Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

79 از 704 کارت

حذف فیلترها
«عُرِضَتْ عَلَيَّ الْجَنَّةُ وَالنَّارُ فَلَمْ أَرَ كَالْيَوْمِ فِي الْخَيْرِ وَالشَّرِّ، وَلَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ لَضَحِكْتُمْ قَلِيلًا وَلَبَكَيْتُمْ كَثِيرًا» قَالَ: فَمَا أَتَى عَلَى أَصْحابِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَوْمٌ أَشَدُّ مِنْهُ، قَالَ: غَطَّوْا رُءُوسَهُمْ وَلَهُمْ خَنِينٌ، قَالَ: فَقَامَ عُمَرُ فَقَالَ: رَضِينَا بِاللهِ رَبًّا، وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا، وَبِمُحَمَّدٍ نَبِيًّا، قَالَ: فَقَامَ ذَاكَ الرَّجُلُ فَقَالَ: مَنْ أَبِي؟ قَالَ: «أَبُوكَ فُلَانٌ»، فَنَزَلَتْ: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ} [المائدة: 101]. یعنی: «بهشت و دوزخ بر من عرضه شد و هرگز [صحنه‌ای] مانند امروز، در [نشان دادنِ اوجِ] خیر و شر ندیده بودم. و اگر آنچه را من می‌دانم، شما می‌دانستید، هرآینه کم می‌خندیدید و بسیار می‌گریستید». [انس] گفت: پس روزی سخت‌تر از آن روز بر اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم نگذشت. [او] گفت: [اصحاب] سرهایشان را پوشاندند و صدای گریه‌شان [که از بینی خارج می‌شد] به گوش می‌رسید. [انس] گفت: پس عمر برخاست و گفت: ما به الله به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان پیامبر راضی شدیم. [انس] گفت: پس آن مرد برخاست و گفت: پدر من کیست؟ پیامبر فرمودند: «پدرت فلانی است». پس این آیه نازل شد: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ} [مائده: ۱۰۱] (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار شود، شما را اندوهگین می‌سازد)».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«كُلُّ أُمَّتِي مُعَافًى إِلَّا المُجَاهِرِينَ، وَإِنَّ مِنَ المُجَاهَرَةِ أَنْ يَعْمَلَ الرَّجُلُ بِاللَّيْلِ عَمَلًا، ثُمَّ يُصْبِحَ وَقَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ، فَيَقُولَ: يَا فُلاَنُ، عَمِلْتُ البَارِحَةَ كَذَا وَكَذَا، وَقَدْ بَاتَ يَسْتُرُهُ رَبُّهُ، وَيُصْبِحُ يَكْشِفُ سِتْرَ اللَّهِ عَنْهُ»: «همهٔ امت من مورد عفو هستند جز مُجاهِران، و از مصادیق مجاهره این است که شخص در شب، مرتکب گناهی شود و شب را درحالی به صبح برساند ‌که الله پرده‌پوشی او کرده است، پس بگوید: ای فلانی، دیشب چنین و چنان کردم! او شب را درحالی گذرانده بود که پروردگارش پرده‌پوشی او کرده بود، اما صبح، او پرده‌پوشی الله را از خود کنار می‌زند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّ اللهَ عز وجل يَبْسُطُ يَدَهُ بِاللَّيْلِ لِيَتُوبَ مُسِيءُ النَّهَارِ، وَيَبْسُطُ يَدَهُ بِالنَّهَارِ لِيَتُوبَ مُسِيءُ اللَّيْلِ، حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا»: «الله عزوجل دستش را در شب باز می‌کند تا گنه‌کار روز توبه نماید؛ و دستش را در روز باز می‌کند تا گنه‌کار شب توبه کند؛ تا اینکه خورشید از مغرب طلوع نماید».
صحیح است به روایت مسلم
«قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: أَعْدَدْتُ لِعِبَادِي الصَّالِحِينَ، مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ، وَلَا أُذُنٌ سَمِعَتْ، وَلَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ». یعنی: «خداوند تبارک و تعالی فرمود: برای بندگان صالحم چیزهایی آماده کرده‌ام که نه چشمی دیده، و نه گوشی شنیده، و نه بر قلب بشری خطور کرده است». ابوهریره گفت: اگر خواستید بخوانید: {فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ} (هیچ‌کس نمی‌داند چه پاداش‌هایی که مایهٔ روشنیِ چشم‌هاست برای آنان پنهان شده است) [سجده: ۱۷].
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
با رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بودیم که صدای بلندی شنیدیم، پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «تَدْرُونَ مَا هَذَا؟»: «آیا می‌دانید که این چیست؟» گفتیم: الله و پیامبرش داناترند. فرمود: «هَذَا حَجَرٌ رُمِيَ بِهِ فِي النَّارِ مُنْذُ سَبْعِينَ خَرِيفًا، فَهُوَ يَهْوِي فِي النَّارِ الْآنَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى قَعْرِهَا»: «این سنگی بود که از هفتاد سال پیش در دوزخ انداخته شده بود و همچنان در دوزخ فرود می‌آمد تا آنکه [اکنون] به قعر آن رسید».
صحیح است به روایت مسلم
«انْظُرُوا إِلَى مَنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ، وَلَا تَنْظُرُوا إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكُمْ، فَهُوَ أَجْدَرُ أَلَّا تَزْدَرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ». «به کسی که پایین‌تر از شماست بنگرید، و به کسی که بالاتر از شماست ننگرید؛ زیرا این کار سزاوارتر است برای آنکه نعمت خدا بر خودتان را کوچک و حقیر نشمارید».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّ فِي الْجَنَّةِ شَجَرَةً يَسِيرُ الرَّاكِبُ الْجَوَادَ الْمُضَمَّرَ السَّرِيعَ مِائَةَ عَامٍ مَا يَقْطَعُهَا». یعنی: «در بهشت درختی است که سوارکار بر اسبی ورزیده، تندرو و تیزپا، صد سال [در سایهٔ آن] می‌راند و آن را به پایان نمی‌رساند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ تَرَدَّى مِنْ جَبَلٍ فَقَتَلَ نَفْسَهُ فَهُوَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ يَتَرَدَّى فِيهِ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِيهَا أَبَدًا، وَمَنْ تَحَسَّى سُمًّا فَقَتَلَ نَفْسَهُ فَسُمُّهُ فِي يَدِهِ يَتَحَسَّاهُ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِيهَا أَبَدًا، وَمَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِحَدِيدَةٍ فَحَدِيدَتُهُ فِي يَدِهِ يَجَأُ بِهَا فِي بَطْنِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِيهَا أَبَدًا». یعنی: «هر کس خود را از کوهی پرت کند و به این وسیله خود را بکشد، او در آتش دوزخ [نیز] پیوسته خود را [از بلندی] پرت می‌کند و برای همیشه در آن جاودان خواهد بود. و هر کس جرعه جرعه سمی بنوشد و خود را بکشد، پس سمش در دستش خواهد بود و در آتش دوزخ پیوسته آن را جرعه جرعه می‌نوشد و برای همیشه در آن جاودان خواهد بود. و هر کس خود را با تکه آهنی بکشد، آن تکه آهن در دستش خواهد بود و در آتش دوزخ پیوسته آن را در شکمش فرو می‌کند و برای همیشه در آن جاودان خواهد بود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند