عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
702 Hadiths
Encyclopedia of Prophetic Hadiths
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
راوی
نمایش همه راویان (13)
«ای بلال! مرا به امیدوارکنندهترین عملی که در اسلام انجام دادهای خبر ده، زیرا من صدای کفشهایت را پیشاپیش خود در بهشت شنیدم»، [بلال] گفت: هیچ عملی را امیدوارکنندهتر از این ندانم که در هیچ ساعت از شب یا روز، وضویی نگرفتم مگر اینکه به مقدارِ [نمازی] که برایم مقرر شده بود، با آن طهارت نماز گزاريدم.
صحیح است. متفق علیه
«نخستین گروه که وارد بهشت می شوند چهرۀ شان مانند مهتاب شب چهارده می باشد، سپس کسانی که چهره های شان از ستارۀ تابان آسمان درخشنده تر می باشد، نه ادرار می کنند و نه مدفوع می کنند، نه بزاق - تف - می اندازند و نه بینی می افشانند، و شانه هایشان طلا است، و عرق شان مسک می باشد، و مباخر شان بوی بهترین عطرها و خوشبوترین عودها را می دهد، و همسران شان حوریان زیبا هستند، آنان مانند یک مرد آفریده شده اند، در قد و هیکل پدرشان آدم؛ طول بدنش شصت ذراع در آسمان می باشد.
صحیح است. متفق علیه
«من سرور و آقای مردم در روز قيامت هستم؛ آيا علتش را می دانيد؟ الله اولين و آخرينِ انسان ها را در يک ميدان جمع می كند؛ به گونه ای که صدا به همه ی آنها می رسد و چشم، همه ی آنها را می بيند و خورشيد نزديک می شود، مردم به اندازه ای ناراحت و غمگين می شوند كه تاب و تحمل خود را از دست می دهند، و می گويند: آيا نمی بينيد كه به چه مشقتی گرفتار شده ايد؟ آيا كسی را نمی يابيد كه نزد پروردگارتان برای شما شفاعت كند؟ آنگاه برخی از آنها به برخی ديگر می گويند: نزد پدرتان آدم(عليه السلام) برويد، پس نزد آدم(عليه السلام) می روند و به او می گويند: ای آدم(عليه السلام)! تو ابوالبشر هستی، الله تو را با دست خويش خلق کرد و از روحی که خود آفريد، در تو دميد و به ملائکه دستور داد كه تو را سجده كنند و آنها نيز برای تو سجده کردند؛ آيا برای ما نزد پروردگارت شفاعت نمی كنی؟ آيا نمی بينی که چه حال و روزی داريم و به چه مشقتی گرفتار شده ايم؟ آدم (عليه السلام) می گويد: امروز، پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين هرگز چنين خشمگين نشده است و پس از اين هم هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، او مرا از خوردن ميوه ی ممنوعه بازداشت؛ اما من نافرمانی کردم - و از آن خوردم؛ لذا - من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، نزد كسی ديگر برويد، نزد نوح(عليه السلام) برويد، پس آنها نزد نوح (عليه السلام) می روند و می گويند: ای نوح(عليه السلام)! تو نخستين پيامبرِ مرسَل به سوی ساكنان زمين هستی و الله تو را بنده ی سپاس گزار ناميده است، می بينی كه چه حالی داريم؟ نزد پروردگارت برای ما شفاعت كن، نوح (عليه السلام) می گويد: امروز پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين هرگز چنين خشمگين نشده و پس از اين هم، هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، من اين دعا را در سابقه ی خود دارم که برای نابودی قوم خويش دعا کردم و اينک به حال خود گرفتارم، به حال خود گرفتارم، به حال خود گرفتارم، نزد كسی ديگر برويد، نزد ابراهيم (عليه السلام) برويد، پس آنها نزد ابراهيم (عليه السلام) می روند و می گويند: ای ابراهيم! تو پيامبرِ الله و دوستِ برگزيده اش در ميان اهل زمين هستی و اينک می بينی كه چه حال و روزی داريم؛ نزد پروردگارت برای ما شفاعت كن، ابراهيم می گويد: امروز پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين، هرگز چنين خشمگين نشده و پس از اين هم، هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، من سه دروغ گفته ام و اينک به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم. نزد كسی ديگر برويد، نزد موسی(عليه السلام) برويد، پس آنها نزد موسی (عليه السلام) می روند و می گويند: ای موسی! تو فرستاده ی الله هستی، الله تو را با رسالت و كلا مِ خود - يعنی با هم صحبتیِ خويش - بر ساير مردم برتری داده است، می بينی كه چه حال و روزی داريم؛ آيا نزد پروردگارت برای ما شفاعت نمی كنی؟ موسی (عليه السلام) می گويد: امروز پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين، هرگز چنين خشمگين نشده و پس از اين هم هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، من انسانی را كشتم كه دستورش را نداشتم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، نزد كسی ديگر برويد، نزد عيسی (عليه السلام) برويد، پس آنها نزد عيسی (عليه السلام) می روند و می گويند: ای عيسی (عليه السلام)! تو فرستاده ی الله و کلمه ی اویی که به مريم القا كرد و نيز روحی از سوی الله هستی - که جبرئيل - عليه السلام - در مريم دميد-؛ و در كودكی، آنگاه كه در گهواره بودی، با مردم سخن گفتی، می بينی كه چه حال و روزی داريم؛ آيا نزد پروردگارت برای ما شفاعت نمی كنی؟ عيسی(عليه السلام) می گويد: امروز پروردگارم چنان خشمگين است كه پيش از اين هرگز چنين خشمگين نشده و پس از اين هم، هرگز چنين خشمگين نخواهد شد، عيسی (عليه السلام) اگرچه گناهی ذكر نمی كند، اما می گويد: من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، من به حال خود گرفتارم، نزد كسی ديگر برويد، نزد محمد صلى الله عليه وسلم برويد، پس مردم نزد من می آيند و می گويند: ای محمد! تو فرستاده ی الله و خاتم پيامبران هستی، و الله گناهان اول و آخرت را بخشيده است؛ نزد پروردگارت برای ما شفاعت كن، آيا نمی بينی كه چه حال و روزی داريم؟ آنگاه من به راه می افتم و زير عرش می روم و برای پروردگارم به سجده می افتم، سپس الله دروازه های حمد و ثنايش را به روی من می گشايد؛ به گونه ای که پيش تر برای هيچکس نگشوده است، آنگاه به من گفته می شود: ای محمد! سرت را بلند كن و درخواست خود را مسألت نما که به تو داده می شود و شفاعت كن كه پذيرفته می گردد، پس من سرم را بلند می كنم و می گويم: پروردگارا! امتم، پروردگارا! امتم، پروردگارا! امتم، آنگاه به من گفته می شود: ای محمد! آن دسته از امتت را كه حساب و كتابی ندارند، از دروازه ی راست درهای بهشت، به درون بهشت ببر، همچنين آنها در ساير دروازه های بهشت با ساير مردم شريکند - و می توانند از ساير دروازه ها نيز وارد بهشت شوند-»، سپس افزودند: «سوگند به ذاتی كه جانم در دست اوست، فاصله ی هر دو پله از پله های درهای بهشتی، به اندازه ی فاصله ی ميان "مكه" و "هَجَر" يا به اندازه ی فاصله ی ميان "مكه" و "بُصری" است».
صحیح است. متفق علیه
«مَنْ كَانتْ عِنْدَه مَظْلمَةٌ لأَخِيه، مِنْ عِرْضِهِ أَوْ مِنْ شَيْء، فَلْيتَحَلَّلْه ِمنْه الْيوْمَ قَبْلَ أَنْ لا يكُونَ دِينَارٌ ولا دِرْهَم، إنْ كَانَ لَهُ عَملٌ صَالحٌ أُخِذَ مِنْهُ بِقَدْرِ مَظْلَمَتِهِ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ أُخِذَ مِنْ سيِّئَاتِ صاحِبِهِ فَحُمِلَ عَلَيْهِ».
«هرکس ظلمی به برادرش نموده، خواه به آبروی او لطمه زده يا هر حقّ ديگری از او پايمال کرده است، همين امروز و پيش از فرارسيدن روزی که درهم و ديناری وجود ندارد، از او حلاليت بخواهد. اگر اعمال نيکی داشته باشد، (روز قيامت) به اندازه ی ظلمی که نموده، از نيکی هايش کسر می شود (و به حسابِ کسی که به او ظلم کرده، منظور می گردد)، و اگر اعمال نيکی نداشته باشد، از گناهان مظلوم می گیرند و بر دوش ظالم می گذارند».
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.
«کمترين جايگاه يکی از شما در بهشت، چنان است که - پروردگار - به او می فرمايند: آرزو کن و او آرزو می کند؛ می فرمايند: آيا آرزو کردی؟ او پاسخ می دهد: بله. - پروردگار - به او می فرمايند: هرچه تمنا کردی و همانندِ آن، به تو داده می شود».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«هر صاحبِ طلا و نقره ای که زکاتِ آن را ندهد، روز قیامت طلا و نقره اش به تکه هايی از آتش تبديل می شود و اين تکه ها را در آتش دوزخ، داغ می کنند و سپس با آن پهلوها، پيشانی و پُشت آن شخص را داغ می نهند و هر بار که اين تکه ها سرد شود، دوباره داغ می گردد و اين عذاب برای آن شخص در روزی که مقدارش به اندازه ی پنجاه هزار سال است، ادامه دارد تا آن که در ميان بندگان، حُکم می شود و سپس مسيرِ آن فرد به سوی بهشت يا به سوی دوزخ، مشخص می گردد».
صحیح است. متفق علیه
«آيا می دانيد مفلس کيست؟». گفتند: از نظرِ ما مفلس کسی است که درهم و متاعی (ثروتِ نقدی و غيرنقدی) ندارد. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مفلس در امت من کسی است که روز قيامت با انبوهی از (اعمال نيک، مانند) نماز و روزه و زکات حاضر می شود؛ ولی فلانی را دشنام داده، و به آن يکی تهمت زده، و مالِ اين را خورده، و خونِ آن يکی را ريختانده، و فلانی را زده است. لذا از نيکی هايش به هريک از اينها داده می شود و اگر نيکی هايش پيش از ادای قرض هایش تمام شد، از بدی های آنان کسر می گردد و به حسابِ او اضافه می شود و سپس او را در آتشِ دوزخ می اندازند».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.