Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

32 از 702 کارت

حذف فلترها
عرض کردم: یا رسول الله، فرزند جدعان در زمان جاهلیت، پیوند خویشاوندی را رعایت می کرد، و به فقرا غذا می داد، آیا این کار برای او سودمند خواهد بود؟ فرمود: «سودی به او نمی رساند، زیرا او هرگز یک روز هم نگفت: پروردگارا گناهم را در روز قیامت ببخش».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
اگر کسی به برادر دینی‌اش «کافر» خطاب کند، گناه این نسبت را یکی از آن دو به دوش می‌کشد، اگر راستگو باشد که هیچ، و الّا به خود او برمی‌گردد.
صحیح است. متفق علیه
«مثال مؤمنان در مودت و مهربانی و عطوفتی که با یکدیگر دارند مانند یک بدن هستند، که اگر عضوی از آن به درد آید، بقیهٔ بدن با بی‌خوابی و تب با آن همراهی می‌کنند».
صحیح است. متفق علیه
در سفر با پیامبر صلی الله علیه وسلم بودم و روزی در حال سیر بودیم و به وی نزدیک شدم، عرض کردم: ای رسول الله! مرا از عملی خبر بده که وارد بهشتم سازد و از آتش دوزخ دورم کند. فرمودند: «درباره ی امر بزرگی پرسيدی؛ هرچند برای کسی که الله متعال بر او آسان بگرداند، آسان است: اينکه الله را عبادت کنی و هيچ چيز و هيچکس را شريکش نگردانی و نماز بخوانی، زکات بدهی، ماه رمضان را روزه بگيری و حج بيت الله را بجا بیاوری»؛ سپس فرمودند: «آيا تو را به سوی دروازه های خير و نيکی رهنمایی نکنم؟ روزه سپری (در برابر آتش دوزخ) می باشد، و صدقه آتش گناهان را خاموش می کند، چنانکه آب آتش را فرو می نشاند. و نماز خواندن شخص در دل شب (نيز جزو دروازه های خير و نيکی است)»، سپس اين آيات را تلاوت کردند: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ، فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»: «[در دل شب] از بسترها برمی خیزند و پروردگارشان را با بیم و امید [به نیایش] می خوانند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند. هیچکس نمی داند به [پاس] آنچه [این مؤمنان در دنیا] انجام می دهند، چه [بسیار مایه ی] روشنی چشم ها برای شان نهفته است»، سپس فرمودند: «آيا تو را از اساس دين و ستون و بالاترين بخش آن آگاه نکنم؟» عرض کردم: بله، ای رسول الله! فرمودند: «اساس دين، اسلام (= شهادتين) است و ستونش نماز؛ و عالی ترین بخشِ آن جهاد می باشد». سپس افزودند: «آيا تو را از پايه و زيرساختِ همه ی اين امور آگاه نسازم؟» گفتم: بله، ای رسول الله! رسول الله صلى الله عليه وسلم زبان خویش را گرفته و فرمودند: «مواظبِ اين باش»، پرسيدم: ای رسول الله، مگر ما به خاطر سخنانی که می گوييم، بازخواست می شويم؟ فرمودند: «مادرت به عزایت بنشيند ای معاذ! مگر مردم را چيزی جز سخنان شان به چهره های شان در دوزخ واژگون می کند؟».
صحیح است از همه طرق آن. ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
«هر کس مانند نماز ما بخواند و به سوی قبله‌ی ما نماز گزارَد و از ذبیحه‌ی ما بخورد، او مسلمانی است که دارای پیمان الله و پیمان رسول اوست، پس در پیمان الله نسبت به او خیانت نکنید».
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.
«یهودیان بالاى ايشان غضب شده است، و نصرانیها گمراهان هستند».
صحیح است. ترمذی روایت کرده است.
رسول الله صلی الله علیه وسلم به عمویش فرمود: «بگو: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، أَشْهَدُ لَكَ بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ»، معبودی جز الله نیست، تا این که روز قیامت بر تو گواهی دهم، گفت: اگر قریش مرا سرزنش نمی کردند، می گویند: وی از روی خوف و ترس این کار را انجام داد، و به زبان آوردن این خواستت چشم تو را به آن شاد می کردم، پس الله متعال این آیت را نازل نمود: {إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ }، (ای پیامبر!) تو کسی را که دوست داری نمی‌توانی هدایت کنی، بلکه الله هر کس را که بخواهد هدایت می‌کند)[القصص: 56].
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
در حالی که با پیامبر صلی الله علیه وسلم در مسجد نشسته بودیم، مردی سوار بر شتری آمد، آن را در مسجد خواباند و بسته کرد، سپس به آنها گفت: کدام یک از شما محمد است؟ و پیغمبر صلی الله علیه وسلم در میان آنان در حال تکیه زده نشسته بود، ما گفتیم: این مرد سفید چهرۀ تکیه زده. آن مرد به او گفت: ای ابن عبدالمطلب، پیامبر صلی الله علیه وسلم به او فرمود: «اجابتت کردم». آن مرد به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: من از تو می پرسم و در سؤال بر تو سخت می گیرم، پس حرف هایم را به دل نگیرید؟ فرمود: «هر چه میخواهی بپرس»، سپس گفت: به پروردگارت و به پروردگار کسانی که پیش از تو بودند سوگند می دهم، آیا الله تو را به سوی همه مردم فرستاده است؟ فرمود: «بار الهی آری»، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که در شبانه روز نمازهای پنج گانه را ادا نماییم؟ فرمود: «بار الهی آری» گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده روزۀ این ماه را در سال بگیریم ؟ فرمود: «بار الهی آری»، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که این صدقه را از ثروتمندان ما بگیری و بین فقرای ما تقسیم کنی؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بار الهی آری». آن مرد گفت: من به آنچه که با خودآورده اید ایمان آوردم، و من از جانب قوم خود فرستاده ای هستم، و من ضمام بن ثعلبه برادر بنی سعد بن بکر هستم.
صحیح است. متفق علیه