Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

60 از 704 کارت

حذف فیلترها
ما نه یا هشت یا هفت نفر نزد رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بودیم، پس فرمود: «أَلَا تُبَايِعُونَ رَسُولَ اللهِ؟»: «آیا با رسول الله بیعت نمی‌کنید؟» و ما تازه با پیامبر بیعت کرده بودیم؛ پس گفتیم: یا رسول الله، ما با شما بیعت کردیم؛ سپس [دوباره] فرمود: «أَلَا تُبَايِعُونَ رَسُولَ اللهِ؟» پس گفتیم: یا رسول الله، ما با شما بیعت کرده‌ایم؛ سپس فرمود: «أَلَا تُبَايِعُونَ رَسُولَ اللهِ؟»: «آیا با رسول الله بیعت نمی‌کنید؟» پس دستان‌مان را [برای بیعت] جلو آوردیم و گفتیم: ای رسول الله، با شما بیعت کرده‌ایم. پس بر چه چیزی با شما بیعت کنیم؟ فرمود: «عَلَى أَنْ تَعْبُدُوا اللهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَالصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ، وَتُطِيعُوا -وَأَسَرَّ كَلِمَةً خَفِيَّةً- وَلَا تَسْأَلُوا النَّاسَ شَيْئًا»: «بر اینکه الله را عبادت کنید و چیزی را به او شریک نیاورید و بر نمازهای پنج‌گانه و اینکه اطاعت کنید - و چیزی را زمزمه کرد - و اینکه از مردم چیزی طلب نکنید» پس برخی از آن جمع را می‌دیدم که تازیانه‌اش از دست او می‌افتاد و از کسی درخواست نمی‌کرد که آن را به دست او بدهد.
صحیح است به روایت مسلم
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ»: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: شهادت دادن به اینکه معبود [به‌حقی] نیست جز الله و اینکه محمد بنده و فرستاده‌ی اوست؛ و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانه‌ی [کعبه] و روزهٔ رمضان».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إِنَّ اللَّهَ قَالَ: مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالحَرْبِ، وَمَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ، وَمَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ، فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ: كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ، وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، وَرِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا، وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ، وَلَئِنِ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ، وَمَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عَنْ نَفْسِ المُؤْمِنِ، يَكْرَهُ المَوْتَ وَأَنَا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»: «الله تعالی می‌فرماید: هر که با دوستی از دوستان من دشمنی ورزد با او اعلام جنگ کرده‌ام؛ و بنده‌ام با چیزی به من نزدیک نشده که برای من محبوب‌تر از آنچه بر او فرض کرده‌ام باشد؛ و بنده‌ام همواره با نوافل به من تقرب می‌جوید تا آنکه دوستش بدارم، پس چون دوستش داشتم من گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود و چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند و دست او می‌شوم که با آن می‌گیرد و پای او می‌شوم که با آن راه می‌رود و اگر از من بخواهد قطعا به او عطا خواهم کرد و اگر از من پناه بخواهد او را پناه خواهم داد و در کاری که انجامش می‌دهم به اندازهٔ گرفتن جان مؤمن تَرَدُّد نکرده‌ام، او مرگ را نمی‌پسندد و من هم آزار او را نمی‌پسندم».
صحیح است به روایت بخاری
مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: یا رسول الله یکی از ما در درون خود چیزی را احساس می‌کند - [با دستانش] به آن اشاره کرد [بدون آنکه بیانش کند] - که خاکستر شدن برایش دوست‌داشتنی‌تر از آن است که به زبانش بیاورد، پس [پیامبر صلی الله علیه وسلم] فرمود: «اللهُ أكبرُ، اللهُ أكبرُ، الحمدُ لله الذي ردَّ كيدَه إلى الوسوسَةِ»: «الله اکبر، الله اکبر، ستایش برای الله است که نیرنگ او (شیطان) را به وسوسه بازگرداند».
صحیح است به روایت ابوداوود و نسائی در «السنن الکبری»
از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسیدم: کدام گناه نزد الله بزرگ‌تر است؟ فرمود: «أَنْ تَجْعَلَ لِلهِ نِدًّا وَهُوَ خَلَقَكَ»: «اینکه درحالی برای الله همتایی قرار دهی که او تو را آفریده است». گفتم: این قطعا [گناه] بزرگی است، سپس چه چیزی؟ فرمود: «وَأَنْ تَقْتُلَ وَلَدَكَ؛ تَخَافُ أَنْ يَطْعَمَ مَعَكَ»: «اینکه از ترس آن فرزند خود را بکشی که با تو غذا بخورد». گفتم: سپس چه؟ فرمود: «أَنْ تُزَانِيَ حَلِيلَةَ جَارِكَ»: «اینکه با همسر همسایه‌ات زنا کنی».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لاَ تَدْخُلُ المَلاَئِكَةُ بَيْتًا فِيهِ كَلْبٌ وَلاَ صُورَةٌ»: «ملائکه وارد خانه‌ای نمی‌شوند که در آن سگ و تصویر [جاندار] باشد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
وقتی رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم برای نبرد حُنین خارج شدند از کنار یکی از درخت‌های مشرکان عبور کردند که آن را «ذات اَنواط» می‌نامیدند و اسلحهٔ خود را بر آن می‌آویختند، پس [برخی از همراهان ایشان] گفتند: یا رسول الله، برای ما نیز ذات انواطی قرار دهید همانگونه که آنان ذات انواط دارند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم [از روی تعجب] فرمودند: «سُبْحَانَ اللهِ! هَذَا كَمَا قَالَ قَوْمُ مُوسَى {اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ} [الأعراف: 138] وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَتَرْكَبُنَّ سُنَّةَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ»: «سبحان الله! این [سخن] همانند سخن قوم موسی است که گفتند: (همان گونه كه آنان معبودانی دارند، براى ما [نیز] معبودی تعیین کن). قسم به آنکه جانم به دست اوست، از راه و روش کسانی که پیش از شما بودند پیروی خواهید کرد».
صحیح است به روایت ترمذی و احمد
«لَا تَقُولُوا: مَا شَاءَ اللهُ وَشَاءَ فُلَانٌ، وَلَكِنْ قُولُوا: مَا شَاءَ اللهُ ثُمَّ شَاءَ فُلَانٌ»: «نگویید آنچه الله و فلانی بخواهند، بلکه بگویید: آنچه الله بخواهد، سپس فلانی بخواهد».
با مجموع طرق آن، صحیح است به روایت ابوداوود و نسائی در «السنن الکبری» و احمد