروهی شب را با ایمان به من و گروهی با کفر ورزیدن به من به صبح رساندند؛ اما آنکه گفت: با فضل الله و رحمت او باران داده شدیم، پس او به من مؤمن و به ستارگان کافر است؛ اما آنکه گفت: برای جایگاه فلان [ستاره] و فلان [ستاره] به ما باران داده شد، او به من کافر و به ستاره مؤمن است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردی گفت: ای رسول الله، آیا برای کارهایی که در جاهلیت انجام دادهایم بازخواست خواهیم شد؟ فرمود: «مَنْ أَحْسَنَ فِي الْإِسْلَامِ لَمْ يُؤَاخَذْ بِمَا عَمِلَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ، وَمَنْ أَسَاءَ فِي الْإِسْلَامِ أُخِذَ بِالْأَوَّلِ وَالْآخِرِ»: «هرکس در اسلام نیکی کند، برای کاری که در جاهلیت انجام داده بازخواست نمیشود؛ و هرکس در اسلام بدی کند، برای [گناهان] اول و آخرش مورد بازخواست قرار میگیرد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ»: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: شهادت دادن به اینکه معبود [بهحقی] نیست جز الله و اینکه محمد بنده و فرستادهی اوست؛ و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانهی [کعبه] و روزهٔ رمضان».
صحیح است به روایت بخاری و مسلم
«أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَيُقِيمُوا الصَّلاَةَ، وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ»: «امر شدهام با مردم بجنگم تا آنکه شهادت دهند معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهٔ الله است و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند، پس اگر چنین کردند، جانها و اموالشان از سوی من در امان خواهد بود مگر به حق اسلام؛ و حسابشان با الله است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
ایشان به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: نظرتان چیست اگر با مردی از کفار روبرو شدم و با هم جنگیدیم و با شمشیر یکی از دستانم را قطع کرد و سپس از من گریخت و به درختی پناه برد و گفت: برای الله اسلام آوردم؛ ای رسول خدا، آیا پس از گفتن این، او را بکشم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لاَ تَقْتُلْهُ»: «او را نکش». وی گفت: یا رسول الله، او یکی از دستانم را قطع کرده است و پس از قطع کردنش این را گفته است! رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لاَ تَقْتُلْهُ، فَإِنْ قَتَلْتَهُ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَتِكَ قَبْلَ أَنْ تَقْتُلَهُ، وَإِنَّكَ بِمَنْزِلَتِهِ قَبْلَ أَنْ يَقُولَ كَلِمَتَهُ الَّتِي قَالَ»: «او را نکش، زیرا اگر او را بکشی، او در جایگاه تو خواهد بود پیش از آنکه او را بکشی و تو در جایگاه او خواهی بود، پیش از آنکه سخنی را بگوید که گفت».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«أَيُّمَا امْرِئٍ قَالَ لِأَخِيهِ: يَا كَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهَا أَحَدُهُمَا، إِنْ كَانَ كَمَا قَالَ، وَإِلَّا رَجَعَتْ عَلَيْهِ». یعنی: «هر کس به برادرش بگوید: ای کافر، پس آن [وصف] به یکی از آن دو بازگشته است؛ اگر همانگونه باشد که گفته، [به خودِ اوست] وگرنه به گوینده بازمیگردد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند