Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

16 از 704 کارت

حذف فیلترها
«لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ وَالنَّارَ أَرْسَلَ جِبْرِيلَ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِلَى الْجَنَّةِ، فَقَالَ: انْظُرْ إِلَيْهَا وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَرَجَعَ، فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَا يَسْمَعُ بِهَا أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَهَا. فَأَمَرَ بِهَا فَحُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ، فَقَالَ: اذْهَبْ إِلَيْهَا فَانْظُرْ إِلَيْهَا وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا، فَإِذَا هِيَ قَدْ حُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ، فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ لَا يَدْخُلَهَا أَحَدٌ. قَالَ: اذْهَبْ فَانْظُرْ إِلَى النَّارِ وَإِلَى مَا أَعْدَدْتُ لِأَهْلِهَا فِيهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَإِذَا هِيَ يَرْكَبُ بَعْضُهَا بَعْضًا، فَرَجَعَ فَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَا يَدْخُلُهَا أَحَدٌ. فَأَمَرَ بِهَا فَحُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ، فَقَالَ: ارْجِعْ فَانْظُرْ إِلَيْهَا. فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَإِذَا هِيَ قَدْ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ، فَرَجَعَ وَقَالَ: وَعِزَّتِكَ لَقَدْ خَشِيتُ أَنْ لَا يَنْجُوَ مِنْهَا أَحَدٌ إِلَّا دَخَلَهَا»: «چون الله بهشت و دوزخ را آفرید جبرئیل علیه السلام را فرستاد به بهشت، و فرمود: به آن و آنچه برای اهل آن آماده کرده‌ام بنگر. پس به آن نگریست و برگشت و گفت: سوگند به عزت تو که کسی درباره‌اش نمی‌شنود مگر آنکه وارد آن خواهد شد. پس امر نمود که با ناخوشی‌ها پوشانده شد و فرمود: به آنجا برو و آن و آنچه را برای اهل آن آماده کرده‌ام بنگر. پس آن را دید که با ناخوشی‌ها پوشانده شده است؛ پس گفت: قسم به عزت تو که بیم دارم کسی به آنجا وارد نشود. فرمود: پس برو و به آتش و آنچه برای اهل آن آماده کرده‌ام، بنگر. پس آن را دید که هر بخش آن بر بخش دیگر سوار است آنگاه برگشت و گفت: به عزت تو قسم که کسی وارد آن نمی‌شود! پس امر کرد و دوزخ با شهوت‌ها پوشانده شد، سپس فرمود: برگرد و به آن بنگر. پس به آن نگریست و دید که با شهوت‌ها پوشانده شده است، آنگاه برگشت و گفت: به عزت تو سوگند، بیم دارم که کسی از آن نجات نیابد مگر آنکه وارد آن شود».
حسن است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
«إِنَّ رَبَّكُمْ حَيِيٌّ كَرِيمٌ، يَسْتَحْيِي مِنْ عَبْدِهِ إِذَا رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَيْهِ أَنْ يَرُدَّهُمَا صِفْرًا». یعنی: «همانا پروردگار شما بسیار باحیا و کریم است؛ از بندهٔ خود، آنگاه که دستانش را به سوی او بلند می‌کند، حیا می‌کند که آنها را خالی بازگرداند».
حسن است به روایت ابوداوود و ترمذی و ابن‌ماجه
«أَفْضَلُ الذِّكْرِ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَفْضَلُ الدُّعَاءِ: الْحَمْدُ لِلهِ»: «بهترین ذکر: لا اله الا الله و بهترین دعا: الحمدلله است».
حسن است به روایت ترمذی و نسائی در «السنن الکبری» و ابن‌ماجه
از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیدم که می‌فرمود: «قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: يَا ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ مَا دَعَوْتَنِي وَرَجَوْتَنِي غَفَرْتُ لَكَ عَلَى مَا كَانَ فِيكَ وَلاَ أُبَالِي، يَا ابْنَ آدَمَ لَوْ بَلَغَتْ ذُنُوبُكَ عَنَانَ السَّمَاءِ ثُمَّ اسْتَغْفَرْتَنِي غَفَرْتُ لَكَ، وَلاَ أُبَالِي، يَا ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ لَوْ أَتَيْتَنِي بِقُرَابِ الأَرْضِ خَطَايَا ثُمَّ لَقِيتَنِي لاَ تُشْرِكُ بِي شَيْئًا لأَتَيْتُكَ بِقُرَابِهَا مَغْفِرَةً»: «الله تبارک و تعالی می‌فرماید: ای فرزند آدم، تا وقتی که مرا بخوانی و به من اميدوار باشی، همهٔ گناهانی که از تو صادر شده می‌بخشم و [به گناهانت] اهميت نمی‌دهم. ای آدمیزاد! اگر گناهانت [به اندازه‌ای بزرگ و زياد باشد که] به ابرهای آسمان برسد و سپس از من آمرزش بخواهی، تو را می‌بخشم و [به گناهانت] توجه نمی‌کنم. ای فرزند آدم! اگر درحالی به سوی من بيايی و با من ملاقات کنی که به پُریِ زمين گناه کرده‌ای، ولی هيچ چيز و هيچکس را شريکم نساخته باشی، من با همين اندازه مغفرت و آمرزش نزد تو خواهم آمد».
حسن است به روایت ترمذی
«لَا تَتَّخِذُوا الضَّيْعَةَ فَتَرْغَبُوا فِي الدُّنْيَا». یعنی: «مزرعه و ملک (ضَيعة) اختیار نکنید، که [در این صورت] به دنیا راغب می‌شوید».
حسن لغیره است به روایت ترمذی و احمد
هرگاه پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ وارد مسجد می‌شد می‌فرمود: «أعوذُ باللهِ العَظيمِ، وبوَجهِه الكريمِ، وسُلطانِه القديمِ، مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ»: «پناه می‌برم به الله بزرگ و ذات بخشنده و سخاوتمندش و قدرت ازلی و ابدی‌اش از شر شيطان رانده شده». پرسیده شد: آیا فقط این [را گفت]؟ گفتم: آری؛ و چون این را بگوید، شیطان می‌گوید: در ادامهٔ روز از من ایمن شد.
حسن است به روایت ابوداوود
«أَكْثِرُوا ذِكْرَ هَادِمِ اللَّذَّاتِ» يَعْنِي الْمَوْتَ. یعنی: «نابودکنندهٔ لذت‌ها را بسیار یاد کنید» یعنی مرگ را.
حسن است به روایت ترمذی و نسائی و ابن‌ماجه
صبح‌هنگام می‌فرمود: «اللَّهُمَّ بِكَ أَصْبَحْنَا، وَبِكَ أَمْسَيْنَا، وَبِكَ نَحْيَا، وَبِكَ نَمُوتُ، وَإِلَيْكَ النُّشُورُ»: «بارالها، با [یاری و حول و قوه و نعمت تو] شب را به صبح رساندیم و با تو صبح را به شب رساندیم و با [نام] تو زندگی می‌کنیم و با [نام] تو می‌میریم و رستاخیز [ما] به سوی توست». و در هنگام شام می‌فرمود: «اللَّهُمَّ بِكَ أَمْسَيْنَا، وَبِكَ أَصْبَحْنَا، وَبِكَ نَحْيَا وَبِكَ نَمُوتُ، وَإِلَيْكَ النُّشُورُ» یعنی: «خداوندا با [نعمت و حول و قوهٔ تو] صبح را به شب رساندیم و با تو شب را به صبح و با [نام] تو زندگی می‌کنیم و با [نام] تو می‌میریم و رستاخیز [ما] به سوی توست». راوی می‌گوید: و بار دیگر فرمود: «وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ»: «و فرجام به سوی توست».
حسن است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی در «السنن الکبری» و ابن‌ماجه