Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

55 از 702 کارت

حذف فلترها
گروهی به نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدند، پس ایشان با نه تن از آنان بیعت کردند، و از بیعت با یکی از آنها امتناع ورزیدند، گفتند: یا رسول الله، با نه تن بیعت کردی و این یکی را رها کردی؟ فرمودند: «تمیمه‌ای (تعویذ) بر او بود». پس او دستش را داخل نموده و آن را پاره کرد، سپس با او بیعت کرد و فرمودند: «هرکس تمیمه‌ای آویزان کند شرک ورزیده است».
حسن است. احمد روایت کرده است.
«در دنيا زهد و پارسايی پيشه کن تا الله تو را دوست بدارد، و به آنچه مردم دارند، چشم طمع نداشته باش، مردم تو را دوست خواهند داشت».
نووی می گوید: حدیث حسن است. ابن ماجه و دیگران آنرا با اسانید حسن روایت کرده اند.
«زن و مرد مؤمن همواره در جان و مال و فرزند خويش مورد آزمايش قرار می گيرند تا اينکه الله متعال را در حالی ملاقات می کنند که هيچ خطا و گناهی بر آنها نيست».
حسن است. ترمذی و احمد روایت کرده اند.
«هنگامی که یکی از شما به مسجد داخل می‌شود، بر پیامبر درود بفرستد و بگوید: الهی درهای رحمتت را به روی من بگشای، و هنگامی که خارج می‌شود، بر پیامبر درود بفرستد و بگوید: الهی مرا از شیطان رانده‌شده حفظ فرما»، و در روایت حاکم آمده است: «و هنگامی که خارج می‌شود، بر پیامبر صلی الله علیه وسلم درود بفرستد و بگوید: الهی مرا از شیطان رانده‌شده پناه ده».
حسن است. ابن ماجه و حاکم آنرا روایت کرده اند.
«من برای تکمیل اخلاق نیکو مبعوث شده ام».
حسن است. بخاری در الادب المفرد و احمد و بیهقی آن را روایت کرده اند.
«مردی که با همسرش در دبرش جماع کند، لعنت کرده شده است».
حسن است. ابو داود ونسایی در الکبری و احمد روایت کرده اند.
الله عزوجل نازل فرمودند: {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللهُ فَأُولَئِكَ هُمِ الْكَافِرُونَ} [المائدة: 44] وَ {فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [المائدة: 45] وَ {فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} [المائدة: 47]، «و هر کس به آنچه الله نازل کرده حکم نکند، پس آنان کافرانند» و «پس آنان ستمکارانند» و «پس آنان فاسقانند»، ابن عباس رضی الله عنهما فرمود: الله متعال این آیات را درباره دو طایفه از یهود نازل کرد، یکی از آن دو طایفه در دوران جاهلیت بر دیگری چیره شده بود، تا آنکه به این صلحنامه رضایت دادند: هر کشته‌ای که طایفه قدرتمند از طایفه ضعیف تر بکشد، دیت او پنجاه وسق است، و هر کشته‌ای که طایفه ضعیف تر از طایفه قدرتمند بکشد، دیت او صد وسق است، آنان بر این اساس عمل می‌کردند تا اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم به مدینه آمدند، هر دو طایفه به دلیل ورود رسول الله صلی الله علیه وسلم خوار شده بودند، در حالی که ایشان هنوز کاملاً ظهور نکرده و بر آنان تسلط نیافته بودند و در حالت صلح به سر می‌بردند، در این هنگام، طایفه ضعیف تر فردی از طایفه قدرتمند را کشت، طایفه قدرتمند به طایفه ضعیف تر پیغام فرستاد: صد وسق برای ما بفرستید، طایفه ضعیف تر گفت: آیا تا به حال در دو قبیله که دین و نسب و سرزمین شان یکی است، دیه یکی نصف دیت دیگری بوده؟ ما این را تنها به دلیل ستم شما و ترس از شما می‌پرداختیم، اما اکنون که محمد صلی الله علیه وسلم آمده است، چنین چیزی به شما نمی‌دهیم، نزدیک بود جنگ بین آنان شعله ور شود، سپس توافق کردند که رسول الله صلی الله علیه وسلم را داور قرار دهند، طایفه قدرتمند (با بی‌اعتمادی) گفت: «به الله سوگند، محمد هرگز دو برابر آنچه به شما می‌دهد به ما نخواهد داد»، راست گفتند؛ آنان این شرط را تنها به دلیل ستم و سلطه‌گری خود تحمیل کرده بودند. سپس افرادی را پنهانی نزد محمد فرستادند تا نظر ایشان را جویا شوند؛ که اگر آنچه می‌خواهید به شما داد، او را داور قرار دهید وگرنه از او بترسید و داورش نکنید. گروهی از منافقان را پنهانی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم فرستادند تا نظر ایشان را برایشان گزارش کنند، وقتی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند، الله متعال پیامبرش را از تمامی نیات و نقشه‌هایشان آگاه کرد، آنگاه الله عزوجل نازل فرمود: «ای پیامبر، کسانی که در کفر شتاب می‌ورزند...» تا آنجا که می‌فرماید: «و هر کس به آنچه خدا نازل کرده حکم نکند، پس آنان فاسقانند»، سپس ابن عباس گفت: به الله سوگند این آیات درباره آن دو طایفه نازل شد و مقصود الله عزوجل آنان بودند.
حسن است. احمد روایت کرده است.