Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

7 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (75)
أبو ذر3 معاذ بن جبل3 ‌ابن عباس2 ‌أبي هريرة2 بريدة2 عبد الله بن عمرو بن العاص2 عمران بن حصين2 أبو الدرداء1 أبو الهياج الأسدي قال1 أبو برزة الأسلمي1 أبو بشير الأنصاري1 أبو صرمة1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عمرو- وقيل1 أبو محمد عبد الله بن عمرو بن العاص1 أبو مرثد الغنوي1 أبو موسى1 أبو نجيح العرباض بن سارية1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 أبو واقد الليثي1 أسماء بنت أبي بكر1 البراء1 البراء بن عازب1 ‌الزبير بن العوام قال1 العرباض بن سارية1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 المقدام بن معديكرب1 النبي صلى الله عليه وسلم قال1 النعمان بن بشير1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم سلمة أم المؤمنين1 ‌أنس بن مالك1 تميم الداري1 جرير بن عبد الله1 جندب1 حارثة بن وهب الخزاعي1 حذيفة1 حكيم بن حزام1 رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال1 زياد بن لبيد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 صفوان بن محرز قال1 طارق بن أشيم الأشجعي1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبادة بن الصامت1 عبد الرحمن بن سمرة1 عبد الله بن الشخير1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مسعود قال1 عثمان بن أبي العاص1 عدي بن حاتم1 عقبة بن عامر الجهني1 عمر1 ‌قتادة رحمه الله قال1 محمود بن لبيد1 مطر بن عكامس1 معاوية1
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از کنار دو قبر گذشت که فرمود: «إِنَّهُمَا لَيُعَذَّبَانِ، وَمَا يُعَذَّبَانِ فِي كَبِيرٍ، أَمَّا أَحَدُهُمَا فَكَانَ لاَ يَسْتَتِرُ مِنَ البَوْلِ، وَأَمَّا الآخَرُ فَكَانَ يَمْشِي بِالنَّمِيمَةِ»: «این دو عذاب داده می‌شوند، آن هم به خاطر گناهانی كه [در نظر شما] بزرگ نیستند؛ یکی از آن دو از ادرار خود پرهیز نمی‌کرد و دیگری سخن‌چینی می‌کرد». سپس شاخهٔ تازهٔ درخت خرمایی را گرفت و آن را دو نیم کرد و هر نیمهٔ را در یکی از قبرها فرو برد. گفتند: یا رسول الله، چرا چنین کردی؟ فرمود: «لَعَلَّهُ يُخَفِّفُ عَنْهُمَا مَا لَمْ يَيْبَسَا»: «چه بسا تا وقتی که خشک نشده‌اند عذاب‌شان سبک شود و تخفیفی پیدا کند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
هنگامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم معاذ را به یمن می‌فرستاد خطاب به ایشان فرمود: «إِنَّكَ سَتَأْتِي قَوْمًا أَهْلَ كِتَابٍ، فَإِذَا جِئْتَهُمْ فَادْعُهُمْ إِلَى أَنْ يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ، فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ، فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ صَدَقَةً تُؤْخَذُ مِنْ أَغْنِيَائِهِمْ فَتُرَدُّ عَلَى فُقَرَائِهِمْ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ، فَإِيَّاكَ وَكَرَائِمَ أَمْوَالِهِمْ، وَاتَّقِ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ، فَإِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللهِ حِجَابٌ»: «تو نزد مردمی خواهی رفت که اهل کتاب هستند، پس چون نزد آنان رسیدی، آنان را به گواهی دادن به این مهم فرابخوان که معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهٔ الله است، پس اگر در این باره از تو اطاعت کردند، به آنان خبر بده که الله پنج نماز در شبانه‌روز را بر آنان فرض نموده است، پس چون در این مورد از تو اطاعت کردند، به آنان خبر بده که الله صدقه‌ای را بر آنان واجب نموده که از ثروتمندان‌شان گرفته می‌شود و به فقرای‌شان بازگردانده می‌شود؛ پس اگر در این باره از تو اطاعت کردند، از اموال نفیس آنان برحذر باش و از دعای مظلوم بترس که بین او و الله حجابی نیست».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: یا رسول الله یکی از ما در درون خود چیزی را احساس می‌کند - [با دستانش] به آن اشاره کرد [بدون آنکه بیانش کند] - که خاکستر شدن برایش دوست‌داشتنی‌تر از آن است که به زبانش بیاورد، پس [پیامبر صلی الله علیه وسلم] فرمود: «اللهُ أكبرُ، اللهُ أكبرُ، الحمدُ لله الذي ردَّ كيدَه إلى الوسوسَةِ»: «الله اکبر، الله اکبر، ستایش برای الله است که نیرنگ او (شیطان) را به وسوسه بازگرداند».
صحیح است به روایت ابوداوود و نسائی در «السنن الکبری»
«من اقتبَسَ علْمًا مِنَ النُّجُومِ اقْتبَسَ شُعبَة مِن السِّحرِ، زادَ ما زادَ»: «هركس علمی از اختربينى ياد گیرد، همانا شاخه‌اى از جادوگرى آموخته است؛ و هر چه بيشتر آن را بیاموزد، سحر بيشترى ياد گرفته است».
صحیح است به روایت ابوداوود و ابن‌ماجه و احمد
مردی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد و در باره‌ای بعضی امور با او گفتگو کرد و سپس گفت: آنچه الله بخواهد و تو بخواهی؛ پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «أَجَعَلْتَنِي لِلَّهِ عَدْلًا؟ قُلْ: مَا شَاءَ اللهُ وَحْدَهُ»: «آیا مرا هم ردیف الله قرار دادی؟ بگو: تنها آنچه الله بخواهد».
سند آن حسن است رواه ابن ماجه والنسائي في الكبرى وأحمد
«همانا خداوند به‌خاطر من از امتم خطا و فراموشی و آنچه را که بر آن مجبور شده‌اند، گذشت کرده است.»
نووی -رحمه الله- می‌گوید: حدیثی حسن است. به روایت ابن‌ماجه و بیهقی و دیگران
پیامبر صلی الله علیه وسلم از پروردگارش عزوجل روایت کرده که فرمود: «إِنَّ اللهَ كَتَبَ الْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ، ثُمَّ بَيَّنَ ذَلِكَ، فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْهَا كَتَبَهَا اللهُ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كَامِلَةً، فَإِنْ هُوَ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا كَتَبَهَا اللهُ لَهُ عِنْدَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ، إِلَى أَضْعَافٍ كَثِيرَةٍ، وَمَنْ هَمَّ بِسَيِّئَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْهَا كَتَبَهَا اللهُ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كَامِلَةً، فَإِنْ هُوَ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا كَتَبَهَا اللهُ لَهُ سَيِّئَةً وَاحِدَةً»: «همانا الله نیکی‌ها و بدی‌ها را نوشته و سپس آن را تبیین نموده است، پس هرکس نیت قطعی انجام کار نیکی نماید سپس آن را انجام ندهد، الله برای او نزد خود یک حسنهٔ کامل می‌نویسد؛ و اگر قصد انجامش کند و انجامش دهد، الله برای آن نزد خود ده حسنه تا هفتصد برابر تا چندین برابر بیشتر می‌نویسد؛ و هرکس قصد انجام کار بدی کند و آن را انجام ندهد، الله برای او نزد خود یک حسنهٔ کامل می‌نویسد و اگر قصد آن کند و انجامش دهد، الله برای وی یک بدی می‌نویسد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند