عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
704 حدیث
دانشنامه احادیث نبوی
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
نمایش منابع دیگر
راوی
نمایش همه راویان (34)
يكى از روزها درحالىكه ما نزد رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ نشسته بوديم، ناگهان مردى با لباس بسيار سفيد و موهاى بسيار سياه بر ما وارد شد، اما نه نشانهٔ سفر بر او ديده مىشد و نه هیچیک از ما او را مىشناخت، تا اينكه نزد پيامبر ـ صلى الله عليه وسلم ـ نشست، بهطوری كه زانوهايش را به زانوهاى ايشان چسباند و دو دستش را روى دو رانش گذاشت و گفت: اى محمد، از اسلام به من خبر بده؟ پس رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمودند: «الْإِسْلَامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، وَتُقِيمَ الصَّلَاةَ، وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ، وَتَحُجَّ الْبَيْتَ إِنِ اسْتَطَعْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا»: «اسلام عبارت است از اينكه گواهى دهى معبود به حقّى غير از الله نيست و محمد فرستادهٔ اوست و نماز را برپا داری و زكات را بپردازى و ماه رمضان را روزه بگيرى و اگر توانايى اداى حج خانهٔ الله را داشتى، آن را بهجا آورى». [آن مرد] گفت: راست گفتى؛ ما از او تعجب كرديم، از پيامبر سؤال مىكند و وى را تصديق مىكند. [آن مرد] گفت: مرا از ايمان خبر ده؟ رسول خدا فرمود: «أَنْ تُؤْمِنَ بِاللهِ، وَمَلَائِكَتِهِ، وَكُتُبِهِ، وَرُسُلِهِ، وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ»: «ایمان این است که به الله و ملائکهٔ او و كتابهايش و فرستادگانش و روز رستاخيز و تقدير خير و شر باور داشته باشى». [آن مرد] گفت: راست گفتى؛ سپس پرسيد: مرا از احسان خبر ده؟ [پيامبر] فرمودند: «أَنْ تَعْبُدَ اللهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ»: «اين است كه الله را چنان عبادت كنى که انگار او را مىبينى؛ و اگر (نمیتوانی چنین تصوری داشته باشی و) او را نمىبينى، (یقین داشته باشی که) او تو را مىبيند». آنگاه گفت: مرا از روز رستاخيز خبر ده؟ فرمود: «مَا الْمَسْؤُولُ عَنْهَا بِأَعْلَمَ مِنَ السَّائِلِ»: «در این مورد آنکه سوال میشود داناتر از آنکه سوال میکند نیست». گفت: مرا از نشانههاى آن خبر ده؟ فرمود: «أَنْ تَلِدَ الْأَمَةُ رَبَّتَهَا، وَأَنْ تَرَى الْحُفَاةَ الْعُرَاةَ الْعَالَةَ رِعَاءَ الشَّاءِ يَتَطَاوَلُونَ فِي الْبُنْيَانِ»: «اينكه كنيز آقایش را به دنیا میآورد و اينكه میبینید پابرهنگان برهنهٔ نيازمند و چوپانان گوسفندان در ساختمانسازی از یکدیگر سبقت میگیرند». سپس [آن مرد] رفت و بعد از گذشت مدت زيادى [پيامبر] به من فرمود: «يَا عُمَرُ، أَتَدْرِي مَنِ السَّائِلُ؟»: «اى عُمر، آيا مىدانى كه سؤال كننده چه كسى بود؟» گفتم: الله و رسولش آگاهترند. فرمود: «فَإِنَّهُ جِبْرِيلُ، أَتَاكُمْ يُعَلِّمُكُمْ دِينَكُمْ»: «او جبريل بود، آمده بود تا دينتان را به شما بياموزد».
صحیح است به روایت مسلم
گروهی از اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به ایشان گفتند: «ای رسول خدا! ثروتمندان پاداشها را با خود بردند! آنان همانند ما نماز میخوانند و روزه میگیرند، ولی با داراییهای اضافیشان صدقه میدهند (در حالی که ما چنین مالی نداریم).» پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «آیا خدا برای شما راههایی برای صدقه دادن قرار نداده است؟ هر تسبیح (ذکر «سبحانالله») صدقه است، هر تکبیر (ذکر «اللهاکبر») صدقه است، هر تحمید (ذکر «الحمدلله») صدقه است، هر تهلیل (ذکر «لا إله إلا الله») صدقه است، هر امر به معروف (دعوت به کار نیک) صدقه است، هر نهی از منکر (بازداشتن از بدی) صدقه است، و حتی همبستری یکی از شما با همسرش نیز صدقه است.» صحابه گفتند:«ای رسول خدا! آیا یکی از ما نیاز جنسیاش را برآورده میکند و برایش در آن اجر (ثواب) هست؟»پیامبر فرمودند: «به من بگویید، اگر این نیاز را از راه حرام برآورده کند، آیا گناهی بر او نیست؟ پس اگر آن را از راه حلال انجام دهد، برایش پاداش خواهد بود.»
صحیح است به روایت مسلم
« در دنیا زاهد باش تا خدا تو را دوست بدارد، و نسبت به آنچه در دست مردم است بیرغبت باش تا مردم تو را دوست بدارند.»
نووی -رحمه الله- میگوید: حدیثی حسن است. به روایت ابنماجه و دیگران با اسانید حسن
«سهمهای ارث را به صاحبانشان بدهید، و آنچه باقی ماند برای نزدیکترین مرد است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ حَرَّمَ بَيْعَ الخَمْرِ، وَالمَيْتَةِ وَالخِنْزِيرِ وَالأَصْنَامِ»: «الله و رسولش خريد و فروش مسکرات، مردار، خوک و بتها را حرام كردهاند». گفته شد: ای رسول خدا، پی و چربی حيوانِ مرده چطور؟ مردم برای چرب كردن چوب كشتیها و چرب کردن پوستها و فتیلهها جهت روشنايی چراغ از آنها استفاده میكنند. رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «لا، هُوَ حَرَامٌ»: «خير، حرام است». سپس فرمود: «قَاتَلَ اللَّهُ اليَهُودَ إِنَّ اللَّهَ لَمَّا حَرَّمَ شُحُومَهَا جَمَلُوهُ، ثُمَّ بَاعُوهُ، فَأَكَلُوا ثَمَنَهُ»: «الله يهود را نابود كند؛ وقتی الله پیه (چربی گاو و گوسفند) را بر آنان حرام نمود، آن را ذوب كردند و سپس فروختند و بهایش را خوردند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«كُنْ فِي الدُّنْيَا كَأَنَّكَ غَرِيبٌ أَوْ عَابِرُ سَبِيلٍ»: «در دنیا چنان باش که گویا غریبه یا رهگذری». و ابن عمر میگفت: چون شب را درک نمودی منتظر صبح نباش و چون صبح را درک کردی منتظر شب نباش؛ و از سلامتیات برای بیماریات و از زندگیات برای مرگت [توشه] برگیر».
صحیح است به روایت بخاری
«اى نوجوان، من به تو جملاتى ياد مىدهم: از [امر و نهى] الله محافظت كن، او نيز از تو محافظت مىكند؛ از [امر و نهى] الله محافظت كن، او را در برابر خود مییابی؛ اگر درخواست كردى از الله درخواست كن و اگر طلب كمک كردى، از الله طلب كمک كن؛ و بدان که اگر همهٔ امت جمع شوند تا به نوعی نفعى به تو برسانند، نمىتوانند نفعى به تو برسانند مگر به چيزى كه الله براى تو نوشته باشد؛ و اگر همگی جمع شوند تا به نوعی ضرری به تو برسانند، نمىتوانند ضرری به تو برسانند مگر به چيزى كه الله براى تو نوشته باشد؛ قلمها برداشته شده و نامهها خشک شدهاند».
صحیح است به روایت ترمذی و دیگران
«إِنَّ الْحَلَالَ بَيِّنٌ وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَهُمَا مُشْتَبِهَاتٌ لَا يَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ، أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، أَلَا وَإِنَّ حِمَى اللهِ مَحَارِمُهُ، أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ»: «حلال واضح و حرام واضح است؛ و در بين آنها مواردى مشتبه و پوشیده وجود دارد كه بسيارى از مردم از آنها بىخبرند؛ پس هر كسى از آن موارد مشتبه دورى جوید، دين و آبرويش را حفاظت کرده است؛ و هر كسى مرتكب شبهات شود، مرتكب حرام میشود، مانند: چوپانى كه در نزدیکی منطقهٔ ممنوعه [حیوانات خود را] میچراند و هر لحظه امكان دارد در داخل آن علفزار بچرند. بدانيد هر پادشاهى محدودهٔ حمايت شدهاى دارد و محدودهٔ حمايت شدهٔ الهى محرمات او هستند. بدانيد در بدن تكه گوشتى وجود دارد كه اگر اصلاح گرديد، كليهٔ بدن اصلاح شده است و اگر فاسد گرديد همهٔ بدن فاسد شده است، بدانيد كه آن قلب است».
صحیح است به روایت بخاری و مسلم