Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

21 از 704 کارت

حذف فیلترها
«قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: أَعْدَدْتُ لِعِبَادِي الصَّالِحِينَ، مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ، وَلَا أُذُنٌ سَمِعَتْ، وَلَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ». یعنی: «خداوند تبارک و تعالی فرمود: برای بندگان صالحم چیزهایی آماده کرده‌ام که نه چشمی دیده، و نه گوشی شنیده، و نه بر قلب بشری خطور کرده است». ابوهریره گفت: اگر خواستید بخوانید: {فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ} (هیچ‌کس نمی‌داند چه پاداش‌هایی که مایهٔ روشنیِ چشم‌هاست برای آنان پنهان شده است) [سجده: ۱۷].
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
با رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بودیم که صدای بلندی شنیدیم، پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «تَدْرُونَ مَا هَذَا؟»: «آیا می‌دانید که این چیست؟» گفتیم: الله و پیامبرش داناترند. فرمود: «هَذَا حَجَرٌ رُمِيَ بِهِ فِي النَّارِ مُنْذُ سَبْعِينَ خَرِيفًا، فَهُوَ يَهْوِي فِي النَّارِ الْآنَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى قَعْرِهَا»: «این سنگی بود که از هفتاد سال پیش در دوزخ انداخته شده بود و همچنان در دوزخ فرود می‌آمد تا آنکه [اکنون] به قعر آن رسید».
صحیح است به روایت مسلم
«إِنَّ فِي الْجَنَّةِ شَجَرَةً يَسِيرُ الرَّاكِبُ الْجَوَادَ الْمُضَمَّرَ السَّرِيعَ مِائَةَ عَامٍ مَا يَقْطَعُهَا». یعنی: «در بهشت درختی است که سوارکار بر اسبی ورزیده، تندرو و تیزپا، صد سال [در سایهٔ آن] می‌راند و آن را به پایان نمی‌رساند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّ عِيسَى عَبْدُ اللهِ وَرَسُولُهُ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ، وَالْجَنَّةُ حَقٌّ، وَالنَّارُ حَقٌّ، أَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ عَلَى مَا كَانَ مِنَ الْعَمَلِ»: «هرکس شهادت دهد كه معبود به حقی جز الله نيست، یکتاست و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستادهٔ اوست و عیسی بنده و فرستاده و کلمهٔ اوست که به مریم القا نمود و روحی از جانب اوست [و نيز مخلوق اوست] و بهشت حقّ است و آتش (دوزخ) حقّ است، الله متعال با هر عملی که داشته باشد، [سرانجام] او را وارد بهشت می‌کند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«يُؤْتَى بِالرَّجُلِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، فَيُلْقَى فِي النَّارِ، فَتَنْدَلِقُ أَقْتَابُ بَطْنِهِ، فَيَدُورُ بِهَا كَمَا يَدُورُ الْحِمَارُ بِالرَّحَى، فَيَجْتَمِعُ إِلَيْهِ أَهْلُ النَّارِ، فَيَقُولُونَ: يَا فُلَانُ مَا لَكَ؟ أَلَمْ تَكُنْ تَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ، وَتَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ؟ فَيَقُولُ: بَلَى، قَدْ كُنْتُ آمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَلَا آتِيهِ، وَأَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَآتِيهِ»: «روز قيامت مردی را می‌آورند و در دوزخ می‌اندازند که روده‌هايش پاره می‌شود و او مانند الاغی که به دور آسياب می‌چرخد، پيرامون آن می‌گردد. دوزخيان در اطراف او جمع می‌شوند و به او می‌گويند: فلانی، چرا چنين وضعيتی داری؟ مگر تو امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کردی؟! می‌گويد: بله، من به کارهای پسنديده امر می‌کردم و خود آنها را انجام نمی‌دادم و از کارهای زشت بازمی‌داشتم، اما خود آنها را انجام می‌دادم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند