Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

13 از 704 کارت

حذف فیلترها
همراه با گروهی از اشعری‌ها نزد رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمدم تا از ایشان درخواست مَرکَب نمایم که فرمود: «وَاللَّهِ لاَ أَحْمِلُكُمْ، مَا عِنْدِي مَا أَحْمِلُكُمْ»: «قسم به الله شما را مَرکَب نمی‌دهم، چیزی ندارم که به عنوان سواری به شما بدهم»؛ سپس برای مدتی که خواست خداوند بود درنگ نمودیم که شترانی آوردند؛ پس رسول خدا امر کرد که به ما سه شتر بدهند. چون به راه افتادیم برخی از ما به برخی دیگر گفتند: الله به ما برکت ندهد، نزد رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ رفتیم که از او مرکب بخواهیم که ایشان سوگند یاد کرد به ما مرکب ندهد و سپس به ما مرکب داد. ابوموسی می‌گوید: چنین بود که نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ رفتیم و این مسأله را با ایشان در میان گذاشتیم که ایشان فرمودند: «مَا أَنَا حَمَلْتُكُمْ، بَلِ اللَّهُ حَمَلَكُمْ، إِنِّي وَاللَّهِ -إِنْ شَاءَ اللَّهُ- لا أَحْلِفُ عَلَى يَمِينٍ، فَأَرَى غَيْرَهَا خَيْرًا مِنْهَا، إِلَّا كَفَّرْتُ عَنْ يَمِينِي، وَأَتَيْتُ الَّذِي هُوَ خَيْرٌ»: «من شما را مرکب ندادم، بلکه الله شما را سوار [بر مرکب] کرد. به الله سوگند که - ان شاء الله - من سوگندی یاد نمی‌کنم که چیزی را بهتر از آن ببینم مگر آنکه کفارهٔ سوگندم را می‌دهم و آنچه را بهتر است انجام می‌دهم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَا حَقُّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ لَهُ شَيْءٌ يُوصِي فِيهِ، يَبِيتُ ثَلَاثَ لَيَالٍ، إِلَّا وَوَصِيَّتُهُ عِنْدَهُ مَكْتُوبَةٌ» یعنی: «برای هیچ مسلمانی که چیزی برای وصیت کردن دارد، شایسته نیست که سه شب را سپری کند، مگر آنکه وصیتش نزد او نوشته شده باشد». عبدالله بن عمر رضی‌الله‌عنهما گفت: «از زمانی که این را از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم شنیدم، شبی بر من نگذشت، مگر آنکه وصیتم نزدم بود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«يَا أَبَا ذَرٍّ إِذَا طَبَخْتَ مَرَقَةً فَأَكْثِرْ مَاءَهَا، وَتَعَاهَدْ جِيرَانَكَ». یعنی: «ای ابوذر، هرگاه آبگوشتی پختی، آبِ آن را زیاد کن و از همسایگانت خبر بگیر».
صحیح است به روایت مسلم
«هرکس از این خوشحال می‌شود که الله متعال او را از غم و اندوه‌های روز قیامت نجات دهد، باید به تنگدست مهلت دهد یا از او بگذرد».
صحیح است به روایت مسلم
«وَاللَّهِ لَا يُؤْمِنُ، وَاللَّهِ لَا يُؤْمِنُ، وَاللَّهِ لَا يُؤْمِنُ»، قِيلَ: وَمَنْ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «الَّذِي لَا يَأْمَنُ جَارُهُ بَوَايِقَهُ». یعنی: «به الله سوگند ایمان ندارد، به الله سوگند ایمان ندارد، به الله سوگند ایمان ندارد». گفته شد: چه کسی ای رسول خدا؟ فرمودند: «کسی که همسایه‌اش از شرارت‌های او در امان نیست».
صحیح است به روایت بخاری