Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

176 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (75)
أبو ذر3 معاذ بن جبل3 ‌ابن عباس2 ‌أبي هريرة2 بريدة2 عبد الله بن عمرو بن العاص2 عمران بن حصين2 أبو الدرداء1 أبو الهياج الأسدي قال1 أبو برزة الأسلمي1 أبو بشير الأنصاري1 أبو صرمة1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عمرو- وقيل1 أبو محمد عبد الله بن عمرو بن العاص1 أبو مرثد الغنوي1 أبو موسى1 أبو نجيح العرباض بن سارية1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 أبو واقد الليثي1 أسماء بنت أبي بكر1 البراء1 البراء بن عازب1 ‌الزبير بن العوام قال1 العرباض بن سارية1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 المقدام بن معديكرب1 النبي صلى الله عليه وسلم قال1 النعمان بن بشير1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم سلمة أم المؤمنين1 ‌أنس بن مالك1 تميم الداري1 جرير بن عبد الله1 جندب1 حارثة بن وهب الخزاعي1 حذيفة1 حكيم بن حزام1 رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال1 زياد بن لبيد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 صفوان بن محرز قال1 طارق بن أشيم الأشجعي1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبادة بن الصامت1 عبد الرحمن بن سمرة1 عبد الله بن الشخير1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مسعود قال1 عثمان بن أبي العاص1 عدي بن حاتم1 عقبة بن عامر الجهني1 عمر1 ‌قتادة رحمه الله قال1 محمود بن لبيد1 مطر بن عكامس1 معاوية1
علی بن ابی طالب رضی الله عنه از یمن، قطعه طلای کوچکی را در چرمی دباغی شده که هنوز از خاکش پاک نشده بود، برای رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرستاد. [راوی] گفت: پس ایشان آن را میان چهار نفر تقسیم کردند: عُیَینة بن بدر، اقرع بن حابِس، زید الخیل و نفر چهارم یا علقمه بود یا عامر بن طُفیل. پس مردی از اصحاب گفت: ما به این [طلا] از اینان سزاوارتر بودیم. [راوی] گفت: این سخن به پیامبر صلی الله علیه و سلم رسید، پس فرمودند: «أَلاَ تَأْمَنُونِي وَأَنَا أَمِينُ مَنْ فِي السَّمَاءِ، يَأْتِينِي خَبَرُ السَّمَاءِ صَبَاحًا وَمَسَاءً» یعنی: «آیا مرا امین نمی‌دانید در حالی که من امینِ کسی هستم که در آسمان است و خبر آسمان هر صبح و شام به من می‌رسد؟». [راوی] گفت: پس مردی برخاست که چشمانی گود رفته، گونه‌هایی برجسته، پیشانی‌ای برآمده، ریشی انبوه، سری تراشیده و لنگی بالا زده داشت، و گفت: ای رسول الله، از خدا بترس! پیامبر فرمودند: «وَيْلَكَ، أَوَلَسْتُ أَحَقَّ أَهْلِ الأَرْضِ أَنْ يَتَّقِيَ اللَّهَ» یعنی: «وای بر تو، آیا من سزاوارترینِ اهل زمین نیستم که از خدا بترسد؟». [راوی] گفت: سپس آن مرد پشت کرد و رفت. خالد بن ولید گفت: ای رسول خدا، آیا گردنش را نزنم؟ فرمودند: «لاَ، لَعَلَّهُ أَنْ يَكُونَ يُصَلِّي» یعنی: «نه، شاید نماز می‌خواند». خالد گفت: و چه بسا نمازگزاری که با زبانش چیزی می‌گوید که در قلبش نیست. رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «إِنِّي لَمْ أُومَرْ أَنْ أَنْقُبَ عَنْ قُلُوبِ النَّاسِ وَلاَ أَشُقَّ بُطُونَهُمْ» یعنی: «من مأمور نشده‌ام که قلب‌های مردم بکاوم و شکم‌هایشان را بشکافم». [راوی] گفت: سپس در حالی که آن مرد پشت کرده بود و می‌رفت، به او نگریستند و فرمودند: «إِنَّهُ يَخْرُجُ مِنْ ضِئْضِئِ هَذَا قَوْمٌ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ رَطْبًا، لاَ يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ، يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ»، وَأَظُنُّهُ قَالَ: «لَئِنْ أَدْرَكْتُهُمْ لَأَقْتُلَنَّهُمْ قَتْلَ ثَمُودَ» یعنی: «همانا از نسل این شخص، گروهی پدید می‌آیند که کتاب خدا را به روانی می‌خوانند، اما از گلوهایشان فراتر نمی‌رود. از دین خارج می‌شوند همان‌گونه که تیر از شکار خارج می‌شود». و گمانم که فرمودند: «اگر آنان را درک کنم، هرآینه آنان را مانند قوم ثمود خواهم کشت».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ سخنی گفت و من سخنی گفتم. پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَنْ مَاتَ وَهُوَ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللهِ نِدًّا دَخَلَ النَّارَ»: «هرکس درحالی بمیرد که به جای الله همتایی را به فریاد می‌خواند، به دوزخ درآید». و من گفتم: هرکس درحالی بمیرد که برای الله همتایی را به فریاد نمی‌خواند، وارد بهشت می‌شود.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّ اللهَ لَا يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَأَعْمَالِكُمْ»: «الله به صورت‌ها و اموال‌تان نمی‌نگرد بلکه به دل‌ها و اعمال‌تان می‌نگرد».
صحیح است به روایت مسلم
«مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا سَيُكَلِّمُهُ اللهُ، لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَهُ تُرْجُمَانٌ، فَيَنْظُرُ أَيْمَنَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ أَشْأَمَ مِنْهُ فَلَا يَرَى إِلَّا مَا قَدَّمَ، وَيَنْظُرُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَلَا يَرَى إِلَّا النَّارَ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ، فَاتَّقُوا النَّارَ وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ»: «هیچ‌یک از شما نیست مگر اینکه پروردگارش با او سخن می‌گوید، درحالی‌که میان او و الله متعال مترجمی نیست؛ پس به سمت راست خود نگاه می‌کند، اما چیزی جز آنچه از پیش فرستاده، نمی‌بیند؛ و به سمت چپ خود نگاه می‌کند که چیزی جز آنچه از پیش فرستاده نمی‌بیند؛ و در برابر خود را می‌نگرد، جز دوزخ را در برابر چهره‌اش نمی‌بیند؛ پس از آتش دوزخ دوری کنید، هرچند با نصف خرمایی باشد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله صلی الله علیه وسلم که راستگوی تصدیق شده است به ما چنین فرمودند: «أَنَّ خَلْقَ أَحَدِكُمْ يُجْمَعُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا وَأَرْبَعِينَ لَيْلَةً، ثُمَّ يَكُونُ عَلَقَةً مِثْلَهُ، ثُمَّ يَكُونُ مُضْغَةً مِثْلَهُ، ثُمَّ يُبْعَثُ إِلَيْهِ المَلَكُ، فَيُؤْذَنُ بِأَرْبَعِ كَلِمَاتٍ، فَيَكْتُبُ: رِزْقَهُ وَأَجَلَهُ وَعَمَلَهُ وَشَقِيٌّ أَمْ سَعِيدٌ، ثُمَّ يَنْفُخُ فِيهِ الرُّوحَ، فَإِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ الجَنَّةِ حَتَّى لاَ يَكُونُ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ إِلَّا ذِرَاعٌ، فَيَسْبِقُ عَلَيْهِ الكِتَابُ، فَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ فَيَدْخُلُ النَّارَ، وَإِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ حَتَّى مَا يَكُونُ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ إِلَّا ذِرَاعٌ، فَيَسْبِقُ عَلَيْهِ الكِتَابُ، فَيَعْمَلُ عَمَلَ أَهْلِ الجَنَّةِ فَيَدْخُلُهَا»: «نطفهٔ هریک از شما مدت چهل شبانه‌روز در رحم مادر جمع می‌شود. سپس همانند آن، به شکل خون بسته (عَلَقه) در می‌آید. سپس همانند آن [مدت] به پاره گوشتی (مُضغه) تبدیل می‌شود. آنگاه فرشته فرستاده می‌شود و به نوشتن چهار چیز امر می‌شود: روزی‌اش و اجلش و عملش و اینکه خوشبخت است یا نگون‌بخت؛ سپس در آن روح دمیده می‌شود، پس یکی از شما عمل اهل بهشت را انجام می‌دهد تا آنکه بین او و آن جز یک گز نمی‌ماند، آنگاه تقدیر از او سبقت می‌گیرد و عمل اهل دوزخ را انجام می‌دهد و وارد آتش می‌شود؛ و یکی از شما عمل اهل دوزخ را انجام می‌دهد تا آنکه بین آن و او جز یک گز نمی‌ماند، پس تقدیر بر او سبقت می‌گیرد و عمل اهل بهشت را انجام می‌دهد و وارد آن می‌شود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«الرَّاحِمُونَ يَرْحَمُهمُ الرَّحمنُ، ارحَمُوا أهلَ الأرضِ يَرْحْمْكُم مَن في السّماء»: «كسانى كه مهربان هستند، الله مهربان به آنان رحم خواهد كرد؛ به اهل زمين رحم كنيد، آنكه در آسمان است به شما رحم خواهد کرد».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و احمد
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درحالی که معاذ پشت سر او بر مرکب نشسته بود فرمود: «ای معاذ بن جبل»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ. فرمود: «ای معاذ»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ؛ و این را سه بار تکرار کرد. آنگاه رسول خدا فرمود: «مَا مِنْ أَحَدٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ صِدْقًا مِنْ قَلْبِهِ إِلَّا حَرَّمَهُ اللهُ عَلَى النَّارِ»: «کسی نیست که صادقانه از صمیم دل شهادت دهد که معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است، مگر آنکه الله او را بر آتش دوزخ حرام می‌سازد». معاذ گفت: یا رسول الله، آیا از این به مردم خبر ندهم تا خوشحال شوند؟ فرمود: «در این صورت [بر این] تکیه می‌کنند». معاذ در هنگام وفاتش از ترس آنکه [به سبب کتمان علم] گناهکار شود، این حدیث را بازگو کرد.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردمی از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ کاهنان پرسیدند، ایشان فرمود: «لَيْسُوا بِشَيْءٍ»: «چیزی نیستند». گفتند: یا رسول الله [اما] گاه آنان چیزی می‌گویند که رخ می‌دهد [یا درست از آب درمی‌آید]. پس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «تِلْكَ الْكَلِمَةُ مِنَ الْحَقِّ يَخْطَفُهَا الْجِنِّيُّ فَيَقُرُّهَا فِي أُذُنِ وَلِيِّهِ قَرَّ الدَّجَاجَةِ، فَيَخْلِطُونَ فِيهَا أَكْثَرَ مِنْ مِائَةِ كَذْبَةٍ»: «آن یک سخن درست است که جن آن را می‌دزدد و همانند قدقد مرغ در گوش دوست خود قرار می‌دهد، سپس آنان بیش از صد دروغ به آن می‌افزایند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند